برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1464 100 1

سجده

/sajde/

مترادف سجده: سر بر زمین مهر گذاشتن

برابر پارسی: سرنگون، فروتن، نگونی

معنی سجده در لغت نامه دهخدا

سجدة. [ س َ / س ِ دَ ] (ع مص ) سر بر زمین نهادن. (منتهی الارب ). پیشانی بر زمین نهادن. (مهذب الاسماء) :
سر از سجده برداری و این شراب
کشی یاد فرخنده رخ مهتری.
منوچهری.
سر بر زمین بسجده نهاده ست بی رکوع
آن کو نه ز اوصیا بسوی انبیا شده ست.
ناصرخسرو.
از پی سجده ٔ رخ تو چنان
عابدان در نماز میغلطم.
خاقانی.
بناف قبه ٔ عالم بصلب قائم کوه
به پشت راکع چرخ و بسجده ٔ مهتاب.
خاقانی.
آنجا که دست ماست درو حلقه زآن ماست
وآنجا که پای اوست سر و سجده زآن ِ ماست.
خاقانی.
گوش در آن نامه تحیت رسان
دیده در آن سجده تحیات خوان.
نظامی.
کز برای من بدش سجده ملک
وز پی من رفت بر هفتم فلک.
مولوی.
- سجده ٔسهو ؛ آن دو سجده است که در موارد ذیل باید بجای آورد:
اول آنکه نمازگزار در بین نماز سهواً حرف بزند.
دوم جائی که نباید در نماز سلام دهد.
سوم آنکه یک سجده را فراموش کند.
چهارم آنکه تشهد را فراموش کند.
پنجم آنکه در نماز چهار
رکعتی بعد از سجده ٔ دوم شک کند، بلکه احتیاطاً برای هر چیزی که در نماز اشتباهاً کم یا زیاد کند سجده ٔ سهو نمایند. و کیفیت سجده ٔ سهو چنانست که بعد از سلام نماز فوراً نیت سجده ٔ سهو کند و پیشانی رابه چیزی که سجده بر آن صحیح است بگذارد و بگوید بسم اﷲ و باﷲ و صلی اﷲ علی محمد و آله ، و ذکرهایی بطریق دیگر روایت شده است. رجوع به رسائل عملیه و کتب فقها شود :
گر سهو شود بسجده راهم
در سجده ٔ سهو عذر خواهم.
نظامی.
- سجده ٔ شکر ؛ پیشانی بخاک نهادن شکر را. سجده کردن بشکر نعمتی که رسیده است :
بود عقد کابین او اینکه تو
کنی سجده ٔ شکر چون شاکری.
منوچهری.
چون کسری این مثال بدین اشباع فرمود برزویه سجده ٔ شکر گذارد. (کلیله و دمنه ).
|| فروتنی نمودن. || راست ایستادن. و از لغات اضداد است. (منتهی الارب ).

سجدة. [ س َ دَ ] (اِخ ) نام سوره ای از قرآن است و آن سی آیه است. ...

معنی سجده به فارسی

سجده
سوره سی و دوم از قر آن مجید مکیه دارای ۳٠ آیه .
پیشانی برزمین گذاشتن برای عبادت وفروتنی
( مصدر ) ۱ - نهادن نماز گزار و هفت عضو خود ( پیشانی کف دو دست دو سر زانو دو شست پا ) را بر زمین با شرایط مخصوص و خواندن ذکرهای لازم . ۲ - عمل مذکور را انجام دادن به عنوان تعظیم پادشاه یا امیر ۳ - ( اسم ) اجرای عمل فوق . یا سجده سهو. دو سجده است که در پایان نماز بجا آرند به خاطر جزوی از اجزای نماز که در جای خود ادا نشده و قضا گردیده یا برای گفتار از روی سهو یا سلام در غیر موضع آن یا شک بین چهار و پنج و گفته اند برای هر زیاده و نقصانی که نماز را باطل نسازد و آن چنانست که پس از نماز تکبیر گوید ( استحبابا ) سپس به سجده رود و آنگاه سر بردارد و دیگر بار بسجده رود و سپس نشیند و تشهد خفیف و سلام گوید .
نام سوره از قر آن است و آن سی آیه است . پس از لقمان و پیش از احزاب . و نیز سجده نام دیگر سوره چهل و یکمین سوره پس از موئ من و پیش از شوری است .
سجده کردن سجده آوردن
سجده کردن . سجود
آنجا که خدا را سجده کنند محل عبادت .
( صفت ) آنکه سجده کند .
عمل سجده گزار سجده کردن .
پیشانی بر خاک نهادن . سجده آوردن پیشانی بر خاک سودن .
شکر کردن

معنی سجده در فرهنگ معین

سجده
(سَ دَ یا دِ) [ ع . سجدة ] (مص ل .) پیشانی بر زمین نهادن هنگام نماز.

معنی سجده در فرهنگ فارسی عمید

سجده
۱. از ارکان نماز که به صورت گذاشتن هفت عضو (پیشانی، کف دو دست، سر دو زانو، و شصت هر دوپا) بر روی زمین و خواندن ذکر مخصوص به جا آورده می شود.
۲. (اسم مصدر) پیشانی بر زمین گذاشتن برای عبادت یا اظهار فروتنی.
۳. (اسم) سی ودومین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای ۳۰ آیه.
۱. جای سجده کردن.
۲. محل عبادت.
۳. مسجد.
سجده گزارنده، کسی که سجده کند.

سجده در دانشنامه اسلامی

سجده
سَجده، اصطلاحی برای عملی عبادی به معنای نهادن پیشانی بر زمین، نشانه خضوع فرد در مقابل خدا، که در فرهنگ اسلامی از برترین عبادات به شمار آمده است. مسلمانان در نمازهای روزانه خود واجب است در هر رکعت دو بار سجده کنند.
بنابر فقه شیعه در نماز تنها سجده بر زمین و روییدنی های آن را صحیح است؛ ولی اهل سنت سجده بر فرش و مانند آن را نیز جایز شمرده اند. در دیدگاه همه مسلمانان سجده برای غیر خدا حرام است.
سجده در لغت به معنای خضوع، خم شدن و سر فرود آوردن بوده و در اصطلاح شرعی عبارت است از نهادن پیشانی (همراه شش عضو دیگر از بدن) بر زمین.
سجده
این صفحه مدخلی از فرهنگ معارف و معاریف است
«سَجدَه» اسم مصدر «سجَدَ» و مصدر آن «سجود» می باشد و آن در لغت به معنی خضوع و تذلّل است و در شرع عبارتست از پیشانی به خاک نهادن به منظور تعظیم پروردگار.
سجده به قصد عبادت و پرستشِ مسجود، خاص خداوند است و به غیرخدا کفر است، اما به قصد تکریم و تعظیمِ صرف به غیرخدا نیز روا باشد؛ چنان که در قرآن در مورد حضرت آدم علیه السلام «وإذ قلنا للملائکة اسجدوا لآدم» و نیز در مورد حضرت یعقوب و حضرت یوسف علیهماالسلام فخرّوا له سجّداً آمده است.
سجده را نزد خداوند مکانتی عظیم و شأنی والا است و در شأن آن همین بس که خداوند خطاب به بنده اش می فرماید: «سجده کن و به من نزدیک آی». (سوره علق:19)
سجده بر دو قسم است: سجود اختیاری، چنان که در قرآن آمده: «فاسجدوا لله واعبدوا». (سوره نجم:62) و تکوینی و قهری و تسخیری: «ولله یسجد من فی السموات والارض طوعاً و کرهاً و ظلالهم بالغدوّ والآصال».(سوره رعد:15)
سجود از اجزاء واجبه نماز بوده و دو سجده در یک رکعت رکن است و حقیقت آن نهادن پیشانی است بر زمین به قصد تعظیم، در هر رکعت نماز، خواه واجب و خواه مستحب، دو سجده واجب است. اگر هر دو سجده در یک رکعت فوت شود موجب بطلان نماز، واگر یکی سهواً ترک شود، در صورتی که پیش از رکوع رکعت بعد به یادش آید در نماز تدارک کند و اگر پس از دخول در رکوع به یادش آید بعد از نماز آن را قضا کند و سپس دو سجده سهو انجام دهد.
سید مصطفی حسینی دشتی، فرهنگ «معارف و معاریف» ...


سجده در دانشنامه ویکی پدیا

سجده
سجده در واژه به معنی سر برزمین نهادن و پیشانی بر زمین نهادن است. و در اصطلاح نهایت تواضع نسبت به موجودی برتر و از عالی ترین شکل پرستش (خدا یا غیر خدا) است. در ادیان ابراهیمی، سجده منحصراً برای خداست.
قبل از اسلام بلکه در اعصار قدیم نیز برای خدا و هم برای پادشاهان، فراعنه و برای بتها و مظاهر طبیعت (مانند خورشید و ماه) وجود داشته است. در زمان سلیمان پیامبر مردم قوم سبا بر خورشید سجده می کردند. در ادیان ابراهیمی، سجده منحصراً برای خدا و برای پرستش اوست و سجده برای غیر او جایز نیست. قرآن سجده را از زمان آدم مرسوم می داند و اسلام حقیقت آن را مخصوص خدا دانسته و سجده برای غیر خدا را به واسطه اشتباه در مصداق حقیقی می داند.
در میان دین اسلام و همچنین ادیان الهی ابراهیمی سجده مخصوص خدا و برای پرستش اوست و سجده برای غیر او جایز نیست. در اسلام سجده عبادت محسوب شده و یکی از مهم ترین ارکان نماز(بعنوان مهم ترین عبادت) است.
عکس سجده
سجده به معنی "سر بر زمین نهادن" است و می تواند به موارد زیر نیز اشاره کند:
سجده (اسلام)، از رُکن های نماز
سجده (سوره)، از سوره های قرآن
سجده در عبادات اسلامی به خصوص نماز جایگاه پراهمیتی دارد.
سجده در لغت به معنی سر برزمین نهادن و پیشانی بر زمین نهادن است.
سجود در اصطلاح شرع عبارت است از: نهادن پیشانی بر زمین یا آنچه از زمین می روید و خوردنی و پوشیدنی نیست. بنابراین تعریف، سجود در شرع، معنایی ویژه پیدا کرده است و نتیجه آن ثبوت حقیقت شرعی برای سجود خواهد بود.
بعضی علاوه بر پیشانی، نهادن سایر اعضای هفت گانه (کف دو دست، دو زانو و سر انگشتان بزرگ دو پا) را بر زمین در تحقق مسمای سجود لازم دانسته اند.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

سجده در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:نماز

ارتباط محتوایی با سجده

سجده در جدول کلمات

سجده کردن
سجود
سجده کننده
سجاد, ساجد
لقب حضرت علی که به احاظ سجده های بسیار به او داده بودند
ابوتراب

سجده را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ریحانه
احترام، فروتنی،عبادت
بهرام س
خاک افتایی، به خاک افتادن (سجده کردن)
م بیک
خاک پیش
آرزو
همبستگی.یکدست
Emami
یکدست.همبستگی.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ذکر سجده قرآن   • سجده بر انگشت دست   • سجده صحیح   • مستحبات سجده   • احکام سجده   • سجده بر چه چیزی صحیح است   • سجده نماز   • کف دست در سجده   • معنی سجده   • مفهوم سجده   • تعریف سجده   • معرفی سجده   • سجده چیست   • سجده یعنی چی   • سجده یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی سجده
کلمه : سجده
اشتباه تایپی : s[ni
آوا : sajde
نقش : اسم
عکس سجده : در گوگل

آیا معنی سجده مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران