برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

mojtaba ٠٢:٢٧ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی سود بردن: انتفاع

تورج ٠٢:٠٢ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی تورج: تورج یعنی یه قلب پاک و مهربان و ساده و با معرفت تعریف نمیکنم اما تورج را هرکسی داشته باشه تمام دنیا را داره و تا پای جان باهاته و بدون نامردی....

Farhood ٠٢:٠٢ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی opposite: مخالف

It's not always easy to meet members of the opposite sex

مائده کلهر ٠١:٥٩ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی معنای کلمه حداد: معنی کلمه حداده :
نام :حداده ریشه اسم :عربی نوع :دخترانه
لقب حضرت فاطمه

مهراد ٠١:٥٠ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی لب شتری: یعنی پریسا و پرستو که از پیش دکتر زیبایی برگشتن

مجید مهدیان راد ٠١:٤٤ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی لوث: اماره و علامتی است که به سبب آن برای قاضی گمان به صدق ادعای مدعی پیدا می شود مانند شهادت جمعی از زنان یا شهادت جماعتی از فساق(زنا کاران)

حمید ٠١:٣٨ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی nonobligatory: انتخابی، اختیاری

شادی خداخواه ٠١:٣٤ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی lower the boom: دعوای شدید کردن، شدیدا تنبیه کردن، متوقف کردن.

زهره ٠١:٣٣ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی زهره: زهره درخشنده و درخشان من هر بار از مادر و پدرم تشکر میکنم برای اسمم

مامان رزا ٠١:٣٠ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی رزا: رزا یعنی گل رز ،ملکه همه گلها،یه اسم شیک. باکلاس .زیبا.بااحساس.مخصوص پرنسس ها...

Melcroft ٠١:١٨ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی Clown: To Clown sb به معنی مسخره کردن یک فرد هست یا ضایع کردنش

Farhood ٠١:٠٥ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی deputy: معاون،
قائم مقام

I'd like you to meet Ann Gregory, my deputy

فرشید ٠٠:٥٩ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی علی سام: مردی بزرگی پهلوان

ناشناس ٠٠:٥٩ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی جوکر: جوکر یعنی غرور قدرت بودن عشق بدون نیاز به کمک تنها بودن

علی سلگی ٠٠:٥٨ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی your welcome: خواهش میکنم
قابلی ندارد

سهیل ٠٠:٥٠ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی wall pier: جرز دیوار، پایه دیوار

روژینا قبادزاده ٠٠:٤٤ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی روژینا: روژینا یعنی روشنایی روز من یک دختر کردم و اسمم را خیلی دوست دارم 😘😘

سارا فرجپور ٠٠:٤٢ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی back then: اونوقتا (گذشته به زمان های دور که شرایط متفاوت بود)
Back then he used to go around in old T-shirts and jeans.

محمد حسن عباسلو ٠٠:٣١ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی jaywalking: عبور غیرمجاز عابر

وحید ٠٠:٣٠ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی do your fair share: pull your weight
مثل دیگران سخت کار کردن و تلاش کردن در یک شغل یا فعالیتی

نسرین ٠٠:٢٨ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی untamed: بی‌وقفه

دوست داری ... من باشی؟😂😂😑 ٠٠:٢٨ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی Xxx: یک عمل جالب و هیجان انگیز میخصوصا وقتی با یک زن خوشگل و جذاب و با پستان های بزرگ انجا میشود

مسعود عباسی ٠٠:٢٨ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی called away: فرا خوانده شده

کیمیایی ٠٠:٢٦ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی بسد: نام نوعی جواهر

Miss Hossiny fard ٠٠:٢٦ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی snowing: سلام بچه ها من تیچر هستم

هوای برفی
فعل برف باریدن

mahtab ٠٠:١٨ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی pork out: پرخوری کردن

Fatemeh ٠٠:١٨ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی inherent difficulty: مشکل ذاتی

ابتلب ٠٠:١٤ - ١٣٩٩/١١/٠٢

ebi ٠٠:١٣ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی workhouse: سرایِ تهیدستان ، سرای فقیران

فاطمه ٠٠:١٣ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی Allocentric: دیگر محور

Y ٠٠:١١ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی carried: بردن

علی باقری ٠٠:٠١ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی آلوده شدن: در زبان ترکی حتی در زبان فارسی آلوده ی کسی شدن کنایه از عاشق شدن نیز می باشد .
آخشاملار چراخ یانار آلوده لر دونالار
بیلمیرم ندندیر آلا گوزلر سولانار
در فارسی می گویند : بدجوری آلوده ات شدم ( بد جوری عاشقت شدم )

:) ٠٠:٠١ - ١٣٩٩/١١/٠٢
معنی preference: واقعا
لطفاً
بی زحمت
اون صلیقه رو بکنید سلیقه
اینو تایید نکنید
اونو درست کنید
مرسی

akamrahimi50@gmail.com ٢٣:٥٤ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی double whammy: دوراهی بن بست!

مهدی نصر ٢٣:٥١ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی baton: تعلیمی

تورک ٢٣:٥٠ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی پرسپولیس: پرس به معنی سگ پولیس هم به معنی فارس هست ،پرسپولیس به معنی فارس سگ هست ، که روی یکی از بی ارزش ترین تیم های جهان هم گذاشته شده که علی رغم هزارات سرمایه ،به هیچ جایی نرسیده است

hamid ٢٣:٤٨ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی sprawled: ولو شدن - پراکنده شدن

پريا ٢٣:٤٣ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی پريا: پريا به معني زيباترين پري دريايي يا فرشته است، كوتاه شده پري دريايي يا فرشته يا همون معموليش پري ميشه؛ جمعش ميشه پري ها ولي اين اسم به درد اسم بچه نميخورن پس ه ميوفته ميشه پريا، يعني همه فرشته ها يا پري دريايي ها در يك فرد، زيبا و پاك هم ميشه معني اسم

مصطفی زواری ٢٣:٣٧ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی it slipped my mind: از ذهنم پرید
I forgot

رامین امیری ٢٣:٣٥ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی responsivity: پاسخ دهی

setayesh..... ..@$ ٢٣:٣٤ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی Queen: به معنای وزیر در بازی شطرنج

آرش محمدی ٢٣:٣٤ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی sell someone short: sell someone/yourself/something short
دستِ‌کم گرفتنِ کسی یا چیزی ، ارزش قائل نشدن برای کسی یا چیزی.

He couldn't prove his invention because every body used to sell him short
او نتوانست اختراعش را ثابت کند چون همه عادت داشتند او را دستِ‌کم بگیرند.
It’s a mistake to sell your audience short – they're more intelligent than you think they are
دستِ‌کم گرفتن شنوندگان‌تان یک اشتباه است - آن‌ها باهوش‌تر از آنچه شما می‌پندارید هستند.
Don't sell yourself short - you've got the skills and the experience
خودت را دستِ‌کم نگیر - تو دارای مهارت و تجربه هستی.

Reza ٢٣:٢٨ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی Far fatched: بعید. دور از ذهن

فرهاد تقی پور ٢٣:٢٥ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی rag: Suffering from exhaustion or stress.
‘he looked a little ragged, a little shadowy beneath the eyes’
https://www.lexico.com/

(of a person) untidy, dirty, and wearing old, torn clothes:
Two ragged children stood outside the station, begging for money.
https://dictionary.cambridge.org/

جواد بایراملو ٢٣:٢٤ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی فاس: فَأس:(اسم ،ج فُوُوس /جز تخفیف جوازی میباشد که در اصل همزه ساکن بوده و ماقبل آن حرف متحرک غیر همزه قرار گرفته،پس جایز هست همزه ی ساکن به حرف مدّی ما قبل تبدیل بشه بصورت (الف) فاس هم نوشته بشه.) واژه ی عربی به معنای ،تبر/تیشه /
فَأسُ الخَشبة /چوب را با تبر دو نیم کرد ‌،نصف کرد
فَأْسُ الفَمْ�: آن قسمت از دهان كه در آن دندانها قرار دارند.

محمود ٢٣:٢٣ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی it is not that: نه اینکه...

کاران ٢٣:٢١ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی نام آوران: انسان های بزرگ آینده

شیری ٢٣:١٩ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی برانقار: در فرهنگ فارسی دکتر معین آمده است: برانغار [مغ - برانقار]
فوج جانب دست راست، میمنه؛
مغ: جوانغار
برانقار[مغ= برانغار] برانغار آمده است.

مانی باطنی ٢٣:١٨ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی i pwned you: لهت کردم
نابودت کردم
شکستت دادم

مانی ٢٣:١٤ - ١٣٩٩/١١/٠١
معنی حسرت آمیز: حسرت اور