برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مهراب خان غلامی ٢٣:١٨ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی صمون: صمون ( به ندرت سمون هم نوشته می شود ) نوعی نان بسیار خوشمزه و پر طرفدار است که میشه این ادعا رو داشت که صمون ، به طور خاص و ویژه، فقط در استان ایلام طبخ میشود.
فلافل را اغلب با نان صمون می‌خورند.

علی باقری ٢٣:١٧ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی دعوی هندو به سپیدی کردن: دعوی هندو به سپیدی کردن :یعنی در پیری ادعای جوانی کردن
((ياسمني چند که بيدي کنند
دعوي هندو به سپيدي کنند))
(شرح مخزن الاسرار نظامی،دکتر برات زنجانی،۱۳۷۲،ص 400 .)

علی باقری ٢٣:١٤ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی بیدی کردن: بیدی کردن:ادعا کردن ، اظهار وجودکردن .
نظامی در آوردن " بیدی کردن " از ضرب المثل ترکی متأثر شده است محمد باقر خلخالی گوید :
" آغاشلار تولیانده باش چمنده / سؤویدلر سؤلی یَرْلر منده منده "
که معنی آن به فارسی می شود " وقتی درختان در چمن سر می جنبانند درختان بید هم ( اظهار وجودی کرده ) می گویند من هم من هم ( ما هم هستیم)".
((ياسمني چند که بيدي کنند
دعوي هندو به سپيدي کنند))
(شرح مخزن الاسرار نظامی،دکتر برات زنجانی،۱۳۷۲،ص 400 .)

شهبازی ٢٣:١٢ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی inarticulate animal: حیوان بی کلام

ساحل ٢٣:١١ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦

فرشید ٢٣:٠٩ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی i'm broke: من بی پولم (من پول ندارم).

محمد نصر ٢٣:٠٦ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی messed with: گند زدن به اخلاق. بهم ریخته کردن
All the rules and regulations with this business are really starting to mess with my head


اذاک ٢٣:٠٦ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی بالینی: بالینی یعنی سربه روی بالش نهادن.

ایمی ٢٣:٠٦ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی chop up: Let's chop it up after school
بیا بعد مدرسه در موردش بحث و گفتگو کنیم.

علی باقری ٢٣:٠٣ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی مغز کهن: مغز کهن:مغز پیر .
مغز کهن نیست پذیرای او : کنایه از خرف شدن انسان در دوره ی پیری
((عقل که شد کاسه سر جاي او
مغز کهن نيست پذيراي او))

(شرح مخزن الاسرار نظامی،دکتر برات زنجانی،۱۳۷۲،ص 400 .)

علی قهرمانی ٢٣:٠١ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی social setting: محیط اجتمایی

Fo ٢٢:٥٨ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی heavyhearted: غمگین _ دلتنگ
Very sad, depressed

احمد درفشدار ٢٢:٥٦ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی dualistic: ئوگانه انگار

مسعود عباسی ٢٢:٥٢ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی evade: قسر در رفتن

Shadi Hamedi ٢٢:٥٢ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی what the hell: وقتی حالت سؤالی ندارد و در اشاره به هیاهو و غوغایی نیست که معادل‌های اشاره‌شده برایش به کار بیاید، به این معناست: به‌جهنم، هرچه باداباد، به‌درک

علی باقری ٢٢:٥١ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی طبل: دکتر کزازی اعتقاد دارد واژه ی طبل ریختی تازیکانه که ستاک تبیر ستانده شده و در این مورد می نویسد " ((تبیره به معنی کوس بزرگ است و ریخت پهلوی آن می بایست تپیرگ tāpīrag می بوده است . " هـ " یا " گ " در آن پساوند است و ستاگ واژه تبیر یا تپیر . به گمان، " طبل " ریختی است تازیکانه که از این ستاگ ستانده شده است . ))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 317.)

علی باقری ٢٢:٤٩ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی تبیره: تبیره:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " تبیره" می نویسد : (( تبیره به معنی کوس بزرگ است و ریخت پهلوی آن می بایست تپیرگ tāpīrag می بوده است . " هـ " یا " گ " در آن پساوند است و ستاگ واژه تبیر یا تپیر . به گمان، " طبل " ریختی است تازیکانه که از این ستاگ ستانده شده است . ))
((به سر بر ، زگرد سپاه ابر بست
تبیره دل ِ سنگ خارا بِخَست))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 317.)

فرزانه بهرامیان ٢٢:٤٩ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦

طباطبایی ٢٢:٤٧ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی dude: رفیق.
گیمر های بازی های آنلاین خیلی استفاده میکنن

Sara ghazanfari ٢٢:٤٣ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی Arbitarary: تصادفی.شانسی:random

جای خالی ٢٢:٤٢ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی بغلم کن: Give me a hug-خودمونی-بغل بده

سارا منادی ٢٢:٣٩ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی percpheral: peripheral proteins= پروتئین محیطی

يوسف ٢٢:٣٧ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی کرگاه: طايفه كرگاه در واقع از شهر زور عراق امده اما دو طايفه از ا ايل از خرم اباد به ماهيدشت مهاجرت كردن و با ايل كرگاه وصلت كردن كه الان به اونها خل شامامه يا طايفه شامامه ميگن ، كه خانوادههاي محترم صيدي مستقر در قصرشيرين و خانوا هاي فتاحيو خانواده هاي گندم كار مستقر در اسلام اباد چند خانواده در رووستاي كاشنبه فاميلي جعفري و چند خانواده غلامي ازين طايفه ميلاشند

ابراهيم ٢٢:٣٦ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی sea lanes: خطوط دريايي

کاظم محمدشریفی ٢٢:٣٦ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی Get itchy finger: میل و اشتیاق فراوان به کار یا بدست آوردن چیزی

امیرارسلان ٢٢:٣٣ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی آفتاب: بنظر لغت آفتاب از دو بخش آفت و آب گرفته شده باشد بمعنای آفت وضدآب واز بین برنده رطوبت زمین وغیره می باشد

امین جهانگرد ٢٢:٣٢ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی ordain: عمامه گذاری برادران کشیش و میگن
یعنی کشیش شدن

mohammad kanani ٢٢:٢١ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی لاکچری: یعنی رو به برنامه یعنی تمامه عمل هاش بی نقص یعنی بدنی با پنزده درصد جربی لاکچری نه تجملاتیه نه ولخرج اما هم میتونه لوکس باشه وباکلاسم به نظر بیاد

علی باقری ٢٢:٢٠ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی خدنگ: خدنگ:
دکتر کزازی در مورد واژه ی "خدنگ " می نویسد : (( خدنگ نام درختی است که چوبی سخت داشته است و از آن در ساختن تیر و زین بهره می برده اند . می تواند بود که این واژه از ستاک اوستایی خَد به معنی " زخم زدن " بر آمده باشد که در خستن " نیز با بُن اکنون خل ، به کار رفته است . ))
((ز ديوارها خشت و ز بام سنگ
به کوي اندرون تيغ و تير و خدنگ))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 317.)

علی باقری ٢٢:١٥ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی راه بیراه: راه بیراه:بیراهه، راه نهان ، راه زیر زمینی و راه " نبهره "
((سپاه فريدون چو آگه شدند
همه سوي آن راه بي ره شدند))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 317.)

امین جهانگرد ٢٢:١٣ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی two pit: دوزاری

حمید ٢٢:١٣ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی ترجمهgave: دادن، زدن،کشیدن، سر دادن،موجب،باعث...شدن

منا جهانبخشی ٢٢:١٢ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی founding document: قانون اساسی

منصور ٢٢:٠٨ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی طهمزی: پاکیزگی

پریا یاوری ٢٢:٠٦ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی برکشیدن: بالا اوردن
استخراج کردن
ترقی و پیشرفت دادن
تربیت کردن و پرورش دادن


تست کنکور سراسری

علی باقری ٢٢:٠٥ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی آری: آری:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " آری" می نویسد : (( آری به گمان بسیار ، ریخت کوتاه شده ی " آوری " است ، به معنی " بی گمان " و " هرآینه " و " بیقین "؛ . ))
((چنين داد پاسخ بدو کندرو
که آري شنيدم تو پاسخ شنو))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 316.)

Mg ٢٢:٠٤ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی sponsored: حمایت مالی

Ⓜ️ ٢٢:٠٤ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی فرشاد: فرشاد یعنی عشق من
یعنی یه فرد عالی برای ادامه زندگی

علی باقری ٢٢:٠٢ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی شبستان: شبستان:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " شبستان" می نویسد : (( شبستان در پهلوی در ریخت شپستانšapestān بکار می رفته است . ))
((گرين نامور هست مهمان تو
چه کارستش اندر شبستان تو))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 316.)

MH ٢٢:٠١ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی disengage: جدا شدن از

بهادر اسلامی ٢٢:٠١ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی over someone's head: too difficult to understand
I tried to take in what he was saying about nuclear fusion, but most of it went over my head
سعی کردم بفهمم چی داره درباره هم آمیزی هسته ای میگه ، اما بیشترش رو نفهمیدم .

منا جهانبخشی ٢١:٥٨ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی collectivization: جمعی‌سازی

علی باقری ٢١:٥٧ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی گستاخ: گستاخ:
دکتر کزازی در مورد واژه ی "گستاخ " می نویسد : (( گستاخ در پهلوی در ریخت ویستاخ wistāx بکار می رفته است. ریخت میانگین " ویستاخ " و " گستاخ "بِستاخ " است که آن نیز در نوشته های کهن دری به کار برده شده است . ))
((بدو گفت ضحاک چندين منال
که مهمان گستاخ بهتر به فال))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 316.)

شهبازی ٢١:٥١ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی cyclicity: چرخه

MH ٢١:٥٠ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی trade off: تجارت، توازن، تعادل

سَرچُل ٢١:٤٩ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی سرچول: روستای سرچول در شهرستان اندیکا نام محلی آن سَرچُل بوده است که به اشتباه سرچول ثبت گردیده است.

MH ٢١:٤٩ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی anthropocentric: انسان محور

کوروش ٢١:٤٣ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی شوفر: شوفر، سوفر ، سفر ، مسافرت همه هم خانواده هستند و به معنی زندگی در همه جا است

مصطفی ٢١:٣٧ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی like pulling teeth: خیلی سخت، خیلی دشوار، خیلی مشکل

سرچل ٢١:٣٥ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦
معنی سرچول: بر گرفته از مکانی که سنگ های زیادی روی هم انباشته شده است و همچنین در فرهنگ بختیاری به تعداد زیادی سنگ که روی هم انباشته می شود چل می گویندبه معنای مکانی که روی سنگ ها قرار گرفته است که روستای سرچول اندیکا باتوجه به بافت منطقه گویای این معنا است.