برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

عبدالخالق

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 to be confused or shocked by a situation ١٣٩٨/٠٧/٢١
|

2 فُک ١٣٩٨/٠٧/١٦
|

3 چیزی خوشایند کسی بودن ١٣٩٨/٠٧/٠٧
|

4 شوخ ١٣٩٨/٠٧/٠٢
|

5 As usual
١٣٩٨/٠٦/١٠
|

6 inhabited مسکونی ١٣٩٨/٠٦/٠٨
|

7 خنک کردن یکی .. (ضایع کردن) ١٣٩٨/٠٦/٠٨
|

8 اب پاش ١٣٩٨/٠٦/٠٧
|

9 Bachelor of arts (BA) لیسانس هنر
Bachelor of science (BSC)لیسانس علوم انسانی
Bachelor of education (BED)لیسانس اموزش علوم (ریاضی ،فیزیک)
١٣٩٨/٠٦/٠٦
|

10 عبور میکند
He rushes through the forest
از میان جنگل عبور میکند
Rushes through ینی عبور کردن یا از ی جایی رد شدن
١٣٩٨/٠٦/٠٤
|

11 Freinds help echother through toagh situration
دوستان در سختی ها ب هم کمک میکنن
Through در، هنگام
Through toagh در سختی ها
١٣٩٨/٠٥/١٨
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 talent
• Even as a young child, she showed a strong talent for singing.
• ب عنوان یک بچه استعداد زیادی برای خوانندگی نشون داد
١٣٩٨/٠٦/١٣
|

2 frigid
• She was not frigid; she had simply fallen out of love with her husband.
• میل جنسیش مشکلی نداشت فقط دیگ عاشق شوهرش نبود
١٣٩٨/٠٦/٠٨
|

3 tact
• With great tact, Clive persuaded her to apologize.
• کلایو با مهارت زیاد قانعش کرد که عذرخواهی کنه
١٣٩٨/٠٦/٠٥
|

4 tact
• Tact never was my strong point.
• درایت هیچ وقت از خصوصیات بارز من نبوده
١٣٩٨/٠٦/٠٥
|

5 jealous
• He kept a jealous eye on all his possessions.
• او به تمام داراییش چشم دوخته بود
١٣٩٨/٠٦/٠٥
|

6 keen
• He was a man of keen perception.
• او یه مرد با قوه ادراک قوی بود
١٣٩٨/٠٦/٠٥
|

7 abandon
• People often simply abandon their pets when they go abroad.
• مردم حیوونات خانگی شونو ول میکنند وقتی که میرن خارج
١٣٩٨/٠٦/٠٤
|