عباس اسماعیلزاده

عباس اسماعیلزاده مهندس فوق لیسانس ( دانشگاه صنعتی چالمرز، گوتنبرگ ) ،
مترجم و نویسنده
واژه نامه جیبی سویدی ـ دری / دری ـ سویدی همراه با طرط تلفظ واژه ها
چاپ هفتم، بار دوم. سال 2017
فرهنگ واژه های طبی سویدی ـ دری / دری ـ سویدی
چاپ 2008
آثار قلمی:
روش نوین زبان انگلیسی به فارسی همراه با تمرینات
فرهنگ بزرگ سویدی به فارسی / دری
فرهنگ جیبی اصطلاحات طبی انگلیسی. فارسی دری / فارسی دری ـ انگلیسی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



قضایا١٤:٠٣ - ١٤٠٠/٠٤/١٩قضایا ( جمع قضیه ) ــ پرونده ها، موارد، مسائل؛موضوعات؛ امور، کارها به انگلیسی: ( مفرد ) case. ( جمع ) cases نمونه ها: قضایای پناهندگی asylum cases سو ... گزارش
0 | 0
فیصله٢٢:٥٧ - ١٤٠٠/٠٤/١٨فیصله ( معانی زیر در گویش پارسی دری مورد دارند و شاید در متون کهن پارسی نیز ) ۱. تصمیم ــ در مسائل اداری یا آنچه که حالت اداری، رسمی یا مانند اینها ... گزارش
0 | 0
integrity٢٢:٣٣ - ١٤٠٠/٠٤/١٣حرمت a teacher with integrity and personality یک آموزگار با حرمت و شخصیتگزارش
0 | 0
مشارکت٢٠:٥٠ - ١٤٠٠/٠٤/١٢مشارکت ( در حالت مصدر ) حصه گرفتن، سهم گرفتن، مشارکت نمودن؛ اشتراک ورزیدن ( آگاهی: این واژه به معنای اشتراک کردن English: subscribe نیست ) انگلیسی: ... گزارش
0 | 0
intuition٢٠:٠٧ - ١٤٠٠/٠٤/٠٦۱ـ توانایی ادراک، قدرت فهم: توان حس و درک و فهم بدون موجودیت شواهد و مدارک ۲ـ ادراک، حس: حسی که سرچشمه اش دل باشدنه مغز Heart's intuition حس دل عقل د ... گزارش
7 | 0
traumatize٢٢:٥٤ - ١٤٠٠/٠٣/٢٨۱ـ آسیب ماندگار روانی شدن، صدمه دائم روحی شدن ۲. سبب آسیب ماندگار شدن تطبیق معانی در مثال ها: Being tortured can traumatize anyone شکنجه شدن میتواند ... گزارش
2 | 0
trauma٢٢:٣٧ - ١٤٠٠/٠٣/٢٨آسیب ماندگار ( با واژه های پارسی ) ، صدمه دائمی، صدمه دائم هر رخدادی را گویندکه آسیب، صدمه، جرح و ضربت آن در جسم، روان یا هم در جسم و هم در روان شخص ... گزارش
14 | 0
اثرط١٩:٢٩ - ١٤٠٠/٠٣/١٦وز آن سو چو از شهر داور سپاه سوی جنگ برد اثرط کینه خواه جنگ اثرط با شاه کابل از اشعار اسدی توسیگزارش
0 | 0
طاعون٠٣:١٢ - ١٤٠٠/٠٣/٠٩به انگلیسی و سوئدی: pest طاعون یک گونه عفونت ناشی از سرایت بکتریا ی ( باکتری ) موسوم به یرسینیا پیستیس ( Yersinia pestis ) می باشد. .گزارش
5 | 0
پارادوکس٠٤:٤٥ - ١٤٠٠/٠١/٠٨بیهودگی، عبث، پوچی عدم مطابقت یک فرضیه ( تئوری ) با عقل سلیم ـ عدم سازگاری آنچه به گونه ی یک فرضیه مطرح میگردد با آنچه که خرد آدمی میتواند پذیرد. مت ... گزارش
2 | 0
توافق نامه٢١:٣٤ - ١٣٩٩/١٢/١٩به انگلیسی: agreement به سوئدی ( سوید ) : �verenskommelse, avtalگزارش
2 | 0
خاطر نشان کردن٢٣:٥٨ - ١٣٩٩/١١/١٤خاطر نشان کردن ( به ) : اکیداً تذکر دادن؛ با تأکید اشاره کردن ( به ) به انگلیسی: exhort, urge به سویدی ( سوئدی ) :uppmanaگزارش
2 | 0
دنداب٠١:٣٧ - ١٣٩٩/١٠/٣٠دنداب ( دندآب؟ ) ، حوضک آب باران: سطح کوچک و کم ژرف آب را گویند که مثلاْ در اثر باران یا آب شدن برف بر بستر زمین جمع شده باشد. مثال: باران شدید سبب ... گزارش
2 | 0
pavilion٢١:٠٠ - ١٣٩٩/١٠/٢٧کده ( چنانچه در میکده ) ؛ کلبه؛ خانه یا ساختمان کوچک و جداگانه ای را گویند که سوای ساختمان اصلی در صحن آن مثلاً در صحن مکتب ( مدرسه ) ، در یک بوستان ... گزارش
9 | 0
مثمر ثمر واقع شدن٢٣:٢٥ - ١٣٩٩/١٠/١٦مثمر ثمر واقع شدن ـ ثمربخش ( واقع ) شدن به انگلیسی: bear fruit امیدوارم تلاش های شما مثمر ثمر واقع شوند I hope your efforts will bear fruit. مشورهء ... گزارش
12 | 1
cheeky١٧:٤٣ - ١٣٩٩/١٠/١٠مدمغ، دماغی، مغرورگزارش
2 | 1
فیسی١٧:٤١ - ١٣٩٩/١٠/١٠فیسی ـ دماغی، مدمغ، قیافه گیر؛ متکبر انگلیسی: cheeky سویدی/سوئدی: uppnosigگزارش
2 | 0
فیس١٧:٣٨ - ١٣٩٩/١٠/١٠دماغ ( در گویش دری ) فیس گرفتن - دماغ گرفتن، قیافه گرفتن، پوز ( پُز ) گرفتن، رشادت بیجاه کردن گزارش
2 | 1
strenuous٢٢:٥٦ - ١٣٩٩/١٠/٠٦فشار آور سنگین دشوار، سخت کار فشارآور strenuous job تمرین سخت strenuous exercise وظیفه سنگین strenuous duty سوئدی ( سویدی ) anstr�ngandeگزارش
9 | 0
استفراغ٠٢:٣٢ - ١٣٩٩/١٠/٠٤غثیان ( در زبان گفتاری دری ) غثیان کردن: بالا اوردن، استفراغ کردنگزارش
2 | 0
تخثر١٨:٠٥ - ١٣٩٩/٠٩/١٥تخثر ـ دلمه شدگی؛ دلمه شدن؛ لخته شدن انگلیسی: coagulation، سویدی ( سوئدی ) : koagulation خون لخته گی، انعقاد خون، تخثر خون: blood coagulation، به سو ... گزارش
2 | 0
vocabulary٢٠:٠٩ - ١٣٩٩/٠٨/٣٠ذخیره لغات ـ حجم واژها، شمار واژه ها ( ئی که یک نفر یاد دارد ) ذخیره لغات انگلیسی سارا الان رشد می کند. Sara's English vocabulary is growing now. ... گزارش
9 | 1
adhd٠٢:٢١ - ١٣٩٩/٠٨/٣٠فقدان توجه و فرط فعالیتگزارش
9 | 0
excursion١٩:٢٠ - ١٣٩٩/٠٨/١٦گشت و گذر؛ گشت و گذار سیر و تماشا ( به گویش دری ) سَیل و تماش به سویدی ( سوئدی ) utflyktگزارش
9 | 0
جگرخون١٢:٠٥ - ١٣٩٩/٠٨/١١جگرخون، خون جگر ( khon - jigar ) بسیار اندوهگین، خیلی غمگین او را دیدم و جگرخون به نطر می رسید به انگلیسی: depressed; sad به سویدی ( سوئدی ) : sorgs ... گزارش
2 | 0
srhr٢٣:٤٠ - ١٣٩٩/٠٨/٠٩SRHR به انگلیسی Sexual and Reproductive Health and Rights به سوئدی ( سویدی ) Sexual Reproduktiv H�lsa och R�ttigheter حقوق ( مدنی ) و سلامت تکثر جنس ... گزارش
2 | 0
creative٢٣:٢٥ - ١٣٩٩/٠٨/٠٩creative کلمه ی صفت است و دارای دو معنی 1. نو آور، نو آورنده، مبتکر: شخص مبتکر creative person 2. ابتکار آمیز نقاشی ابتکار آمیز creative drawingگزارش
5 | 1
مبذول١٠:٥٠ - ١٣٩٩/٠٨/٠٩توجه مبذول نمایید توجه مبذول فرماییدگزارش
7 | 0
مهین٠٣:١٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦مهین ( با تلفظ متداول "مه یین" ma - i:n" ) در گویش دری کاربرد بیشتر دارد و صرفاَ به این معانی: 1 ـ لاغر ـ آدم قد مهین ـ شخص لاغر اندام 2. باریک؛ ناز ... گزارش
14 | 1
پی تی اس دی٠٣:٠٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦پی تی اس دیPost Traumatic Stress Disorder = PTSD اختلالات روانی ناشی از آسیبهای ماندگار ـ ناخوشیهای روانی که در اثر صدمات شدید جسمانی یا روانی و یا ... گزارش
5 | 0
مصاب١٩:١٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠١دچار دچار شده مصاب به بیماری سرطانگزارش
2 | 0
ptsd١٨:٠٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠١Post Traumatic Stress Disorder به انگلیسی Posttraumatisk stressyndrom به سویدی ( سوئدی ) اختلالات روانی ناشی از آسیب های ماندگار ( مهندس اسماعیلزاده ... گزارش
14 | 1
لچر١٧:٥٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠١زبان باز و هرزه گو داد و بیداکن و بی آبرو لچری کردن: داد و بیداد و آبرو ریزی کردنگزارش
7 | 0
زهیر١٧:٤٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠١در گویش دری آدم ناتوان و درمانده آدم لاغر و ناتوان آدم پیر و لاغر آدم بیمار و ضعیفگزارش
2 | 1
استحاله١٤:١١ - ١٣٩٩/٠٦/٣٠استحاله در بیولوژی به معنای تبدیل شدن یک چیزی به چیز دیگر؛ به گونه نمونه تبدیل شدن کرم ابریشم به پروانه استحاله به انگلیسی: metamorphosis استحاله به ... گزارش
2 | 0
hint٢٠:١٤ - ١٣٩٩/٠٦/١٦اشاره خوب؛ رهنمایی مفید useful hints اشاره های خوب؛ رهنمایی های مفیدگزارش
5 | 0
چکابه١٣:٠١ - ١٣٩٩/٠٦/١٦تنبه ( دری ) ، تمبه ( در تلفظ عامیانه ) ـ تخته چوب یا میله ای به جهت اطمینان و محکم نگهداشتن به پشت در ( دروازه ) می گذارندگزارش
0 | 0
چاشت١٦:٤٦ - ١٣٩٩/٠٦/١٥چاشت ( دری ) ظهر نان چاشت / غذای چاشت ناهار نیم چاشت ( ni:m cha:sht ) حوالی ساعت ده تا ظهر از صبح تا چاشت در مکتب بودن از صبح تا ظهر در مدرسه بودنگزارش
7 | 0
walnut١٣:٢٨ - ١٣٩٩/٠٦/١٥چارمغز، چهارمغزگزارش
2 | 0
عصریه١١:٢٦ - ١٣٩٩/٠٦/١٥میوه و خوراکه ای که به گونه میان وعده در هنگام بعد از ظهر تا عصر خورده شود. ورزشکاران را به عصریه دعوت کردنگزارش
2 | 0
چکاوه٠١:٥٢ - ١٣٩٩/٠٦/١٥چکاوه، شکرآب جوش داده و غلیظ، شربت جوش داده و غلیظ چکاوه جلبی ( زولبیا ) ، شربت غلیظ و به قیام آمدهء زولبیا baking syrup چکاوه نان و شیرینی پزیگزارش
2 | 0
گذارش٠٤:٤٢ - ١٣٩٩/٠٦/٠٩passگزارش
2 | 0
تاییدیه٢٠:٠٩ - ١٣٩٩/٠٦/٠٥confirmation send confirmation تاییدیه فرستادنگزارش
2 | 0
مایه گذاری٢١:٠٣ - ١٣٩٩/٠٥/٢٧مایه گذاری ( به معنای مجازی ) ؛ سرمایه گذاری ( معنوی ) investment سرمایه گذاری روی آموزش کودک investment in child's education گزارش
2 | 0
منسوب١٤:٥٥ - ١٣٩٩/٠٥/٢٦( در جمع ) منسوبین، کارمندان staff منسوبین سفارت embassy staff گزارش
5 | 1
پیداگوژی٠٢:٠٩ - ١٣٩٩/٠٥/٠٧pedagogy آموزش و پرورش ( علوم تربیتی ) تعلیم و تربیت، تعلیم و تربیه ( کودکان و اطفالی که برای آموختن مشکلات ( به ویژه ذهنی ) دارندگزارش
2 | 0
پیداگوگ٠٢:٠٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠٧دبیر آموزش و پرورش ویژه در مهد کودک، کودکستان ( و دوره پیش دبستانی و ابتدایی ) معلم آموزش و پرورش اختصاصی کودکان ـ کسیکه پس از اتمام دوره تربیت معلم ... گزارش
2 | 0
خینه٠٠:٤٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠١حنا ( عربی ) خینه بند ـ دستمالی که روی خینه تازه ببندند خینه بندان، شب خینه بندان ـ شب پیش از شب عروسی که کف دست عروس و داماد و نزدیکترین بستگان شان ... گزارش
2 | 0
enjoy١٦:٣٨ - ١٣٩٩/٠٤/٣٠1. حظ بردن 2ـ مزه بردن از؛ حال کردنگزارش
16 | 1
enjoy١٦:٣٧ - ١٣٩٩/٠٤/٣٠1ـ حظ بردن، لذت بردن 2ـ مزه بردن ازگزارش
14 | 1