نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mothers arms: آغوش مادر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
permanent excuses: بهانه های همیشگی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
comeliness mother and bride: خوشمنظری مادر و عروس
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
douceur mother and bride: با ملاحت شیرینی و ظرافت وفتار مادر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
elegance: لطافت ظرافت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
honey bride and honey mother: عروس عسلی و مادر عسلی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bonhomie: رفتار خوش دلپذیر به روابط مادر و عر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
live the childhood memories: خاطرات کودکی را زنده کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
boy clean: پسر پاک تمیز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kind mother: مادر مهربان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
country house: همشهری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grand mother original: مادربزرگ اصیل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grand mother crown: مادربزرگ تاج سر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grandmother hand kiss: بوسه دست مادر بزرگ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
پریسا: پریسا معنی زیبای ماه تابان چهره لطا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my sweetheart: همسر دلبندم. عزیز من
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
my sweetheart: همسر دلبندم. عزیز من
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my consort: همسر من
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
breath of my life: نفس زندگیم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
architect: مهندس ساختمان مهراز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
family: فامیل. خاندان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
family: فامیل. خاندان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
proceeding: اقدام
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
breathing breath: نفس دمیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
proceeding delectation: اقدام نفس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pant: نفس نفس زدن ضربان داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pant: نفس نفس زدن ضربان داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
respire: به هوش آمدن. دم زدن نفس کشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
breath: نیرو جان نفس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
darling: دلبندم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
consistent: ثابت قدم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
happy smart boy: پسر هوشمندشاد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
intimate: جان جانی محرم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
love path: مسیر عشق
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lucky ripsnorting: خوش اقبال فوق العاده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cuddle: در آغوش گرفتن ❤️
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
cuddle: در آغوش گرفتن ❤️
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nestle: در آغوش کسی خوابیدن❤️
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
embrace it: در آغوش گرفتن❤️
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nestle bosom: درآغوش کسی خوابیدن ❤️
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
اناهیتا: بانوی ملکه ایزد آب دوشیزه ی بسیار ز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
devotedly: دل و جان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
juice up: نیرو جان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
ناهید: ناهید بمعنی عشق زندگی ملکه ایزد ابه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my ornament: تاج سرم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
my ornament: تاج سرم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sweetheart mother: مادر دلبندم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mother like peacock: مادر همانند طاووس🌹
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
young matter: ماده جوانی. اسکیر جوانی
٢ سال پیش