برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

دکتر ١٧:٣٤ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی Musculus uvula: عضله زبان کوچک

هه نار ١٧:٣٢ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی دیسان: در کوردی به معنای "دوباره" است

سینا ١٧:٣٢ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی opinion: Idea
Suggestion
نظر
عقیده
پیشنهاد

هه نار ١٧:٣٢ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی دیل: دیل در کوردی به معنای "اسیر" است
دیلی توم:اسیر توام

هه نار ١٧:٣١ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی دیار: دیار
نام پسرانه کوردی
معنا:پیدا . اشکار
دیاری:هدیه
دیار معنای"جای زندگی،وطن یا شهر" را نیز میدهد

هه نار ١٧:٢٨ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی قاپ: در کوردی "کاسه" را" قاپ" میگویند

هه نار ١٧:٢٧ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی ده وری: dawri
در کوردی بشقاب را "ده وری"گویند

مرتضی حمزه سرکانی ١٧:٢٦ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی shortsightedness: کوته بینی؛ نزدیک بینی؛ بی‌بصیرتی؛ کوته نظری

هه نار ١٧:٢٦ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی که وچک: kawchk
که وچک یا که چک
کوردی معنای:قاشق

هه نار ١٧:٢٥ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی خویری: xweri
در کوردی به معنای"ولگرد،بی عرضه" است

ℳムԋ∂ɨs ١٧:٢٤ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی مهديس: دختری مانند ماه
زیبا خوشرو تابان روشن

Moonshine ١٧:٢٤ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی degenerating: رو به زوال

هه نار ١٧:٢٤ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی جل: jl
جل یا جلک
در کوردی به معنای "لباس " است

هه نار ١٧:٢٣ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی تالان: در کوردی به معنای "غارت شده و ویران " است
تالان کردن:ویران کردن

هه نار ١٧:٢٢ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی بری: beri
اسم کوردی دخترانه مخفف "بیریوان"
یعنی دختری که شیر میدوشد

هه نار ١٧:٢١ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی شوان: شوان
نام کوردی پسرانه
به معنای :چوپان
شوانه نیز میگویند

هه نار ١٧:٢٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی توش بوون: در کوردی به معنای"مبتلا شدن" است
تووش بوو:مبتلا

Figure ١٧:٢٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی dandy: ژیگول

سمانه پاینده ١٧:٢٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی raging: خشمگین

ع/ سپنتامهر ١٧:١٩ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی مرگ امیر: مرگ امیر : واژاک واصطلاحی که نزد گاهنگاران وتاریخپژوهانوگاه نزداهل ادب وسینماگران،
نامویژه یاعلم شده است برای قتل میرزاتقی خان فراهانی هزاوه ای نورآبادی یا امیرکبیر نامداردر۲۰دیماه ۱۲۳۰خ برابر ۱۲۶۸ق(روزملی تتوسعه)!
گرچه امیرکبیربَرنام ولقبی فراگیروعام بوده ودرزمان قاجاربرخی شاهزادگان چون کامران میرزاحاکم تهران هم بدین برنام نامداربوده اندولیک،
چنانکه هرگاه گویندامیر ،فَردیدومنظور هموست!
زمانیکه میرزاعلیخان حاجب الدوله فراشباشی مقدم مراغه ای(پدراعتمادالسلطنه)از برکشیدگان ونوکران امیرکبیر که
امیر‌ رابگردن او هوده یاحقی بودبسیار چرا که به میانجی امیرازمرگ رسته بودبفرمان
ناصرالدینشاه،شاه مستبدقاجارو
بدخواهی مهدعلیامادرش وشیل وزیرمختارانگلیس وهمسرش مادام شیل
رگهای امیرآن بزرگمردایرانپرست دوران را
ناجوانمردانه درحمام شاه،باغشاه کاشان که درآنجازندانی بودبریدوگشود
وخون پاکش بریخت(همان حمام یاگرمابه فین)همه گاهنگاران یاوقایعنگاران ناصری مانندمیرزا تقی خان لسان الملک سپهر درناسخ التواریخ ناصری یا رضاقلیخان هدایت در روضه الصفای ناصری
ونیزپسرهمین حاجب الدوله کشنده
امیربنام محمدحسنخان صنیع الدوله که سپس برنام ولقب اعتمادالسلطنه ووزارت انطباعات ناصری رایافت
درصدرالتواریخ
بدروغ نوشتند که امیردرپی اندوه برکناری ازصدارت و پشیمانی سیاسی که داشت ببیماری دق مردیافجئه کردودرکاشان قالب تهی کرد!
یانوشتند،امیربدنبال ناخوشی که داشت بدرودزندگانی گفت ویاهمین اعتمادالسلطنه پسرکشنده آن بزرگمرددرصدرالتواریخ نوشت که،
بدن امیردرپی بیماری،آماس کرده بود وپس ازچندروزدرباغ شاه کاشان،جان بجان آفرین سپرد!
ولیک،تنهاکسی که رازجنایت را آشکارکردتنهاوتنهایک تاریخ نویس درستکار و‌ آزاده دربارناصری بودکه نهراسید وخامه اش
که،گوهرآزادگیش رابنان نفروخت‌
وداستان قتل امیر راآنچنانکه بودبی پروا وبی ترس و بیم وهراس
نگاشت!
اوکسی بودبنام
میرزامحمدجعفرخان حقایقنگاردشتی خورموجی!
میرزا ممجعفر که ازسوی ناصرالدین شاه مامورثبت،پایستگی ونوشتن حقایق اخباردربارودولت قجری شده بودکتابی نوشت بنام حقایق الاخبارناصری!
اودرآن کتاب،آنچه راست ودرست وواقعیت بوده است راباخامه
راستینه نویسی وحقیقت نگاری‌برسپیدی کاغذ آورده و‌ داستان قتل امیر را آنچنان بازگفته است که
ناخودآگاه،سرشک اندوه واشک خونین رابررخسارخواننده،روان میسازد!
این کتاب رااندکی پس ازقتل امیر دار الانطباعات ناصری چاپ کرد.
پس ازچاپ ونشروپخش آن،درباریان
نسخه ای ازآن رابپیشگاه شاه رسانده
وآنباره،پیشاورد و موضوع رابدیده او
نمودند!
شاه قاجارکه ازنوشتن حقیقت قتل استاد،آموزگار و وزیر نظام وصدراعظمش،امیرکبیر سخت برآشفته ودرخشم شده بودبیدرنگ دستورگردآوری همه نسخه هاوشمارگان پخش شده راداد.
همه نسخه هاوشمارگان پخش شده کتاب حقایق الاخبارناصری ازبازار جمع وگردآوری شدو
میرزامحمدجعفرسخت موردخشم وغضب همایونی گردید وبفرمان شاه از تهران به عتبات،تبعیدگردیدچنانکه پیکربیجان امیرراهم بدستورشاه قجردرایران بخاک نسپرده وبکربلا بردندتاازمردم دورماندویاداوازهوش ومغزمردمان نیزپاک شودوتاآرامگه اونیزموی دماغ استبدادومایه روشنگری مردم نباشد !
پس ازدوری وراندن وتبعید خورموجی،همه درباریان و بزرگان
گفتند که:
امیرناخوش شد و مرد!
آری!
امیرآماسید و مرد!
بله،امیر به بیماری دق،مرد!
پس بیماریهای رایج وروان آنروزچون دق،فجئه وآماس را شَوَندوسبب مرگ امیرگفتند!
آن زمان،هنوزمننژیت وسرطان،شناخته نشده بود و
نمیدانستندچه بیماریست که مانندحکومتهای خودکامه امروزبگویندامیردرزندان مننژیت گرفت یا دچارکنسرشد ومرد!
یاامیردردرگیری زندان،مرد!!
یا امیرخودکشی کردومرد!!
ازآنجایی که امیرکبیر به استقلال ایران می اندیشید باچیرگی،نفوذ و رخنگی
دولتهای روس وانگلیس ودستیازی ودخالت ایشان درکارهای سیاسی واقتصادی دولت ایران که بااستقلال کشوردرتضادبودهمواره میستیزیدوسیاست هایش،دست بیگانگان رادرکشورمابرید وبه منافع ناروای اشان پایان دادچنانکه اعتمادالسلطنه درتاریخ مننتظم ناصری( بااینکه پدراولکه ننگ تاریخ ماست ولی این پسروارونهه پدرخدمات بسیاربکشوروفرهنگ ایران قاجاری نموده) نوشته است،امیرباساماندهی به اقتصادکشوروپشتیبانی وپدیدآوردن صنایع نوین داخلی وکالاهای خوب ایرانی مانندکالسکه سازی،بلورسازی،چینی وقلیان سازی ،پارچه های گوناگون ازشال بافی تاچیت ،شکرسازی و..،منافع اقتصادی بیگانگان وواردات وخریدوفروش کالاهای خارجی راکسادوبی رونق نمودازین روی با پژوهش در رویه هاوصفحات تاریخ دست بیگانه بویژه انگلیس رادرقتل امیرآشکار وهویدا میبینیم!
باری؛
کلنل شیل سفیرانگلیس از بدخواهان و بدگویان وسعایت‌ کنان وبفرجام ازکارگردانان پشت صحنه قتل اوست!
بویژه که همسر این جناب وزیر مختار مادام شیل ازنزدیکان مادرشاه مهدعلیا هم بودو با اندرونی شاه هم دوستی بسیار و پیوندی استوارداشت!
ازیرا،بگمان بسیاراین مادام،
نیزبادوستی بامادرشاه و رخنگی دراندرونی ودر
دربرافروختن آتش کینه امیردردل مهدعلیا
تاثیر و هنایش فراوان داشته ست!
بهرروی!
دشمنان امیر از بیگانگان
تامهد علیا که مادرزن او عزت الدوله هم بودونیزفرومایگانی چون میرزا آقاخان نوری،صدراعظم پس ازامیرکبیرکه سرسپردگی وتابعیت انگلیس راداشت تاهمین حاجب الدوله
قاتل وکشنده او دربدگویی وسعایت امیرنزدشاه قاجار وکشتن این بزرگمردتاریخ مادست داشتند!

تنهاگناه امیرنیزمیهن پرستی
آزادگی،رعیت نوازی یاملی گرایی
او، بویژه نقد قدرت شاه
وناخرسندی ازخودکامگی واستبداداووکوتاه نمودن دست وزیران مختاریاسفیران روس وانگلیس ازدستیازی ودخالت درامورداخلی ایران بود!
برای آگاهی بیشتربنگریدبنوادرالامیر
شیخ المشایخ معزی،امیرکبیرزنده یاد فریدون آدمیت
وامیرکبیرزنده یادعباس اقبال آشتیانی،ناسخ التواریخ سیپهر،روضه الصفای ناصری،تاریخ منتظم ناصری اعتمادالسلطنه و..
گفتنی ست،کتاب حقایق الاخبار بگمانم
از روی نسخه کتابخانه مجلس شورا در دهه30بوسیله زنده یادحسین خدیو جم به چاپ رسید.

Azade Ny ١٧:١٨ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی go off: 1- ring
2- stop working
3- explode

هه نار ١٧:١٨ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی توز: toz
در زبان کوردی یعنی"گرد و خاک"
توز ده کا:گرد و خاک به پا میکند
توزیک(tozek): کمی،اندکی

هه نار ١٧:١٦ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی شوره: shor
شور در کوردی به معنای"چیزی است که اویزلن باشد"
شوره ژن :زن زیبا و طناز

احمدی ١٧:١٦ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی کورد: در ضمن کوردها از تمدن سومری ها هستند که ۷۰۰۰ سال قدمت داره

نعمت شاعر، شما قطعا لر نیستی، چون اگر لر بودی هیچوقت به کورد اهانت نمیکردی

لرها خود را از نسل کورد میدانند

شما معلوم نیست در کدام پس کوچه ها شکل گرفتی و متولد شدی!

مجید قربانی ١٧:١٥ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی binding: نگارش، تالیف، ویرایش

Erfan ١٧:١٥ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی سردار دلاور: سردار شجاع

فرشته وحشی ١٧:١٣ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی کامسامیدا: به معنی ممنون ومتشکرم در زبان کره ایی می باشد

هه نار ١٧:١١ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی قاچ: در کوردی به پا "قاچ" میگویند
معادل های ان :لاق ،پی

احمدی ١٧:١١ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی کورد: این هایی که میگن کورد وحشیه، چشم دیدن نام و آوازه کرد هارو ندارن، این ها همونایی هستن که ریشه ندارن، نمیدون مرد بودن یعنی چی، فقط خیانت بلدن و بس


و اونایی که میگن کورد چوپانه، درست گفتند

زمانی کوردها چوپانی میکردن که شماها یه مشت گاو و گوسفند و بز و سگ بودید و از کوردها فرمان میبردید

درضمن، گاو و گوسفند و بز و سگ ارزشش از شماها خیلی بیشتره

هه نار ١٧:٠٨ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی رفاندن: rfandn
در کوردی به معنای"دزدیدن (کسی نه چیزی) است
دزین:دزدیدن(برای کسی و یا چیزی)
فراندن نیز معنای "دزیدن کسی یا فراری دادن "است

Figure ١٧:٠٦ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی rechristen: To give a new name
To christen again

هه نار ١٧:٠٦ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی بلیسه: در کوردی به معنای "شعله" است
بلیسه : گر
گر:شعله

بدر ١٧:٠٥ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی مرد: مردونگی

... ١٧:٠٥ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی شوق هم خانواده: مشتاق-تشویق-اشتیاق-🦋🦋🦋🦋🦋

هه نار ١٧:٠٤ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی به ژن: bazhn
در کوردی به معنای "قد و بالا.اندام" است

هه نار ١٧:٠٤ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی برو: bro
در کوردی به معنای "ابرو"است

محمدجواد ١٧:٠١ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی مرد: مرد یعنی مرد بودن مردونگی کردن

نرگس ١٧:٠٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی نور افشانی: چراغانی کردن

امین ١٧:٠٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی testatrix: وصیت کننده(موصیِ)مونث

گرایلی ١٦:٥٧ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی گرایلی: گرایلی: قومی ترک-یکی از اقوام تشکیل دهنده ملت آذربایجان
گرایلی ها تاثیر زیادی بر فرهنگ و هنر مردم آذربایجان داشته اند

گرایلی: گونه ای شعر تغزلی آذربایجان که دارای 4 مصراع و 3، 5، 7 بند و هر مصراع آن نیز دارای 8 هجاست. قافیه بندی در آن نظیر قوشمالار است. در موضوعات طبیعت، عشق، دوستی، و زیبایی سروده می شود. انواع آن عبارتند از : جیغالی، ساللاما، نقراتلی، دیل دونمز و....( فرهنگ لغت ترکی – فارسی شاهمرسی، دکتر پرویز شاهمرسی، سال 1388،انتشارات اختر تبریز)

گرایلی: در اصل نام یکی از مقام های موسیقی ترک ها علی الخصوص(ترکمنی و آزربایجانی) می باشد این مقام که از مقامهای اصلی و به اصطلاح شاه مقام است بسیار مورد توجه آشیق ها می باشد، این مقام در خلال داستان منظوم و منثور آن زمان می آید که قرار است صحنه ای سوزناک و غمناک به تصویر کشیده شود، مثلا آنگاه که کرم درآتش سوخته میشود و محبوبش(آسلی) فریاد سر داده و مویه و زاری می کند.(داستانِ کرم و اصلی یا آسلی کرم). در کلّ این مقام تصویرگر یک عزاداریست و مرثیه که با فضایی آرام، آغاز ولی در ادامه اوج گرفته و در پایان نیز فرود دارد.

نرگس ١٦:٥٥ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی آراسته اند: آرایش کرده اند زیبا و مرتب

نرگس ١٦:٥٤ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی آراسته اند: مرتب هستند

Mahsa ١٦:٥٢ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی Sell yourself: Make a good impression

شهرام ١٦:٥٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی دماغت چاقه: كلمه دماغ در اصل از داماغ(damağ) است. داماغ در زبان ترکی به سقف بالا دهان(سخت کام) گفته می شود که در مواقع بیماری و سرماخوردگی بخاطر تلخلی داماغ (دماغ یا سقف دهان)طمع تلخی در دهان احساس مس شود. چاق یا چاغ(�ağ) هم از مصدر چاغلاماک(�ağlamak) هست. به معنی خروشان و پر نشاط و سرحال هست. ریشه در زبان ترکی دارد. همانطور که میدانیم اصطلاحات ترکی بخاطر سلسله های حاکم ترکتبار (سلسله صفویان٬ قاجاریان..) در ایران وارد زبان فارسی محاوره ای شده است.

ماننا ١٦:٤٩ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی گرایلی: گرایلی: در ادبيات آشيقی آذربايجان-ايران معادل "سماعی" و "وارساغی" ادبيات آشيقی تركيه بوده اما بسيار مفصل تر از آن است. اين فرم هم در ادبيات مكتوب و هم در ادبيات آشيقی آذربايجان يكی از رايجترين٬ قديمیترين و روانترين فرمها بوده جايگاه بسيار مهمی در موسيقی خلق ترك در سراسر ايران آذربايجان٬ خراسان٬ جنوب (فارس٬ كرمان٬ قشقايی٬ خمسه و ....) دارد. شعر آشيقي گرايلي در طول زمان تكامل پيدا كرده و خود داراى نوعهايی مانند همدان گرايلىسی٬ تجنيس گرايلی٬ ديل دؤنمز گرايلی٬ جيغالی گرايلی٬ اليف لام گرايلی٬ ساللاما گرايلی٬ دوبئيتی گرايلی٬ موروتی گرايلی٬ نقراتلی گرايلی٬ روباعی گرايلی و .... گرديده است. گرايلی داراى ٣ ٬ ٥ ٬ ٧ بند است و هر بند از چهار مصرع هشت هجائي تشكيل مىشود.

موناسياح ١٦:٤٩ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی bolting: internode elongation
طويل شدن ساقه

Riri ١٦:٤٦ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی oppa: خواهر به برادرش یا دختر به دوست پسرش در کره میگن اوپا

ن ١٦:٤٦ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی الذی یرتبط: چه کسی مرتبط است

حسین ١٦:٤٦ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی uttering: استفاده از سند مجعول

بنفشه ١٦:٤٦ - ١٤٠٠/٠٢/١٩
معنی SEA GOING: دریا پیما