فارسی معیار

دانشنامه عمومی

فارسی معیار یا پارسی معیار گونهٔ معیار زبان فارسی و زبان رسمی ایران، تاجیکستان و یکی از دو زبان رسمی افغانستان است. فارسی معیار به شیوه نگارش و گویش زبان فارسی در رسانه های عمومی مانند تلویزیون، رادیو، نشریات و سخنرانی های رسمی در مجامع عمومی گفته می شود. فارسی معیار به معنای زبان مشترک میان کشورهای ایران، افغانستان و تاجیکستان نیست و یک ایرانی، افغان یا تاجیک لزوماً به زبان فارسی معیارِ یکدیگر سخن نمی گویند. [ ۸] از دیدگاه گارنیک آساتوریان، زبان پارسیِ معیار، زبان هیچ یک از اقوام و خرده فرهنگ های ایرانی نیست. درواقع بخشی از مردم زبان یا گویش محلی خود را فراموش کرده اند و به زبان معیار سخن می گویند. [ ۹] علاوه بر زبان معیار، برخی از لهجه معیار نیز سخن گفته اند. برخی معتقدند که لهجه تهرانی نزدیکترین لهجه به لهجه معیار در ایران است. [ ۱۰]
در اواخر عصرِ ساسانی، زبان مردم پایتخت دری نامیده می شد که با زبان رسمی نوشتاری یعنی پهلوی، تفاوت هایی داشت. این زبان دری همراه با سپاهیان و دیگر مأموران دولتی از پایتخت به خراسان منتقل شده بود و در آنجا، ضمن تأثر از لهجه ها و گویش های محلی، به مرور جای آنها را گرفت و زبان گفتار آن منطقه شد. پس از تأسیس دولت های طاهری، صفاری، سامانی و غزنوی، این زبان رسمیت یافت و زبان مکاتبات رسمی گردید. در دوره های بعد، که دولت های دیگر در مرکز و غرب و جنوب ایران پدید آمدند، این زبان در دستگاه این دولت ها نیز به عنوان زبان رسمی پذیرفته شد که تا قرن های اخیر همین حال ادامه داشت. [ ۱۱]
با تبدیل تهران به شهر توسط شاه تهماسب یکم، مردم مختلف و به خصوص نظامی ها به تهران مهاجرت کردند و در دوران نادرشاه تهران به یک پادگان نظامی تبدیل شده بود. [ ۱۲] لهجه های این مهاجران با لهجه رایج در تهران ادغام شد. پس از پایتخت شدن تهران توسط آغامحمدخان قاجار مهاجرت به تهران و اقامت در آن سرعت پیدا کرد و بسیاری از اقلیت های قومی و مذهبی به تهران آمدند. [ ۱۳] تبعید طایفهٔ زند به تهران توسط آغامحمدخان و اثرگذاری لهجهٔ شیرازی را هم نمی توان در این گویش بی تأثیر دانست. [ ۱۴]
ایجاد منصب دیوان در زمان فتحعلی شاه اتفاق مهمی در این تحولات بود. پس از آن، تفرشی ها و آشتیانی ها مناصب مهم حکومتی را بر عهده گرفتند. به این ترتیب، دو نوع زبان شایع شد «زبان قلمی» و «زبان شمشیری». حاصل اختلاط این دو زبان، لهجه ای است که امروزه در تهران رایج است. [ ۱۵] در نتیجه، به هیچ وجه نمی توان این گویش را تهرانی خالص نامید. [ ۱۶]
عکس فارسی معیار
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

پیشنهاد کاربران

میخواستم متوجه بشوم دهک چند است دوم اعتراص برای نگرفتن یارانه
🔸 معادل فارسی:
• زبان استاندارد فارسی / زبان رسمی
• گونه ی نوشتاری و گفتاریِ پذیرفته شده در جامعه
• فارسیِ مشترک و همه فهم برای فارسی زبانان
🔸 معنی دقیق:
فارسی معیار به گونه ای از زبان فارسی گفته می شود که به عنوان گونه ی استاندارد و رسمی در جامعه پذیرفته شده است و در آموزش، رسانه ها، متون رسمی و سخنرانی های عمومی به کار می رود. هدف اصلی این زبان، انتقال دقیق، سریع و بی ابهام پیام به تمام فارسی زبانان، صرف نظر از قومیت، گویش یا منطقه ی جغرافیایی آن هاست. این گونه ی زبانی وابسته به گویش خاصی نیست و به عنوان زبان میانجی میان اقوام و خرده فرهنگ های مختلف ایران عمل می کند.
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 تفاوت با زبان های ادبی و محاوره ای:
• با زبان ادبی: در زبان ادبی، برخلاف زبان معیار، می توان جای اجزای جمله را تغییر داد و از آرایه های ادبی و صنایع لفظی برای تأثیرگذاری هنری بهره برد. در زبان معیار، هدف اصلی رساندن پیام است، نه خلق اثر هنری.
• با زبان محاوره ای: زبان محاوره در مکالمات روزمره کاربرد دارد و از قواعد دستوریِ سختگیرانه و ترتیبِ رسمیِ اجزای جمله پیروی نمی کند، در حالی که زبان معیار به این قواعد پایبند است.
🔸 تاریخچه و شکل گیری:
ریشه های فارسی معیار به زبان دری در اواخر عصر ساسانی بازمی گردد که در خراسان رواج یافت و با ظهور دولت های طاهری، صفاری، سامانی و غزنوی به عنوان زبان رسمی و ادبی تثبیت شد. گونه ی امروزیِ فارسی معیار در ایران، به شدت تحت تأثیر لهجه ی شهر تهران شکل گرفته است. این فرایند با تبدیل تهران به پایتخت در دوره ی قاجار و مهاجرت گروه های مختلف قومی و زبانی به آن، و بعدها با گسترش رسانه های جمعی و آموزش همگانی، سرعت یافت. در افغانستان، فارسی معیار بر پایه ی گویش شهر کابل و در تاجیکستان بر پایه ی گویش های سمرقند و بخارا شکل گرفته است.