برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

آگاتا ١٣:٤١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی آگاتا: روح پاکی

علیرضا بیانلو ١٣:٣٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی چپ پر: از بازی گل یا پوچ گرفته شده بمعنی اینه که در بین این چند نفر که دستاشونو مشت کردند یک نفر گل داره و در دست چپشه یعنی اون چند نفر همه خالی هستند و نفر مورد نظر گل را در دست چپش داره بنا بر این به همگروهیت میگی چپش پره این اصطلاح از این بازی گرفته شده

فرزانه ١٣:٣٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی سقف کاذب: suspended ceiling

بهنام سلوکی ١٣:٣٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی jab: واکسن

امین جمالی راد ١٣:٣٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی give a lead: کاری را انجام دهید که دیگران نیز آن را پس از شما انجام دهند - الگو بودن

مجید اسکندرپور ١٣:٢٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی نقطه مقابل: پادنشان
پادنگرش

من ١٣:٢٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی کصکش: یک ضربالمثل است میگه کصش از تو کشش از من این همونه

فرشتهِ عشق ١٣:٢٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی hurry: Why not hurry to become a father and hug your son

. ١٣:٢٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی سلام: سلام جناب "MMM"
به پشت خوابیدن شیوه خواب شیطان است.
احتمالاً اون که شما میگین خوابیدن به پهلو راست است.
یاحق

مریم ١٣:٢٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨

حاج سعید ١٣:١٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی ائلمان: معنی اسم ائل مان که از دو حرف ائل و مان ساخته شده ؛ ائل یه طایفه ایل یا همه و مان , به معنی ماندن و بودن است
در کل معنی اسم ائل مان که بدین شکل نوشته میشه ییعنی کسیکه برای مردمش و طایفه اش میماند و شخصیت والایی دارد

Mehrab ١٣:١٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی A can of worms: کاری که بعد از شروع آن مشکلات و سختی های فراودنی به وجود میاورد
مثلا you will open a can of worms by investing your money in stock market now

ماهان ١٣:١٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی زیلایی: لطفا در مورد لر زیلایی استان فارس هم بگین ..

ملك البلاد ١٣:١٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی نجلا: دختري زيبا با چشمانی درشت و قشنگ

erfan ١٣:١٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی homeopathic: گیاه درمانی،درمان طبیعی

نادر ١٣:٠٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی صادق خلخالی: شاسکول بندرپیت سادیسمی که به فرمان خمینی بعنوان رئیس جوخه های اعدام بی محاکمه منصوب شد.

Sara ١٣:٠٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی a selfish person: یک مرد خود خواه

solimani ١٣:٠٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی charge: شارژ کردن-شارژ کردن تلفن- شارژوسایل الکتریکی

موری بازُفت(بختیاری) ١٣:٠٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی بزگ: در گویش زبان بختیاری واژه بَزگ(Bazg)= یعنی زمین بایر،زمین خشک، زمینی که آب درآن یافت نمیشود.

جواد ١٣:٠٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی self contradictory: متناقض نما

Z-o-h-a ١٣:٠١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی کهن: کهن به معنای قدیمی است

آرزو ١٣:٠١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی سعیده: یعنی دنیا رو داشتن ، یعنی یه دختر قشنگ و زیبا، با وفا 😍😍😍😍

منیره غفرانی ١٢:٥٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی paper over the cracks: مشکلات و سختی ها را پنهان کردن

موری بازفت(بختیاری) ١٢:٥٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی بزگ: در گویش زبان بختیاری واژه بَزگ(Bazg) = خشک،بایر،زمین قابل کشت که آب در آن وجودنداشته باشد.

علی میرزا ١٢:٥٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی cockblock: شق درد

solimani ١٢:٥٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی upload: انتقال دادن اطلاعات-بارگذاری اطلاعات-بارگذاری-انتقال اطلاعات از سیستم به سیستم دیگر-فراگذاری

ضحا ١٢:٥٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی گسیخت: گسیخت =پاره شد ،جداشد

بهناز ١٢:٥٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی DEBOARD: پیاده شدن از هواپیما

حنانه ١٢:٤٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی beckoned: اشاره کردن

هستی.ناصری ١٢:٤٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی هانده ارچل: هانده.خیلی.خوشکله.نازه

saeid ١٢:٤٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی even so: despite that, nevertheless

Mini ١٢:٤٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی carry: تولید کردن

مجتبی م ١٢:٣١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی ahead of time: به موقع

نیوشا ١٢:٣٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی توحید گوی: ستایش کننده

طیبه طغیانی ١٢:٢٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی صورت پذیرفت: انجام پذیرفت.شکل گرفت.انجام شد.

Mobina ١٢:٢٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی Bygones: گذشته ها

Alaei ١٢:٢٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی تینار: [ترکی آذربایجانی] /Tinar/امید،(اومیت)-پشتیبان(دایاخ)

حوریه ١٢:٢١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی حوریه: من خوشحالم که این اسم رو من گذاشته شده داستان اسم من اللان میگم مامان من دبیرستانی بود رفته بیود مسجد اسم حورییه به چشمش افتاد خیلی از اسم حوریه دوست داشت و مامانم توی دلش گفت وقتی من بچه دار شدم و ازدواج کردم اسم دخترم رو حوریه میزارم و من اللان خیلی خوشحال هستم که این نام زیبا و معنیش زن زیا و فرشته و پوست سفید هستش و مامانم این نام زیبا برای من انتخاب کرده امید وارم از داستان اسم من دوست داشته باشین

محمد جواد ١٢:٢٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی خر من: توده چیزی

حسین جمشیدی ١٢:١٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی To do without/to go without: بدون چیزی سر کردن

S etayesh ١٢:١٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی getting around: دور زدن

S etayesh ١٢:١٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی getting around: دور زدو

حنانه ١٢:١٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی scowled: اخم کردن

محمد رضا اعلائی ١٢:١٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی تینار: [ترکی آذربایجانی]/ Tinar/امید(اومیت)،پشتیبان(دایاخ)

مهدی ١٢:١٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی ببخشای: فا طمه زهرا از گناهان ما سر در بیا ور

محمد عرفان زمانی ١٢:١٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی اثر مرکب: Composite effect

فرهود ١٢:١٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨

فرشتهِ عشق ١٢:١٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی not be killed: God, I am studying the lesson
Do not scare me
I will defeat my opponent
I will not be killed in this war
بخدا درس را میخوانم
من را هول نکن
رقیبم را شکست خواهد داد
من در این جنگ کشته نخواهم شد

ایرج ١٢:٠٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی شیلر: این اشتباه است شیلرنیست شلیراست که اسم کوردی دخترانه است

sahar ١٢:٠٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨
معنی sucked: مزخرف