پیشنهاد‌های علی سهل آبادی (١٠)

بازدید
٢٢٥
تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

اواخرقرن 15 به معنی �پرده�بوده است. یا "روش آویزان کردن یک چیز ( مخصوصاً پارچه ) " که مربوط به سال 1797 است. برای بدست آوردن ( چیزی ) "قادر شدن" یا ق ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

"show means "appearance put on with intention to deceive he show me up در واقع به معنی " او نقاب را از چهره من بالا زد یا اینکه من را لو داد" دست من ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

bring me up short Make someone stop or pause abruptly. 'he was entering the office when he was brought up short by the sight of John خشکم زد

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

knockdown price قیمت های خیلی پایین ( یا زمین خورده در بازار ) اصطلاحا می گوییم قیمت ها در بازار زمین خورده

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

knock about/around together باهم دور بزنیم

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٦

اتفاقی با هم برخورد می کنیم ( hit ) و آن رابطه صمیمی آغاز می گردد . ( it off )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٤

متوقف کردن کسی به زور به جهت دزدی از او

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

Get along well together, as in I was so glad that our parents hit it off. In the 17th century this phrase was put simply as hit it, the adverb off ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

یه دیقه وایسا

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٥

اون ها با هم جورن ( همیشه با هم در ارتباط هستند ) These people go together all right

١