برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

واژگان لری( بختیاری) ١٤:١٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی منتظر: در گفتار لری :
مَندیر (بسیار پرکاربرد) = منتظر،چشم براه، ماندیر(فارسی شده از ماندن=مَندن)
درمثَل:
مَندیر فلانی ام تا بیاید = منتظر فلانی ام تا بیاید.
برای ناهار مَندیر تان هستیم.
خیلی مَندیرتان ماندیم.

تِما (بسیار پرکاربرد) = انتظار، چشم داشت،امید
در مَثل:
از فلانی تِما بُر شدم = از فلانی انتظارم بریده است.
هام(هستم)به تِمایَت =به انتظار تو هستم به تو امید دارم
هنوز دل به تِما هستم= هنوز دلم امید و انتظار دارد


M ١٤:١٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی How touching: چه تاثیر گذار!

علیرضا ١٤:١٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٦

واژگان لری( بختیاری) ١٤:١١ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی انتظار: در گفتار لری :
تِما (بسیار پرکاربرد) = انتظار، چشم داشت،امید
در مَثل:
از فلانی تِما بُر شدم = از فلانی انتظارم بریده است.
هام(هستم)به تِمایَت =به انتظار تو هستم به تو امید دارم
هنوز دل به تِما هستم= هنوز دلم امید و انتظار دارد

مَندیر (پرکاربرد) = منتظر، ماندیر(فارسی شده از ماندن=مَندن)
درمثَل:
مَندیر فلانی ام تا بیاید = منتظر فلانی ام تا بیاید.
برای ناهار مَندیر تان هستیم.
خیلی مَندیرتان ماندیم.

........ ١٤:٠٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی غوطه: غوطه به معنای فرورفتن است
به معنای غرق شدن نیست

M.hjz ١٤:٠٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی Think back on: Remember به یاد اوردن

مریم ١٤:٠٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی تکتمن: پنهان میکنید

Dark Light ١٤:٠٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی old hand: کارکشته - ماهر و با تجربه - خیلی حرفه ای در کار خود

💎 ١٤:٠٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی متمایز: جدا،‌متفاوت،‌مختلف

علی حقی بستان آباد ١٤:٠٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی lexical morpheme: "تکواژ واژگانی" lexical morpheme :برابر فارسی آن هست
واژه ای آمیخته است وکاربرد آن در مقولات زبانشناسی هست به معنی های " تکواژ واژگانی" و همچنین " تکواژ قاموسی"

💎 ١٤:٠٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی متمایز: مختلف‌،‌متفاوت،‌جدا

Zahra Rahimi (MJ ١٤:٠٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی Thousands of: I have passed that place thousands of times

علیرضا ١٤:٠٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٦

tommy R.Z ١٤:٠٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی بپرور: پرورش بده

امیر ١٤:٠٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی had an argument: بحث، گفت و گو

فاطمه ١٤:٠٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی combine: توام کردن
مثلا توام کردن ورزش و رژیم سالم

طبیبی ١٤:٠٠ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی پالتو: بَرابَر ایتالیایی: cappotto
فرانسوی:manteau
اسپانیایی:saco
روسی:pal'to
رَخت و لباس در زبان روسی plat'ye است.

پارساپیری ١٣:٥٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی golkeeper: دروازه بان

حمید ١٣:٥٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی مکید: میک زدن یا قورت دادن

مجید ١٣:٥١ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی Finger quotes: دو بار خم کردن هر دو انگشت اشاره و میانی از هر دو دست به صورت همزمان و متوالی به هنگام سخن گفتن برای تاکید بر طعنه آمیز بودن کلام در فرهنگ غرب که سبب برداشت متضاد مخاطب شود که معادل یک چشم را بستن و همزمان زبان گزیدن برای تاکید بر کنایه در فرهنگ ایران است.

M.hjz ١٣:٥١ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی Stick with: Stay with , be with
ماندن

ادا ١٣:٥١ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی birth day: روز تولد و روز متولد

مجید ١٣:٥٠ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی Air quotes: دو بار خم کردن هر دو انگشت اشاره و میانی از هر دو دست به صورت همزمان و متوالی به هنگام سخن گفتن برای تاکید بر طعنه آمیز بودن کلام در فرهنگ غرب که سبب برداشت متضاد مخاطب شود که معادل یک چشم را بستن و همزمان زبان گزیدن برای تاکید بر کنایه در فرهنگ ایران است.

M.hjz ١٣:٤٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی Play around: خوشگذرانی کردن
Have fun

Sajjad ١٣:٤٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی trendy: Modern , stylish , popular

🦥Moonlight ١٣:٤٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی auditory tube: شیپور استاش

رهگذر ١٣:٤٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی tolling system: سامانه پرداخت عوارض

۱۲۳۴ ١٣:٤٢ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی بنده پروری: رفتار دوستانه داشتن

جهانگیر ١٣:٤١ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی تخاریان: تُخار نام قومی آریایی ساکن تخارستان بود که در سدهٔ سوم پیش از میلاد در نواحی کوچا و تورفان در شمال شرقی سرزمینی که بعدها ترکستان شرقی یا ترکستان چین خوانده شد، به سر می‌بردند. مردمی قوی و نیرومند بودند و به یکی از زبان‌های وابسته به گروه زبانی هند و اروپایی سخن می‌گفتند که به زبان تخاری معروف است. هرچند این زبان شرقی‌ترین زبان شناخته شدهٔ هند و اروپایی است، اما از لحاظ بخش‌بندی ستم-کنتوم، به شاخهٔ غربی یا کنتوم تعلق دارد.

مجید ١٣:٣٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی Indefinitely: برای مدت نامعلوم

فاطیما ١٣:٣٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی maneuver: فرشید درست میگه
معنی جا به جایی هم میده

مداح علی اصغر بهمنی مرودشت ١٣:٣٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی قصد انشاء: نیت ایجاد عقد یا اراده ایجاد معامله است و رکن اصلی سازنده عقد است

رهگذر ١٣:٣٢ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی go to market strategy: راهبرد ورود به بازار

zahra♡ ١٣:٣٢ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی quantity: مقدار_ کمیت

مداح علی اصغر بهمنی مرودشت ١٣:٣١ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی معاطات: انشاء معامله به صورت داد و ستد را در اصطلاح معاطات میگویند
مثلا شخصی روزنامه میخرد و پول میدهد و معامله انجام میشود
اصولا هر عقدی را میتوانیم به صورت معاطات منعقد کنیم به جز عقودی همچون نکاح

واژگان لری( بختیاری) ١٣:٢٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی عیب: در گفتار لری گذشتگان بسیار پرکاربرد بوده است. و فردوسی ان را به کار برده است.
شاید این واژه از بنیاد ایرانی باستانی است.

رهگذر ١٣:٢٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی go alone: بطور مستقل عمل کردن

رمیصا ١٣:٢٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی مامور کردن: کسی رامأمور کنی تا کاری انجام دهد

uSER ١٣:٢٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی treat: treat ... as ...
با ... به عنوان ... رفتار کردن

سارینا ١٣:٢٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی یک غازی: بی ارزش

حسن پاپی ١٣:٢٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی سیاه پوش: باسلام
سیاه پوشها تمامآازسیاه پوشهای دزفول گرفته تا ایلام تالرستان همگی اصالتا ازایل پاپی لرستان هستنداین یک واقعیت هست

بدین ترتیب که آسردار فرزند پاپی محمدبوده که درزمان اواخر صفوی به میان بختیاری میره
آسردارفرزندی به نام والی داشنه ووالی دو پسربه نامهای عالی وبالی داشته

ازنسل عالی خوانین پهل اوسیوند وخوانین عیسوندپدیدمی ایند

وازنسل بالی سیاهپوشهاپدیدمی ایند

سیاهپوشهادرمناطق دزفول سکونت پیدامیکنندکه دسته ای ازانهابه لرستان میایند که تعدادی ازشون درمیان ایل جودکی درپلدختر میمانند واکنون به طایفه کرموندمعروفند

عده دیگردرمنطقه الشترسکونت میجویند وبه سیاهپوشان الشترمعروفندوطبیعتا جون درجوار ایلات لک زبان سلسله قرارمیگیرند زبانشون به لکی تعیرپیدامیکنه

دسته ای ازسیاهپوشهای الشتر نیزبعدا به ایلام مهاجرت میکنند

البته پاپی محمد که جد آسردارمیباشد از ۷پسری که دارد بعیرازاسردار دوپسردیگراونیزبه میان بختیاری میرن

آحیدر(حیدرکور)که جدخوانینایلخانی زراسوند خدرسرخ میباشدازجمله سرداراسعد وصمصام السلطنه وحسین قلی خان ایلخانی

آنامدار که جدطوایف باپیر ویتیم وکورکورمیباشد

البته دسته جات دیگری نیزازایل پاپی درزمانهای خیلی دورتربه میان بختیاری رفتند ازجمله طایفه علیجانوند از ایل موری
حتی طایفه بختیاروند(بهداروند)نیزبه گفته مینورسکی شرق شناس معروف روسی ازنسل پاپی هامیباشد

بختیاروندها ازطایفه للری ازایل پاپی لرستان میباشند

نادیا ١٣:٢٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی verogest: قرص وروژست
داروی هورمونی

نادیا ١٣:٢٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی verogest: قرص وروژست
داروی هورمونی

موذنی ١٣:٢٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی erythematous: اریتماتو :تیره ای از شیزومیستها ( خانواده آنتروباکتریاسه) از راسته اوباکتریالها می باشند بصورت میله های متحرکی هستند که احتیاج به ترکیبات ازتی دارند.

*** ١٣:٢٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی خخ: در پیام های روزمره به معنی خندیدن یا صدای خندیدن است

آرش راد ١٣:٢٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی گو: پهلوان

علی ١٣:٢١ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی advertise: مخفف: AD

واژگان لری( بختیاری) ١٣:٢٠ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی غیظ: در زبان لری در گفتار های زیادی بکار می رود
غیظ کردن، غیظ آلود، غیظی شدن و...
شاید این واژه از بنیاد ایرانی باستانی است.

محمد ١٣:١٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی onto: در راستای

Hana ١٣:١٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
معنی let's pounce: بیا حمله ور بشیم
تبدیل روباه قرمز