عباس اسماعیلزاده

عباس اسماعیلزاده مهندس فوق لیسانس ( دانشگاه صنعتی چالمرز، گوتنبرگ ) ،
مترجم و نویسنده
واژه نامه جیبی سویدی ـ دری / دری ـ سویدی همراه با طرط تلفظ واژه ها
چاپ هفتم، بار دوم. سال 2017
فرهنگ واژه های طبی سویدی ـ دری / دری ـ سویدی
چاپ 2008
آثار قلمی:
روش نوین زبان انگلیسی به فارسی همراه با تمرینات
فرهنگ بزرگ سویدی به فارسی / دری
فرهنگ جیبی اصطلاحات طبی انگلیسی. فارسی دری / فارسی دری ـ انگلیسی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



چاشت١٦:٤٦ - ١٣٩٩/٠٦/١٥چاشت ( دری ) ظهر نان چاشت / غذای چاشت ناهار نیم چاشت ( ni:m cha:sht ) حوالی ساعت ده تا ظهر از صبح تا چاشت در مکتب بودن از صبح تا ظهر در مدرسه بودنگزارش
12 | 0
walnut١٣:٢٨ - ١٣٩٩/٠٦/١٥چارمغز، چهارمغزگزارش
5 | 1
عصریه١١:٢٦ - ١٣٩٩/٠٦/١٥میوه و خوراکه ای که به گونه میان وعده در هنگام بعد از ظهر تا عصر خورده شود. ورزشکاران را به عصریه دعوت کردنگزارش
2 | 0
چکاوه٠١:٥٢ - ١٣٩٩/٠٦/١٥چکاوه، شکرآب جوش داده و غلیظ، شربت جوش داده و غلیظ چکاوه جلبی ( زولبیا ) ، شربت غلیظ و به قیام آمدهء زولبیا baking syrup چکاوه نان و شیرینی پزیگزارش
2 | 0
گذارش٠٤:٤٢ - ١٣٩٩/٠٦/٠٩passگزارش
2 | 0
تاییدیه٢٠:٠٩ - ١٣٩٩/٠٦/٠٥confirmation send confirmation تاییدیه فرستادنگزارش
2 | 1
مایه گذاری٢١:٠٣ - ١٣٩٩/٠٥/٢٧مایه گذاری ( به معنای مجازی ) ؛ سرمایه گذاری ( معنوی ) investment سرمایه گذاری روی آموزش کودک investment in child's education گزارش
2 | 0
منسوب١٤:٥٥ - ١٣٩٩/٠٥/٢٦( در جمع ) منسوبین، کارمندان staff منسوبین سفارت embassy staff گزارش
5 | 1
پیداگوژی٠٢:٠٩ - ١٣٩٩/٠٥/٠٧pedagogy آموزش و پرورش ( علوم تربیتی ) تعلیم و تربیت، تعلیم و تربیه ( کودکان و اطفالی که برای آموختن مشکلات ( به ویژه ذهنی ) دارندگزارش
7 | 0
پیداگوگ٠٢:٠٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠٧دبیر آموزش و پرورش ویژه در مهد کودک، کودکستان ( و دوره پیش دبستانی و ابتدایی ) معلم آموزش و پرورش اختصاصی کودکان ـ کسیکه پس از اتمام دوره تربیت معلم ... گزارش
2 | 0
خینه٠٠:٤٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠١حنا ( عربی ) خینه بند ـ دستمالی که روی خینه تازه ببندند خینه بندان، شب خینه بندان ـ شب پیش از شب عروسی که کف دست عروس و داماد و نزدیکترین بستگان شان ... گزارش
5 | 0
enjoy١٦:٣٨ - ١٣٩٩/٠٤/٣٠1. حظ بردن 2ـ مزه بردن از؛ حال کردنگزارش
23 | 1
enjoy١٦:٣٧ - ١٣٩٩/٠٤/٣٠1ـ حظ بردن، لذت بردن 2ـ مزه بردن ازگزارش
21 | 1
palpitation١٨:٤٨ - ١٣٩٩/٠٤/١٥تپ تپ دل، تپش دل ( نه به معنای ضربان قلب ) تپش دل به گونه ای که گویا آواز آنرا انسان می شنود چنانچه در هنگام هراسیدن یا شتابان دویدنگزارش
14 | 1
irritate١٣:١٤ - ١٣٩٩/٠٤/١٥به شور آوردن، تحریک نمودن عصاب خورد کردنگزارش
16 | 0
investigator٢٠:١٤ - ١٣٩٩/٠٤/١٠پرس و جو کننده؛ مامور تحقیق؛ تحقیق گیرنده؛ مامور تحقیقاتگزارش
9 | 1
عاریه١٤:١٥ - ١٣٩٩/٠٤/٠٨امانت ـ کتاب عاریه نمودن، کتاب به امانت گرفتنگزارش
9 | 1
hold out٠١:٣٨ - ١٣٩٩/٠٤/٠٧تاب آوردن، دوام آوردن؛ مقاومت کردنگزارش
7 | 1
speech synthesis١٣:٠٧ - ١٣٩٩/٠٤/٠١1. تولید مصنوعی صدای انسان 2. صدای مصنوعی انسانگزارش
5 | 0
complement٠١:٠٧ - ١٣٩٩/٠٤/٠١تکملهگزارش
2 | 2
phonology٢١:١١ - ١٣٩٩/٠٣/٢٩اصوات شناسی، علم اصوات ـ علم شناخت و مطالعه آواهای زبانیگزارش
7 | 0
mimic٠١:٠٥ - ١٣٩٩/٠٣/٢٨mimique ( فرانسوی ) : تغییر حرکات چهره و صورت ـ با تغییر حرکات صورت مطلبی را بیان کردنگزارش
12 | 0
رنج دیده٠٢:٥٥ - ١٣٩٩/٠٣/٢٥prestigeگزارش
2 | 0
dignity٠٥:١٧ - ١٣٩٩/٠٣/١٨کرامت؛ فضیلت؛ حرمت؛ شأنگزارش
12 | 0
نوله٠٣:٥٣ - ١٣٩٩/٠٣/١٨لوله یا چیزی که شباهت به نول ( منقار ) پرنده داشته باشد. نوله آفتابه، نوله کتری. سر نوله شکستن یعنی نوک لوله شکستنگزارش
2 | 0
climate smart٢٣:٥٣ - ١٣٩٩/٠٣/١٣1. اقلیم هوشمند 2. اقلیم هوشمندیگزارش
2 | 0
browser٢٣:٠١ - ١٣٩٩/٠٣/١٣ویب جو، ویب یاب ( در علوم کامپیوتر و اینترنت )گزارش
16 | 1
browser٢٢:٥٩ - ١٣٩٩/٠٣/١٣( در علوم کامپیوتر و اینترنت ) ویب جو، ویب یابگزارش
25 | 1
چنانچه٢٣:٢٦ - ١٣٩٩/٠٢/٢٢in case ( conjunction )گزارش
5 | 1
بدین گونه١٨:٠١ - ١٣٩٩/٠٢/٢١به این شکل 1. in such a way, in this way 2. as follows 3. like thisگزارش
5 | 1
رضایت نامه١٤:٥٣ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠موافقت نامه 1. agreement 2. approval 3. assentگزارش
7 | 0
مقدوریت١٣:٣٩ - ١٣٩٩/٠٢/١٣مقدوریت: توانانی، قدرت capability possibilityگزارش
2 | 0
spontaneous٢١:٣٨ - ١٣٩٩/٠٢/١٠بناگه، به طور ناگهان spontaneous reaction واکنش بناگهگزارش
30 | 0
بناگه٢١:٣٦ - ١٣٩٩/٠٢/١٠به طور ناگهانی؛ ناگهان؛ ناسنجیدهگزارش
5 | 0
پیشوازی١٦:٣٣ - ١٣٩٩/٠٢/٠٩1. پیش از آغاز؛ پیش از، قبل از 2. استقبال از آمدن کسی یا چیزی. مثال: به پیشوازی نوروز، به پیشوازی مسافرگزارش
2 | 0
شایعه افکن١٩:٤٥ - ١٣٩٩/٠١/١٥آوازه انداز ـ آنکه به دروغ آوازه بیندازدگزارش
2 | 0
شایعه١٩:٤٤ - ١٣٩٩/٠١/١٥آوازه آوازهء نادرست، آوازه ی به دروغگزارش
5 | 1
شایعه پراکنی١٩:٤٢ - ١٣٩٩/٠١/١٥آوازه اندازی، به دروغ آوازه اندازی ـ آوازه انداختن نادرست گزارش
12 | 0
عبوری٢٣:١٧ - ١٣٩٨/١٠/١٥مؤقتی، گذرا ؛عبوری؛ ترانزیت transit transit refugee camp خانهء مؤقتی گزارش
5 | 0
للو١٠:٤٠ - ١٣٩٨/١٠/٠١للو ـ لالایی. للو گفتن ـ لالایی خواندن ناز پرور مهر گستر مادر من سر من فدای خاک کف پایت للو گفته به بالینم نشستی چو نالیدم ز درد من نخفتیگزارش
2 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده