SinaS

SinaS

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



chicken out١١:٣٩ - ١٤٠٠/٠٣/١٦در فرهنگ اینگلیسی زبانان، میگویند:� عین جوجه فرار کرد. � در فرهنگ ما، میگویند:�عین موش فرار کرد. � chicken out به معنای منصرف شدن از انجام کاری به عل ... گزارش
7 | 1
pig out١٦:٥٩ - ١٤٠٠/٠٣/١٤خوک، به این معروفه که جلوی خودشو موقع غذا خوردن نمیتونه بگیره و میانه روی نداره. معادل فارسی این عبارت در زبان ما، با حیوان "خرس" هست. به جای pig out ... گزارش
9 | 0
je ne sais quoi١٣:٥٦ - ١٤٠٠/٠٣/١١کاربرد این عبارت هنگامیست که شما از یک چیزی خوشتون میاد ( غذا، شخص، لباس و. . . ) اما در توصیف علت اینکه از چه چیزیش خوشتون اومده ناتوانید. به عبارت ... گزارش
2 | 0
cold sweat٢١:١٣ - ١٤٠٠/٠٣/٠٧I was walking with my girlfriend down the street, then i saw my other girlfriend coming the other direction. suddenly, i broke out in a cold sweat به ... گزارش
5 | 0
a bitter pill to swallow٢١:٠٥ - ١٤٠٠/٠٣/٠٧معادل فارسی این عبارت، "هضمش سخته" هستگزارش
2 | 0
drag through the mud١٩:٥١ - ١٤٠٠/٠٢/١٨خدشه دار کردن شهرت کسی که میتواند با تحقیر، تمسخر یا حمله شخصی به وی و خانواده اش انجام شود.گزارش
0 | 0
hot potato٢١:٠٣ - ١٤٠٠/٠١/٣١هچل سیاسی. موضوعی که مثل یک سیب زمینی داغ، اگر دست روش بذاری ممکنه بسوزی. مسائل تبعیض نژادی و سقط جنین و قانون حمل اسلحه در آمریکا، یک hot potato هست ... گزارش
7 | 0
spill the beans٢٣:١٣ - ١٣٩٩/١٢/١٢علاوه بر بند را به آب دادن، به معنای در دسترسی گذاشتن جزئیات را هم می دهد. مثال: Come on, tell us how was your first date. spill the beansگزارش
14 | 1
broil٢٣:٠٧ - ١٣٩٩/١٢/١٢این کلمه بر خلاف roast ( حرارت از کناره ها و پایین ) به نوعی از خوراکپزی که حرارت از بالا باشد اطلاق می شود. ویژگی خوراک broil شده - مثلا در فر - این ... گزارش
18 | 0
in a nutshell٠٢:٣٩ - ١٣٩٩/٠١/٢٣لب مطلب توضیح درباره این اصطلاح در زمان روم باستان، فردی توانسته بود داستان ایلیاد هومر را به قدری خلاصه روی کاغذی بنویسد که آن کاغذ در مغز گردو یا ف ... گزارش
48 | 1
bun٠٠:٥٧ - ١٣٩٩/٠١/١٢داشتن کلوچه در فر، متلک وار و به معنی حامله بودن هست. she got a bun in the ovenگزارش
25 | 1
fancy pants٠٤:٠٦ - ١٣٩٩/٠١/١٠کنایه هستش. در گذشته به صورت متلک به افراد با کلاس و از طبقه مرفه گفته می شد که همیشه شلوار های پاره نشده و تمیز پاهاشون بود. اگه بخوایم به فارسی برش ... گزارش
12 | 1
inside joke٢٠:١٦ - ١٣٩٩/٠١/٠٦شوخی و جوک هایی که فقط یک عده از افراد ( مثلا یک کلاس دانشگاهی، یک شهر یا حتی یک کشور ) بخاطر دونستن یک سری از مسائل، متوجه طنز بودنش میشوند. و افراد ... گزارش
30 | 1
all his life٢٣:١٦ - ١٣٩٩/٠١/٠٣در طول زندگی اشگزارش
2 | 1
no go area٠٠:٥١ - ١٣٩٩/٠١/٠٣unsafe area مناطق غالبا محرومی که تردد در آن به دلیل ازدیاد وقوع جرایمی مثل جیب بری، خفت گیری، تجاز، قتل و . . . خطرناک است. should we go through th ... گزارش
16 | 1
frog in the throat٠٠:٠٧ - ١٣٩٩/٠١/٠٣به معنای گرفتگی صداست و همچنین گاهی مجازا بیان کننده ترس یا استرس هم هست مثال برای بیان استرس: I feel like i am getting a frog in my throat when i ha ... گزارش
5 | 1
take the bull by the horns٠٠:٠١ - ١٣٩٩/٠١/٠٣نزدیک ترین معادلش در فارسی که شبیه نسخه انگلیسیش هم هست، با مشکل شاخ به شاخ شدن ـهگزارش
18 | 1
hoarse٢٣:٤٨ - ١٣٩٩/٠١/٠٢صدای گرفته و خش داری رو میگن که معمولا بخاطر مریضی یا فریاد زدن اینطوری شده و موقتیه و صفت دائمی صدای شخص نیست. ali? is that you? oh God i didn't re ... گزارش
21 | 1
ice rink٢٣:٠١ - ١٣٩٩/٠١/٠٢مفهوم "سالن اسکی روی یخ" هم میدهد i am free this evening. lets go to the ice rink together.گزارش
21 | 1
patronize١٩:٠٢ - ١٣٩٨/١٢/٠٧معادل این کلمه در فارسی نیست. مفهومش میشه اینکه به گونه ای رفتار یا صحبت کنی که به نظر مهربانانه و با قصد کمک هستش، ولی درواقع یک دیدِ از بالا به پای ... گزارش
168 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



oblige٠٢:٤٢ - ١٣٩٩/٠١/٢٢
• Her support of my education obliged me to my aunt eternally.
حمایت [عمه ام] از تحصیلاتم؛ من رو تا ابد بهش مدیون کرد
16 | 1
impractical٢٠:٥٢ - ١٣٩٩/٠١/٢١
• An entirely rigid system is impractical.
یک نظام و سیستم کاملا خشک و سخت، ناکارآمد است
7 | 1
dab٢٠:١٣ - ١٣٩٩/٠١/١٢
• She put a dab of perfume behind her ears.
یک ذره عطر به پشت گوش هایش زده ( مالیده ) بود
0 | 1
work out٢١:٢٩ - ١٣٩٩/٠١/٠٧
• Sometimes your plans don't work out because God has better ones.
گاهی برنامه هایتان خوب پیش نمی رود، چونکه خدا یکی بهترش را ( برای شما ) دارد
9 | 0