پاسخهای محمدامین قنبری
من دیدگاهم را پیرامونِ واژگانِ " کُپی، کُپی کردن" در زیرواژه یِ " کُپی" برنهاده ام. اکنون پرسش اینجاست که شما چه پیشوند یا پیشوندهایی را برایِ این واژگان می پسندید؟ اگر دیدگاهتان را نیز درباره یِ پیشوندگانِ پیشنهادیِ من بازگویید، خوشنود خواهم شد.
بنظرم برای کپی، گرته میتواند کاملا مناسب و رسا باشدو رونوشت هم مفهوم و معنی آن را میرساند ولی برای فتو کپی ، رونگار کلمه کاملا هم جنس و گویاتری میتواند تلقی شود.
درود بر شما روز خوش برابرنهادی نیکو برای دو واژه بالقوه و بالفعل پیشنهاد کنید
بالقوه: قابل وجود، قابل انجام، وجود شرطی، آبستن انجام، ممکن به...، هست اگر بالفعل: مهیا، مثمر، بروز کرده(بارز)،موجود، دردسترس
درود بر شما روز خوش برابرنهادی نیکو برای دو واژه بالقوه و بالفعل پیشنهاد کنید
بالقوه: قابل وجود، قابل انجام، وجود شرطی، آبستن انجام، ممکن به...، هست اگر بالفعل: مهیا، مثمر، بروز کرده(بارز)،موجود، دردسترس
درود وقت بخیر از دوستان کسی میتونه این بیت مولانا رو ترجمه کنه؟ ساعتی میزان آنی ساعتی موزون این بعد از این میزان خود شو تا شوی موزون خویش ممنون میشم
با سلام ، معنی این بیت یعنی یه وقتی برای کسی الگو، مقیاس یا نمونه سنجش و مقایسه هستی و لحظه ای دیگر کس دیگری الگو و نمونه تو،بعد از این خودت وسیله سنجش و نمونه خودت باش تا برای دیگران الگو و سرم ...
سلام، یچیزی ذهنمو درگیر کرده در مورد کلمات "برملا". آیا اینکه میگیم یچیزی برملا شد، منظورمون از ملا همون ملأ به معنای عام هست؟ یعنی مثلا موضوع بر ملأ (بر عام) آشکار شده؟ بر ملأ شدن. اگه اینطوره چرا بعدش نمیگیم (بر ملأ) مثلا آشکار شد. یا بر ملأ هویدا شد؟ چطوره که خودش این معنی رو میده؟
برملا بعنوان فعل آشکار شدن، درز کردن و گشوده شدن راز هست و می تواند این فعل آشکار شدن برعام صورت بگیرد که منظور شخص یا اشخاص غیر خودی و خارج از نفرات درجریان راز و سر هست. پس( برملا ) بر فاش شدن و نشر و درز راز و سر دلالت دارد ولی (برعام) بر نفرات خارج از دایره محرمانگی و رازداری اشاره دارد.
Our feelings drive our actions shaping not only what we do, but how we do it
احساسات ما نه تنها اعمالمان بلکه نحوه انجام آنها را نیز باعث می شوند(مدیریت و هدایت) می کنند.
با سلام اسم پدربزرگ بندهدر شناسنامه کفی آقا بوده اما هیچگاه معنی اون رو نفهمیدم ممنون خواهم بود استادی کمک کنه
همان کفایت می تواند باشد که هم خانواده بوده و افراد زیادی در گذشته بنام کفایت نامگذاری می شدند. به معنی بس بودن، کامل بودن و بی نیازی، کافی
چیزی که قدیمی و ناخوشایند نمی شود، همیشه تازه و جذاب و قابل توجه، چیزی یا حسی که همواره قابلیت تازگی، شادابی و دیده شدن داشته و عادت پذیر نباشد.
و شاید بشه گفت همیشه نوبرانه
معادل فارسی حسود چیست؟ و به چند دسته تقسیم می شود ؟ آیا حسود خودش می فهمد که حسادت می ورزد ؟ چگونه حسود در آتش خودش می سوزد؟ و کجایش می سوزد؟
میتواند تنگ نظر و یا حتی خودخواه باشد.