برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

میرحسین سیاوشی خیابانی ٢٠:١١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی چون: بمثال ِ ؛ بمانندِ. همانندِ : چون مدتی برآمد شاخه هاش بسیار شد و بلگها پهن دشت و خوشه خوشه بمثال گاورس از او درآویخت. (نوروزنامه ).
گردون بمثال بارگاهت
کرده ز حق امتحان کعبه.
خاقانی.

میرحسین سیاوشی خیابانی ٢٠:١٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی همانند: بمثال ِ ؛ بمانندِ. همانندِ : چون مدتی برآمد شاخه هاش بسیار شد و بلگها پهن دشت و خوشه خوشه بمثال گاورس از او درآویخت. (نوروزنامه ).
گردون بمثال بارگاهت
کرده ز حق امتحان کعبه.
خاقانی.

میرحسین سیاوشی خیابانی ٢٠:١٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی بمانند: بمثال ِ ؛ بمانندِ. همانندِ : چون مدتی برآمد شاخه هاش بسیار شد و بلگها پهن دشت و خوشه خوشه بمثال گاورس از او درآویخت. (نوروزنامه ).
گردون بمثال بارگاهت
کرده ز حق امتحان کعبه.
خاقانی.

میرحسین سیاوشی خیابانی ٢٠:١٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی بماننده: بمثال ِ ؛ بمانندِ. همانندِ : چون مدتی برآمد شاخه هاش بسیار شد و بلگها پهن دشت و خوشه خوشه بمثال گاورس از او درآویخت. (نوروزنامه ).
گردون بمثال بارگاهت
کرده ز حق امتحان کعبه.
خاقانی.

سجاد حسن خانلو ٢٠:٠٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی جوش شیرین: با یاد آفردیگار پاک
و با سلام و احترام
جوش شیرین: سدیم بیکربنات با فرمول NaHCO3 ،
با توجه به اینکه سیستم عصبی انسان و حیوانات بر اساس تساوی میزان یون سدیم و یون کلر بنا نهاده شده است مصرف سدیم بیکربنات باعث به هم خوردگی این تساوی یون ها در بدن و در نتیجه در مغز می شود و فرد توان تشخیص خوب و بد را از دست میدهد و مغز قدرت کنترل را از دست می دهد و این مسئله ممکن است فرد را دچار مشکلات رفتاری و اشتباهات بزرگ بکند.
متاسفانه این ماده در دسترس همگان است امید است که از توزیع این ماده جلوگیری شود.
با تشکر

امین روشنی ١٩:٥٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Mode of action: دامپزشکی و علوم دامی
طریقه عملکرد

کورده ١٩:٥٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی دلوین: کوروش معظم
ما خر نیستیم ولی خرایی مثه تو رو میگاییم آبشم نمیریزیم درت تا نسل خرت ادامه پیدا نکنه

مرتضی ١٩:٥٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی لاشی: کسی که خود را ارزان می فروشد تبدیل به شی بی ارزش می شود که همان لاشی است و کسی که خود را ارزان نمی فروشد و سمت خلاف نمی رود نفیس می ماند و لاشی نمی شود.

Naghmeh ١٩:٥٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی miserably: با درماندگی

میرحسین سیاوشی خیابانی ١٩:٥٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی نجات دهندگان: مُخَلصین

مُخَلص=[ م ُ خ َل ْ ل ِ ] (اِخ ) لقب حضرت مسیح (ع ). (از اقرب الموارد) (از فرهنگ فارسی معین ). نجات دهنده

میرحسین سیاوشی خیابانی ١٩:٥٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی نجات بخش: مُخَلص=[ م ُ خ َل ْ ل ِ ] (اِخ ) لقب حضرت مسیح (ع ). (از اقرب الموارد) (از فرهنگ فارسی معین ). نجات دهنده

میرحسین سیاوشی خیابانی ١٩:٥٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی ناجی: مُخَلص=[ م ُ خ َل ْ ل ِ ] (اِخ ) لقب حضرت مسیح (ع ). (از اقرب الموارد) (از فرهنگ فارسی معین ). نجات دهنده

میرحسین سیاوشی خیابانی ١٩:٥١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی منجی: مُخَلص=[ م ُ خ َل ْ ل ِ ] (اِخ ) لقب حضرت مسیح (ع ). (از اقرب الموارد) (از فرهنگ فارسی معین ). نجات دهنده

میرحسین سیاوشی خیابانی ١٩:٥١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی نجات دهنده: مُخَلص=[ م ُ خ َل ْ ل ِ ] (اِخ ) لقب حضرت مسیح (ع ). (از اقرب الموارد) (از فرهنگ فارسی معین ). نجات دهنده

sani ١٩:٥١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی seize upon: به کاربردن ، مورد استفاده قراردادن ف مدنظر قراردادن

عباس ١٩:٥٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی rebound: برگشت به عقب

هه نار ١٩:٤٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی شکست عشقی خوردن: سلام damian wayne
این که عشق وجود داره درش هیچ شکی نیست
عشق به خدا بالاترینه ،عشق به مادر،عشق به خانواده،عشق به وطن
اما من اونموقع که این حرفو زدم دقیقا در اوج عاشق بودن بودم بله درسته که میگی عشق فقط مختص به این نیست یه دختر و پسر با هم باشن و بعد یکی دل اون یکی رو بشکنه و شکست عشقی بشه اما دقیقا درد من همین بود
سالها گریه و زاری و ناله
عشق پنهانی
این که اون رو با یکی دیگه ببینم و جیکمم درنیاد
از این که هر شب با اشکام بالشو خیس میکردم بعد صبح یه جوری نشون میدادم که انگار چیزی نشده بعد به اون حرفای عاشقانه ای که به دوستم میزد و برام تعریف میکرد گوش میدادم بدون اینکه حتی به روی خودم بیارم
البته اشتباه نکنی من به دوستم خیانت نکردم
دقیق نمیدونم از کی شروع شد اما حس کردم که دلواپسشم و بعدا فهمیدم که تو دلم چه خبره تا یه روز دوستم اومد و بهم گفت که پسرعموتو میخام
منم چیزی نگفتم از اونموقع شیونم شروع شد
اونا الان عاشق همن و قراره ازدواج کنن
من موندم و یه دل شکسته پاره پاره که هیچ حسی دیگه براش باقی نمونده فقط گاهی نمکی روش پاشیده میشه و زخمش تازه میشه
خب افسردگی هم گرفتم و درسمو کلا ول کردم یعنی میخونم ها ولی مثه سابق دیگه حس کاری رو ندارم
10 کیلو وزنم کم شده و موهای مشکی فرفریم تا زانوم بود تا شونه کوتاه کردم و الان کم پشته کم پشته
هر کی منو میبینه میگه انار چت شده نمیدونن دیگه
دیگه اون انار سابق نیستم
از این به بعدو باید بدون دل ادامه بدم
کسی رو ندارم باهاش دردل کنم دیگه خیلی تنها شدم گفتم اینجا بریزم بیرون دیگه
امیدوارم خوب شم هر چند به خوب شدنم امیدی نیست...


امین روشنی ١٩:٤٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی outbred: دامپزشکی و علوم دامی
غیرهم‌خون، دگرآمیخته

میرحسین سیاوشی خیابانی ١٩:٤٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی redeemer: منجی

علی امیری فر ١٩:٣٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی licking my lips: آب از دهان راه افتادن. احساس هیجان بالا.


Mohsen ١٩:٣١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی hate: بیشتر معنی بیزار بودن میده

م.ش ١٩:٢٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی ژان پروور: یکی از شخصیت های کتاب بینوایان نوشته ی ویکتور هوگو و از اعضای انجمن آ ب ث که در شورش ژوئن ۱۸۳۲ اسیر شد و بعد کشته شد.

آراز ١٩:٢٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی رقص هاخیشتا: رقص هاخیشتا:نوعی از رقص است که در آذربایجان در عروسی‌ها و شادی‌ها به طور چشمگیر بین جوانان و بچه‌ها گسترش یافته است. رقص ملی که از اصطلاح �ها خیشلا� برداشت شده، رقصی پر جنب‌وجوش،شاد که با پرش‌های سبک اجرا می‌شود.


همانند بسیاری رقص‌ها همچون �هالای� در دسته‌هایی با فاصله ۵ یا ۶ متری رو به روی هم قرار می‌گیرند. در بین دو دسته دختر تک‌نواز می‌ایستد. در حالی که به رقص دعوت می‌کند متن را می‌خواند. دخترهای دیگر هم بعد از این متن با صدای بلند صدا می‌زنند: �هاخیشتا�. به علت اینکه رقص بدون موسیقی است، اجرا کننده متن را مانند �میخانه� می‌خواند و اجرا می‌کند. می‌توان با آلات ضرب(نقاره، قوشا نقاره(نقاره جفت)، تنبک) رقص را مشایعت کرد.

یکی از رسوم در مراسم عید نوروز انجام رقص هاخیشتا است. در عید نوروز دخترها و پسرها لباس نو پوشیده،ساز می‌زنند و یاللی، هاخیشتا، بنفشه، کوس-کوسا می‌رقصند.

Zahrs ١٩:٢٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی where are you going: کجا داری میری

Mona ١٩:٢٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی orchestra: من قبول می کنم که اشتباه کردم .خیلی ببخشید دوستان.دیگه بیاین این بحث رو تموم کنیم.خیلی ممنون :)
کسی اگر ناراحت شده ببخشه.

آراز ١٩:٢٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی رقص گوپو: رقص گوپو (Gopu) یک نوع رقص معروف یاللی که از گذشته‌ها تا کنون در بین رقص‌های آذربایجان قرار داشته و با علاقه فراوان اجرا می‌شده است. رقصی که تصاویر مهاجرت درناها در فصل بهار را هم به صورت رقص و هم به صورت بازی منعکس می‌کند.

این رقص به خاطر سبک آن �گوپو� (رجزخوانی) نام گرفته است. معمولاً خانم‌ها و آقایان در دو ردیف قرار دارند و درحالی که با غرور و تکبر خود را می‌کشند(رجزخوانی کردن) به اجرای رقص می‌پردازند. �گوپو� به سه قسمت؛ آرام، متوسط و سریع تقسیم می‌شود.

مهلا ١٩:٢٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥

آراز ١٩:٢١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی رقص کوچری: رقص کوچری:رقص ملی آذربایجان و یکی از انواع یاللی است. �کؤچری�(مترادف:عبور کرده) در ترکی آذربایجانی به چیزی که همیشه در حال تغییر مکان و غیر ساکن است گفته می‌شود(مهاجر). این عامل در روند رقص نیز خودش را نشان می‌دهد، به طوری که رقص کننده‌ها در حالی که از کمر همدیگر گرفته‌اند به صورت دایره‌ای می‌رقصند.(یاللی) رقص به صورت منظم و ریتمیک است و معمولاً با نواختن بالابان و نقاره اجرا می‌شود. رقصی است که در ریتم ۴/۲ اجرا می‌شود.

این رقص در بین رقص‌های محبوب مردمی آذربایجان قرار دارد. رقص کؤچری که از دو بخش آرام و سریع تشکیل می‌شود دارای سه واریانت است. مردها و زن‌ها در یک ردیف و یا به صورت یک در میان زن و مرد قرار گرفته و یاللی باشی(سردسته یاللی) یک چوب در دست گرفته و می‌رقصند. چوب یکی از کاراکترهای رقص است.

�کوچری� چال، کوچن منم (ای مهاجر(کوچ کننده) بزن(بنواز) که هجرت کننده(کوچ کننده) منم)

یورد یئریندن پرَن-پَرن (کسی که از دیار و سرزمینش در حال رفتن است منم)

چال،گورا گئدن قیز منم (بزن(بنواز)، دختری که دارد به‌سوی قبر می‌رود منم)

اوزوم اویناییم،اویناییم (بگذار که خودم برقصم ، خودم برقصم)

مانند سایر رقص‌های مردمی آذربایجان، رقص کؤچری دارای یک روش است که از سه بخش تشکیل شده است. بخش اول سریع است، به صورت دایره‌وار. بخش دوم لیریک (ترانه) است، گویی رقاص در سر جای خود خشک شده و بدن به صورت ایستاده و شاخ قرار گرفته است. بخش سوم هم رقص پراحساس و پر جنب‌وجوش و سریع دایره‌وار از سر گرفته می‌شود.

رقاص‌ها در حالی که کمر یکدیگر را گرفته‌اند به صورت دایره‌وار یاللی می‌رقصند. رقص ریتمیک است و اصولاً با بالابان (گاهی هم زورنا) و نقاره همراهی می‌شود. شیوه رقص در ریتم ۴/۲ است. رقص کؤچری در اکثر اوقات توسط مردها، گاهی خانم‌ها و گاهی نیز به علت سنتی بودن آن به صورت مختلط(خانم و آقا) اجرا می‌شود.

کرام ١٩:١٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی record: ظبطیدن = ظبط کردن
م.ث = برای ظبطیدن این برنامه باید مجوز داشته باشید.

ثبتیدن = ثبت کردن.

رضا حیدری ١٩:١٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی martyrdom: شهادت

# The day of his martyrdom
# His martyrdom encouraged the people to resist

عباس ١٩:١٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی hold: حاکم بودن

shirin ١٩:١٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی kookily: غیرمعمول،مسخره

کرام ١٩:١٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی ثبت: ثبتیدن = ثبت کردن
م.ث = برای ثبتیدن این سند‌ها باید اول برید دفتر مرکزی.

کرام ١٩:١٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی ثبت: ثبتاندن = ثبت کردن
م.ث = برای ثبتاندن این سند‌ها باید اول برید دفتر مرکزی.

ثبتیدن = ثبت شدن.
م.ث = این مدرک‌ها نمی‌ثپتِه توی سامانه. باید بعدا بیایید‌.

Ali mirani ١٩:١٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی nonrelevant: نامربوط

اشکان باقرزاده ١٩:١٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Cookpit: اتاق خلبان

کاشانی ١٩:١٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی orchestra: هر کی بعد از این پیام چیزی بنویسه واقعا دیگه نمی دونم بهش چی بگم...
بسسسهه.حرفی دارید جای دیگه بزنید نه اینجا که .
الان قطع به یقین تعداد پیام های بحث این موضوع از پیام های معنی ارکستر بیشتره.
در ضمن اینجا جای گفتن الفاظ بد نیست.

مبینا ١٩:١٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی lick: Lick(v.) لیس زدن.

علی امیری فر ١٩:١٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی rehab: دوره تمرین سبک برای ورزشکار بعد از مصدومیت یا بعد از جراحی. به دست آوردن آهسته قدرت سابق.

shirin ١٩:١٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی knowingly: آگاهانه

Rey ١٩:١٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی diarrhoea: اسهال شدید

Nana ١٩:١٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی emt: تکنسین فوریتهای پزشکی

ilay راست میگه ١٩:٠٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی orchestra: بسه دیگه.

آراز ١٩:٠٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی رقص یاللی: رقص یاللی (به ترکی آذربایجانی: Yallı) رقص مردمی بسیار قدیمی و بسیار مرسوم اهالی آذربایجان است.

شکل اولیه و ابتدایی یاللی به شکل مراسم سنتی بود که در اطراف آتش، منبع گرمی، نور و غذای گرم انجام می‌شد. در چنین مراسمی سنتی آتش را که تبدیل به الهه شده بود، نیایش می‌کردند. یاللی با سرعت آرام و سنگین شروع شده و با قدم‌های سریع که به شکل دویدن است، با سرعت سریع پایان می‌یابد. در آذربایجان صدها نوع یاللی وجود دارد.

مسعود نیک یار ١٩:٠٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی rivers: رودخانه

آراز ١٩:٠٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی رقص سمنی: رقص سمنی (به ترکی آذربایجانی: Səməni) از جمله رقص‌های بومی و بسیار کهن مردم آذربایجان است؛ ولی در حقیقت، فراتر از رقص، شادمانی سنتی است که بیشتر به آمدن بهار اختصاص یافته‌است.

رقص سمنی فقط توسط دختران و زنان اجرا می‌شود که با آواز همراهی می‌شود. رقص سمنی در کل آذربایجان متداول است.

رضا حیدری ١٩:٠٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی pass up: رد کردن , پس زدن (یک فرصت)

# pass up a chance
# pass up an opportunity
# He passed up a wonderful job
# He's never one to pass up a free meal

آراز ١٩:٠٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی رقص ترکمه: رقص ترکمه (به ترکی آذربایجانی: Tərəkəmə) از جمله رقص‌های بومی و قدیمی اهالی آذربایجان است.

ترکمه نام قومی آذربایجانی است و آفریننده این رقص خود ترکمه ای‌ها هستند. می‌توان گفت که ترکمه رقصی بسیار قدیمی است. نحوه اجرای این رقص دو نوع می‌باشد ولی هر دو نوع موسیقی یکسانی دارند. هم‌اکنون این رقص در بسیاری از مناطق آذربایجان متداول بوده و توسط گروه‌های حرف‌های و آماتور رقص آذربایجانی اجرا می‌شود.

banou ١٩:٠٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی slides: حرکت کشویی