دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٤,٢٩٢
رتبه
رتبه در دیکشنری
٨٧١
لایک
لایک
٤٥٣
دیس‌لایک
دیس‌لایک
١١٣

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٤٥
رتبه
رتبه در بپرس
١,٥٤٢
لایک
لایک
٣
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
٢ ماه پیش
دیدگاه
٠

مهندس اسماعیلزاده name clarification: نام با حروف واضح ( name in block letters, printed name ) به سویدی ( سوئدی ) : namnf�rtydligande به ناروژی: na ...

تاریخ
٣ ماه پیش
دیدگاه
٠

یادداشت مهندس اسماعیلزاده: اشعاری را که آقای امیر حسین سیاوشی در اینجا نوشته است هیچ ربطی به واژه "پنداشتن" ندارد. پنداشتن: گمان کردن، خیال کردن، ت ...

تاریخ
٤ ماه پیش
دیدگاه
٠

مهندس اسماعیلزاده بر ( در گویش پارسی دری و شاید هم در متون کهن ) : عرض، پامی؛ پهنا. مثال: درازی و بر فر. بردار: عریض، پر پهن. مثال: جوی بردار ـ از ...

تاریخ
٤ ماه پیش
دیدگاه
٠

مهندس اسماعیلزاده: پام در گویش پارسی دری: عریض. مثال: پُل پام یعنی پُل عریض به انگلیسی: wide. مثال: wide bridge پل عریض به سویدی ( سوئدی ) : bred. مث ...

تاریخ
٤ ماه پیش
دیدگاه
١

کاپیسا یکی از ۳۴ ولایت/استان افغانستان می باشد. کاپیسا در همسایگی ولایت پنجشیر و در شمال کشور واقع شده است؛ با کابل ۱۰۴ کیلومتر فاصله دارد. کاپیسا ما ...

جدیدترین ترجمه‌ها

تاریخ
٢ سال پیش
متن
A woman had fallen off and broken her pelvis.
دیدگاه
٠

یک زنی افتاده بود و لگنش شکسته بود.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

٢ رأی
٤ پاسخ
٩٣ بازدید

معنیش  یعنی چی می‌تونه باشه؟

٥ ماه پیش
٠ رأی

درود به گمانم اشتباه نوشته اید درست آن -hyper نوشته می شود. لطفاً به خط پیوند نیز  توجه داشته باشید. -hyper حرف پیشوند است؛ بهترین ترجمه ی آن "فرط" می باشد. secretory  به معنای افراز یا ترشح ...

٥ ماه پیش
١ رأی
تیک ٢ پاسخ
٢٠٠ بازدید

معنی پند واندرز و هنگام نصحیتچی میشه؟

٧ ماه پیش
١ رأی

درود پند به معنای عبرت است و اندرز به معنای نصیحت و توصیه. امیدوارم این مثال ها روشنگر  ادعایم باشد:   به سارا پول قرض دادم ولی قرضم را به موقع نداد. این برایم پند شد که دیگر هرگز بهش قرض ندهم. از من به شما اندرز که هیچگاه با مشتری های خود بحث سیاسی یا عقیدتی نکنیدچونکه اگر حرف شما به مزاجش موافق نباشد دیگر به شما مراجعه نمی کند. مهندس اسماعیلزاده

٧ ماه پیش
١ رأی
تیک ٩ پاسخ
٤٨٧ بازدید

معنی to avoid the grass چی میشه

٨ ماه پیش
٢ رأی

To avoid: اجتناب ورزیدن، خود داری کردن، احترازورزیدن؛ دوری جستن، فاصله گرفتن  

٨ ماه پیش