برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سارا خشنود ٠٠:٠٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٦
معنی Have a knack for language: استعداد داشتن در یادگیری زبان های مختلف

پریسا خضریان ٠٠:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٦
معنی make a racket: To cause a lot of noisy disturbance.
سروصدای مزاحم ایجاد کردن
و برای مثال
I wish the kids playing in the street wouldn't make such a racket while I'm trying to take a nap.
خدا کنه وقتی بچه ها دارن تو کوچه بازی میکنند خیلی سروصدا نکنند تا بتوانم یه چرتی بزنم 😴

رضا ٢٣:٥٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی رستم: رستم به معنی رسته شدم(را با فتحه).رستن(را با فتحه) از امیال نفسانی در اصل را با فتحه است رست م[رستن](آزادی از امیال نفسانی

شهاب اذر ٢٣:٥٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥

سارا خشنود ٢٣:٥٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی have an eye for detail: جزئی بین بودن

کوروش ٢٣:٥٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی shrinking well: منابع در حال اتمام
سرچشمه ها و ذخائر رو به خالی شدن

سعید پهلوان ٢٣:٥٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی جنگ و پیکار: آورد .نبرد . افند

اصغر آقا سگ سیبیل ٢٣:٥٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی promulgate: رسما قانون را به اجرا دراوردن

to officially put a law into effect. Your state may announce a plan to promulgate a new traffic law on January 1st.

سعید پهلوان ٢٣:٥٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی جنگ و پیکار: رزم . نبرد

کیانوش ٢٣:٥١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی سی پاره: تیری که در کمان قرار میگیرد

Boxer ٢٣:٥١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی take medicine: دارو مصرف کردن

فاطمه ٢٣:٥١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی نیکدا: نیکدا : نیکدا مرکب از ( نیک = نیکو ، خوب ، زیبا ) ( دا = مادر )

sara ٢٣:٤٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی egotistical: خود بین
خود پرست
مغرور
از خود متشکر

سعید پهلوان ٢٣:٤٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥

نجمه ٢٣:٤٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی A Deal is a deal: قرار، قراره
قول، قوله

فاطمه ٢٣:٤٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی نیکدا: نیکدا : مادر خوب ، نیکو، خوش اخلاق ، زیبا ، شایسته ، نیکوکردار ،پسندیده .نیکدا اسم دختر با ریشه لری می باشد.

پریسا خضریان ٢٣:٤١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی cut out: فرض کنید یک کاغذ دارید ، وسط یا هرجای آن ،منهای گوشه ها و اضلاع یک شکلی میکشید ، می برید و از کاغذ جدا می کنید
در این حال شما cut out کرده اید

Melika ٢٣:٣٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی Jamboree: پارتی(دختر و پسر)

😇 ٢٣:٣٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی At work: داشتن یه کار و مشغول بودن درباره ی آن

رهگذر ٢٣:٣٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی signage: تابلوهای علائم تبلیغاتی

محمدرضا صالحيان ٢٣:٣٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی time waster: وقت کُش

عاطفه موسوی ٢٣:٢٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥

سحر ٢٣:١٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی wired: wired the money فکر میکنم به معنای پول را تسویه کردن هست، یا پرداخت کردن

بختیاری ٢٣:١٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی ایل شوهان: ایل شوهان از دو ایل بختیاری و ایل پاپی تشکیل شده است

طایفه کرهر ایل شوهان اصالتا" از طایفه باپیر ایل زراسوند بختیاری میباشند.

بقیه طوایف ایل شوهان از ایل پاپی و ایل لک لرستان هستند


شوهان یا شهو

در ایل زراسوند طایفه شهو وجود دارد

ایل زراسوند بیشترین خویشاوندی را با ایل پاپی لرستان دارد


فرقی ندارد مهم اتحاد بین ایلات قوم لُر میباشد

بختیاری.پاپی.شوهان.لک.کلهر. همه باهم برارن و از قوم لر


سارافرجپور ٢٣:١٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی sharp practice: حقه بازی
فریب کاری

محیا ٢٣:١٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی come here: بیا اینجا

نجمه ٢٣:١١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی On that front: در مقابل آن
در آن مورد
در جواب آن

مازیار ایرانی ٢٣:١١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی جرعه: واژه جرعه تازی واژه ژره و شره آب بوده ک به تازی رفته به جرعه دگردیسیده است

صادق خجسته پناه ٢٣:٠٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی overachiever: پُر دستاورد

نجمه ٢٣:٠٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی On front: در مقابل
در جواب

🖤MANI🖤 ٢٣:٠٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی tamer: فرد رام‌کننده / رام‌گر

میرحسین سیاوشی خیابانی ٢٢:٥٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی falsely: به دروغ

میرحسین سیاوشی خیابانی ٢٢:٥٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی کاذبانه: به دروغ

ناصر ٢٢:٥٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی lingo: لوتره (lowtare)، لُتَره، لوترا

آیدین آذری ٢٢:٥٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی mitsuba: میتسوبا، جعفری ژاپنی

علی ٢٢:٥٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی طایفه میر: 🔹واژه امیر (میر) این واژه عربی که به معنای فرمانده. مسئول و ... هست در دوران صفویان، توسطه شاهان صفوی که با حیله گری خود را از نوادگان پیامبر معرفی میکردند به افراد (فرمانده و مسئول) نسبت داده و پیشوند نامشان میشد، مانند (میر شیخعلی، میرسردار، میراحمد و..) بعد کم کم این صفت عامیانه شد و مورد استفاده عموم مردم قرار گرفت، سپس با صدور شناسنامه، تعدادی به تبعیت از نام پدران خود و تعدادی نیز که خود را از نوادگان آن فرمانده هان میدانستند این واژه را پیشوند نام طایفه خود نمودند . مانند؛
میرساکی. میرسالاری. میردریکوند. میرسرداری. میربهاروند. میرشاکی. و ...). مثال: ساكي هاي مير كه از چند قرن گذشته تا به امروز پيشوند مير را بر نام هاي خود داشته اند اینان از نوادگان شيخعلي سلطان نامي از طايفه سرچرم هستند كه به دليل رشادت و شجاعت هاي زياد در جنگ هاي آن دوران توسط يكي از شاهان صفوي ملقب به ميرشيخعلي سلطان گشته است .
🔹رواج این واژه در دیگر نامها :
درگذشته به مسئول تقسیم آب = میراب. به گُرز = میرکو. به فرمانده جنگ = میرجنگ و به جلاد میر غضب میگفتند،

http://sakiha.blogfa.com/post/5 منابع

علی ٢٢:٤٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی آلبرده: آلبرده به این معناست که به درد هیچ کاری نمی خورد و همیشه بی حوصله است من یک بختیاری اصیل هستم

سجاد حسن خانلو ٢٢:٤٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی آبلیمو: با یاد آفریننده پاک
باسلام و احترام
آبلیمو به دلیل دارا بودن اسیدهای آلی مفید، برای انسان، مخصوصا انسان های گیاه خوار بسیار ضروری است. چون اکثر غذاهای گیاهی حالت قلیایی دارند و ph خون را بسیار بالا میبرند حتما گیاه خواران باید با تمام غذاهای خود آبلیمو به مقدار کافی مصرف کنند تا ph خون تعدیل شود. علائم بالا ر فتن ph خون احتباس آب در بدن و احساس فشار و عصبی شدن است با تعدیل ph خون، کلیه ها به کار می افتد و آب اضافی را دفع میکند و فشار تعدیل میشود.
با تشکر

مهدی کشاورز ٢٢:٤٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی چاپیدن: پاسخ بایسته به سخن جناب مرودشتی در پانویس واژه یغما آمده است.
با سپاس

Z ٢٢:٤٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی middel: وسط .میانی

Parsa khosravi ٢٢:٤١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی nurse ambition: رویا پردازی

Fatemeh ٢٢:٤١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی impatient: بد اخلاق یا بی تاب و بی صبر

علیرضا انگوتی ٢٢:٤٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی moving away: اسباب کشی کردن

Fatemeh ٢٢:٣٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی enough: به معنا کافی ،، به اندازه

هامان سروش ٢٢:٣٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی غزلواژه: غزلْواژۀ
(و بيانيۀ پيشنهاد فرم تازه اي در غزل امروز ايران)

غزلواژه�، عنوان سبک خاصی است که در سال ۱۳۸۹ در غزل مدرن ایران زیر نام�بیانیهٔ پیشنهاد فرم تازه‌ای در غزل امروز ایران�توسط استاد دکتر محمود طیّب از شاعران مطرح غزل مدرن و استاد ادبیات در دانشگاه و از پژوهشگران برتر ادبیات تحقیقی معاصر به وجود آمده و اعلام موجودیت کرده است.
استاد طیب نخستین غزلها در این سبک را در سال ۱۳۷۵ سرود و در مجلات معتبر منتشر کرد و پس از آن بیانیهٔ این سبک، به‌طور رسمی در کتاب�و تو را شنیدم روزی که اتفاق افتادی�در سال ۱۳۸۹ خورشیدی منتشر شد.
از ویژگی‌های برجسته‌ای که می‌تواند امروزه و بعدها این کتاب را به گونه‌ای متفاوت جلوه دهد همین بیانیه است که در آن غزل‌هایی با شکلی دیگرگونه و تازه (نو) زیر عنوان یک سبک مستقل منتشر شده‌است.
این سبک اخیرا از سوی عده ای از نوجوانان ناشی زیر نام گروه جعلیات واژنه که مدعی نوسرایی هستند مورد سرقت ادبی واقع شده و در حال تبلیغات برای سرقت این ابداع ادبی دکتر طیب هستند.

استاد طیب در این بیانیه می‌گوید: کارهای فراوانی در حوزه‌های شعر عاشقانه، اجتماعی، انتقادی و جنگ (و دفاع مقدس) زیر این شکل شعری نو کار کرده‌ است.
در این مجموعه، غزلواژه‌های با محتوای جنگ و ادبیات پایداری منتشر شده‌است و در بیانیه به غزل‌های دیگری با محتوای اجتماعی، عاشقانه و غیره نیز اشاره شده و بعضاً عین شعر نقل شده‌است. بیانیهٔ این شکل نو، در کتاب �و تو را شنیدم روزی که اتفاق افتادی� به چاپ رسیده‌است. دومین مجموعهٔ شعر محمود طیّب[۱]�با عنوان �و تو را شنیدم روزی که اتفاق افتادی�(۱۳۸۹ خورشیدی) در اواخر دههٔ هشتاد خورشیدی منتشر شد.[۲]�در اینجا برای معرفی غزل‌واژه، متن کامل بیانیه از همین کتاب نقل می‌شود.
از ويژگي‌هاي برجسته‌اي كه مي‌تواند امروزه و بعدها کتاب �و تو را شنیدم...� را به گونه‌اي متفاوت جلوه دهد انتشار غزل‌هايي با شكلي ديگرگونه و تازه (نو) است به ضميمۀ بيانيۀ اين شكل تازۀ شعري كه آن را �غزل‌واژه� نام نهاده‌ام.

محمود طیب كارهاي فراواني در حوزه‌هاي شعر عاشقانه، اجتماعي، انتقادي و جنگ (و دفاع مقدس) زير اين شكل شعري نو كار كرده‌ است. در اين مجموعه غزل‌واژه‌هاي با محتواي جنگ و ادبيات پايداري منتشر شده است و برخي از غزل‌واژه‌هاي اجتماعي نيز در سايت‌ها يا مجموعه‌هاي جنگ‌واره به چاپ رسيده است.

بيانيۀ اين شكل نو، در كتاب �و تو را شنیدم...� به چاپ رسيده است و در اينجا براي جلوگيري از دراز دامن شدن سخن و نيز براي معرفي كامل غزل‌واژه، متن كامل بيانيه نقل مي‌شود:




پیشنهاد فرم تازه‌ای در غزل امروز ایران

غزلْواژه

در این شکل تازه، غزل به صورت سطحی موزاییک‌شده و منظم ارایه می‌شود و متن در همان شکل کلاسیک، با بافتی نو کار می‌شود. در این فرم، صنعت‌های بلاغی اگرچه با محدودیت‌هایی روبه‌رو می‌شود اما آن‌چنان فراگیر نیست که غزل آسیب جدی ببیند. تشبیه، تضاد، استعاره، حس‌آمیزی و پارادوکس برجسته‌ترین فنون بدیعی و بیانی هستند که همچنان قابلیت به کارگیری را خواهند داشت.

شعریّت ادبی تا اندازه‌ی فراوانی در این بافت، جای خود را به تصویرسازی‌های رئال و عینی می‌دهد. غزل بیش‌تر دوست دارد در خدمت روایت و تصویر قرار بگیرد تا �تغزّل�، احساس، تخیل و شعریت؛ با آن‌که رسالت غزل بیش‌تر همین گزینه‌هاست. اما با خواندن کارهایی از این دست، در کنار دیگر گونه‌های غزل، همان لطف فرم همیشه‌ی این قالب زیبا احساس می‌شود.

در این فرم تازه، فعل‌ها، حرف‌های اضافه و مضافٌ‌الیه از اندام جمله و ساختِ دستوری متن حذف می‌شود و غزل مجموعه‌ای از نام‌ها، صفت‌ها و اصوات است. شاعر می‌بایست قدرت تصویرپردازی و تسلط خود را در روایت و شعر، تنها در بستر این واژه ها نشان دهد و کارهای خواستنی و آرمانی مطلوب را بیافریند.

از سوی دیگر این نوآوری و دیگر نوآوری‌های در این راستا (:‌سالم) در مقایسه با دیگر نوآوری‌هایی که در عرصه‌ی غزل امروز صورت گرفته است مانند �بدعتِ‌ ناسازِ پست‌مدرنیزم� که به تخریب و نابودی این شکل زیبای شعری پرداخته است بسیار امیدوارکننده و شایان توجه است.

نخستين غزل در اين شكل را به طور رسمي در سال 1385منتشر كرد ه ام.(ر.ك: مجلۀ هابيل، تخصصي دفاع مقدس، شمارۀ 12، بهمن و اسفند 1385، ص 30)

پيش از آن همان غزل(غزلْ واژۀ انفجار)را در پانزدهمين كنگره سراسري شعر دفاع مقدس(1385 ـ اروميه) ضمن توضيح كوتاهي خواندم.

سپس چكيدۀ بيانيۀ اين شكل را در سال 1386 براي كنگرۀ سراسري غزل جوان ايران (هرمزگان ـ بندرعباس)،برای دبير كنگره ـ محمدعلي بهمني ـ فرستادم.

در سال 1388 اين غزل در كتاب �از حنجرۀ كارون� (گزيدۀ غزل دفاع مقدس استان خوزستان، ص 106 ) به چاپ رسيد و موازي با انتشار همين كتاب، نخستين شعر را در اين شكل (در قالب مثنوي 6 بيتي) از يكي از شاعران، در يكي از مجموعه هاي شعر دفاع مقدس ديدم . شعري كه بر همين وزن، و در بسياري موارد، با همين واژگانِ�غزلْ واژۀ انفجار� سروده شده است! (ر.ك: بوي تمشك، مجموعۀ آثار منتخب دومين جشنواره شعر پايداري استان يزد، 1388، صص 146ـ147)

شعري كه بی هيچ گماني شاعرِ آن، دوازدهمين شمارۀ مجلۀ هابيل را ديده بود اما به آن اشار هاي نكرد!

براي نمونه به دو بيت از اين شعر توجه كنيد:

قرآن، تفنگ، تانك، مسلسل، گلوله، درد
آرام، بيصدا، دل عاشق، صبور، مرد

سنگر، سپاه، صف، دل محكم، اميدوار
گردان عشق، لشكر عاشق، وصال يار

البته شاعر به چند نكتۀ ساختاري در اين شكل توجه نكرده است؛ مانند حروف اضافه و صف ت ها و نام هايي كه به صورت مضاف اليه آورده است.

و همچنين تكرار برخي از واژه هايي كه در بيت هاي پيشين به كاربرده است به طرح كلّي اثر آسيب وارد كرده است.

در این مجموعه، نزدیک به پنج کار به صورت غزلْ‌‌واژه در حوزه‌ی شعر جنگ کار شده است و در دیگر کارهای این مجموعه نیز بیت‌هایی به صورت پراکنده به کار رفته است. غزلْ‌واژه به صورت تک‌بیتی‌هایی در برخی از کارهای پیش‌تر از این دیده شده است و این یک امر طبیعی است که در کارهای خود نیز این‌گونه بوده است.

بهترین محتوایی که متناسب با غزلْ‌واژه به نظر رسید و تجربه شده است، محتوای اجتماعی ـ انتقادی است. غزل‌های فراوانی در اين حوزه کار شده است.‌ برای نمونه غزلِ زیر در حوزه‌ی شعر اجتماعی با حالتی شبه‌انتقادی از نخستين كارهاي از این دستِ نگارنده می‌باشد که البته صفت در رديف و همچنين مضاف و مضافٌ‌الیه در چند جاي ديگر به کار گرفته شده است:

پيرمرد کور

قرمز! چراغ راهنما، پيرمردِ کور
لرزان، ضعيف، روي عصا، ...پيرمرد کور

خلوت، سکوت، جمعه، خيابان، هواي گرم
زنبيِل، نان، خريد، دوا، پيرمرد کور

ماشين، شراب، مردِ جوان، پارتي، موزيک
سرعت، عبور، نقض، خطا، پيرمرد کور

ترمز...! شديد، ظهر، تصادف! صداي آه
خون! ضربه، قلب، جمجمه، پا پيرمرد کور

راننده، گيج، پرت و پلا، عربده، نهيب:
احمق! نفهم! سربه‌هوا! پيرمرد‍ِ �کور�!

راننده، گاز، دنده، خشن، بي‌محل، گريز
عابر: آهاي! مست! کجا؟!‌... پيرمردِ کور؟!

انسان، شرف، معاد، عدالت، حساب، حشر!
دوزخ، عذاب، کفر، خدا،پيرمرد کور!

... يک نعش، گنگ، کنجِ خيابان، مچاله، سرد
تنها، کنارِ جوي، رها، پيرمرد کور!

محمود طیّب(سراجی، 1388: 50)

نمونه‌هایی دیگر از غزل‌واژه‌های من که به همراه متن بیانیه در کتاب �و تو را شنیدم/ روزی که/ اتّفاق افتادی� در سال 1389 منتشر شده است:

یک بمب... ناگهان متلاشی و بعد... هیچ
در هم زمین ـ زمان متلاشی و بعد... هیچ

کیهان غبار ـ قرن، فضا، کهکشان غبار
انگار آسمان متلاشی و بعد... هیچ

هر گوشه روی فنس، زمین، تانک، خاکریز
اندام یک جوان متلاشی و بعد... هیچ

دل، روده، پشت، شانه، جگر، سینه، دنده‌ها
سر، دست‌ها، زبان متلاشی و بعد... هیچ

...قانون زیستن اگر این جبرِ وحشی است
سرفصل‌های آن متلاشی و بعد... هیچ

...وقتی که از شعورِ خدا منع می‌شویم
گیرم که این جهان متلاشی و بعد هیچ

�آشوب�، �ظلم�، �نقضِ حقوقِ بشر�، �تضاد�
: شیطان، وجود آن متلاشی و بعد هیچ

نفرین به هر کدام شما ـ پست‌های شوم!
تندیس‌های‌تان متلاشی و بعد هیچ

دین و خدای‌تان همه تبعیض و اختناق
دین و خدای‌تان متلاشی و بعد هیچ!

(و بعد هیچ، و تو را شنیدم/ روزی که/ اتفاق افتادی، صص 23 ـ 24)

یا:

قلب، شريان، فشار، اكسي‍‍‍‍‍‍ژن
ناله، فرياد، حنجره، هن‌هن

جمعه، ياسين، بروج، رحمان، حشر
فاتحه، شمس، نور، انسان، جن

فتح، اعجاز، عجز، برگشتن:
حتم، ممكن، محال! ناممكن!

عزم، راسخ! اراده، دل، امّيد
قول، برهان، كلام، دم؛ متقن!

عشق، ناموس، آبرو: هستي!
خصم، دژخيم، مرتجع: موهن!

جنگ، حمله… مقاومت، ايمان
ضجه، خشكي، كوير، توفان، شن...

(غزلْ‌واژه‌ی اعجاز، همان‌جا، صص 44 ـ 45)

یا

غزلْ‌واژه‌ی دفاع

حادثه، دژخیم، تجاوز، ستیز!
بمب، وطن، خانه، بدن... ریز ریز

شهر: خطر، دلهره، موشک، هجوم!
ریخته، ویران، همه، زخمی، مریض

تانک، مسلسل، توپولوف، ژ.3، کلت!
حمله، منوّر، تله، مین، خاکریز

خاک شده کوچه، دکان، خانه هم
در ستم افتاده خدا، شهر نیز!

ما: زن، فرزند، سراسر، دفاع
دشمن: نیرنگ، شبیخون، گریز

قبر، کفن، روح، تقرّب، خدا
عرش، برین، وصل، تجرد، عزیز!

(غزلْ‌واژه‌ی دفاع، همان‌جا، صص 58ـ59)

یا رباعی�شلّیک!:

یک توپ، سه تا گلوله، شلّیک، هدف
بی‌علّت و بی‌مقوله، شلّیک، هدف

یک توپ، سه‌تا گلوله، یک مدرسه، بعد
سرمستیِ شومِ لوله، شلیک، هدف

(همان‌جا، ص120)

همه‌ی شکل‌های پیشنهادی و نظرهای در حوزه‌ی غزل تا امروز مورد احترام می‌باشند و این فرم در کنار دیگر فرم‌ها، پیشنهادی برای غزل امروز ایران است. بدیهی است که شکل و بافت اصیل غزل و آنچه از پیش به ما رسیده است زیباترین فرمی است که از این قالب انتظار می‌رود و همواره دلنشين و زيباترين خواهد بود.(طیّب،1389: 19-22)

همان‌گونه كه در متن بيانيه نيز آمده است از آغاز شعر فارسي تا كنون كوتاه‌گويي و گزيده‌گويي باب بوده است و اين بيت نظامي را كه �كم‌گوي و گزيده‌گوي چون در / تاز اندك‌ تو جهان شود پر� بس به جا می‌دانیم. و همين است كه گاه در شعر فارسي- به ويژه از (دوره مشروطه (1284،1285-1304) به اين سو، به مصراع‌ها يا بيت‌هايي بر مي‌خوريم كه صرفاً چينش و بافتي از نام‌ها يا صفات هستند و شاعر از حروف اضافه، مضاف‌ها و فعل‌ها در متن بهره نبرده است. اما نكته اينجاست كه در همۀ آن موارد يا تعمدي در كار نبوده و يا اگر بوده، هر شاعر معمولاً به يك يا دو مورد تنها بسنده كرده است (آن‌هم در مصراع يا نهايتاً بيتي!) و نخواسته يا نتوانسته است شكلي نو را پديد آورد. همان گونه كه پيش از نيما (بي هيچ قياسي) شمس جهان كسمايي (1262-1340) كار يا كارهايي شكسته و كاملاً آزاد سروده و منتشر كرده بود اما تلاش‌هاي نيما بود كه مشكلي نو را رسميت بخشيده و تثبيت كرد!تا قضاوت و ديد منتقدان، شاعران، شعر‌دوستان و آيندگان چه باشد. پایان/.



منابع:

ـ اسرافیلی، حسین. (۱۳۸۵) زخم سیب. مجموعه اشعار برگزیده پانزدهمین کنگره سراسری شعر دفاع مقدس (گردآوری). تهران: صریر.�شابک�‎۹۶۴-۶۱۷۴-۲۸-۰. خانهٔ کتاب.

ـ بوی تمشک(۱۳۸۸) مجموعه آثار منتخب دومین جشنواره شعر پایداری استان یزد.

ـ ساکی، بهمن. (۱۳۸۸) از حنجره کارون. مجموعه شعر دفاع مقدس شاعران استان خوزستان (گردآوری). تهران، نیلوفران.�شابک�‎۹۷۸-۶۰۰-۵۵۱۳-۲۲-۶. خانه کتاب.

ـ ساکی، بهمن. (۱۳۹۷) فرهنگ گونه های نوپدید در شعر فارسی معاصر. جلد نخست، تهران، عصر داستان. شابک ‎۱-۳۰-۶۹۷۰-۶۰۰-۹۷۸. خانه کتاب

ـ سراجی، محسن (۱۳۸۸) برای روزهای مبادا ۳، چاپ نخست، مشهد، انتشارات سخن گستر.

ـ طیّب، محمود. (۱۳۸۹) و تو را شنیدم روزی که اتفاق افتادی. تهران: حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس.�شابک�‎۹۷۸-۶۰۰-۵۲۶۲-۶۲-۹. خانه کتاب.

ـ طیّب، محمود(1394) مدرنیسم و پست مدرنیسم در غزل امروز ایران (با مقدمه‌ای بر غزل فارسی از آغاز تا دوره مدرن)، تهران، فرهنگ مانا.شابک�‎۹۷۶-۶۰۰-۷۱۱۸-۶۷-۲. خانه کتاب.

�ـ هابیل، مجلۀ تخصصی دفاع مقدس، شماره 12، بهمن و اسفند 1385، ص 30

M-A ٢٢:٣٤ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی chocolate sprinkles: یک نوع شکلات با رشته های کوتاه رنگارنگ

سجاد حسن خانلو ٢٢:٣١ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی گوشت خواری: با یاد خالق پاک
با سلام و احترام
کشتن حیوانات به هر دلیلی موجب بروز حالات هیجانی بشدت منفی و احساسات مخرب عاطفه انسانی و از بین رفتن احساس ترحم و مهربانی (که از خصایص پسندیده یک موجود زنده (نه تنها انسان) است) میشود و خوی درندگی و بی رحمی و توحش و گرگ صفتی را در انسان و حیوان پرورش میدهد حال آنکه کشتن گرگ درون باید هدف انسان باشد.
در آیین ما مصرف نخاع حرام است و بسیار منع شده است و بسیار مضر است زیرا که بیشتر از یک نوع چربی بسیار چگال و سنگین تشکیل شده است. حال آنکه این نخاع از ستون فقرات منشعب شده و وارد اکثر بافت های بدن مخصوصا ماهیچه ها میشود پس ماهیچه های حیوانات نیز بخشی از نخاع را در خود جای داده اند پس مصرف ماهیچه ها هم مسئله دار است.
با مشاهده تصویر سلاخی شده و پوست کنده و شکم خالی شده از دو حیوان گوسفند و سگ که هر دو جزو پستانداران هستند هیچ تفاوتی در آناتومی و ظاهر این دو حیوان نخواهید دید بجز کمی تفاوت در رنگ گوشت دو حیوان. حال چه تفاوت دارد حیوانی که سر بریده اید از گوشت خوار بوده یا گیاه خوار یا یک هم نوع. که خوردن گوشت هر دوی این حیوانات، گوشت خواری و درندگی محسوب می شود. آیا اگر ثابت شود خوردن گوشت انسان مفید است به هم نوع خواری روی خواهیم آورد؟
با عرض معذرت از استفاده از جملات نازیبا و خشن، که موضوع بحث نازیبا و خشن بود به ناچار سخن به اینجا کشیده شد. خودم هم به شدت آزرده شدم.
با تشکر

پريسا ٢٢:٣٠ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی laundry machine: ماشين لباسشويي

Fatemeh ٢٢:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی feel sick: میشه احساس تهوع ،، یا احساس مریضی داشتن ، یا حال خوب نداشتن

تلخابی ٢٢:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥
معنی پدر صلواتی: تا جایی که من به یاد دارم   این واژه پدر صلواتی در جایی اطلاق می شود که  پسر بچه شیطانی که پدر محترم و متشرعی دارد  وقتی کاری می کند که در خور او با چنان پدری نباشد به او با این مضمون که : اخه پدر صلواتی چرا چنین کاری کردی!  برخورد می شود