برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

رهگذر ١١:١٦ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی storefront: نمای جلوی فروشگاه
محیط جلوی فروشگاه
ورودی فروشگاه
نمای بیرونی فروشگاه

امید ١١:١١ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی Liquidated: تعیین شده،مقرر شده

فاطمه ١١:٠٨ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی بهبودی یافتن: خوب شدن- سالم شدن

فاطمه ١١:٠٧ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی بهبودی یافتن: سالم شدن_ خوب شدن

موسی ١١:٠٧ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی Ambiguous: مبهم،گنگ،دو پهلو(کلام)
Ambiguous = vague

الهام حمیدی ١١:٠٧ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی forecaster: پیشگو

Figure ١١:٠٣ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی An end in itself: به خودیِ خود

سرآسیاب ١١:٠٢ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی تماشا کردن فیلم: تماشا کردن فیلم به انگلیسی

سهیلا مهرزاد ثمرین ١١:٠٢ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی In hand: دَم دستی
دَم دست

موسی ١١:٠١ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی obstructively: سدشدگی و بسته شدن راه
بندآمدگی و گرفتگی
گرفتگی ومسدود شدن مجاری اعضای مختلف بدن



Braveheart ١٠:٥٨ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی cram: چپوندن,
باشتاب یاد گرفتن

شیما قنبری ١٠:٥٦ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی Wish list: لیست آرزو ها...

تورک ١٠:٥٦ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی فارس: اذربایجان جنوبی ایران نیست . انشالله در اینده نزدیک از استعمار اقلیت فارس ازاد خواهیم شد . بلوچستان ،الاحواز هم همینطور . ان ها هم از ظلم قوم ظالم فارس رنجیده اند . مرگ بر فارس

سارینا ١٠:٥٤ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی lady bug: سلام به دوستان
من یه عمره که کلاس زبان میرم وهمه ی شما دارین اشتباه میگین .
Lady bug به تنهایی یعنی کفشدوزک اما Lady به تنهایی یعنی بانو یا خانم bugهم به تنهایی یعنی حشره .
اما Lady bug یعنی کفشدوزک.
وراستش دوبله ی این کارتن به فارسی رو یچیز دیگه ترجمه کردن.
مثلا:باید Ladybug میگفتن گفشدوزک اما واسه ما زدن دختر کفشدوزکی اما دختر کفشدوزکی یعنیcobbler girl
یا مثلا:cat noir رو گفتن گربه ی سیاه اما گربه ی سیاه میشهblack cat

Shima Ghanbari ١٠:٥٤ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی Wish list: لیست آرزو ها

علی ١٠:٥٤ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی فارس: یه نفر گفته که ، فارس ها تجزیه طلب نیستند و تورک ها کرد ها تجزیه طلبند ، اولا فارس ها عامل تجزیه کشور هستند ،نه تجزیه طلب ، معلومه تجزیه طلب نمیشند چون نود ساله حکومت افتاده دستشون ،میخواستید تچزیه طلب بشند؟ چرا؟ والا زبانشون که داره به هممون تحمیل میشه ، ادبیاتشون به همه تحمیل میشه ،فرهنگشون داره به همه تحمیل میشه ، اونا خودشون رو صاحب اصلی ایران میدوننند!!!!!!! متاسفانه روزی ایران سرزمین ترکان بود ، بقیه ملت ها هم با ازادی کامل زبانشون رو میخوندند و مینوشتند ولی این فارسا خرابش کردند .
بجز بیابان لوت و کویر و مناطق مرکزی ،بقیه قسمت ها جدا خواهد شد . تورک ها کرد ها عرب ها و بلوچ ها ، کم کم دارند از خواب بیدار میشوند ، و دیگه نمیخوان تحت استعمار اقلیت فارس باشند .

حسین رحیمی دستک ١٠:٥١ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی devil: نام یک حیوان در تاسمانی هم هست
Tasmanian devils

مرتضی رجبی ١٠:٤٧ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی shiver: Shiver ::: لرزیدن ( از شدت سرما )

Tremble:::: لرزیدن ( از شدت ترس ، اضطراب و ناراحتی )

. ١٠:٤٧ - ١٤٠٠/٠١/٣٠

مرتضی رجبی ١٠:٤٧ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی tremble: Shiver ::: لرزیدن ( از شدت سرما )

Tremble:::: لرزیدن ( از شدت ترس ، اضطراب و ناراحتی )

فرانک رسالت ١٠:٤٥ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی اندیشیدن: پردازش تفکر

شاهین ١٠:٤٣ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی الماس: بر خلاف تصور برخی واژه الماس از بنیاد پارسی و آریایی است چرا که واژه الماس در زبان یونانی به شکل diamantia که شکل قدیمی تر واژه diamond است پس الماس کلمه ای آریایی و پارسی هست نه یونانی

Saba ١٠:٤٠ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی کردار: رفتار

Zara ١٠:٣٩ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی put up: مثلا پنجره رو بده بالا
Put down پنجره رو بده پایین

الهام حمیدی ١٠:٣٨ - ١٤٠٠/٠١/٣٠

یاسین ١٠:٣٦ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی شبکه غذایی: شبکه غذایی به مجموع چند زنجیره غذایی میگن.
زنجیره غذایی به رابطه بین یک تولید کننده و چند مصرف کننده میگن.
باتشکر

سهیل ١٠:٣٥ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی Backing store: حافڟه فعال سازی

حسین ناصری ١٠:٣٢ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی proportionate universalism: همگانی گرایی متناسب: تخصیص و ارائه خدمات همگانی در مقیاس و شدتی متناسب با میزان نیاز.

Ali Mehrsai ١٠:٣١ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی خودش: درود بر شما. خسته نباشید. بر توضیح "خودش" قدری اصلاح صورت گرفته. لطفاً توضیح پیشین را بخاطر اینکه با بی دقّتی نوشته شده بود، حذف فرمائید.و توضیح جدید را که به خدمتتان تقدیم شده است، درج فرمائید. ارادتمند مهرسای.

Ali Mehrsai ١٠:٢٦ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی خودش: علی مهرسای
"خودش" فصاحت ندارد. باید بجای این ضمیر انعکاسی عامیانه "او خود" بکار برده شود. مثال:"او خود این داستان را شرح داد" و نه: "خودش این داستان را شرح داد." "شما خود گفتید." و نه: "خودتان گفتید." "من خود می دانم." و نه: "خودم می دانم." بنابراین بجای خودم، خودت، خودش، خودمان، خودتان، خودشان، باید: من خود، تو خود، او خود، ما خود، شما خود، ایشان (آنان، آنها) خود بکار برده شود. خود ضمیر مشترک است برای اشخاص ششگانه.

Iam x ١٠:٢٥ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی Electric keyboard: صفحه کلید الکتریکی که شبیه به پیانو است و در موسیقی از آن استفاده می شود.

Shadi ١٠:٢٤ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی put a rose on your nose: (اهمیت نداشتن موضوع برای فرد)به حالت طعنه آمیز

ستایش ١٠:١٩ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی خیره شد: چشم دوخت

گل شمعدانی ١٠:١٦ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی eosinophil: “EOS” یا “EO” مخفف عبارت “Eosinophils” است. ائوزینوفیل‌ها نوعی از گلبول‌های سفید هستند که حدود ۵ درصد از کل حجم خون را تشکیل می‌دهند. این سلول‌ها که بخشی از سیستم ایمنی بدن در مهره‌دارن به‌حساب‌می‌آیند، از یک هسته با دو لوب (bilobed) و یک سیتوپلاسم با بیش از ۲۰۰ گرانول بزرگ تشکیل شده‌‌اند.
با زبانی ساده‌تر می‌توان گفت که ائوزینوفیل‌ها نقش تعیین کننده‌ای در مبارزه با عفونت و انگل‌ها ایفا می‌کنند.

د ١٠:١٥ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی مرحبا: آفرین-درود-براوو

مجید ١٠:١٤ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی stenographer: دیکته نویس، قلم به مزد

خداداد عزیزی11 تیم ملی ١٠:٠٨ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی ازلی: همیشگی
دیرینه
ابدی

سهیلا مهرزاد ثمرین ١٠:٠٥ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی should: توصیه کردن
توصیه شدن

Figure ١٠:٠٣ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی Unto itself: در نوع خود

What they do is an art form unto itself
آنچه آنها انجام می دهند در نوع خود یک هنر است.

مسعود خواجه وندی ١٠:٠١ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی pull back from: صرفنظر کردن از

امیر محمد ٠٩:٥٨ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی lifting weights: وزنه برداری

پارسا میریوسفی ٠٩:٥٧ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی خر (شرک): خر سخنگوی بامزه شرک که با یک اژدها ازدواج میکنه

پارسا میریوسفی ٠٩:٥٦ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی reopening a case: رسیدگی مجدد، اجازه ارائه ادله و مدارک جدید

nara ٠٩:٥٦ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی هذلولی: اگر صفحه ای سطح مخروطی را در قسمت بالایی وپایینی قطع کند واز راس آن عبور نکند شکل حاصل را هذلولی می نامیم.

پارسا میریوسفی ٠٩:٥٦ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی جوس: در سرای بگشتن برای غارت

پارسا میریوسفی ٠٩:٥٥ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی reopen: reopen means open again after closing
کانون زبان ایران

پارسا میریوسفی ٠٩:٥٥ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی reopened wounds: touched a sensitive point, caused old pains to be felt again

پارسا میریوسفی ٠٩:٥٥ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی reopener: person or thing that reopens

علی ٠٩:٥٢ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی قولا: سخنی با ارزش
گفتاری روشن

طایفه اورگونی ٠٩:٤٩ - ١٤٠٠/٠١/٣٠
معنی اسیوند: روستای اورگان واقع درچغاخور از طایفه اورگوني هستند که این طایفه از اورک ها میباشد و اورگون یا همان اورکون(اورک ها) هستند که غریب به400سال درکنار خوانین زراسوند زندگی میکنن و اکنون یکی از تیره های زراسوند شناخته شده اند