اسم دختر با حرف ر - صفحه 3
ترکیب دو اسم ریحانه و زینب ( گیاهی خوشبو و زینت پدر )، از نام های مرکب، ریحانه و زینب
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی ریژنه
بارش شدید باران
دختر
کردی ریسلا
متحول شده
دختر
عربی ریشنا
روشنا، نور، روشنایی
دختر
لری ریماس
جواهر نایاب و ارزشمند، الماس
دختر
فارسی ریناس
راه شناس
دختر
کردی ریهام
باران
دختر
عربی
طبیعت رابحه
با سود، سود آور
دختر
عربی رایحه
بوی خوش، بوی خوب، بو
دختر
عربی رخسار
چهره، صورت، گونه
دختر
فارسی ردا
عقل یا خرد، به کسر ر، چادر، رو انداز، در اصطلاحات رزمی شمشیر یا کمان، همچنین عقل یا خرد
دختر
عربی رزین
محکم، استوار، متین، باوقار، ساکت، آرام، موقر، سنگین، خوش نظر، خوش فکر، نیک رأی، ( اَعلام ) نام دو ر ...
دختر، پسر
عربی رمان
انار
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی رنان
پر سرو صدا، پرطنین، طنین انداز
دختر
عربی روا
جایز، لایق، سزاوار، شایسته، [اگر به کسر «ر» ( رِوا ) خوانده شود به معنی بارداری، برومندی، فراوانی و ...
دختر
فارسی روپاک
دختر زیبا چهره
دختر
فارسی روزافزون
آنچه روز به روز بر آن افزوده می شود، روز به روز پیشرفت کننده، نام دختر کانون، سپهسالار ماچین در داس ...
دختر
فارسی روشنان
ستارگان
دختر
فارسی رابیا
مشهور، نامدار، معروف
دختر
فارسی رازقی
گلی سفید و کوچک و خوش بو که از آن عطر می گیرند، نوعی انگور با دانه های ریز، [قدیمی] خمر، شراب، ( عر ...
دختر
فارسی، عربی
طبیعت، گل رازک
نام یک گیاه دارویی، گیاهی علفی از خانواده شاهدانه که معطر، تلخ، و دارویی است
دختر
فارسی رازیل
فرشته اسرار
دختر
عبری
مذهبی و قرآنی رازین
رمزآلود، رازآلود، رازدار، ( اَعلام ) نام چند روستا در شهرستانهای رزن، ساوه و ارومیه
دختر
فارسی رام بهشت
ترکیب دو اسم رام و بهشت ( مأنوس و فردوس )، آرام بهشت، ( اعلام ) رام بهشت دختر یکی از شهربان های باز ...
دختر
فارسی
تاریخی و کهن رامشین
نام روستایی در نزدیکی سبزوار
دختر
فارسی رامه
مراد، مقصود، یاقوت
دختر
فارسی راهبه
مقدس، عابد مسیحی گوشه نشین
دختر
عربی رایان
نام کوهی در حجاز، راهنما
دختر، پسر
عربی، فارسی راینا
سرود خداوند
دختر
عبری، لاتین رخ افروز
روشن کننده چهره، شادی آور
دختر
فارسی رخشا
درخشان، ( = درخشان )
دختر
فارسی رژان
کسی که چشم های شهلا دارد، روژان، روزها ایام
دختر
کردی رستاک
شاخه تازه ای که از بیخ درخت در آید، زاده ی درخت مو، شاخه ی تازه ای که از بیخ درخت بر آید، رشتاک، [ا ...
دختر
فارسی رشدیه
خردمند
دختر
عربی رودا
منسوب به رود، نغمه، آهنگ، سرود، ( رود= نغمه، فرزند، ا ( پسوند نسبت ) )
دختر
عربی روژ
روز، خورشید
دختر
کردی روژنا
روشنایی
دختر
کردی روفیا
معرب روپیا، زیبا
دختر
سانسکریت ریما
آهو، نام حیوانی است
دختر
عربی، یونانی ریکا
محبوب، معشوق
دختر
فارسی ریکان
نام روستایی در نزدیکی جهرم
دختر، پسر
فارسی رؤیا
( عربی ) خواب، آنچه در خواب بینند، ( به مجاز ) چهره ی زیبا و مطلوبی است که در عالم خواب دیده شود، ر ...
دختر
عربی رابو
نام گلی از گلهای بهاری
دختر
فارسی
گل رادن
زعفران، سرخی به زردی آمیخته، سرخی که به زردی آمیخته شود
دختر
عربی رازان
اسرار، رموز، ( مجاز ) رمزگونه، ( اعلام ) نام چند روستا و مکان در شهرستان های بروجرد، خرم آباد و محل ...
دختر
کردی، فارسی راشل
پاکی و منزه، راحیل
دختر
عبری، فرانسوی رافونه
نعنا، پودنه، پونه
دختر
فارسی
طبیعت رانیه
بیننده، نظارت کننده بر چیزی
دختر
عربی راوک
راوق صاف، لطیف و پالوده هر چیز، ( به مجاز ) راوق، صافی، پالونه، جام شراب، ( به مجاز ) شراب صاف و زل ...
دختر
فارسی، عربی راویز
نام یک درخت، ( اَعلام ) نام درختی معروف به اشترخار یا اشترغار، خارشتر
پسر، دختر
فارسی
طبیعت رایکا
محبوب، مطلوب، ریکا، ( گیلکی ) ( = ریکا ) به معنی پسر، محبوب و مطلوب
پسر، دختر
فارسی، مازندرانی رحمه
مهربانی، نام همسر ایوب ( ع )
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی رخک
مرکب از رخ ( چهره، صورت ) + ک ( نشانه تحبیب )
دختر
فارسی رفائیل
یکی از فرشتگان مقرب در دین مسیحیت و یهودیت
دختر
عبری
مذهبی و قرآنی رمانه
دختری که مانند گل انار نرم و لطیف است، یک انار، یک دانه انار
دختر
عربی رنین
نغمه، آوا، آهنگ، صوت، صوت همراه با گریه
دختر
عربی رهاب
نوا و سه گاه، ( در موسیقی ایرانی ) گوشه ای در دستگاه های شور
دختر
فارسی
هنری روزان
دختر زیبا، بانویی با چهره تابنده
دختر
فارسی روما
آسمان
دختر، پسر
فارسی، آشوری ریاح
لطیف، ( جمعِ ریح )، بادها
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی