برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Parmiss ٢٠:٠٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی می نگریستم: نگاه می کردم
می دیدم
تماشا میکردم

حمیدرضا دادگر_فریمان ٢٠:٠٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی گله: احشام، رمه، غنم، فسیله | شکایت، شکوائیه، شکوه، گلایه

حمیدرضا دادگر_فریمان ٢٠:٠٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦

مهدی ٢٠:٠٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی onest: هجوم_حمله_شروع

Mahdi ٢٠:٠٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی Fiting: اتصالات



سلمان ملازهی ٢٠:٠٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی طایفه ملازهی: سلمان ملازهی

ایلیا شکوه ٢٠:٠٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی تتمه: باقی مانده هر چیزی

حمیدرضا دادگر_فریمان ٢٠:٠٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی نوعی زیرانداز: جاجیم،زیلو،پلاس

حمیدرضا دادگر_فریمان ١٩:٥٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی کمد: آرمالی، قفسه، گنجه،اشکاف

حمیدرضا دادگر_فریمان ١٩:٥٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦


Mahsa ١٩:٥٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی apathetic: be apathetic for everything

Seyyedalith ١٩:٥٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی conversion reaction: واکنش تبدیلی / یک مشکل روانی

مجید اسکندرپور ١٩:٤٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی انتقادی: سخن سنجانه
نازک بینانه
سره گزینانه

Pooyan ١٩:٤٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی turn on: خیانت کردن

دنیا ١٩:٤٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی extinguish a fire: خاموش کردن آتیش

MAHAN ١٩:٤٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی enjoing: لذت بردن

محمد ١٩:٤١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی dominant: ارباب

سردار ١٩:٤١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی ماذا: چه ،چه چیزی

پرهام قبادی ١٩:٣٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی اندازی: انداختن پهن کردن

افشین حاجی طرخانی ١٩:٣٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی agelong: بسیار دیرین، طولانی و کهن

مجتبی م ١٩:٣٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی Bar tab: صورتحساب نوشیدنی

ayrin ١٩:٣١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی well done: greeit
افرین

Maybe ١٩:٢٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی hence since: از این به بعد

مجتبی م ١٩:٢٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی ran: بررسی کرد

فائزه نوری ١٩:٢٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی confidence building measures: اقدامات اعتمادساز

محمد رومزی ١٩:٢٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی drive out: از دُور خارج کردن

افشین گلچین ١٩:٢٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی iffy: ناجور......نا معلوم......مشکوک

Fariba ١٩:٢٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی A. M: شیفت زمانی صبح

mahzad ١٩:٢١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی aphantasia: اختلال تصویرسازی مغز

مجید اسکندرپور ١٩:٢٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی سینوپتیک: هم دیدی
هم نگری
هم بینی
یکجابینی

محمود امیری ١٩:١٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی دفترکپیه: دفترکپیه دفتری است که تاجرباید کلیه مراسلات ومخابر ات وصورت حسابهای صادره خود را د رآن به ترتیب تاریخ ثبت نماید.

Teramp ١٩:١٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی Little persian: پارسی کوتوله

MAHAN ١٩:١١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی breaks: زیر پا گذاشتن

Soorena ebrahimi ١٩:٠٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی Ktm: نوعی موتور

آرش جلیل خبازی ١٩:٠٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی circa: حوالی

Bidram ١٨:٥٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی wride: Wride: مچ کردن یا همشون

ehsan ١٨:٥٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی lead line: in electronics means پایه. خط اتصال

فرهاد تقی پور ١٨:٥٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی subordinated debt: طلب ممتاز،دیون ممتازه، طلبی که بر سایر طلبها رجحان دارد ودرهنگام پرداخت طلبها، مقدم برسایر طلبها باید پرداخت شود

حسن موسوی ١٨:٥٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی spring clean: خانه تکانی

عرفان یاوری ١٨:٤٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی نمیگنجد: تکان نمیخورد

SSB 💫 ١٨:٤٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی bring up: فراخوانی کردن

mahdi 1387 ١٨:٣٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی things: وسایل

SSB 💫 ١٨:٣٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی tap: آگاه شدن

سودا ١٨:٢٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی گرنشماخ: کش
و قوس

SSB 💫 ١٨:٢٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی pushed: رانده شده

ابراهیم فیضی راد ١٨:٢٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی اسکلیدن: گسستن_جداشدن _شکستن

SSB 💫 ١٨:٢٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی conflict: تعارض