عباس اسماعیلزاده

عباس اسماعیلزاده مهندس فوق لیسانس ( دانشگاه صنعتی چالمرز، گوتنبرگ ) ،
مترجم و نویسنده
واژه نامه جیبی سویدی ـ دری / دری ـ سویدی همراه با طرط تلفظ واژه ها
چاپ هفتم، بار دوم. سال 2017
فرهنگ واژه های طبی سویدی ـ دری / دری ـ سویدی
چاپ 2008
آثار قلمی:
روش نوین زبان انگلیسی به فارسی همراه با تمرینات
فرهنگ بزرگ سویدی به فارسی / دری
فرهنگ جیبی اصطلاحات طبی انگلیسی. فارسی دری / فارسی دری ـ انگلیسی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



ماما٠١:٣٧ - ١٤٠٠/٠٩/٠٧در گویش دری: دایی، برادر مادرگزارش
7 | 0
bandit٢٣:٠٢ - ١٤٠٠/٠٨/٢٩۱ـ تبهکار، شریر؛ جنایت پیشه ۲ـ رهزن؛ دزدگزارش
2 | 1
balneology١٤:٣٨ - ١٤٠٠/٠٨/٢٣به واژه balneotherapy نگاه کنید.گزارش
0 | 0
balneotherapy١٤:٣٥ - ١٤٠٠/٠٨/٢٣مهندس اسماعیلزاده حمام درمانی ـ مطالعه و شناخت شنا و حمام و چگونگی استفاده از آن در پزشکی حمام درمانی ـ مطالعه و شناخت چگونگی استحمام و شنا به ویژه د ... گزارش
0 | 0
rolling pin٢١:٢٤ - ١٤٠٠/٠٨/٢٢به دری: آش گز، چوب خمیر سویدی ( سوئدی ) : br�dkavelگزارش
0 | 1
rounders٢١:٠٩ - ١٤٠٠/٠٨/٢٢در گویش دری: توپ دنده؛ توپ دنده بازی ـ نوعی بازی با توپ شبیه به تینس با دنده چوبیگزارش
0 | 0
زربفت١٨:٥٤ - ١٤٠٠/٠٨/٢٢زربفت، زربافت ـ پارچه ای که از تارهای ابریشم، زر و سیم درست کنند. اصل واژه از زبان ایتالیایی گرفته شده است: broccato انگلیسی: brocade سویدی ( سوئدی ... گزارش
0 | 0
livestock breeding١٨:٢٣ - ١٤٠٠/٠٨/٢٢پرورش چهارپایان ( به ویژه گاو و گوسفند و بز ) ُ نسل گیری چهارپایان به سویدی ( سوئدی ) :boskapsavelگزارش
5 | 0
away game١٧:٥٣ - ١٤٠٠/٠٨/٢٢away game, away match انگلیسی: بازی/مسابقه در خانه حریف/تیم مقابل bortamatch سویدی ( سوئدی ) : بازی بازی/مسابقه در خانه حریف/تیم مقابل نقیض: بازی/مسا ... گزارش
0 | 0
زینه١٦:٥٤ - ١٤٠٠/٠٨/١٥زینه در گویش دری: ۱ـ پله۲ـ نردبان از زینه ها بلا رفتن/ از پله ها بالا رفتن زینه به زینه/ پله به پله ( مجازاً ) گام به گام، قدم به قدم، مرحله به مرحل ... گزارش
2 | 0
resin٠٢:٢٤ - ١٤٠٠/٠٨/١١کتیره ـ ترشحات چسپناک و غلیظ تنه ی درختان به ویژه سروها را گویند. کتیره برای سر شتستن و نیز مانند سرش ( چسپ ) در چرم دوزی و صحافی استفاده کنند. آلما ... گزارش
9 | 1
کتیره٠٢:٢٠ - ١٤٠٠/٠٨/١١کتیره ـ ترشحات غلیظ و چسپناک تنه ی درختان به ویژه درختهای کاجی را گویند. در دهات و برخی از شهرهای افغانستان از آن برای شستن موی و نیز مانندسرش ( چسپ ... گزارش
0 | 0
تذکره٠٠:١١ - ١٤٠٠/٠٨/١١تذکره به پارسی دری: ۱ـ شناسنامه ملی برای شهروندان افغانستان ۲ـ تخت سیار بیماری ـ تختی که بیمار را مثلاً روی آن گذاشته و در امبولانس انتقال میدهند. آ ... گزارش
5 | 0
قضایا١٤:٠٣ - ١٤٠٠/٠٤/١٩قضایا ( جمع قضیه ) ــ پرونده ها، موارد، مسائل؛موضوعات؛ امور، کارها به انگلیسی: ( مفرد ) case. ( جمع ) cases نمونه ها: قضایای پناهندگی asylum cases سو ... گزارش
0 | 0
فیصله٢٢:٥٧ - ١٤٠٠/٠٤/١٨فیصله ( معانی زیر در گویش پارسی دری مورد دارند و شاید در متون کهن پارسی نیز ) ۱. تصمیم ــ در مسائل اداری یا آنچه که حالت اداری، رسمی یا مانند اینها ... گزارش
5 | 0
integrity٢٢:٣٣ - ١٤٠٠/٠٤/١٣حرمت a teacher with integrity and personality یک آموزگار با حرمت و شخصیتگزارش
2 | 1
مشارکت٢٠:٥٠ - ١٤٠٠/٠٤/١٢مشارکت ( در حالت مصدر ) حصه گرفتن، سهم گرفتن، مشارکت نمودن؛ اشتراک ورزیدن ( آگاهی: این واژه به معنای اشتراک کردن English: subscribe نیست ) انگلیسی: ... گزارش
0 | 0
intuition٢٠:٠٧ - ١٤٠٠/٠٤/٠٦۱ـ توانایی ادراک، قدرت فهم: توان حس و درک و فهم بدون موجودیت شواهد و مدارک ۲ـ ادراک، حس: حسی که سرچشمه اش دل باشدنه مغز Heart's intuition حس دل عقل د ... گزارش
55 | 1
traumatize٢٢:٥٤ - ١٤٠٠/٠٣/٢٨۱ـ آسیب ماندگار روانی شدن، صدمه دائم روحی شدن ۲. سبب آسیب ماندگار شدن تطبیق معانی در مثال ها: Being tortured can traumatize anyone شکنجه شدن میتواند ... گزارش
7 | 1
trauma٢٢:٣٧ - ١٤٠٠/٠٣/٢٨آسیب ماندگار ( با واژه های پارسی ) ، صدمه دائمی، صدمه دائم هر رخدادی را گویندکه آسیب، صدمه، جرح و ضربت آن در جسم، روان یا هم در جسم و هم در روان شخص ... گزارش
30 | 0
اثرط١٩:٢٩ - ١٤٠٠/٠٣/١٦وز آن سو چو از شهر داور سپاه سوی جنگ برد اثرط کینه خواه جنگ اثرط با شاه کابل از اشعار اسدی توسیگزارش
0 | 0
طاعون٠٣:١٢ - ١٤٠٠/٠٣/٠٩به انگلیسی و سوئدی: pest طاعون یک گونه عفونت ناشی از سرایت بکتریا ی ( باکتری ) موسوم به یرسینیا پیستیس ( Yersinia pestis ) می باشد. .گزارش
7 | 0
پارادوکس٠٤:٤٥ - ١٤٠٠/٠١/٠٨بیهودگی، عبث، پوچی عدم مطابقت یک فرضیه ( تئوری ) با عقل سلیم ـ عدم سازگاری آنچه به گونه ی یک فرضیه مطرح میگردد با آنچه که خرد آدمی میتواند پذیرد. مت ... گزارش
2 | 0
توافق نامه٢١:٣٤ - ١٣٩٩/١٢/١٩به انگلیسی: agreement به سوئدی ( سوید ) : �verenskommelse, avtalگزارش
2 | 0
خاطر نشان کردن٢٣:٥٨ - ١٣٩٩/١١/١٤خاطر نشان کردن ( به ) : اکیداً تذکر دادن؛ با تأکید اشاره کردن ( به ) به انگلیسی: exhort, urge به سویدی ( سوئدی ) :uppmanaگزارش
5 | 0
دنداب٠١:٣٧ - ١٣٩٩/١٠/٣٠دنداب ( دندآب؟ ) ، حوضک آب باران: سطح کوچک و کم ژرف آب را گویند که مثلاْ در اثر باران یا آب شدن برف بر بستر زمین جمع شده باشد. مثال: باران شدید سبب ... گزارش
2 | 0
pavilion٢١:٠٠ - ١٣٩٩/١٠/٢٧کده ( چنانچه در میکده ) ؛ کلبه؛ خانه یا ساختمان کوچک و جداگانه ای را گویند که سوای ساختمان اصلی در صحن آن مثلاً در صحن مکتب ( مدرسه ) ، در یک بوستان ... گزارش
14 | 0
مثمر ثمر واقع شدن٢٣:٢٥ - ١٣٩٩/١٠/١٦مثمر ثمر واقع شدن ـ ثمربخش ( واقع ) شدن به انگلیسی: bear fruit امیدوارم تلاش های شما مثمر ثمر واقع شوند I hope your efforts will bear fruit. مشورهء ... گزارش
21 | 1
cheeky١٧:٤٣ - ١٣٩٩/١٠/١٠مدمغ، دماغی، مغرورگزارش
2 | 1
فیسی١٧:٤١ - ١٣٩٩/١٠/١٠فیسی ـ دماغی، مدمغ، قیافه گیر؛ متکبر انگلیسی: cheeky سویدی/سوئدی: uppnosigگزارش
2 | 0
فیس١٧:٣٨ - ١٣٩٩/١٠/١٠دماغ ( در گویش دری ) فیس گرفتن - دماغ گرفتن، قیافه گرفتن، پوز ( پُز ) گرفتن، رشادت بیجاه کردن گزارش
7 | 1
strenuous٢٢:٥٦ - ١٣٩٩/١٠/٠٦فشار آور سنگین دشوار، سخت کار فشارآور strenuous job تمرین سخت strenuous exercise وظیفه سنگین strenuous duty سوئدی ( سویدی ) anstr�ngandeگزارش
21 | 0
استفراغ٠٢:٣٢ - ١٣٩٩/١٠/٠٤غثیان ( در زبان گفتاری دری ) غثیان کردن: بالا اوردن، استفراغ کردنگزارش
5 | 0
تخثر١٨:٠٥ - ١٣٩٩/٠٩/١٥تخثر ـ دلمه شدگی؛ دلمه شدن؛ لخته شدن انگلیسی: coagulation، سویدی ( سوئدی ) : koagulation خون لخته گی، انعقاد خون، تخثر خون: blood coagulation، به سو ... گزارش
2 | 0
vocabulary٢٠:٠٩ - ١٣٩٩/٠٨/٣٠ذخیره لغات ـ حجم واژها، شمار واژه ها ( ئی که یک نفر یاد دارد ) ذخیره لغات انگلیسی سارا الان رشد می کند. Sara's English vocabulary is growing now. ... گزارش
14 | 1
adhd٠٢:٢١ - ١٣٩٩/٠٨/٣٠فقدان توجه و فرط فعالیتگزارش
12 | 1
excursion١٩:٢٠ - ١٣٩٩/٠٨/١٦گشت و گذر؛ گشت و گذار سیر و تماشا ( به گویش دری ) سَیل و تماش به سویدی ( سوئدی ) utflyktگزارش
14 | 0
جگرخون١٢:٠٥ - ١٣٩٩/٠٨/١١جگرخون، خون جگر ( khon - jigar ) بسیار اندوهگین، خیلی غمگین او را دیدم و جگرخون به نطر می رسید به انگلیسی: depressed; sad به سویدی ( سوئدی ) : sorgs ... گزارش
2 | 0
srhr٢٣:٤٠ - ١٣٩٩/٠٨/٠٩SRHR به انگلیسی Sexual and Reproductive Health and Rights به سوئدی ( سویدی ) Sexual Reproduktiv H�lsa och R�ttigheter حقوق ( مدنی ) و سلامت تکثر جنس ... گزارش
2 | 0
creative٢٣:٢٥ - ١٣٩٩/٠٨/٠٩creative کلمه ی صفت است و دارای دو معنی 1. نو آور، نو آورنده، مبتکر: شخص مبتکر creative person 2. ابتکار آمیز نقاشی ابتکار آمیز creative drawingگزارش
12 | 1
مبذول١٠:٥٠ - ١٣٩٩/٠٨/٠٩توجه مبذول نمایید توجه مبذول فرماییدگزارش
16 | 0
مهین٠٣:١٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦مهین ( با تلفظ متداول "مه یین" ma - i:n" ) در گویش دری کاربرد بیشتر دارد و صرفاَ به این معانی: 1 ـ لاغر ـ آدم قد مهین ـ شخص لاغر اندام 2. باریک؛ ناز ... گزارش
16 | 1
پی تی اس دی٠٣:٠٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦پی تی اس دیPost Traumatic Stress Disorder = PTSD اختلالات روانی ناشی از آسیبهای ماندگار ـ ناخوشیهای روانی که در اثر صدمات شدید جسمانی یا روانی و یا ... گزارش
5 | 1
مصاب١٩:١٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠١دچار دچار شده مصاب به بیماری سرطانگزارش
5 | 0
ptsd١٨:٠٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠١Post Traumatic Stress Disorder به انگلیسی Posttraumatisk stressyndrom به سویدی ( سوئدی ) اختلالات روانی ناشی از آسیب های ماندگار ( مهندس اسماعیلزاده ... گزارش
21 | 1
لچر١٧:٥٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠١زبان باز و هرزه گو داد و بیداکن و بی آبرو لچری کردن: داد و بیداد و آبرو ریزی کردنگزارش
7 | 1
زهیر١٧:٤٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠١در گویش دری آدم ناتوان و درمانده آدم لاغر و ناتوان آدم پیر و لاغر آدم بیمار و ضعیفگزارش
2 | 1
استحاله١٤:١١ - ١٣٩٩/٠٦/٣٠استحاله در بیولوژی به معنای تبدیل شدن یک چیزی به چیز دیگر؛ به گونه نمونه تبدیل شدن کرم ابریشم به پروانه استحاله به انگلیسی: metamorphosis استحاله به ... گزارش
7 | 1
hint٢٠:١٤ - ١٣٩٩/٠٦/١٦اشاره خوب؛ رهنمایی مفید useful hints اشاره های خوب؛ رهنمایی های مفیدگزارش
18 | 1
چکابه١٣:٠١ - ١٣٩٩/٠٦/١٦تنبه ( دری ) ، تمبه ( در تلفظ عامیانه ) ـ تخته چوب یا میله ای به جهت اطمینان و محکم نگهداشتن به پشت در ( دروازه ) می گذارندگزارش
0 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



pelvis٠٠:٢٤ - ١٤٠٠/٠٨/١١
• A woman had fallen off and broken her pelvis.
یک زنی افتاده بود و لگنش شکسته بود.
0 | 0