برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1434 100 1

رفیع

/rafi'/

مترادف رفیع: بلند، مرتفع، بلندپایه، بلندقدر، جلیل، شامخ، منیع، والا

برابر پارسی: بلند پایه، والا، بلند بالا، افراشته، بالا بلند، برجسته، بلند

معنی اسم رفیع

اسم: رفیع
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: rafie) (عربی) افراشته، مرتفع، بلند، (به مجاز) با اهمیت، ارزشمند، عالی - مرتفع، بلند، ارزشمند، عالی

معنی رفیع در لغت نامه دهخدا

رفیع. [ رَ ] (ع ص ) شریف و بلند قدر و مرتبه. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). نافس. (از المنجد). شریف. سامی. عالی. بلندپایه. بلندقدر. (یادداشت مؤلف ). بلند و برین و عالی و افراخته. (ناظم الاطباء). بلند. مرتفع. (فرهنگ فارسی معین ). مرتفع. شامخ. شاهق. برشده. برداشته. ببالاشده. (یادداشت مؤلف ). شریف. سامی. عالی. بلند : از باغهای خرم و بناهای جانفزا و کاخ های رفیع.... به چهار پنج گز زمین بسنده کرد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 383). کس را زهره نباشد که بر رای رفیع خداوند اعتراض کند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 372).
ز تعظیم وجلال و منزل و قصر رفیع تو
ملک دربان فلک چاکر قضا واله قدر حیران.
ناصرخسرو.
هر که نفسی شریف... دارد خویشتن را از محل... به منزلتی رفیع می رساند. (کلیله و دمنه ). هر که به محل رفیع رسید اگر چه چون گل کوته زندگانی بود عقلا آن را عمری دراز شمرند. (کلیله ودمنه ).
مقام دولت و اقبال را مقیم تویی
زهی رفیعمقام و خهی شریف مقیم.
سوزنی.
قلعه ای است در میان آبی بسیار در تندی کوهی رفیع و جایی منیع بنیاد نهاده. (ترجمه ٔتاریخ یمینی ص 274).
از گل آن روضه ٔ باغ رفیع
ربع زمین یافته رنگ ربیع.
نظامی.
منصب قضا پایگاهی منیع است و جایگاهی رفیع. (گلستان ).
چه کم گردد ای صدر فرخنده پی
ز قدر رفیعت به درگاه حی.
سعدی (بوستان ).
- رفیعالدرجات ؛ دارای درجه هایی عالی و بلند. (ناظم الاطباء).
- رفیعالشان ؛ از القاب شاهزادگان و امرای بزرگ. (ناظم الاطباء).لقب شاهزادگان. (آنندراج ) (غیاث اللغات ) :
علی بن عبیداﷲ صادق
رفیعالشأن امیر صادق الظن.
منوچهری.
- رفیعالقدر ؛ رفیعالمقدار. بلنداندیشه و بلندمرتبه در قدرت. (ناظم الاطباء).
- رفیعالمقدار ؛ رفیعالقدر. بلنداندیشه. بلندمرتبه در قدرت. (ناظم الاطباء).
- رفیعقدر ؛ بلندپایه. عالی مقام : در روزگار خلافت متقی رفیعقدر و عالی مرتبه شد. (تاریخ قم ص 233).
- رفیعمقدار ؛ رفیعقدر. بلندپایه. والامقام : گلزار از آثار پادشاه رفیعمقد ...

معنی رفیع به فارسی

رفیع
(حاج آقا) رضا ملقب به قائم مقام (الملک)بن ملا مهدی شریعتمدار بن (حاج ملا) رفیع شریعتدار گیلانی از رجال دوره رضا شاه پهلوی و محمد رضا شاه پهلوی ( ف.۱۳۴۲ ه.ش./ ۱۳۸۳ ه.ق./ ۱۹۶۳ م.)وی در سال ۱۳۳۴ ه.ق.از رشت بتهران آمد .در دوران سلطنت رضا شاه پهلوی مدتی ریاست ادراه سیاسی وزارت جنگ را بر عهده داشت و دوازده دوره از بندر پهلوی رشت و طالش بوکالت مجلس انتخاب گردید و چند دوره نیز سناتور انتصابی بود .
بلند، بلندپایه، بلندمرتبه، بلندقدر، شریف
شمس الدین بن رفیع الشان بن شاه عالم بهادر شاه پادشاه مغول هند از سلسله بابر ( جل. ف. ۱۱۳۱ ه. ق ./ ۱۷۱۹ م .)
۱- دارای پایه های بلند : فخر سادات رفیع الدرجات حضرت میر محمد صادق . ( هاتف ) ۲- خدای تعالی .
مسعود .
داری شان و مرتبه بلند : علی بن عبیدالله صادق رفیع الشان امیرصادق الظن . ( منوچهری )
یبند مرتبه .
کنایه از بهشت عنبر سرشت
ربیعه بن رفیع بن ثعلبه بن ضبیعه بن ربیعه بن بریده بن سماک بن عوف بن امری القیس بن بهثه بن سلیم سلمی .
قصبه از بخش هویزه شهرستان دشت میشان

معنی رفیع در فرهنگ معین

رفیع
(رَ) [ ع . ] (ص .) ۱ - بلند، مرتفع . ۲ - بلند - قدر.

معنی رفیع در فرهنگ فارسی عمید

رفیع
۱. بلند، مرتفع.
۲. [مجاز] بلندپایه، بلندمرتبه، باارزش.

رفیع در دانشنامه اسلامی

رفیع
معنی رَفِيعُ: بلند
معنی مُبِين: ظاهر و آشکار - روشن (کلمه مبين اسم فاعل از باب إفعال است که ماضي آن ابان - به معني ظاهر و جلوهگر شد - ميباشد . و معناي"تِلْکَ ءَايَاتُ ﭐلْکِتَابِ ﭐلْمُبِينِ " این است که : اين آيات بلند مرتبه و رفيع القدر آيات کتابي است که از ناحيه خداي سبحان بودنش ظ...
ریشه کلمه:
رفع‌ (۲۹ بار)
این صفحه مدخلی از فرهنگ قرآن است
این اسم و صفت الهی به معنای بالا بردن قدر و منزلت و بلند گردانیدن است.
این اسم تنها یک بار در قرآن آمده است:
«رَفیعُ الدَّرَجتِ ذوالعَرشِ...». (سوره غافر(40)/15)
فرهنگ قرآن، جلد 15، صفحه 125.
رفیع الدین محمد بن مومن گیلانی مولف الذریعة الی حافظ الشریعة از بزرگان قرن ۱۱ و از شاگران علامه مجلسی اول می باشد.
بعضی از فهرست نویسان او را با محمد رفیع بن فرج گیلانی مشهدی که مشهور به ملا رفیع است اشتباه می گیرند ولی راه شناخت آنها از همدیگر این است که محمد بن مومن از شاگردان مجلسی اول است ولی محمد بن رفیع بن فرج گیلانی از شاگران مجلسی دوم بوده و از او نیز اجازه ای دارد که در بحار الانوار نیز ذکر شده است.او ذوق وافری در شعر و شاعری داشت و دارای سروده بسیاری به زبان عربی و فارسی می باشد که بعضی از بزرگان همچون علامه مجلسی در کتاب بحار الانوار چهار مرثیه در مصائب حضرت سیدالشهداء که سروده مولف می باشد ذکر کرده است و سروده های او در موضوعاتی همچون مرثیه، موعظه و حکمت و عقاید و... می باشد. در کتب تراجم از حیات علمی و شخصی او مطالب یافت نشده است و تنها به بعضی از اساتید و مشایخ او را ذکر کرده است
اساتید
۱- محمد تقی مجلسی (مجلسی اول)۲- شیخ محمد بن حسین بن عبد الصمد حارثی مشهور به شیخ بهائی۳- محمد باقر بن محمد مومن سبزواری صاحب کتاب الذخیرة۴- محمد محسن مشهور به فیض کاشانی صاحب کتاب الوافی
تالیفات
...
...


رفیع در دانشنامه ویکی پدیا

رفیع
رفیع می تواند به موارد زیر اشاره کند:
رضا رفیع (رضا شریعت زاده گیلانی) ملقب به «قائم مقام الملک» یکی از رجال سیاسی ایران در دوره قاجار و پهلوی
میرزا خلیل رفیع کوچک ترین فرزند حاج ملا رفیع شریعتمدار گیلانی (از مجتهدین طراز اول ایران در عصر ناصری) و از مشروطه طلبان گیلان
جلال رفیع نویسنده، طنزپرداز و روزنامه نگار ایرانی
فرامرز رفیع پور نویسنده و جامعه شناس ایرانی
محمد رفیع روزه دار، یکی از شاعران بخش کوخرد شهرستان بستک در غرب استان هرمزگان در جنوب ایران
محمد رفیع اشعری از عودسازان ایرانی
میرزامحمد رفیع معروف به رفیع خان و متخلص به باذل مشهدی از امرا و پارسی گویان شبه قاره هند
رفیع (آبادان)، روستایی از توابع بخش اروندکنار شهرستان آبادان در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان نصار قرار دارد و براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن (۱۳۹۵)، جمعیت آن ۲۷۱ نفر (۷۴ خانوار) بوده است.
رفیع (سرپل ذهاب )، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان سرپل ذهاب در استان کرمانشاه ایران است.
این روستا در دهستان بشیوه پاطاق قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۲۲ نفر (۱۱۲خانوار) بوده است.
مختصات: ۳۱°۳۵′۵۰″ شمالی ۴۷°۵۳′۳۲″ شرقی / ۳۱.۵۹۷۱° شمالی ۴۷.۸۹۲۳° شرقی / 31.5971; 47.8923 رُفَیِّع شهری است در استان خوزستان. این شهر در شهرستان دشت آزادگان قرار گرفته و در سال ۱۳۸۵، تعداد ۳٫۸۳۲ نفر جمعیت داشته است. شهر کاوه در ۲۵کیلومتری غرب هویزه و ۵۰ کیلومتری جنوب غرب سوسنگرد، مرکز شهرستان دشت آزادگان و در نوار مرزی واقع است. فاصله رفیع از تالاب هورالعظیم حدود سه کیلومتر است.
جمعیت این شهر پنج هزار نفر است. که با جمعیت قبل از جنگ قابل قیاس نیست. همه ساکنان این شهر از مردم عرب و شیعه خوز ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با رفیع

رفیع در جدول کلمات

رفیع و بلند
بالا
رفیع و ممتاز
عالی
ساخته رفیع پیتز با بازی رویا نونهالی
صنم
فیلمی از رفیع پیتز با بازی خودش
شکارچی
فیلمی از رفیع پیتز با بازی رویا نونهالی
صنم

معنی رفیع به انگلیسی

high (صفت)
رشید ، علیه ، با صدای بلند ، بلند ، خوشحال ، علوی ، خشن ، عالی ، گزاف ، مرتفع ، زیاد ، عالی مقام ، عالیجناب ، علی ، متعال ، بو گرفته ، بلند پایه ، رفیع ، وافرگران ، تند زیاد ، با صدای زیر ، اندکی فاسد
lofty (صفت)
بزرگ ، بلند ، عالی ، مرتفع ، علی ، ارجمند ، بلند پایه ، رفیع
sublime (صفت)
عالی ، عرشی ، والا ، بلند پایه ، رفیع ، برین

معنی کلمه رفیع به عربی

رفیع
عالي , ناطحة السحاب
ارتفاع

رفیع را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زحل
مهربان باسخاوتمند ،بلند،مرتفع
رضایی فرد جمال
بزرگی، پیشرفت در مقامات والا. بالایی ، مقامات بالا در جامعه
موسی
اسنی
مهدی
رَفیع بمعنای بالا برنده است و بر وزن فَعیل از ریشه ر-ف-ع است و در اصطلاح عام بمعنی رفع کننده است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی رفیع   • اشعار رضا رفیع   • رفیع بازیگر   • ازدواج رضا رفیع   • رضا رفیع و همسرش   • رضا رفیع اینستاگرام   • شهر رفیع   • جلال رفیع   • مفهوم رفیع   • تعریف رفیع   • معرفی رفیع   • رفیع چیست   • رفیع یعنی چی   • رفیع یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی رفیع
کلمه : رفیع
اشتباه تایپی : vtdu
آوا : rafi'
نقش : صفت
عکس رفیع : در گوگل

آیا معنی رفیع مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )