برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Aylin ١٨:١١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی K pop: به گروه های خواننده‌گیه کره ای می گن کی پاپ مثل بی تی اس،اکسو،بلک پینک و......ولی من خودم عشقم بی تی اسه

رهگذر ١٨:١٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی minicompany: شرکت کوچک

رهگذر ١٨:٠٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی home appliance: لوازم برقی خانگی

ياسي شمخاني ١٨:٠٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی Appeasement: باج دادن

الی قدیمی ١٨:٠٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی tighten your belt: حساب دخل و خرجت رو داشته باش، سر کیسه رو سفت کن

ارشیا طباطبایی ١٧:٥٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی شاخه برهنه: شاخه بدون پوستهه

مازیار ایرانی ١٧:٥٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی هذیان: ما بجای واژه ی هذیان از واژه ی سرواگویی بهره میبریم

SSB 💫 ١٧:٥٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی stereotypes: پندارهای قالبی

ss ١٧:٥٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی cant help: I can't help
کاری از دستم برنمیاد

طوفان جدی ١٧:٤٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی نمایان شدن: نشان دادن

مهشید ١٧:٤٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی cognizant of: با علم به اینکه

مامان آرشا ١٧:٤٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی آرشا: افتخار میکنم نام پسرم رو ایرانی و اصیل انتخاب کردم و کیف میکنم از اسم آرشا

مهدی کائینی ١٧:٣٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی risky: خطرساز

مائده کلانتری ١٧:٣١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی latter: تفاوت later و latter
Later refers to something happening in the future. Latter refers to the second of two things mentioned in the previous sentence or phrase.

فرهاد تقی پور ١٧:٣٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی slow walk: آهسته و پیوسته

مهدی کائینی ١٧:٢٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی call the shots: حرف روی حرف کسی نبودن

بزرگوار شکیبا ١٧:٢٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی یتضرعون: کوشش برای بدست آوردن راهکارها
تلاش برای گرفتن نتیجه
روان شدن در سختی ها
وقتی شیر به پستان وارد میشود شیر نعمت و غذا و احتیاج است و تضرع برای بدست آوردن شیر که غذا و احتیاج است ، یعنی کوشش و تلاش برای پیدا کردن راهکار مشکلات ، یعنی پیدا کردن نعمات الهی ، یعنی کوشش و تلاش با آرامی و نرمی برای یافتن احتیاجات خود، یعنی با فروتنی و آرامش احتیاجات خود را برطرف کردن یعنی با فروتنی و آرامش برای گرفتاری ها و بیچاره کی ها چاره درست کردن ، چاره کردن با فروتنی ، رفع نیاز با آرامش و فروتنی چاره جستن در پهنای بیکران گیتی برای مشکلات و بیچاره گیها

رهگذر ١٧:٢٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی full professor: استاد تمام

sakineh tebbi ١٧:٢١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی classic: موثق

رضاجعفری ١٧:١٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی Cannibalization of Existing Sales: تحت تاثیر قرار دادن فروش موجود

حسین ناصری ١٧:١٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی maters of utility: موارد خدمات عمومی

Zhrwmd___ ١٧:١٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی Crouching: خم شدم

بزرگوار شکیبا ١٧:١٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی تضرع: کوشش در آن
تلاش در آن
آن بمعنی اکنون هالا حال ،
فروتنی کردن برای رهایی
فروتنی کردن برای بدست آوردن دانش آنچه که در آن وا مانده‌ایم ،
تلاش برای خروج از واماندن
زدودن سختی ها
وانماندن

ملیکا رضاوند ١٧:٠٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی gets kills: کشته میشود

En ١٧:٠٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی sacrifice: گذشتن، فدا کردن

MohHoVN ١٧:٠٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی running commentary: گزارش کامل

Setayesh ١٧:٠٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی lava: گدازه ،مواد مذاب اتش نشانی ،🏔🗻🌋⛰🏞

افشین گلچین ١٧:٠٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی deny: 1-انکار کردن، منکر شدن
2-نپذیرفتن، قبول نکردن

Karim ١٧:٠٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی هکتار: هر هکتار ۱۰،۰۰۰ متر مربع است

رضا جعفری ١٧:٠٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی Top of the Line Iron: اتوی مدل بالاتر- از- صورت دارای یک چراغ کوچک بود که نشاندهنده آماده بکار بودن اتو بود و در 1985، توسط پراکتور- سیلکس بکار گرفته شد.

امیرمحمد 123 ١٦:٥٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی دستکاله: چاقوی جمع شونده و تیز
علف بر
یا به اصطلاح در مناطق کاشمر و حومه :دست کله (عه)

رضا جعفری ١٦:٥٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی Top of the Line Iron: اتوی بالاتر از صورت. اتویی که بالاتر از صورت قرار می گیرد.

یه اوتاکو/: ١٦:٥٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی Haru: یه کارکتر دلبر که ماله خودمه ب کسی هم نمیدم؛---؛

Hadis ١٦:٤٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی criticising: انتقاد، عیب جو

erfan keoxer ١٦:٤٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی تماثیل هجر: چهره های جدا

Amir hosein ١٦:٤٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی Invinting: دعوت کردن

قسام ١٦:٤٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی normatively: قاعدتاً

سپیده ١٦:٤٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی زن زیبارو: وجیهه
پری
لعبت

پاینده ١٦:٤٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی He cried: فریاد زد

بدون نام ١٦:٣٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی نقطه اغاز: سر خط.. خط شروع..

اُمید ١٦:٣٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی هناسه: به لُریِ جنوب خوزستان و استان کهگیلویه و بویراحمد این واژه (هَناسَه) به معنی (نفس) بکار میرود. برای نمونه می گویند "هَناسَه وَم کَهنِست" یعنی" از نفس افتادم" (در واقع "نفس ازم کنده شد"). هناسه کردن یعنی نفس کشیدن و هناسه سرد کشیدن یعنی آه کشیدن.

سپیده ١٦:٣٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی الهه اب: آناهیتا
آنیتا

مهدی کائینی ١٦:٣٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی fintech: فنامالی

معصومه رجایی ١٦:٢٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی توفنده: پر خروش ،خروشان ،غوغا کننده

افشین حاجی طرخانی ١٦:٢٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی exopolitics: exo- ‎ politics

The art or science of government as concerned with creating or influencing policy toward extraterrestrial phenomena and extraterrestrial beings.

هنر یا دانش حکومتداری به‌طوری که با سیاست‌گذاری یا تأثیرگذاری به‌سوی پدیده‌ی فرازمینی یا موجودات فرازمینی مرتبط باشد.

امیر ١٦:٢٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی recogize: تشخیص دادن،شناختن

noob123 ١٦:٢١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی noob: عقل کل . خیلی بلد . همه چی دان . عالم و بهترین مثل خودمکه همیشه همه ی کلمه ها رو می دونم نه شما که همیشه اشتباه می نویسین یعنی چی " نا بلد " خیلی هم بلد

م.نصر ١٦:١٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی orthostatic hypotension: افت فشار در وضعیت ایستاده

رهگذر ١٦:١٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی departmental planning: برنامه ریزی بخشی
برنامه ریزی دوایر

sara ١٦:١٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥
معنی سارا: سارا به معنای شاهزاده ، ملکه ، زیبا و خالص ، است.درسنسکریت سارا به معنای گوهر ،هستی و وجود معناشده است و سارا یک اسم بین الملی است ودرهمه کشور ها به همان نام تلفظ میشود ، سارا یک اسم بسیار زیبا، تک و باکلاس است و برای هر سنینی مناسب است .