برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

SinaS

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 هچل سیاسی. موضوعی که مثل یک سیب زمینی داغ، اگر دست روش بذاری ممکنه بسوزی. مسائل تبعیض نژادی و سقط جنین و قانون حمل اسلحه در آمریکا، یک hot potato هست ... ١٤٠٠/٠١/٣١
|

2 علاوه بر بند را به آب دادن، به معنای در دسترسی گذاشتن جزئیات را هم می دهد. مثال:
Come on, tell us how was your first date. spill the beans
١٣٩٩/١٢/١٢
|

3 این کلمه بر خلاف roast (حرارت از کناره ها و پایین) به نوعی از خوراکپزی که حرارت از بالا باشد اطلاق می شود. ویژگی خوراک broil شده -مثلا در فر- این است ... ١٣٩٩/١٢/١٢
|

4 لب مطلب
توضیح درباره این اصطلاح
در زمان روم باستان، فردی توانسته بود داستان ایلیاد هومر را به قدری خلاصه روی کاغذی بنویسد که آن کاغذ در مغز گرد ...
١٣٩٩/٠١/٢٣
|

5 داشتن کلوچه در فر، متلک وار و به معنی حامله بودن هست.
she got a bun in the oven
١٣٩٩/٠١/١٢
|

6 کنایه هستش. در گذشته به صورت متلک به افراد با کلاس و از طبقه مرفه گفته می شد که همیشه شلوار های پاره نشده و تمیز پاهاشون بود. اگه بخوایم به فارسی بر ... ١٣٩٩/٠١/١٠
|

7 شوخی و جوک هایی که فقط یک عده از افراد(مثلا یک کلاس دانشگاهی، یک شهر یا حتی یک کشور) بخاطر دونستن یک سری از مسائل، متوجه طنز بودنش میشوند. و افراد خا ... ١٣٩٩/٠١/٠٦
|

8 در طول زندگی اش ١٣٩٩/٠١/٠٣
|

9 unsafe area
مناطق غالبا محرومی که تردد در آن به دلیل ازدیاد وقوع جرایمی مثل جیب بری، خفت گیری، تجاز، قتل و ... خطرناک است.
should we go through ...
١٣٩٩/٠١/٠٣
|

10 به معنای گرفتگی صداست و همچنین گاهی مجازا بیان کننده ترس یا استرس هم هست
مثال برای بیان استرس: I feel like i am getting a frog in my throat when i ...
١٣٩٩/٠١/٠٣
|

11 نزدیک ترین معادلش در فارسی که شبیه نسخه انگلیسیش هم هست، با مشکل شاخ به شاخ شدن ـه ١٣٩٩/٠١/٠٣
|

12 صدای گرفته و خش داری رو میگن که معمولا بخاطر مریضی یا فریاد زدن اینطوری شده و موقتیه و صفت دائمی صدای شخص نیست.
ali? is that you? oh God i didn't ...
١٣٩٩/٠١/٠٢
|

13 مفهوم "سالن اسکی روی یخ" هم میدهد
i am free this evening. lets go to the ice rink together.
١٣٩٩/٠١/٠٢
|

14 معادل این کلمه در فارسی نیست. مفهومش میشه اینکه به گونه ای رفتار یا صحبت کنی که به نظر مهربانانه و با قصد کمک هستش، ولی درواقع یک دیدِ از بالا به پای ... ١٣٩٨/١٢/٠٧
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 oblige
• Her support of my education obliged me to my aunt eternally.
• حمایت [عمه ام] از تحصیلاتم؛ من رو تا ابد بهش مدیون کرد
١٣٩٩/٠١/٢٢
|

2 impractical
• An entirely rigid system is impractical.
• یک نظام و سیستم کاملا خشک و سخت، ناکارآمد است
١٣٩٩/٠١/٢١
|

3 dab
• She put a dab of perfume behind her ears.
• یک ذره عطر به پشت گوش هایش زده(مالیده) بود
١٣٩٩/٠١/١٢
|

4 work out
• Sometimes your plans don't work out because God has better ones.
• گاهی برنامه هایتان خوب پیش نمی رود، چونکه خدا یکی بهترش را (برای شما) دارد
١٣٩٩/٠١/٠٧
|