تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرف کسی رو قطع کردن Do not interrput when someone speaking وقتی کسی داره صحبت میکنه وسط حرفش نپر

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال Please remind me to call my mom لطفا یادم بیار به مادرم زنگ بزنم

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال She lent me note for the exam اون جزوش رو برای امتحان بهم قرض داد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال this book belong to my brother این کتاب متعلق به برادرمه ( مالِ برادرمه )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثال I prefer reading to watching TV من خوندن رو به تماشایی تلویزیون ترجیح میدم

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مثال The weather was terrible yesterday دیروز هوا وحشتناک ( بد ) بود

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

کلمه اشتباهه دوستان ، کلمه درست رو جستجو کنید کلمه درست ( terrible ) هست - به معنایی وحشتناک

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثال I heard a strange noise outside صدای عجیبی از بیرون شنیدم

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مثال His parents were proud of his progress والدنیش به پیشرفتش افتخار میکردند

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثال He felt too lazy to his homework اون برای انجام تکلایفش خیلی تنبل بود

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال the puppy was so tiny and cute توله سگ خیلی کوچیک و بامزه بود

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثال I was worried when you didn't call نگران شدم وقتی زنگ نزدی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال He grabbed her bag and run outside اون کیفش رو گرفت و به بیرون دوید

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه اشتباهه دوستان، کلمه درست رو جستجو کنید. کلمه درست ( Iend ) هست به معنایی ( قرض دادن )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثال The principal talked to the students about rules مدیر مدرسه درمورد قوانین با دانش آموزان صحبت کرد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثال I finished my assignment before the deadline تکلیفم رو قبل از مهلت مقرر تموم کردم

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثال The bully made younger kids feel scared قلدر باعث شد بچه های کوچک تر احساس ترس کنند

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثال He felt embarrassed after falling in front of everyone اون بعد از اینکه جلوی همه زمین خورد احساس خجالت کرد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

مثال She writes in her diary every night اون هرشب توی دفتر خاطراتش مینویسه

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثال The teacher made an announcement about the exam معلم درباره امتحان اطلاع داد. ( اطلاع رسانی کرد )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثال You need permission to leave the calssroom برای اینکه کلاس رو ترک کنی نیاز به اجازه داری

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بمعنایی چیزی که از سوی جامعه تجویز شود یا چیزی که جامعه از فرد انتظار دارد. Socially prescribed perfectionist نوعی کمالگرایی که فرد فکر میکند باید ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

این کلمه در مقابل کلمه های perfect ، perfectionist هست به معنای ضد کمال یا در مواردی خود پذیر ( self - accepting ) به عبارتی کسی که از ناقض بودن چیز ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

به معنای مرخصی یا روزهایی تعطیل ( برای استراحت ) I have tow days off this week این هفته دو روز تعطیل دارم ( دو روز برای استراحت، منظورصرفا تعطیلی رس ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کلمه به اشتباه ثبت شده درواقع کلمه درست 'Length' هست به معنای طول ومدت کلمه درست رو جستجو کنید

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

صفت : Summery به معنای تابستانی یا هرچیزی که حس وحال تابستان رو داشته باشه ، برای مثال: The room had a summery feel with it's bright colors اسم: Sum ...

١