تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ظاهر از صفات ایزد است که در معنای قادر بر آفریده هایش است. در دیباچه تاریخ جهانگشای جوینی آمده: " ظاهری که عقول عقلا در عظمت کمال او حایر است". ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

بار دوم " اگر روزگار در ابتدا مضایقتی نماید در ثانی الحال کار بمراد تو گردد". چهارمقاله نظامی عروضی سمرقندی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

دلداری دادن. قوت قلب دادن به کسی. مثلا: فلانی به من دل داد تا فلان کار را انجام دهم.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

" شعر من بدید و از چند نوع مرا بر سخت. بمراد او آمدم". بر سخت بفتح سین یعنی مرا امتحان کرد. آزمود. چهار مقاله نظامی عروضی سمرقندی مقاله دوم حکا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

درهم و دینار مسکوک "زر خواست پانصد دینار و در دهان او میکرد تا یک درست مانده بود" چهارمقاله نظامی عروضی سمرقندی مقاله دوم حکایت ششم - - - - - - - ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

جز معدود ناسزاهای آمده در کتاب تاریخ بیهقی است در معنای قواد یا زن به مزد. البته در جاهایی با کاف تحقیر همراه است: کشخانک ناسزاهای استفاده شده در ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

زین و برگ اسب که از جنس طلا باشد و استفاده از آن منحصر به افرادی میشده که از طرف حکام یا امیران وقت مجوز داشتند یا حتی در مواقعی از طرف حکام به افراد ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

"فرخی را سگزیی دید بی اندام جبه ای پیش و پس چاک پوشیده. . . و پای و کفش بس ناخوش. " چهارمقاله نظامی عروضی حکایت چهارم از مقاله دوم بی اندام در این ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

تقویت شده و قوی. به عنوان مثال در استعاره مصرحه مرشحه ادعای یکسانی و این همانی به اوج خود می رسد و به این سبب است که آن را مرشحه می گویند که در معن ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

خیار: گزین. برگزیده. نخبه. ممتاز "انواع میوه های دیگر همه خیار" چهارمقاله نظامی عروضی سمرقندی یعنی انواع میوه دیگری هم وجود دارد که همه "عالی و مم ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

سفرم بکسر سین و فتح فا و را . ریحان که آن را نازبو گویند. "چون مهرگان درآمد و عصیر در رسید و شاه سفرم و. . در دم شد. چهارمقاله نظامی عروضی سمرق ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

شمال خراسانی ها به باد می گویند شمال.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

در جهان باز گونه زین بسی است در نظرشان گوهری کم از خسی است هر بیابان را مفازه نام شد نام و رنگی عقلشان را دام شد مولوی. مثنوی بیابان

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

در ادبیات شمردن اوصاف چیزی بدون آنکه نام آن را ببرند. چیستان ( معین )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پیش از این در میان ملوک عصر و جبابره روزگار پیش چون پیشدادیان و کیان و اکاسره و خلفا رسمی بوده است که مفاخرت و مبارزت بعدل و فضل کردندی". چهار مق ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

شوشه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

" الپتگین ترکی خردمند بود و ممیز. او را ( اسکافی دبیر ) عزیز کرد و دیوان رسالت بدو تفویض ( واگذار ) فرمود و کار او گردان شد. حکایت اول از مقاله دبیر ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

" آن صناعت نیکو آموخته بود و بر شواهق نیکو رفتی و از مضایق نیکو بیرون آمدی". حکایت اول از مقاله دبیری چهارمقاله نظامی عروضی سمرقندی یعنی آن هنر ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

زعار زمین نمناک و رنگ براورده بود. زعار کرمه یا زعار کرم به معنی خراطین است که که کرمی دراز که در زمین نمناک می باشد. حمرالارض. برداشت از دیباچه ی ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

" اما بصر قوتی است ترتیب کرده در عصبه ی مجوفه که دریابد آن صورتی را که منطبع شود در رطوبت جلیدی از اشباح و اجسام ملون بمیانجی جسمی شفاف که ایستاده بو ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

" اما قوت لمس قوتی است پراگنده در پوست و گوشت حیوان تا چیزی که مماس او شود اعصاب ادراک کند. " چهارمقاله نظامی عروضی سمرقندی صفحه 11 به نظر می اید د ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

"دوم قوت جنباننده که به تایید او حیوان بجنبد. " چهارمقاله نظامی عروضی سمرقندی صفحه 11 که در معنای نیرو دادن و توفیق دادن و یاری است.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

و اول نبات خار بود و اخرین خرما و انگور که تشبه کردند بعالم حیوان. این ( خرما ) فحل خواست تا بار اورد و. . . چهارمقاله نظامی عروضی سمرقندی صفحه 10 ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

" و قوت سوم انست که چون بکمال رسید و خواهد که روی در نقصان نهد این قوت پدیدار اید و تخم دهد تا اگر او را در این عالم فنایی باشد ان بدل نایب او شود تا ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

"و دوم قوتی است که بدرقه این غذا بود تا باطراف میرسد". چهارمقاله نظامی عروضی سمرقندی صفحه 9 منظور نیرویی است که غذا و قوت را راهنمایی می کند تا ب ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنی اختلاس اموال است. در کلیله و دمنه امده: اگر این حوالت راست است موقع اختزال اندران بکفران نعمت و دلیری بر سبک داشت مخدوم بدان مقرون است. باب ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

در معنای جسم. تن. کالبد. اگر شخص پلید و جثه خبیث ترا بارها بسوزند. . . کلیله و دمنه صفحه 224 تصحیح استاد مینوی