برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1530 100 1
شبکه مترجمین ایران

کلانتر

/kalAntar/

مترادف کلانتر: پیشوا، کدخدا، مهتر، رئیس، سرپرست، متصدی

معنی کلانتر در لغت نامه دهخدا

کلانتر. [ ک َ ت َ ] (ص تفضیلی ، اِ مرکب ) بزرگتر. عظیم تر. (ناظم الاطباء). بزرگتر قوم. (فرهنگ فارسی معین ). از کلان + تر (علامت تفضیل )، بزرگتر به سال : هر که مرا بیند، بحقیقت داند که من دوش نزاده ام از مادر و از شما بسیار کلانترم. (سندبادنامه ص 50). || جسیم تر. گنده تر. تنومندتر. (ناظم الاطباء). بزرگ اندام تر. (فرهنگ فارسی معین ). || کسی که اختیار شهر و امور رعایای آن شهر متعلق به او می باشد. صاحب اختیار شهر. رئیس شهر. (ناظم الاطباء). در عهد قاجاریه و صفویه به کسی می گفتند که نظم و نسق شهر به دست او بود و کدخدایان محله را تعیین و اداره می کرد. (فرهنگ فارسی معین ). داروغه. کدخدا. شحنه. رئیس حسبه. ریش سفید. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : سخن امیر و کلانتر خود نشنیدند تا به غرامت آنها مأخوذ شدند. (سندبادنامه ص 80). کلانتر اهل مصر قافق بن حرب بود. (حبیب السیر). شغل عالیحضرت کلانتر، تعیین کدخدایان محلات و ریش سفیدان اصناف با مشارالیه به این نحو که سکنه ٔ هر محله و هر صنف و هر قریه هر که را امین و معتمد دانند فیمابین خود تعیین و رضانامچه به اسم او نوشته و مواجبی در وجه او تعیین نموده و به مهر نقیب معتبر نموده به حضور کلانتر آورده تعلیقه و خلعت از مشارالیه جهت او بازیافت می نمایند بعد از آن متوجه رتق و فتق مهمات آنها می گردد... و بعد از آن بموجب بروات مهر وزیر و کلانتر و مستوفی متوجهات دیوانی هر یک از دفتر حواله... (تذکرة الملوک چ 2 ص 47).
- کلانتر شهر ؛ داروغه ٔ شهر. (آنندراج ) (فرهنگ فارسی معین ). توضیح آنکه وظیفه ٔ کلانتر تعیین کدخدایان محلات و ریش سفیدان اصناف بود که با مشورت و موافقت مردم هر محل و افراد هر صنف معین می کرد. رسیدگی به اختلافات کسبه و اصناف و شکایات رعایا و زارعین و رفع ظلم اقویا از ضعیفان و اصلاح حال رعیت نیز از جمله ٔ وظائف وی بوده است. (فرهنگ فارسی معین ).
- کلانتر مرز ؛ این کلمه را فرهنگستان ایران بجای کمیسر سرحدی انتخاب کرده است. ورجوع به واژه های نو فرهنگستان ایران شود.
|| رئیس یکی از دسته های ایل (بزرگتر از دسته که تحت نظارت کدخدا است ) (فرهنگ فارسی معین ). || سرپرست اصناف (در عهد صفویه و قاجاریه ) (فرهنگ فارسی معین ). || افسری که ریاست یکی از نواحی پلیس شهر را بعهده د ...

معنی کلانتر به فارسی

کلانتر
۱ - ( صفت ) بزرگتر قوم . ۲ - بزرگ اندام تر . ۳ - ( صفت ) کسی که نظم و نسق شهر بدست او بود و کدخدا یان محله را تعیین و اداره میکرد ( صفویه و قاجاریه ) . یا کلانتر شهر . داروغ. شهر . توضیح : وظیف. کلانتر تعیین کدخدا یان محلات و ریش سفیدان اصناف بود که با مشورت و موافقت مردم هر محل و افراد هر صنف معین میکرد . رسیدگی باختلافات کسبه و اصناف و شکایات رعایا و زارعین و رفع ظلم اقویا از ضعیفان و اصلاح حال رعیت نیز از جمل. وظایف وی بوده است . ۴ - سرپرست اصناف ( صفویه و قاجاریه ) ۵ - رئیس یکی از دسته های ایل ( بزرگتر از دسته ای که تحت نظارت کدخدا ست ) . ۶ - رئیس کلانتر ی کمیسر . یا کلانتر مرز . کمیسر سر حدی .
ده کوچکی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت واقع در ۷ هزار گزی جنوب خاوری سبزواران و ۴ هزار گزی جنوب راه فرعی سبزواران عنبر آباد .

معنی کلانتر در فرهنگ معین

کلانتر
(کَ تَ) (ص تف .) ۱ - بزرگتر، عظیم تر. ۲ - (ص .) رییس کلانتری .

معنی کلانتر در فرهنگ فارسی عمید

کلانتر
۱. [عامیانه، مجاز] بسیارباهوش و کاری.
۲. (اسم) (نظامی) [منسوخ] رئیس کلانتری.
۳. (اسم) [قدیمی] در دورۀ صفویه تا اوایل قاجار، مسئول شهر یا محله که وظیفه اش جمع آوری مالیات و برقراری نظم و امنیت بود.
۴. (اسم) [قدیمی] رئیس و سرپرست یک صنف یا گروه.
* کلانتر محل: [عامیانه، مجاز] شخص فضول.

کلانتر در دانشنامه اسلامی

ابراهیم خان کلانتر، وزیر آقا محمد خان و نخستین صدر اعظم فتحعلی شاه قاجار، بعد از مدت ها خدمات سیاسی، در نهایت بدست فتحعلی شاه بقتل رسید.
حاج محمد ابراهیم خان شیرازی، ملقب به اعتماد الدوله و معروف به "حاج ابراهیم خان کلانتر" نخستین صدر اعظم سلسلۀ قاجاریه بود که به سلطنت سلسله ای پایان داد و سلسلۀ دیگری را بجای آن مستقر کرد به این سبب وی را به تاجبخش نیز ملقب کرده اند. وی پسر سوم حاج هاشم شیرازی، از کدخدایان و عمال معروف شیراز بود چون در سال ۱۱۶۰ ه. ق نادر شاه یک چشم وی را کور کرد به حاج هاشم "واحد العین" معروف شد.
اجداد کلانتر
اجداد حاج ابراهیم خان از خاندان معروف هاشمیه بودند، خانوادۀ هاشمیه در اصل از کلیمی های مسلمان شده قزوین بوده و معروف است که ایشان پس از مهاجرت به شیراز با حاجی قوام معاصر و ممدوح خواجه شمس الدین حافظ شیرازی وصلت کرده اند. کار اصلی خانواده هاشمیه تجارت بود، اول کسی که از این خانوادۀ وارد سیاست شد حاج هاشم، پدر حاج ابراهیم خان بود که کدخدایی گری محلات حیری خانه شیراز را به عهده داشت.
بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران، تهران، زوار، چاپ سوم، ۱۳۶۳، ج۱، ص۲۲.
با فوت کریم خان زند در سال ۱۱۹۳ه. ق آرامشی نسبی که در سرزمین ایران حکمفرما بود، به هم خورد و زد و خورد بین جانشینان کریم خان از یک سو و آقا محمد خان و سپاهیان زند از سوی دیگر، آغاز گردید. یکی از پادشاهان زند بنام جعفر خان به پاس خدمات حاج ابراهیم خان و کمک او در تصرف، شیراز شغل کلانتری فارس را به او اعطا کرد. هنگامی که جعفر خان به قتل رسید درگیری بین لطفعلی خان از یک سو و صید مراد خان و برادرش مراد خان از سوی دیگر ادامه یافت حاج ابراهیم اهالی شیراز را به طرفداری از لطفعلی خان جلب نمود و بدین طریق نامبرده سلطنت خود را مدیون حاج ابراهیم دانست.
افشاری، پرویز، صدراعظم های سلسله قاجاریه، تهران، وزارت امور خارجه، چاپ اول، ۱۳۷۲، ص۴.
...

کلانتر در دانشنامه ویکی پدیا

کلانتر
کلانتر یک منصب انتظامی است و ممکن است به یکی از موارد زیر نیز اشاره داشته باشد:
حاج ابراهیم کلانتر
مارشال
شرف الدوله کلانتر
میرزا محمد کلانتر فارس
کلانتر (بجنورد)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بجنورد در استان خراسان شمالی ایران است.
این روستا در دهستان بدرانلو قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۵۳ نفر (۶۷خانوار) بوده است.
کلانتر روستایی در دهستان فتح آباد بخش مرکزی شهرستان قصرشیرین استان کرمانشاه ایران است.
«نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۸۵». درگاه ملی آمار ایران. بایگانی شده از اصلی در ۱ ژانویه ۲۰۱۳. دریافت شده در ۱ ژانویه ۲۰۱۳.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این مکان ۸۴ نفر (۳۱خانوار) بوده است.
کلانتر یک روستا در ایران است که در دهستان انگوت غربی واقع شده است. کلانتر ۱۲۹ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای ایران
کلانتر مجموعه ای تلویزیونی به کارگردانی محسن شاه محمدی و تهیه کنندگی اصغر زایری ساخته سال ۱۳۸۲ در ژانر پلیسی است که از شبکه اول ایران پخش شده است.
همسفر (دربارهٔ اختلاف یک زوج جوان) - ۴ قسمت: کیوان محمودنژاد، آناهیتا همتی، معصومه آقاجانی، امیر مهدی کیا (هادی مهدی کیا)، طاهره طایفی
ستاره و من (دربارهٔ سرقت از شرکت) - ۴ قسمت: رامبد شکرآبی، سعید آقاخانی، فرهاد مهادیان، پدیده ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کلانتر در دانشنامه آزاد پارسی

کَلانتر
در دورۀ صفویه ، عنوان عهده دار امور شهرداری . وی به مشکلات مردم شهر رسیدگی می کرد. دفاع از حقوق آنان دربرابر حاکم شهر، وصول مالیات ها و یکنواخت نمودن زحمات و کارهای مشکل بین مالیات دهندگان و نیز تعیین کدخدایان محلات و ریش سفیدان اصناف برعهدۀ او بود. در شهرهای بزرگ بیش از یک کلانتر وجود داشت . اصطلاح کلانتر به رئیس یکی از دسته های ایل نیز گفته می شود. در زمان قاجاریه به سرپرست اصناف و امروزه رئیس هر یک از شعب نیروی انتظامی، که به کلانتری معروف است، را کلانتر گویند.

کلانتر در جدول کلمات

معنی کلانتر به انگلیسی

reeve (اسم)
کد خدا ، کلانتر ، یلوه ماده
sheriff (اسم)
کد خدا ، کلانتر ، داروغه ، ضابط شهربانی
marshal (اسم)
سر دسته ، ارتشبد ، مارشال ، کلانتر

کلانتر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حمید خاشعی
کمیسر
مجید
کمیسر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی کلانتری در جدول   • آقای کلانتری   • نام دیگر کلانتری   • وظایف کلانتری   • معنی رتیل   • بازیکن سابق میلان   • کلانتر۳   • معنی امر   • مفهوم کلانتر   • تعریف کلانتر   • معرفی کلانتر   • کلانتر چیست   • کلانتر یعنی چی   • کلانتر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کلانتر

کلمه : کلانتر
اشتباه تایپی : ;ghkjv
آوا : kalAntar
نقش : اسم
عکس کلانتر : در گوگل

آیا معنی کلانتر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )