ضرورت تحول فقاهت

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] بر اساس گواه های استوار و دلیل های محکم، فقاهت هماره با تحول و نوآوری درآمیخته و همراه بوده است. دامن گستری فقه و به درآمدن آن از دایره محدود و چهارچوبی که کتاب هایی چون:مقنع و مقنعه برای آن ترسیم کرده بودند، به ساحت و عرصه ای بس فراخ و با چشم اندازی بس گسترده و بحث های پرشاخ و برگ و فرع های گسترده و پردامنه که در کتاب هایی بسان جواهر و مکاسب جلوه گر شده و نمود یافته گواه این سخن است.
در هر برهه ای که فقیهی ژرف اندیش، کاونده، همه سونگر و زمان شناس، دست به ابتکار و نوآوری در شیوه استنباط زده است به ژرفا افزوده و به میزان درخوری، در ساحت مقدس فقه، بالندگی و پویندگی آفریده است و گاه تلاش او در ساحت فقاهت، نقطه آغازی شده برای تحولی مهم در سیر تکاملی فقه .در اساس به کارگیری تمام تلاش و توان و تکاپوی بسیار برای فهم درست احکام دین ، که معنای حقیقی اجتهاد است نمی تواند با ایستایی و جمود بر روش پیشینیان پا بفشرد و هموار باشد. نوآوری و تحول همه سویه در روش، جزو حقیقت اجتهاد است.جلوه گری، رخشانی و پرتوافشانی چهره های آفتاب گون پر درخششی همچون: ابن عقیل ، شیخ طوسی ، ابن ادریس ، علامه حلّی ، محقق حلّی ، محقق کرکی ، محقق اردبیلی ، صاحب جواهر ، شیخ انصاری و… بر تارک تاریخ فقه ، بدان سبب بوده که موج آفریده اند، طرح نو در افکنده اند، سکون و رکود را برنتافته اند، پوسته عادت ها را شکافته و در روش استنباط، راه های نارفته را رفته اند. این پدیده بزرگ در تاریخ فقاهت دوره های بالنده و پوینده را رقم زده است و هر دوره ای با شاخصه ها و ویژگی هایی.و امروز نیز اگر خیزش بزرگ پاس داشته شود، خیزش ها پدید خواهد آمد و زمینه و بستر را برای حرکت های فقهی بزرگ، مهیا خواهد ساخت.برپایه همین نقش آفرینی است که تحول و تکامل فقاهت و روش استنباط ، همواره جایگاهی مهم در مطالبات رهبر فرزانه انقلاب از حوزه داشته است. و معظم له کراراً بر ضرورت توجه به آن و تأثیری که می تواند داشته باشد تأکید فرموده اند.فقاهت، یعنی شیوه استنباط، خود این هم به پیشرفت احتیاج دارد. این که چیز کاملی نیست، بلکه متکامل است. نمی شود ادعا کرد که ما امروز دیگر به اوج قله فقاهت رسیده ایم و این شیوه، دیگر بهتر از این نخواهد شد. نه، از کجا معلوم است؟ شیخ طوسی ملّای با آن عظمت، فقاهت داشت. فتاوای ایشان را در یک مسأله فقهی ببینید. امروز کدام مجتهد حاضر است آن گونه بحث کند؟ آن فتاوا ساده و سطحی است. مجتهد امروز، هرگز راضی نمی شود که آن طور کار کند و استنباط نماید. فقاهت در دوره های متعدد تکامل پیدا کرده است.
چرایی تحول در روش اجتهاد
نیازهای روزافزون و عرضه شدن آن ها به فقه ، مسائل نوپیدا و بروز و ظهور آن ها در گردونه زندگی، نظام شکل گرفته بررأس هِرَم احکام و ارزش های اسلامی، بایستگی دگرگونی در ساحت فقاهت را بیش از هر زمانی، در کانون توجه ها و نگاه ها و در درجه نخست اهمیت قرار داده است.امروزه با این که سه دهه از طلوع فجر انقلاب اسلامی می گذرد و زمینه از هر جهت برای به حقیقت پیوستن عینی فقه مهیا بوده، هنوز راه های نرفته بسیار است و پرسش های بی پاسخ انبوه.فقه که کار اصلی ما است، به زمینه های نوظهور گسترش پیدا نکرده یا خیلی کم گسترش پیدا کرده است. امروز خیلی از مسائل وجود دارد که فقه باید تکلیف این ها را معلوم کند، ولی معلوم نکرده است. حال، جای این پرسش است که گره کار کجاست؟ آیا فقه ناتوان است و یا فقیهان و یا فقاهت؟از آموزه های اسلامی و زلال آیه ها و روایات معصومان بر می آید فقه در دعوی خود:داشتن برنامه زندگی از گهواره تا گور صادق است و این ادعا به دور از گزافه است.
← سخنی درباره توانایی فقهاء
رهبر انقلاب نه تنها ضرورت کار را گوشزد می نماید که وقوع آن را نیز امکان پذیر می داند و انجام آن را دور از دسترس حوزه نمی داند تنها شجاعت علمی می خواهد و فضای تحمل پذیری از حرف نو.گشودن آفاق و گستره های جدید در امر فقاهت لازم است. چه دلیلی دارد که بزرگان و فقها و محققان ما نتوانند این کار را بکنند؟ حقیقتاً بعضی از بزرگان این زمان و نزدیک به زمان ما از لحاظ قوت و دقت نظر، از آن اسلاف کمتر نیستند. منتها باید این راه در حوزه به حرکت درآید. باید این گستاخی و شجاعت پیدا شود و حوزه آن را بپذیرد.
نمونه عینی بر امکان تحول
...

پیشنهاد کاربران

بپرس