برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1612 100 1
شبکه مترجمین ایران

پرستش

/parasteS/

مترادف پرستش: ستایش، طاعت، عبادت، عبودیت، نیایش

معنی اسم پرستش

اسم: پرستش
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: parasteš) (اسم مصدر از پرستیدن )، پرستیدن، (در قدیم) خدمتکاری - نیایش کردن، عبادت کردن

معنی پرستش در لغت نامه دهخدا

پرستش. [ پ َ رَ ت ِ ] (اِمص ) اسم مصدر از پرستیدن. عبادت. نیایش. عبودیت. تَعَبﱡد. طاعت. نماز. ستایش :
اگر بر پرستش فزایم رواست
که از بخت وی کارمن گشت راست.
فردوسی.
اگر تاج ایران سپارد بمن
پرستش کنم چون بتان را شمن.
فردوسی.
گرانمایه شبگیر برخاستی
ز بهر پرستش بیاراستی.
فردوسی.
چو شوئی ز بهر پرستش رخان
بمن بر جهان آفرین را بخوان.
فردوسی.
جدا کردشان از میان گروه
پرستنده را جایگه کرد کوه
بدان تا پرستش بود کارشان
نوان پیش روشن جهاندارشان.
فردوسی.
مرا جایگاه پرستش بسست
که این گنج من بهر دیگر کسست.
فردوسی.
پرستنده باش و ستاینده باش
بکار پرستش فزاینده باش.
فردوسی.
چو از دور جای پرستش بدید
شد از آب دیده رخش ناپدید.
فردوسی.
همه بندگانیم و ایزد یکیست
پرستش جز او را سزاوار نیست.
فردوسی.
سدیگر چو بنشست بر تخت گفت
که رسم پرستش نباید نهفت.
فردوسی.
خلق را برتر از پرستش تو
نیست چیزی پس از پرستش رب.
فرخی.
تأخیر نمیکند بندگی و پرستش را از استحقاق ذاتی که او راست جهت پرستش نمودن. (تاریخ بیهقی ). || خدمتکاری. (برهان ). خدمت. پرستاری :
چو بشنید بر پای جست اردشیر
که با من فراوان بِرِنجست و شیر
بدستوری سرپرستان سه روز
مر او [ کرم هفتواد ] را بخوردن منم دلفروز...
برآمد همه کام وی زین سخن
بگفتند کاو را پرستش تو کن.
فردوسی.
برآرید کامش به نیکی تمام
پرستش کنیدش همه چون غلام.
فردوسی.
یکی باره ٔ تیزتک برنشست
میان را ز بهر پرستش ببست.
فردوسی.
اگر جان بتن خواهی و تن بجای
فرود آی و پیشم پرستش نمای.
فردوسی.
چو آگاهی آمد سوی نیمروز
بنزد سپهدارگیتی فروز
که بر تخت بنشست فرخنده کی [ کیخسرو ]
بچرخ بزرگی برافکنده پی
بخواند او ...

معنی پرستش به فارسی

پرستش
پرستیدن
( اسم.پرستیدن ) ۱- ستایش نیایش نماز طاعت عبودیت . ۲- پرستاری خدمت خدمتکاری . ۳- بیمار داری خدمت بیمار کردن . یا جای پرستش . پرستشگاه یاجایگاه پرستش .
( اسم ) جام. عبادت .
( مصدر ) ۱- عبادت کردن ستایش کردن نیایش کردن پرستیدن . ۲- خدمت کردن.
معبد و محل عبادت

معنی پرستش در فرهنگ معین

پرستش
(پَ رَ تِ) (اِمص .) ۱ - ستایش ، نیایش . ۲ - پرستاری ، خدمت . ۳ - بیمارداری . ۴ - عمل یا رفتاری که نشانة بندگی ، سرسپردگی یا ایمان است ، عبادت .

معنی پرستش در فرهنگ فارسی عمید

پرستش
۱. بندگی.
۲. نیایش، عبادت.

پرستش در دانشنامه اسلامی

بعل نام بت قوم الیاس در بعلبک لبنان است.
پرستش بعل، از جانب قوم الیاس بود.«و ان الیاس لمن المرسلین• اذ قال لقومه الاتتقون• اتدعون بعلا...»؛ و الیاس از رسولان (ما) بود! به خاطر بیاور هنگامی را که به قومش گفت: «آیا تقوا پیشه نمی کنید؟! آیا بت «بعل» را می خوانید و بهترین آفریدگارها را رها می سازید؟!
سرزنش الیاس
پرستش بت بعل، مورد سرزنش الیاس علیه السلام بود.و ان الیاس... • اذ قال لقومه الاتتقون• اتدعون بعلا و تذرون احسن الخــلقین.
انحراف از حق
بی تقوایی قوم الیاس زمینه ساز انحراف از حق و پرستش بت بعل شد.و ان الیاس لمن المرسلین• اذ قال لقومه الاتتقون• اتدعون بعلا وتذرون احسن الخــلقین.
خداوند انسان ها را از پرستش نفس نهی کرده است. در این مقاله آثار پیروی از هوای نفس، پیامدها و عوامل هواپرستی و ... با توجه به آیات قرآن معرفی می شوند.
••• خوف از مقام پروردگار و اجتناب از هواپرستى عامل مأوا گزیدن در بهشت:وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِیَ الْمَأْوى .
نازعات/سوره۷۹، آیه۴۰.    
حرمت هر نوع هواپرستى در داوری میان مردم:یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ.
ص/سوره۳۸، آیه۲۶.    
...
در مقاله حاضر پرستش کنندگان نفس با توجه به آیات قرآن معرفی می شوند.
هواپرستان گروهى متّحد و حمایت کننده از یکدیگر:ثُمَّ جَعَلْناکَ عَلى شَرِیعَةٍ مِنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْها وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّهُمْ لَنْ یُغْنُ ...

پرستش در دانشنامه ویکی پدیا

پرستش
پرستیدن از دو بخش تشکیل شده است: بخش نخست آن پیشوند "پَر" به معنای "پیرامون (پیرا)" و "دُور"، و بخش دوم "استادن (ایستادن)" است. بر این اساس، پرستیدن به معنای دُور و اطراف چیزی ایستادن است.
مهرپرستی
نماز
"عبادت" معادل عربیِ پرستش، از ریشه «عَبَدَ» و به معنای پرستش و اطاعت خاشعانه و نهایت خضوع است. از ریشهٔ عبد دو مصدر عبودیت و عبادت مشتق شده است. این دو واژه در زبان های عبری و عربی کاربرد دارند و دارای معنی همسان اند.
ابوعلی سینا گفته است::: العباده هیَ غایه الخضوعِ و التّذلّل (عبادت نهایت خضوع و فروتنی است). مرتضی مطهری در تعریف عبادت می گوید: پرستش آن حالتی است که در آن انسان یک توجهی می کند که از ناحیهٔ باطن خودش به آن حقیقتی که او را آفریده است و خودش را در قبضهٔ قدرت او می بیند، خودش را به او نیازمند و محتاج می بیند. درواقع، سیری است که انسان از خلق به سوی خالق می کند. این امر اساساً قطع نظر از فایده و اثری که داشته باشد، خودش یکی از نیازهای روحی بشر است.
عبادت و پرستش در سه دین ابراهیمی یهودیت، مسیحیت و اسلام به عنوان یک اصل جدایی ناپذیر برشمرده می شود که در هر سه دین به عنوان یکی از اولویت ها بر آن تأکید شده است. این تأکید به حدی است که در آرمان و هدف بعثت موسی(ع) آمده که او مأمور شده بنی اسرائیل را برای عبادت خداوند از مصر بیرون ببرد. قرآن نیز اولین دعوت پیامبر را دعوت به توحید، عبادت خدا و دوری از شرک ذکر می کند. ادا کردن عبادت در زندگی انسان با آغاز خلقت بوده به طوری که اولین عبادت به صورت قربانی در تورات و قرآن در مورد دو پسر آدم(ع) (قابیل و هابیل) ذکر شده است. عبادت در طول زمان، صورت های مختلفی به خود گرفته است. عبادت به معنی اخص آن عبارت است از عبادات شریعت که در شریعت یهود، عمدتاً به قربانی، عشریه، روزه، اعیاد و نماز و در شریعت اسلامی عمدتاً به نماز، روزه، زکات و حج اطلاق می شود. پرستش آن عبادت عربی نیست، آن ستایش است. پرستش = پرستیدن، پرستاری کردن، تیمار کردن، نگهداری کردن نمونه از شاهنامه فردوسی: هوشنگ پس از شناختن آتش میگوید: بگفتا فروغیست این ایزدی (سخن از آتش ایزدی است، ) پرستی باید، اگر بخردی (سخن از نگهداری آتش است نه آنکه آن را عبادت کنند) آتش پرستی آن نیست که کسی یا یک زرتشتی آتش را ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

پرستش در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:عبادت

نقل قول های پرستش

گفتاوردها دربارۀپرستش (عبادت).
• « کسی که خواهانِ عبادت است ، باید خود را برای آن پاکیزه سازد.» بحار الانوار ، ج ۷۸ ، ص ۱۰۹ -> حسن بن علی
• «عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت ، زیاد در کار خدا اندیشیدن است». منبع : تحف العقول، ص۴۴۸. -> حسن عسکری

پرستش در جدول کلمات

پرستش
یشت
پرستش کردن
یشتن
پرستش کننده
عابد
مکتب پرستش بت یا غیر ذیروح
اتیمیسم

معنی پرستش به انگلیسی

praise (اسم)
تحسین ، ستایش ، پرستش ، نیایش ، چاپلوسی ، تعریف ، تمجید ، رجز ، خوشامد گویی صمیمانه
adoration (اسم)
ستایش ، عشق ورزی ، پرستش ، نیایش ، ستایشگری ، سجود
worship (اسم)
ستایش ، پرستش ، ستایشگری ، سجود ، عبادت
devotion (اسم)
هوا خواهی ، پرستش ، سرسپردگی ، تخصیص ، وقف ، صمیمیت ، جانسپار ، از خود گذشتگی ، دعا ، مریدی
adulation (اسم)
پرستش ، چاپلوسی
idolization (اسم)
پرستش ، بت سازی

معنی کلمه پرستش به عربی

پرستش
اعجاب , تملق , عبادة , مديح , ولاء
عبادة
طقوس
محبوب

پرستش را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد رضا
عبادت کردن ، اطاعت کردن ، بندگی کردن ، خدمت کردن
شکیبا
عشق،عبودیت
شیما دلفیه
یشت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• پرستش در جدول   • معنی پرستش در جدول   • پرستیدن در جدول   • پرستش خدا   • انواع عبادت   • پرستش داریوش   • معنی عبادت   • مفهوم پرستش   • تعریف پرستش   • معرفی پرستش   • پرستش چیست   • پرستش یعنی چی   • پرستش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی پرستش

کلمه : پرستش
اشتباه تایپی : ~vsja
آوا : parasteS
نقش : اسم
عکس پرستش : در گوگل

آیا معنی پرستش مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )