شرایط قبول روایت

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] از جمله مباحث مربوط به تشخیص روایت معتبر، بررسی شرایط و اوصاف راوی نزد محدّثان است، تا معیّن گردد، راویان حدیث باید از چه وصف و خصوصیاتی برخوردار باشند، شهید ثانی در این خصوص می گوید: «انّ معرفه من تقبل روایته و من تردّ من أهمّ انواع الحدیث و أتّمها نفعاً ... لأن بها یحصل التمییز بین صحیح الروایه و ضعیفها». بدین جهت برای قبول روایت راوبانحدیث، شرایط ذیل در مورد راوی نزد محدّثان ضروری است، گرچه در مورد برخی از آن ها اتفاق نظر وجود ندارد و آن شرایط چنین است:
مشهور و معروف بین محدّثان آن است که راوی حدیث به هنگام بیان و تحدیث روایت، لازم است مسلمان باشد. شهید ثانی، شرط اسلام راوی را، مورد اتفاق همه محدّثان و اصولیان دانسته و می گوید:
«اتفقّ ائمه الحدیث و الاصول الفقهیه علی اشتراط اسلام الراوی حال روایته و ان لم یکن مسلماً حال تحمّله فلا تقبل روایه الکافر و إن علم من دینه التحرّز عن الکذب لوجوب التثبت عند خبر الفاسق».
بنابر نظر شهید ثانی، هر راوی، گر چه ممکن است در حال دریافت و فراگیری روایتی از پیامبر صلّی الله علیه و آله یا دیگر معصومان علیهم السّلام ، هنوز اسلام نیاورده باشد، اما در حال نقل و روایت، می باید مسلمان باشد و کافر گر چه، در مواردی، مطمئن به راست گویی او باشیم، نمی توان روایت او را پذیرفت و اشاره به آیه سوره حجرات دارد که بیان می دارد، لازم است از خبر فاسق، دوری و احتراز شود؛ زیرا خداوند متعال می فرماید:
(إن جاءکم فاسق بنبأ فتبیّنوا أن تصیبوا قوماً بجهاله فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین).
علاّمه مامقانی معتقد است چنین اتفاقی که شهید ثانی بیان می دارد، یعنی: «روایت کافر، مورد قبول واقع نمی شود»، در مورد کافر غیر اهل قبله، مانند یهودیان و نصاری، پذیرفته شده ولی، در مورد کافر اهل قبله مثل مجّسمه و خوارج و غلاه و ... پذیرفته شده نیست؛ ضمن آن که نهی در آیه شریفه مذکور، به جهت جرأت فاسق بر گناه و دروغ گویی او است و بسا در مواردی، کافر از دروغ گویی، خودداری کند و دلیل اولویت هم کافی نیست، یعنی: چون خبر فاسق، قابل قبول نیست، پس به طریق اولی، خبر کافر هم مورد قبول، نخواهد بود، و نهی از قبول خبر فاسق، بسا ارشاد به کلامی از فاسق است که نمی توان بر سخن او اعتماد کرد.

۲.بلوغ
شرط دوم که شهید ثانی پس از شرط اسلام، بیان می دارد، بلوغ راوی به هنگام ادا و نقل روایت می باشد، پس از این جهت، خبر و روایت غیر بالغ، حجّت و معتبر نخواهد بود. عنوان غیر بالغ، شامل صبی ممیّز و غیر ممیّز می شود؛ در مورد صبی غیر ممیّز که از او به کودک تعبیر شده، تردیدی نیست که خبر و روایت او، قابل قبول نیست، امّا عدم اعتماد بر روایت صبیِ ممّیز، که می تواند خوب و بد را تشخیص دهد، قطعی نیست و در این خصوص، محدّثان بر دو نظر هستند: مامقانی می گوید:
امّا الممیّز ففی قبول خبره قولان: فالمشهور عدم القبول بل قیل انه المعروف من مذهب الاصحاب وجمهور العامّه و حکی عن جمع من العامّه، القبول اذا أفاد خبره الظنّ و ظاهر بعض الأواخر من اصحابنا المیل الی موافقتهم مطلقاً او اذا افاد الإطمینان.
شهید ثانی، روایت صبی را به صورت مطلق، حجّت نمی داند، زیرا معتقد است که صبی، مصداق حدیث «رفع القلم» است که مؤاخذه از او برداشته شده است و می فرماید:
فلا تقبل روایه الصبی ... مطلقاً لإرتفاع القلم عنهما الموجب لعدم المؤاخذه المقتضی لعدم التحفّظ من ارتکاب الکذب علی تقدیر تمییزه و مع عدمه لا عبره بقوله.
در برابر رأی شهید که قائل به عدم حجّیّت روایت صبی به صورت مطلق است، دیگران معتقدند که خبر صبی ممیّز، قابل قبول است، زیرا، همان طور که اقتدا بر صبی در نماز و قبول قول او در طهارت و شهادت پذیرفته شده، همین طور خبر و قول او در روایات هم، اگر شرایط دیگر وجود داشته باشد، مورد قبول خواهد بود؛ ولی به نظر می رسد چنین استدلالی کامل نباشد؛ زیرا اقتدا بر صبی و قبول کلام او در طهارت و شهادت، امر مسلم و مورد قبول همه فقها و محدّثان نیست و اگر هم نزد برخی، چنین امری پذیرفته شده باشد، تطبیق آن بر قبول روایت او، صحیح نمی باشد و از نوع قیاس می باشد.

۳.عقل
سومین شرط، آن است که راوی می باید عاقل باشد و از این رو روایت مجنون و سفیه، قابل قبول نیست. شرط عقل، مورد قبول همه محدّثان است زیرا وثوق و اطمینان بر خبر مجنون، صحیح نمی باشد. شهید ثانی بر آن تأکید دارد و می فرماید:
«فلا تقبل روایه ... المجنون مطلقاً».
در روایات
رفع قلم، یعنی روایات عدم مؤاخذه، بر غیر بالغ نیز، اشاره شده است که آمده است:
۱. عن أبی عبدالله ـ علیه السّلام ـ قال: قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ رفع عن أمّتی تسعه اشیاء: الخطأ و النسیان و ما اکرهوا علیه و ما لا یعلمون و لا یطیقون ... .
۲. عن علی ـ علیه السّلام ـ : انه کان یقول فی المجنون و المعتوّه الذی لا یفیق و الصبی الذی لم یبلغ، عمدهما خطأ تحمّله العالقه و قد رفع عنهما القلم.
بنابر این در مورد روای مجنون تا زمانی که بهبودی پیدا نکند، روایت او حجّت نیست، ولی اگر راوی، دارای جنون ادواری است، در آن صورت در حالتآن صورت در حالت دارا بودن عقل و وجود دیگر شرایط، روایت او پذیرفته می شود. بدین جهت روایت در حال سکر و مستی و بیهوشی نیز، حجّت نخواهد بود تا آن که بهبودی حاصل شود.

۴.ایمان
...

پیشنهاد کاربران

بپرس