برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1465 100 1

مولوی

/mowlavi/

معنی مولوی در لغت نامه دهخدا

مولوی. [ م َ ل َ وی ی ] (ع ص نسبی ) منسوب به مولی. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). منسوب به مولا و مولی. (یادداشت مؤلف ). منسوب به مولا که به معنی خداوند است ، بعد از الحاق یای نسبت ، الفی که رابع بود به واو بدل شده زیرا که الف مقصور در آخر کلمه ٔ سه حرفی و چهارحرفی به وقت نسبت به واو بدل شود. (غیاث ) (آنندراج ) : وثوق به کمال کرم و مکارم شیم مولوی صاحب کبیر سیدالوزراء ادام اﷲ معالیه حاصل است. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 18).
مرا دلی است پر از ماجرای گوناگون
که نیست مخفی بر رای مولوی مانا.
کمال الدین اسماعیل.
|| (اِ) کلاه نمدی بزرگی که دراویش بر سر می گذارند. (ناظم الاطباء). || عمامه ٔ خرد. عمامه ٔ کوچک. عمامه ٔ سبک که یکی دو دور بیشتر بر گرد سر نگردد. عمامه ٔ بسیار کوچک که قسمی ازدرویشان و مداحان علی دارند. قسمی عمامه که درویشان داشتندی و آن یک یا دو بار بیشتر بر گرد سر نپیچیدی. (یادداشت مؤلف ) :
ساقی مگر وظیفه ٔ حافظزیاده داد
کآشفته گشت طره ٔ دستار مولوی.
حافظ.
|| از القاب علما و دانشمندان بزرگ. (ناظم الاطباء). در تداول اهل هند، عالم کبیر.(یادداشت مؤلف ). عالم. اهل علم.

مولوی. [ م َ / مُو ل َ ] (اِخ ) مولویه. نام سلسله ای از درویشان طریقه ٔ مولوی ، طریقه ای از صوفیه که پیروان جلال الدین محمد بلخی عارف و شاعر نامی هستند. (از یادداشت مؤلف ). رجوع به مولویه شود.

مولوی. [ م َ / مُو ل َ ] (اِخ ) لقبی است که به جلال الدین محمد عارف و شاعر و حکیم و صاحب مثنوی معروف دهند. (یادداشت مؤلف ). نام او محمد و لقبش در دوران حیات خود «جلال الدین » و گاهی «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» بوده و لقب «مولوی » در قرنهای بعد (ظاهراً از قرن نهم ) برای وی به کار رفته و او به نامهای «مولوی » و «مولانا» و «ملای روم » و «مولوی رومی » و «مولوی روم » و «مولانای روم » و «مولانای رومی » و «جلال الدین محمد رومی » و «مولانا جلال بن محمد» و «مولوی رومی بلخی » شهرت یافته و از برخی از اشعارش تخلص اورا «خاموش » و «خموش » و «خامش » دانسته اند. وی در سال 604 هَ. ق. در بلخ متولد شد. شهرتش به روم به سبب طول اقامت و وفات او در شهر قون ...

معنی مولوی به فارسی

مولوی
شهرت جلال الدین محمد فرزند سلطان العلمائ محمد بن حسین خطیبی معروف به بهائ الدین پدر وی از علمائ و صوفیان بزرگ زمان خود بود . بهائ الدین بسبب رنجش خاطر سلطان محمد خوارزمشاه در هنگامی که جلال الدین کودک بود از بلخ بیرون آمد و پس از مدتی سیر و سیاحت سرانجام رخت به قونیه کشید . جلال الدین تحقیقات مقدماتی را نزد پدر به پایان رسانید و پس از فوت او تحت ارشاد برهان الدین محقق ترمذی در آمد . برهان الدین محقق مولانا را مدتی برای تکمیل علوم و معلومات در حلب و دمشق که از بزرگترین مراکز علمی و ادبی آنزمان بود فرستاد . او مولانا پس از پایان کار به قونیه بازگشت و بتدریس و تعلیم و وعظ و تذکیر مشغول گشت . تا اینکه در سال ۶۴۲ با شمس الدین محمد بن علی بن ملک داد معروف به شمس تبریزی ملاقات کرد . این ملاقات انقلابی روحانی در مولانا پدید آورد که موجب ترک مسند تدریس و فتوی گشت و این امر سبب نارضایی مردم قونیه و اعتراض مریدان گشت . شمس تبریزی تحت فشار مریدان مولانا به دمشق رفت . هجران وی مولانا را مضطرب و مشوش کرد و بالاخره پسر خود سلطان ولد را همراه گروهی در طلب شمس بدمشق فرستاد شمس باز آمد و با مولانا بود تا در سال ۶۴۵ به ناگاه ناپدید گردید . اینکه گفته اند وی را جماعتی از مردم قونیه کشته اند نباید پایه و اساس داشته باشد . پس از فقدان شمس مولانا مسند تدریس و فتوی را ترک گفت و به مراقبت باطن و تهذیب نفس پرداخت . ارتباط او با صلاح الدین زرکوب و حسام الدین چلبی در این دوره از عمر یک چند او را مشغول داشت به تشویق همین حسام الدین چلبی مولانا بسرودن مثنوی پرداخت . آثار مولانا از نظم و نثر عبارتند از: ۱ - مثنوی : در ۶ جلد و شامل ۲۶ هزار بیت که در بحر رمل سروده شده است . محتویات مثنوی حکایات مسلسل منظومی است که از آنها نتایج دینی و عرفانی گرفته شده و حقایق معنوی بزبان ساده بیان گشته است . ۲ - دیوان غزلیات معروف به دیوان کبیر یا کلیات شمس مشتمل بر ۵٠٠٠٠ بیت . ۳ - رباعیات . ۴ - مکتوبات مولانا . ۵ - فیه ما فیه . ۶ - مجالس سبعه .
منسوب به مولی ، مولویه: نوعی کلاه درازیاعمامه کوچک، کلاه مولوی ودستارمولوی هم گفته اند
۱ - ( صفت ) منسوب به مولی . ۲ - عنوانی است برای شیوخ تصوف و ملایان و علمای روحانی . یا عمامه ( دستار ) مولوی . عمامه ای ( دستاری ...

معنی مولوی در فرهنگ معین

مولوی
(مُ یا مَ لَ) (ص نسب .) ۱ - منسوب به مولی . ۲ - نوعی کلاه نمدی بلند که دراویش بر سر گذارند.

معنی مولوی در فرهنگ فارسی عمید

مولوی
۱. مربوط به ولایت.
۲. (اسم) (تصوف) = مولویه
۳. (اسم) (تصوف) عنوان شیخ های متصوفه و علمای روحانی.
۴. (اسم) [قدیمی] نوعی کلاه دراز یا عمامۀ کوچک: ساقی مگر وظیفهٴ حافظ زیاده داد / کآشفته گشت طره و دستار مولوی (حافظ: ۹۷۰).

مولوی در دانشنامه اسلامی

مولوی
کلمه «مولوی» یک اسم منسوب است؛ یعنی از اضافه شدن «یاء» نسبت به کلمه «مولی»، تشکیل شده است.
این اصطلاح، در بخش های شرقی ایران و نیز کشورهای شرق ایران ، مورد استفاده قرار می گیرد. این اصطلاح، برای کسانی که در علوم دینی به درجات بالا رسیده اند، استفاده می شود.گفته شده که در دار العلوم دیوبند هند این طور رتبه بندی انجام شده: ۱- مولوی عالم، تقریباً معادل لیسانس. ۲- مولوی فاضل، معادل فوق لیسانس. ۳- مولوی کامل، معادل دکترا.
مولوی
جلال الدین محمد بن بهاءالدین بلخی، معروف به مولوی، مولانا روم و ملای رومی از بزرگترین عارفان و شاعران ایرانی به شمار می رود. او در ششم ربیع الاول سال 604 هـ.ق در شهر بلخ به دنیا آمد؛ و علت شهرت او به "رومی" و "مولانا روم" طول اقامت وی در شهر قونیه که اقامتگاه اکثر عمر و مدفن اوست، می باشد. لیکن وی همواره خویش را از مردم خراسان شمرده و اهل شهر خود را دوست می داشت. پدر مولانا معروف به "بهاءالدین ولد" و ملقب به "سلطان العلماء" از افاضل روزگار و علامه زمان بود و مشهور است که مادر بهاءالدین، از خاندان خوارزمشاهیان بوده است.
از آنجا که بهاءالدین ولد از بزرگان صوفیه به شمار می رفت و مردم به واسطه عظمت مقام او، به او اقبال فراوانی داشتند سلطان محمد خوارزمشاه – حاکم وقت – از این مسئله نگران بود و همین امر سبب شد که بهاءالدین به ناچار تصمیم به هجرت از وطن خود گرفت.
مشهور است که پس از حرکت وی از بلخ، هنگامی که به نیشابور رسید، میان او و شیخ فریدالدین عطار نیشابوری، ملاقاتی اتفاق افتاد؛ در آن هنگام جلال الدین کوچک بود، اما شیخ عطار کتاب اسرارنامه خود را به او هدیه کرد و به بهاءالدین ولد گفت: "زود باشد که این پسر تو آتش در سوختگان عالم زند". پس از آن بهاءالدین به قصد حج، از راه بغداد به مکه رفت و سپس نه سال در ملطیه اقامت نمود. تا این که به دعوت سلطان علاءالدین کیقباد سلجوقی که عارف مشرب بود، به قونیه رفت و با خانواده خود در آنجا مقیم شد.
بهاءالدین در سال 628 هجری قمری در قونیه رحلت کرد و جلال الدین که در آن زمان 24 ساله بود به جای پدر نشست: در سال 629 سید برهان الدین ترمذی – که از شاگردان بهاءالدین بود – به ق ...


مولوی در دانشنامه ویکی پدیا

مولوی
نخست وزیر ترکیه در مراسم بزرگداشت هفتصد و سی و چهارمین سال مرگ مولانا جلال الدین بلخی، عارف و سخن سرای بزرگ پارسی گوی اعلام کرد که دولت ترکیه زادگاه مولانا را در کشور افغانستان بازسازی خواهد کرد. هنگامی که رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه اعلام کرد که دولتش زادگاه مولانا را بازسازی خواهد کرد، این خبر با تشویق و کف زدن حاضران همراه شد. در تالار سماع مرکز فرهنگی مولانا در قونیه که سخنرانی نخست وزیر ترکیه در آن ایراد شد، حدود سه هزار نفر، از جمله رئیس جمهور، رئیس مجلس، وزیر فرهنگ، رهبر حزب اصلی مخالف دولت (حزب جمهوری خلق) و همچنین شماری دیگر از مقامات محلی و کشوری حضور داشتند.
در واپسین روزهای سال نام نهاده برای بزرگداشت از خداوندگار بلخ، ده ها تن از اندیشمندان افغان در جشنواره ای در زادگاه مولانا در بلخ مزار شریف شرکت و سال ۲۰۰۷ را آغازی برای تحقیقات و مطالعات دربارهٔ مولانای بلخی عنوان کردند.
در هشتصدمین سالگرد تولد مولوی، مراسم مختلفی در شهر قونیه، محل درگذشت این شاعر پرآوازه فارسی زبان، در حال برگزاری است. از جمله این مراسم، برنامه سماع است که روز شنبه پانزدهم دسامبر (بیست و چهارم آذر ماه) در ساختمان تازه تأسیس 'مرکز فرهنگی مولانا' در شهر قونیه برگزار شد.
'از بلخ تا همیشه'، نام یک همایش فرهنگی است که به مناسب پایان سال مولانا از طرف ریاست اطلاعات و فرهنگ هرات برگزار شد.
در این سال تمبر مولانا با نمایی از استاد بهزاد در آمریکا منتشر شد.
در روزهای ۶ تا ۱۰ آبان ۱۳۸۶، کنگره بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا با شرکت اندیشمندانی از ۳۰ کشور جهان در سه شهر تهران، تبریز و خوی برگزار شد. ریاست آن را غلامعلی حداد عادل بر عهده داشت. حدود ۴۵۰ مقاله به این کنگره ارسال شده بود و ۲۸۰ استاد و پژوهشگر در آن به ارائهٔ مقاله پرداختند. در حاشیهٔ این کنگره محمود فرشچیان از تابلوی مینیاتور شمس تبریزی و مولوی پرده برداری کرد.
برگزاری همایش بین المللی داستان پردازی مولوی در روزهای ۶ و ۷ آبان ۱۳۸۶، در مرکز همایش های بین المللی صداوسیما.
برگزاری مراسم هشتصدمین سالروز تولد مولانا در سازمان ملل.
ترکیه نیز برنامه هایی که به مناسبت سال جهانی مولانا برگزار کرده است.
جلال الدین محمد بلخی معروف به مولانا، مولوی و رومی (‎۶ رب ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های مولوی

مولوی معروف به جلال الدین محمد بلخی و مولانا و رومی (۱۵ مهر ۵۸۶–۴ دی ۶۵۲) از مشهورترین شاعران ایرانی تبار پارسی گوی است.
• «بشنو از نی چون حکایت می کند//واز جدایی ها شکایت می کند»
• «سینه خواهم شرحه شرحه از فراق - تا بگویم شرح درد اشتیاق»
• «آدمی فربه شود از راه گوش// جانور فربه شود ازحلق و نوش»
• «آدمی مخفی است در زیر زبان// این زبان پرده است بر درگاه جان»
• «آن یکی خر داشت، پالانش نبود // یافت پالان، گرگ خر را در ربود»
• «آزمودم مرگ من در زندگی است// چون رهم زین زندگی، پایندگی است»
• «آفت ادراک آن حال است و قال// خون به خون شستن محال است و محال»
• «آب کم جو تشنگی آور بدست// تا بجوشد آبت از بالا و پست»
• «آنچه اندر آینه بیند جوان// پیر اندر خشت بیند بیش از آن»
• «از پی هر گریه آخر خنده ایست// مرد آخربین مبارک بنده ایست»
• «از محبت، نار نوری می شود// وز محبت، دیو حوری می شود»
• «ای خنک آن را که پیش از مرگ مرد// یعنی او از اصل این زر بوی برد// مرگ تبدیلی که در نوری روی// نه چنان مرگی که در گوری روی»
• «ای که تو از ظلم چاهی می کنی// از برای خویش دامی می تنی»
• «این جهان کوه است و فعل ما ندا// سوی ما آید نداها را صدا»
• «پا تهی گشتن به است از کفش تنگ// رنج غربت به که اندر خانه جنگ»
• «پس کلوخ خشک در جو کی بود؟// ماهیی با آب، عاصی کی شود؟»
• «پیش چشمت داشتی شیشه کبود// زان جهت عالم کبودت می نمود»
• «پیش مؤمن کی بود این قصه خوار// قدر عشق گوش، عشق گوشوار»
• «تا که احمق باقی است اندر جهان// مرد مفلس کی شود محتاج نان»
• «تیغ دادن در کف زنگی مست// به که آید علم، ناکس را بدست»
• «چون زخود رستی همه برهان شدی// چون که گفتی بنده ام سلطان شدی»
• «چون که دندان تو را کرم اوفتاد// نیست دندان بر کنش ای اوستاد»
• «زآنهمه بانگ و علا لای سگان// هیچ واماند ز راهی کاروان؟»
• «سخت گیری و تعصب خامی است// تا جنینی کار خون آشامی است»
• «شب غلط بنماید و مبدل بسی// دید صائب شب ندارد هرکسی»
• «صورت زیبا نمی آید به کار// حرفی از معنی اگر داری بیار»
• «ظالم آن قومی که چشمان دوختند// وز سخن ها عالمی را سوختند»
• «عاقبت جوینده یابنده بود// چون ...

ارتباط محتوایی با مولوی

مولوی در جدول کلمات

لقب مشترک مولوی و شمس تبریزی
مولانا

مولوی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اشعار مولوی   • خلاصه زندگی نامه مولوی   • عکس مولوی   • مثنوی مولوی   • آرامگاه مولوی   • آثار مولوی   • خیابان مولوی   • معنی مولوی   • مفهوم مولوی   • تعریف مولوی   • معرفی مولوی   • مولوی چیست   • مولوی یعنی چی   • مولوی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مولوی
کلمه : مولوی
اشتباه تایپی : l,g,d
آوا : mowlavi
نقش : اسم فامیل
عکس مولوی : در گوگل

آیا معنی مولوی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران