عالم ذر

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] آیا جهانی پیش از این جهان به نام عالم «ذر» داشته ایم؟ آیا قرآن به مسئله عالم ذر اشاره ای دارد؟ و آیا روایاتی در این زمینه وارد شده است؟
در قرآن کریم به مسئله عالم ذر اشاره شده است. در سوره اعراف چنین آمده است:«و اذ اخذ ربک من بنی آدم من ظهورهم ذریتهم و اشهدهم علی انفسهم الست بربکم قالوا بلی شهدنا ان تقولوا یوم القیامة انا کنا عن هذا غافلین• او تقولوا انما اشرک آباؤنا من قبل و کنا ذریة من بعد هم افتهلکنا بما فعل المبطلون• و کذالک نفصل الایات و لعلهم یرجعون.»«ای پیامبر! به خاطر بیاورید هنگامی که پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم نسل آنان را برگرفت و آنان را گواه بر خویشتن ساخت و فرمود: «آیا من پروردگار شما نیستم؟» گفتند: «آری گواهی می دهیم» چنین کرد تا مبادا روز قیامت بگویید ما از پیمان فطری توحید بی خبر بودیم یا بگویید پدرانمان پیش از ما شرک ورزیدند ما هم فرزندانی پس از آنان بودیم (و چاره ای جز پیروی از آنان نداشتیم). آیا ما را به آنچه باطل گرایان انجام داده اند مجازات می کنی؟ البته این گونه آیات را مشروحاً بیان می کنیم باشد به سوی حق بازگردند.»
← نکات موجود در آیه
عده ای از محدثین معتقدند که آن مرحله ای را که خداوند از انسان ها بر خویشتن گواه گرفت مرحله خلقت ارواح قبل از اجساد است. و دلیل آن ها اخباری است که در خلقت ارواح قبل از اجساد وارد شده است.مرحوم صدوق همین قول را اختیار کرده و اخباری را نیز در این زمینه بیان داشته است.
← حدیث اول
بیشتر محدثین که غالب آن ها از حشویه عامه هستند، معتقدند که خداوند فرزندان آدم را تا پایان دنیا به صورت ذرات کوچک از ذریه پشت آدم خارج نمود و فضا را پر کردند در حالی که دارای عقل و شعور و قادر به تکلم و سخن گفتن بودند، خداوند آن ها را مخاطب قرار داد و بر وحدانیت خود اقرار و اعتراف گرفت.
← دیدگاه فخر رازی
...

[ویکی شیعه] عالَم ذَرّ یا عالم اَلَسْت یا عالم قالوا بَلیٰ یکی از جهان های آفرینش است که در قرآن و روایات به آن اشاره شده است. بر این اساس و تفسیر رایج میان اندیشمندان اسلامی، این عالم که مربوط به دوران پیش از خلقت آدم و یا همزمان با خلقت اوست، عالمی بوده که در آن تمام انسان هایی که مقدر بوده تا روز قیامت به دنیا بیایند به صورت ذرّه و به تعبیر بعضی از روایات به شکل مورچه در آنجا گرد آورده شدند.
در این عالم، از آنها پیمانی بر توحید و ربوبیت خدا و نبوت پیامبران از جمله پیامبر اسلام(ص) و ولایت اوصیا، از جمله ولایت امیر المؤمنین(ع) گرفته شد و سپس آن افراد که به صورت ذره بودند از بین رفتند و یا به جایگاه اولی خود بازگشتند. دیدگاه های دیگری نیز در مورد این عالم ارائه شده است.
بیش از ده آیه در سوره های قرآن آمده است که گفته شده به عالم ذر اشاره دارد. این آیات عبارتند از:

پیشنهاد کاربران

انسان در طول تاریخ پیدایش خود روی کره زمین تاکنون و یا به بیانی دیگر از دوران مهد کودک تاریخ اندیشه یا فکر و خیال و تصور و توَهُم تا به امروز نتوانسته است بین دو نوع خدای زیر فرق و تمیز قائل شود:
الف - پروردگار، خالق مخلوقات، آفریدگار کائنات و یا خدای حقیقی و واقعی یعنی اول، وسط، آخر، درون و بیرون همه چیز و همه کس یا بطور عام تر یعنی ظاهر و باطن این واقعیت و طبیعت و یا بطور کلی یعنی محیط و محتوای هرکدام از گیتی ها، کیهان ها و یا جهان های متناهی، مساوی، موازی و بیشمار که هیچ موجود و هیچ چیز دیگری چه غیبی و چه عینی غیر از او، آن و این نه وجود دارد و نه میتواند وجود داشته باشد. خدای حقیقی و واقعی در در محیط و محتوای هرکدام از جهان های بیشمار بطور مطلق یکسان و برابر از لحاظ زمانی و مکانی و از لحاظ بیزمانی و بیمکانی دارای شانزده ( ۱۶ ) بُعد مجرد تنیده در هم میباشد؛ هشت ( ۸ ) تا مطلق و هشت
...
[مشاهده متن کامل]

( ۸ ) نسبی، نه یکی بیشتر و نه یکی کمتر.
ب - خدای کلمه ای با الفاظ و نام های گوناگون در زبان های مختلف بشری که فقط در زبان و خط و فهم و عقل ناقص و محدود انسانی از موجودیت برخوردار ست و در خارج از آنها هیچگونه مصداق و مثال بیرونی ندارد، یعنی از هیچ نوع موجودیت دیگری چه شهودی و چه غیبی برخوردار نیست و درست به همین علت و دلیل کلیه سعی ها و کوشش های برهانی و استدلالی انسان در اثبات وجود این نوع خدا در اعصار گذشته و حال و آینده همیشه با شکست مواجه بوده و هست و خواهد بود. نام های بعضی از این خدای کلمه ای عبارتند از : هو، اهو، اهورا، اهورامزدا، برهمن و برهمان، یاهو، یهوه، زئوس، تئوس، تائو، داهگان، داگان، دُگان، اِل، بل، اله، الی، خُوا، خدا، حق تعالی، خداوند متعال، الله، Gott, God و . . . . .
محتوای هر کتابی که تاکنون برزبان انسان جاری گشته و توسط دست و قلم یا وسیله ی دیگری نوشته شده و در آینده هم برزبان انسان جاری گردد نوشته شود، جملگی کلام جزئی، ناقص و ناکامل و معیوب خدای حقیقی و واقعی بوده و خواهند بود در قالب افراد انسانی در شرائط مختلف تاریخی و فرهنگی و تمدنی و نه کلام کامل و بی نقص و بی عیب وی در حالت کلی و بیکرانی که در یک جهان نمی گنجد چه رسد به محتوای چند کتاب چند صد صفحه ای.
لذا محتوای کتب علمی به حقیقت و واقعیت بسیار نزدیک ترند تا محتوای کتب به اصطلاح آسمانی و وحیانی آئین ها و ادیان و مذاهب مختلف.
یک نکته ی بسیار مهم در مورد زندگی پس از مرگ:
در لحظه ی مرگ جسم، کالبد، تن و یا بدن تثلیثی مادی - روانی - روحی ( به زبان علمی کالبد اتمی متشکل از جرم، انرژی و خلاء ) در بستر امن، آرام، ساکن، پیوسته، تجزیه ناپذیر و فراگیر زندگی بخش جان خدای حقیقی و واقعی، نفس مجرد یا من انسانی ( منجمله نباتی و حیوانی ) بخواب سنگین، ژرف و شیرین فرو میرود و بدن را ترک میکند و به آزادی کامل میرسد و بموزات آن در سرا، قصر و یا کاخ ملکوتی خاص و ویژه ی خویش در بین خانواده ی ۱۰ عضوی خود و در همسایگی کلیه ی گذشتگان و آیندگان خود که تا پایان انقراض کامل انسان در گوشه ای از منظومه خورشیدی یا شمسی هنوز از مادر متولد نشده اند، از مشاهده و تجربه ی عشق و زندگی رویائی بهمراه توانائی، دانائی، هنرمندی، هوشمندی و دانش کامل با کمیت و کیفیت بهشت برخوردار میگردد تا لحظه ی بسته شدن مجدد نطفه در رحم مادر و بیداری و تولد دوباره ( همیشه حدود نُه ماه بعد ) در همین دنیا در مداری برتر و کمال یافته تر از قبل و نه تا وقت رسیدن به معاد و برپائی قیامت کبری و فصل برداشت محصول در آخرت بر اساس تصویر آسمانی - وحیانی - قرآنی در قالب سه کلمه به شکل《دنیا - برزخ - آخرت》 که یک راه بسیار کوتاه و میان بُر بیش نموده نبوده و نمیباشد. البته با احترام کامل در پیشگاه اعلا و والای حکیم وحیانی و سراینده ی حکمت قرآنی یعنی محمّد پیامبر یا پیام آور دین اسلام و به قول خود وی رسول الله و کلیه ی پیروان موئمن و خالص و مخلص دین اسلام و حاملین یوغ سنگین شریعت وی بر دوش خود.
نفس مجرد یا من انسانی ( منجمله نباتی و حیوانی ) را میتوان بصورت یک نقطه ی بی بُعد، پیوسته و تجزیه ناپذیر هندسی از جنس نفس مجرد یا من مطلق، واحد و بیکران خدای حقیقی و واقعی دانست که فقط یک نقش و وظیفه را عهده دار می باشد، ناظر یا شاهد بی طرف و آنهم بطور غیر مستقیم یعنی از طریق قضاوت ها و نتیجه گیری های قوای ادراکی فهم و عقل در روند عمل کردن بر روی داده های حواس پنجگانه، محتوای خاطرات، امیال غریزی و آرزو ها و. .
نفوس مجرد یا من های افراد انسانی به احتمال قریب به یقین یا نزدیک به حقیقت در سن چهل سالگی یکبار برای همیشگی آفریده شده اند و پس از آن جاودانه در همان سن باقی خواهند ماند و مشمول حال مرگ نمی باشند بلکه خواب ( در طی حالت برزخ ) و بیداری ( از لحظه ی بسته شدن نطفه ی تثلیثی مادی روانی روحی ( یا اتمی ) تا لحظه ی مرگ بدن.
لذا عبارت قرآنی ؛ کل النفس ذائقه الموت به معنای کلیه ی نفوس طعم موت یا مزه ی مرگ را میچشند، بر اساس اعتقاد و باور و ایمان من، حقیقت ندارد.
این گیتی یا کیهان و یا این جهان چه باشد با این همه وسعت و گستردگی و فراخی از دید محدود ما انسان ها در بین جهان های بیشمار/ جز قطره ی ناچیزی جاودانه گرفتار در بند و کمند عشق و در پیچ و خم زلف تو ای یار! ای پروردگار! یا در بطن وجود و ماهیت و ذات مطلق و بیکران و بینهایت تو ای آفریدگار ؟!!/.

تفسیر علمی آیه قرآنی 《ما خلقکم و لا بعثکم الا کنفس واحده 》و نشان دادن راه و روش چگونگی رجعت یا بازگشت افراد انسانی ( منجمله هر موجود دیگری ) به این دنیا: خداوند متعال حقیقی و واقعی ( یعنی خدا از دیدگاه علمی و نه دینی و فلسفی و عرفانی ) در آفرینش اولیه محتوای هرکدام از گیتی ها یا کیهان ها و یا جهان های متناهی، مساوی، موازی و بیشمار در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی، اعتدال و نظم و هماهنگی با کمیت و کیفیت بهشت برین، کلیه نفوس نباتی و حیوانی و انسانی را از نفس واحد و بیکران خود و هرکدام را بصورت زوجی در نهایت کمال خوبی و زیبایی آفریده و به هرکدام جاودانگی اهداء نموده و نه از نفس یک موجود خیالی اوهامی تحت نام. در این زمینه یک نکته مهم تر از کلیه نکات اینکه هر فرد انسانی را به شکل خانواده ده عضوی مشتمل بر پنج مرد و پنج زن خودی و یا به بیانی دیگر هر فرد انسانی را بصورت پنج زوج مشتمل بر ده نیمزوج مذکر و موئنث آسمانی بطور همزمان و هم سن و در یک سن معتدل ملکوتی و هرکدام را در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی، توانائی و دانائی و هنرمندی آفریده و به هرکدام عشق و زندگی جاودانه اهداء نموده. و کالبد های موجودات زنده و غیر زنده را از ذرات چهار بعدی زمانمکان نسبی و ذرات چهار بعدی بیزمانی بیمکانی نسبی ( هردو ابعاد خود وی ) بر رویهم با ماهیت های معکوس و کمیت های مساوی در ابعاد پلانک تحت عنوان نوسانگر های بنیادی هشت بعدی آفریده و نه از عدم یا نیستی از دیدگاه دینی و نه از تار یا ریسمان های انرژی از دیدگاه تخیل گران یا خیالپردازان شبه علمی. و بعد از مرگ، بدن ها را بر نمی انگیزاند بلکه من ها را در نفس یا من واحد خود بموازات خواب ژرف و شیرین در طی حالت برزخ به کمک حواس، فهم و عقل بیکران خویش از مشاهده و تجربه عشق و زندگی روئیایی با کمیت و کیفیت بهشت برین برخوردار می نماید ( و آنهم بطور مطلق مستقل از کلیه پندار ها و گفتار ها و رفتار های نیک و بد دنیوی و بدون کوچکترین تبعیض و استثنائی بین افراد انسانی ) تا لحظه بسته شدن مجدد نطفه در رحم مادر و بیداری و تولد دوباره در همین دنیا در مداری برتر. این عالم یا دنیا به شکل این آسمان و زمین و هرآنچه که بین آنهاست، در طول این سفر دایره وار دنیوی، مقطعی، نزولی و صعودی محتوای هرکدام از کیهان ها یا جهان ها بین دو بهشت برین متوالی یعنی بین مبدء و معاد حقیقی و واقعی ( یعنی مبدا و معاد از دیدگاه علمی و نه دینی ) همیشه بعد از وقوع مهبانگ های هشتم در یک درجه تکاملی برتر از قبل از نو آفریده میشود. لذا از دیدگاه فردی من، بینش و باور و تصویر دینی به شکل 《دنیا - برزخ - آخرت 》 نمی تواند حقیقت داشته باشد، زیرا همانطور که عرض و بیان گردید، پایان عالم یا حالت برزخ؛ معاد و وقت برپائی قیامت کبری و فصل برداشت محصول در آخرت نمی باشد بلکه تولد دوباره در همین دنیا در مداری برتر و کمال یافته تر ازقبل و آنهم در طول این سفر دایره و مقطعی، نه فقط یک یا صد و یا هزار و یکبار بلکه بلکه دقیقا به تعداد یک هفتم کلیه حلقه های زنجیره دایره وار علت و معلول. خدای حقیقی و واقعی هیچ چیز دیگری نمی باشد غیر از محیط و محتوای مجموعه بیشمار جهان های متناهی، مساوی و موازی و در محتوای هرکدام از آنها دارای هفت سیما یا چهره و یا جمال و جلال کلی می باشد بصورت هفت سامان یا نظام کلی کوانتمی در قالب هفت عالم یا دنیا به شکل آسمان ها و زمین های هفتگانه و هرآنچه که بین آنهاست.
...
[مشاهده متن کامل]

نتیجه کلی اینکه عوالمی از قبیل ناسوت، ملکوت، جبروت، لاهوت و ماهوت و ذر و مر وجود نداشته و ندارند . خدای حقیقی و واقعی موجودیست بیکران و بینهایت، لذا هیچ موجود دیگری غیر از او چه شهودی و چه غیبی نه وجود دارد و نه میتواند وجود داشته باشد.
الفاظ یا کلماتی از قبیل ماسوی الله و یا غیر خدا، برای پیروان دین اسلام بسی گمراه کننده بوده و می باشد. انا لله یعنی ما ( کلیه موجودات زنده و غیر زنده ) به امر الله و از ابعاد فراوان و بیکران وی آفریده شده ایم و نه به معنای جدا شدن از وی مثل آدم و حوا . لذا رجعت یا بازگشت ما بسوی او نیست بلکه بهمراه او به همان آفرینش اولیه در نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی، اعتدال و نظم و هماهنگی با کمیت و کیفیت بهشت برین. در همین زمینه آیه قرآنی دیگر به شکل 《کما بدائکم تعودون 》 یعنی بازگشت به همان آفرینش اولیه و نه اینکه بسوی او باز می آیید. بزم الست هم چیز دیگری نبوده غیر از جشن بزرگ و همگانی خدا حافظی افراد انسانی ( منجمله نباتی و حیوانی ) از همدیگر قبل فرو رفتن به خواب ژرف و شیرین مرگ بطور دسته جمعی و پس از آن، آغاز سفر. لذا از دیدگاه فردی من، خداوند متعال در طی آن بزم و جشن از افراد انسانی اقرار به رب بودن خود وی نگرفته است، زیرا همه بخوبی میدانسته اند ( حتا نباتات و حیوانات ) که فقط او خالق و آفریننده آنهاست.

عالم ترکیب ذره ونور وخلق تک سلولی ها
The world of zarr
به عقیده مسلمان ها عالم ذر یا روز اَلَست، زمانی است که خداوند پیمانی از انسان برای گواهی دادن بر یگانگیش گرفته است.
محتویات [نمایش]
عالم ذر در قرآن [ویرایش]
در کتاب آسمانی مسلمانان ( قرآن ) ، سخن از پیمانی عظیم که خداوند از انسانها گرفته است به میان آمده. [۱]
...
[مشاهده متن کامل]

خداوند در قرآن می فرماید: وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلی شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلینَ. «به یاد آور زمانی را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذریه آنها را بر گرفت و آنان را گواه بر خویشتن ساخت و فرمود: آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آری، گواهی می دهیم. برای اینکه در روز رستاخیز نگویید ما از این غافل بودیم. »[۲]
نام معروف تر [ویرایش]
به این دلیل که در این آیه سخن از ذریه که به معنی فرزندان خردسال است به میان آمده، این آیه را ذر نامیده اند و به خاطر کلمه اَلَست به پیمان الست معروف شده است. [۳]
دیدگاه مختلف در رابطه با عالم ذر [ویرایش]
برخی از دانشمندان، این گونه بیان میدارند که:
خداوند در طول زندگی دنیایی آثار صنع و نشانه های یگانگی خود را به انسان نشان می دهد و آنان را بر این امر گواه می گیرد. گویا می فرماید: «أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ» و انسانها با زبان حال پاسخ می­دهند: «بَلی شَهِدْنا». پس در اینجا پیمان تکوینی است و سخن گفتن مانند خبر دادن رنگ رخساره از وضعیت درونی شخص است. [۴]
جعفر بن محمد امام ششم شیعیان نیز در این رابطه گفته است:
فطرت الله اسلام است که خداوند هنگام پیمان گرفتن آنان را بر فطرت توحید آفرید و فرمود: آیا پروردگار شما نیستم؟ در آنجا کافر و مؤمن حضور داشت. [۵]
بنا بر این بیان، مراد از عالم ذر همان فطرت انسانی است. انسانهای بدوی و متکامل در این احساس مشترکند که همه بنده و خداوند پروردگار آنها است و انسانها هرگز از این پیمان و شناخت غافل نبوده و نیستند. [۶]
برخی دیگر از دانشمندان همچون محمد حسین طباطبایی نظریه خویش را این گونه بیان می کند:{{نقل قول| «عالم «ذر» روح این عالم است که آن را «عالَم غیب» نیز می گویند. توضیح اینکه هر موجودی دو وجه ( صورت و جنبه ) دارد: وجهی به سوی خدا که زمان و تدریج در آن راه ندارد و وجهی به سوی دیگر که در آن تدریج و زمان راه دارد. خداوند متعال می فرماید: «إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُون» «وقتی بخواهد چیزی را ایجاد کند، به آن می گوید: موجود شو! بی درنگ به وجود می آید. »، «کُن» هم امر ( دستور ) است و هم مخاطب درست کن. پس کلمه «کُن» از طرفی وجود شیء و از طرفی ایجاد شیء است و این موجود منبسط یک وجه الی الله دارد که عالم ذرّ است و همان موجود یک وجه دیگر دارد که همین دنیای ظاهر است. بنابراین، عالم ذرّ این عالم مسلوب نیست. »[۷]
مفاد این پیمان [ویرایش]
از آیه ۱۷۲ سوره اعراف این مفهوم استنباط می شود که مفاد پیمان گواهی بر پذیرش پروردگار [۸] و بر پذیرش توحید و یگانه خواندن پروردگار بوده است. [۸] در برخی از روایات اسلامی، این پیمان را به فطرت نیز مربوط می دانند و مرتبط بودن این پیمان با فطرت را یکی از پایه های این پیمان قلمداد می کنند. [۹]
پانویس [ویرایش]
↑ المیزان نوشته سید محمد حسین طباطبایی، چاپ پنجم، مؤسسه اعلمی، بیروت، ج۸، ص۳۰۶ - سوره اعراف، آیه۱۷۲ - سوره اعراف، آیه۱۰۲ - سوره حدید، آیه ۸ - تفسیر نمونه، زیر نظر ناصر مکارم شیرازی، دار الکتب، ج۲۳، ص۳۱۷ و ج۶، ص۲۷۶
↑ سوره اعراف، آیه۱۷۲
↑ منشور جاوید، جعفر سبحانی، چاپ فرهنگ، اصفهان، ج ۲، ص ۶۳
↑ کنز الدقایق، میرزا محمد مشهدی، تحقیق مجتبی عراقی، چاپ اول، ج۳، ص۷۴۲؛ المیزان، ج۸، ص۳۱۰
↑ ابن سنان از جعفر صادق از فطرة لله پرسید. صادق گفت: « هِیَ الْإِسْلَامُ فَطَرَهُمُ اللَّهُ حِینَ أَخَذَ مِیثَاقَهُمْ عَلَی التَّوْحِیدِ فَقَالَ: «أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ» وَ فِیهِ الْمُؤْمِنُ وَ الْکَافِرُ؛ فطرت الله اسلام است که خداوند هنگام پیمان گرفتن آنان را بر فطرت توحید آفرید و فرمود: آیا پروردگار شما نیستم؟ در آنجا کافر و مؤمن حضور داشت. » البرهان، ج۳، ص۲۳۶
↑ المیزان، ج۸، ص۳۰۸ - فطرت، مرتضی مطهری، چاپ دوم، انتشارات صدرا، ص۱۸۱ - تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۴۵۵
↑ در محضر علامه طباطبایی، محمد حسین رخ شاد، چاپ اول، نهاوندی، ص۴۲و - ۴۳ - کنز الدقایق، ج۳، ص۷۴۲
↑ ۸٫۰ ۸٫۱ سوره اعراف، آیه۱۷۲
↑ بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، چاپ دوم، مؤسسه الوفاء، بیروت، ج۳، ص۲۷۶
منابع [ویرایش]
وب گاه گفتگوی دینی
پایگاه اطلاعاتی حوزه
کانون وبلاگنویسان مذهبی
رده های صفحه: اسلام فلسفه فلسفه اسلامی مفاهیم اسلامی
قس
در قرآن مجید سخن از یک پیمان، عهد، میثاق و گواهی به میان آمده است که خداوند از انسانها گرفته است. روشن ترین آیه ای که بر این حقیقت دلالت دارد، آیة 172 سورة اعراف است که به «آیة ذر» معروف شده است. این آیه دقیق ترین معنی و شگفت ترین نظم را دارد. [1] آیات دیگری نیز مفسر همین حقیقت معرفی شده اند. [2]
خداوند در قرآن می فرماید: ]وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلی شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلینَ[؛[3] «به یاد آور زمانی را که پروردگارت از پشت [و صلب] فرزندان آدم، ذریة آنها را بر گرفت و آنان را گواه بر خویشتن ساخت [و فرمود]: آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آری، گواهی می دهیم. [چرا چنین کرد؟] برای اینکه در روز رستاخیز نگویید ما از این غافل بودیم. »
از آنجا که در این آیه سخن از ذریّۀ ( فرزندان خردسال ) آدم ـ علیه السلام ـ به میان آمده، از این آیه به «آیه ذر» یاد می کنند و به خاطر کلمة . . .

"ذر" یا "عالم ذر" عالمی است که خداوند در آن ذریات ( جمع ذریه و کنایه از فرزندان که ذرات وجود پدر و مادرند ) آدم را مورد خطاب قرار داد. عالم الست