عبدالخالق

عبدالخالق 💪 💪 Just do it bro

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



reel١٢:١٧ - ١٣٩٨/٠٧/٢١to be confused or shocked by a situationگزارش
9 | 1
seal٢٠:٣٩ - ١٣٩٨/٠٧/١٦فُکگزارش
32 | 1
appeal١٣:١٣ - ١٣٩٨/٠٧/٠٧چیزی خوشایند کسی بودنگزارش
30 | 1
kidder٢٠:٢٧ - ١٣٩٨/٠٧/٠٢شوخگزارش
7 | 0
typical١٣:١٧ - ١٣٩٨/٠٦/١٠As usual گزارش
25 | 1
inhabit١١:٥٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠٨inhabited مسکونیگزارش
7 | 1
frigid manners١١:١٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠٨خنک کردن یکی . . ( ضایع کردن )گزارش
2 | 1
waterspout١٧:٠٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠٧اب پاشگزارش
5 | 1
bachelor١٩:١٩ - ١٣٩٨/٠٦/٠٦Bachelor of arts ( BA ) لیسانس هنر Bachelor of science ( BSC ) لیسانس علوم انسانی Bachelor of education ( BED ) لیسانس اموزش علوم ( ریاضی ، فیزیک )گزارش
48 | 1
rushes١٦:٥١ - ١٣٩٨/٠٦/٠٤عبور میکند He rushes through the forest از میان جنگل عبور میکند Rushes through ینی عبور کردن یا از ی جایی رد شدنگزارش
18 | 0
through٢٠:٥٠ - ١٣٩٨/٠٥/١٨Freinds help echother through toagh situration دوستان در سختی ها ب هم کمک میکنن Through در، هنگام Through toagh در سختی هاگزارش
16 | 2

فهرست جمله های ترجمه شده



talent٠٠:٤٠ - ١٣٩٨/٠٦/١٣
• Even as a young child, she showed a strong talent for singing.
ب عنوان یک بچه استعداد زیادی برای خوانندگی نشون داد
16 | 2
frigid١١:٠٢ - ١٣٩٨/٠٦/٠٨
• She was not frigid; she had simply fallen out of love with her husband.
میل جنسیش مشکلی نداشت فقط دیگ عاشق شوهرش نبود
14 | 0
tact٢٠:١٦ - ١٣٩٨/٠٦/٠٥
• With great tact, Clive persuaded her to apologize.
کلایو با مهارت زیاد قانعش کرد که عذرخواهی کنه
2 | 0
tact٢٠:١٥ - ١٣٩٨/٠٦/٠٥
• Tact never was my strong point.
درایت هیچ وقت از خصوصیات بارز من نبوده
16 | 1
jealous١٣:١٦ - ١٣٩٨/٠٦/٠٥
• He kept a jealous eye on all his possessions.
او به تمام داراییش چشم دوخته بود
5 | 1
keen٠٣:٥٨ - ١٣٩٨/٠٦/٠٥
• He was a man of keen perception.
او یه مرد با قوه ادراک قوی بود
9 | 0
abandon٢٠:٢٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠٤
• People often simply abandon their pets when they go abroad.
مردم حیوونات خانگی شونو ول میکنند وقتی که میرن خارج
23 | 1