برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1470 100 1

خون

/xun/

مترادف خون: دم، خوناب، خونابه

معنی خون در لغت نامه دهخدا

خون. [ خ َ ] (اِ) خَن. خانه. (یادداشت مؤلف ). رجوع به خن شود.

خون. [ خ َ ] (ع مص ) دغلی. ناراستی کردن. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). خیانت کردن. شرایط امانت بجا نیاوردن. مقابل امانت ورزیدن. (یادداشت بخط مؤلف ).خیانة. خانة. مخانة. یقال : خان الرجل الامانة؛ نادرستی کردآن مرد در امانت و یقال : خانه العهد؛ نادرستی کرد مر او را در عهد. (از منتهی الارب ) (از تاج العروس ).

خون. [ خ َ ] (ع اِمص ) دغلی. نادرستی. || ضعف و سستی در بینایی. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). ج ، خَوان ، خُوان.

خون. (ع اِ) ج ِ خُوان ، خِوان ، خَوّان و خُوّان. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).

خون. (اِ) مایعی است سرخ رنگ در بدن جانداران و آن یکی از اخلاط اربعه است بنزدقدما. (یادداشت مؤلف ). دم. (از برهان قاطع). ماده ای قرمزرنگ و سیال که در رگهای بدن (وریدها + شریانها) جریان دارد و مرکب است از دو قسمت : 1 - سلولهای کوچکی بنام «گلبول قرمز» و «گلبول سفید»؛ 2 - ماده ٔ سیالی موسوم به «پلاسما» که قسمت اعظم خون را تشکیل می دهد و وظیفه ٔ مهمی در بدن آدمی دارد. (از حاشیه ٔ برهان قاطع دکتر معین ). مایعی سرخ که دوران می کند در شرایین و اورده ٔ انسان و دیگر حیوانات فقاری. غذاهائی که انسان و دیگر حیوانات فقاری می خورند پس از حصول میعان جذب و در خون داخل می گردند و بواسطه ٔ یک سلسله از مجاری یعنی شرایین در همه ٔ اجزای بدن برده میشوند و خون شریانی وقتی که سرخ رنگین باشد دلیل بر سلامتی شخص است و چون کمرنگ گردد دلیل بر حدوث بیماری مخصوصی است که انمی گویند و اطبا در مداوای آن نوعاً آهن استعمال می کنند. خون وریدی همیشه سرخی سیاهرنگی داردو حیوانات پستاندار و طیور دارای خون گرم اند یعنی خون آنها حرارتی دارد فوق حرارت محیط و خزنده ها و ماهیها خونشان سرد است یعنی دارای همان حرارتی است که آنان در میان آن زندگی می کنند و رنگ خون پستانداران وطیور و خزنده ها و ماهیها سرخ است و خون صدفها سفید می باشد. (ناظم الاطباء). مایعی است قرمزرنگ که در قلب و سرخرگها و سیاهرگها و مویرگها جریان دارد در انسان در حدود 113 وزن بدن را تشکیل میدهد و مرد بالغ متوسطالق ...

معنی خون به فارسی

خون
( اسم ) مایعی سرخرنگ که در هم. رگهای بدن جانوران جریان دارد و تغذی. بدن از آن تامین میشود و باستثنائ بشره مو و ناخن هم. سلولهای بدنرا فرا میگیرد و آن قسمت اصلی محیط داخلی بدنست . طعمش کمی شوراست . خون مرکب است از گلبولهای سرخ و گلبولهای سفید و پلاسما . یا گردش خون . حرکت خون از قلب و جریان آن در تمام رگهای بدن و بازگشت بقلب دوران دم . یا خون پیاله . شراب باده . یا خون جگر . غم غصه اندوه . یا خون دل . ۱ - خون که از قلب بر آید . ۲ - رنج و مشقت بسیار . ۳ - اندوه بردن غصه خوردن . یا خون دل خوردن . ۱ - رنج و مشفت بسیار کشیدن . ۲ - غص. بسیار خوردن . یاخون رز ( رزان ) . شراب باده . یا خون کسی بگردن شخص ( یا خودش ) بودن . مسئولیت قتل آن کس بعهد. این شخص ( یا خود مقتول ) بودن .
قریه ایست چهار فرسنگ بیشتر میانه شمال و جنوب بشگان . این نقطه در فرهنگ جغرافیایی ایران چنین آمده است : دهی است از دهستان بوشگان بخش خورموج شهرستان بوشهر و شمال خاوری خورموج کنار راه مالرو عمومی برازجان به بوشکان .
زرد آب
( صفت ) ۱ - آنکه خون نوشد خونخوار . ۲ - بی رحم سخت دل خونریز .
عمل و حالت خون آشام
( مصدر ) ۱ - نوشیدن خون . ۲ - خونخواری کردن بیرحمی کردن سفاکی کردن .
[ گویش مازنی ] /Khoon aashi/ خون آلود
( صفت ) آغشته بخون لکه دار از خون .
عمل خون آشام سفاکی
آغشته کردن بخون لکه دار کردن بخون
خون آلوده بودن .
...

معنی خون در فرهنگ معین

خون
[ په . ] (اِ.) مایعی سرخ رنگ که در رگ های بدن جانوران جریان دارد و تغذیة بدن از آن تأمین می شود. خون مرکب از گلبول های سرخ و سفید است . ، ~ به پا کردن کنایه از: جنگ و جدال سخت و خونین برپا کردن . ، ~ خود را کثیف کردن کنایه از: عصبانی شدن .
(ص فا.) ۱ - خونخوار. ۲ - بی رحم ، سنگ دل .
(اَ) (ص فا.) خونریز، بی رحم .
(نِ وُ) (اِمر.) نک خون سیاوشان .
(وُ) (اِمر.) صمغی است سرخ رنگ از درخت شیان که بومی هند و حبشه و زنگبار می باشد.
(گَ) (ص مر.) ۱ - جانوری که خونش گرم باشد. ۲ - کنایه از: بامحبت .
(کَ دَ) (مص ل .) قتل کردن .

معنی خون در فرهنگ فارسی عمید

خون
۱. (زیست شناسی) مایعی سرخ رنگ و مُرکب از گلبول قرمز، گلبول سفید، پلاسما، و ذرات شناور که در تمام رگ ها جریان دارد.
۲. (اسم مصدر) [مجاز] قتل، کشتار: خون ناحق.
۳. [قدیمی، مجاز] پیوند نژادی.
* خون خوردن: (مصدر لازم) [مجاز]
۱. [عامیانه] بسیار غم خوردن.
۲. کشتار.
* خون دل (جگر): [مجاز] غم، غصه، رنج، و محنت بسیار.
* خون رَز (رزان): [قدیمی، مجاز] شراب: مریز خون من ای بت به روزگار خزان / مساعدت کن و با من بریز خون رزان (امیرمعزی: ۵۲۸).
* خون ریختن: (مصدر لازم) [مجاز]
۱. کشتار کردن.
۲. کشتن مردم.
* خونِ سیاوشان: (زیست شناسی)
۱. صمغی سرخ رنگ که از درختی به نام شیان به دست می آید و در طب به کار می رود.
۲. درختی از خانوادۀ نخل با میوه ای شبیه گیلاس.
* خون کردن: (مصدر لازم)
۱. [مجاز] کشتن انسان.
۲. [عامیانه] قربانی کردن حیوان.
* خون گرفتن: (مصدر متعدی) (پزشکی)
۱. خارج کردن خون از بدن به وسیلۀ سرنگ، بُرش پوست، و مانندِ آن.
۲. حجامت کردن.
= خون خوار
انباشته از خون: ز درد سیب دل نار گشت خون آکند / ز زخم نار رخ سیب گشت خون آلود (قطران: ۷۴).
آغشته به خون.
ویژگی چیزی که خون از آن می چکد: چشم خون بار.
پول یا چیز دیگر که قاتل به بازماندگان مقتول می دهد تا از گناه او درگذرند، دیه.
ویژگی آنچه از آن خون می چکد.
۱. خورندۀ خون، خون آشام: خفاش خون خوار.
۲. [مجاز] بسیار سنگدل و ستمکار.
۳. [مجاز] وحشی.
۴. [قدیمی، مجاز] خون ریز.
...

خون در دانشنامه اسلامی

خون
خون از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد. از احکام آن در بابهای طهارت، صلات، صوم، حج، تجارت، صید و ذباحه و اطعمه و اشربه سخن گفته اند.
خون مایعی سرخ رنگ، جاری در قلب و رگها می باشد.
احکام خون
 ۱. ↑ جواهر الکلام ج۵، ص۳۵۴-۳۵۸.    
...
خون
معنی دَمُ: خون
معنی عَلَقَةٍ: قطعهاي خون خشکيده و بسته شده
معنی عَلَقٍ: خون بسته شده ( اولين حالتي که مني در رحم به خود ميگيرد )
معنی صَدِيدٍ: چرک و خون غليظ و درهمي که حرارتش و بوي گندش اهل دوزخ را عذاب ميدهد( در اصل به معني چرک وخوني است که از رحِم سرازير شود )
معنی وَرِيدِ: رگ گردن (کلمه وريد به معناي رگي است که از قلب جدا شده و در تمامي بدن منتشر ميشود ، و خون در آن جريان دارد . بعضي هم گفتهاند : به معناي رگ گردن و حلق است . در عبارت "وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ ﭐلْوَرِيدِ"آن را به طناب تشبیه کرده است)
معنی قُرُوَءٍ: پاک شدنها از حيض - حيضها(قروء جمع قرء است ، و قرء لفظي است که هم معناي حيض را ميدهد ، و هم معناي پاکي از آنرا ، بطوري که گفتهاند ، از واژههائي است که دو معناي ضد هم دارد ، چيزي که هست معناي اصلي آن جمع است ، اما نه هر جمعي ، بلکه جمعي که دگرگونگي و ت...
معنی ذَکَّيْتُمْ: تذکيه کرديد - ذبح کردید (وتذکيه عبارت است از بريدن چهار لوله گردن ، دو تا رگ خون ، که در دو طرف گردن است ، و يکي لوله غذا ، و چهارمي لوله هوا ، به شرطي که حيوان نيمه جاني داشته باشد ، دليل داشتن نيمه جان اين است که وقتي چهار رگ او را ميزنند حرکتي بکن...
معنی مَحِيضِ: عادت ماهيانه زنان - حيض- قائدگي (چرخهٔ قاعدگی یا سیکل قاعدگی در واقع تغییرات فیزیولوژیکی است که در زنان بارور جهت تولیدمثل جنسی رخ می‌دهد و هر ماه یک تخمک بالغ شده و آمادهٔ تشکیل جنین می‌شود. در این مدت به تدریج بافت رحم نیز آمادهٔ نگهداری جنین می‌شو...
تکرار در قرآن: ۱۶(بار)
خیانت مقابل امانت است. و اصل آن چنان که در مجمع ذیل آیه 186 بقره گفته به معنی منع حق است راغب می‏گوید: خیانت و نفاق هر دو یکی است ولی خیانت نسبت به ...


خون در دانشنامه ویکی پدیا

خون
بدن برای زنده ماندن به خوراک و اکسیژن نیازمند است ولی فقط بودن غذا در معده و بودن اکسیژن در شش ها کافی نیست، بلکه این دو باید به همه نقاط بدن برسند و خون این عمل یعنی رساندن آن مواد به همه بدن را برعهده دارد. خون در لوله هایی به نام رگ جریان می یابد. قلب، خون را در رگ ها به جریان می اندازد.
اکسیژن رسانی به سلول ها، که توسط هموگلوبین انجام می شود.
انتقال مواد مغذی همچون اسیدهای آمینه، گلوکز و اسیدهای چرب.
برداشت مواد زاید همچون دی اکسید کربن، اوره و اسید لاکتیک از بدن.
عملکردهای ایمنی با حمل گلبول های سفید و کشف مواد خارجی با استفاده از آنتی بادی های محلول در آن.
انعقاد خون که یکی از عملکردهای خود بهبودی بدن است.
نقش پیام رسانی که با انتقال هورمون ها و پیام دهی در آسیب بافتی انجام می شود.
تنظیم پی اچ بدن
تنظیم دمای بدن
فعالیت های هیدرولیک.
گروه خونی O، دهنده عمومی و AB، گیرنده عموم است.
برای پیوند اعضای بدن مانند پیوند کلیه گروه خونی و فاکتورهای دیگر خون مورد بررسی قرار می گیرد.
در حدود ۷ الی ۸ درصد وزن بدن را خون تشکیل می دهد و در انسان بالغ به طور متوسط ۵ لیتر از حجم بدن را خون تشکیل می دهد.
یک قطره خون به یک قطره جوهر قرمز می ماند، ولی ساختارش به سادگی ساختار جوهر نیست بلکه مواد گوناگون در آن هست. قسمت مایع خون قرمز نیست. قرمزی رنگ خون به خاطر گویچه های قرمزرنگ فراوان آن است، گلبول های قرمزی که گویچه های قرمز نامیده می شوند. گلبول های قرمز اکسیژن را از شش می گیرند و به دیگر نقاط بدن می برند. قسمت مایع خون پلاسما نام دارد. قسمت عمده پلاسما را آب تشکیل داده است رساندن غذای سالم به همه نقاط بدن و دفع مواد زائد کار مهم پلاسما است.
خون به صورت مایع است و کار اصلی آن رساندن اکسیژن و موادّ تغذیه کننده مانند گلوکز و سازنده به بافت ها و کمک به دفع موادّ زائد (همچون کربن دی اکسید و اسید لاکتیک) از بافت های بدن و دفاع در برابر میکروارگانیسم ها است. این مایع به وسیلهٔ پمپاژ قلب (یا ساختاری همانند) توسط رگها، به تمام قسمت های بدن منتقل می شود. خون هم یک شاره و هم یک نوع بافت، محسوب می شود و بافت نامیده شدن آن، از آن روست که شامل مجموعه ای از یاخته های ویژه است که وظایف و اعمال خاصی را به ا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

خون در دانشنامه آزاد پارسی

خون (blood)
مایعی سرخ رنگ که قلبآن را تلمبه می کند و در سرخ رگها، سیاه رگها، و مویرگهای حیوانات مهره دار به حرکت درمی آید و جریان خون را تشکیل می دهد. این اصطلاح برای مایع مشابهی نیز به کار می رود که در بدن بی مهرگانِ دارای دستگاه گردش خون بستهجریان دارد. خون مواد مغذّی و اکسیژن را به سلول های بدن می رساند و محصولات زاید، مثل دی اکسید کربن، را از آن ها دور می کند. علاوه بر این، خون در پاسخ ایمنی دخالت دارد. در برخی از جانداران، توزیع حرارت در بدن نیز برعهدۀ خون است. بدن انسان بالغ حدود۵.۵ لیتر خون دارد که حدود پنج درصد از وزن بدن را شامل می شود. خون از مایعی با نام پلاسماتشکیل شده است که سه گروه عمدۀ یاخته های میکروسکوپی در آن معلق اند.گویچه های قرمز (اریتروسیتها). تعداد آن ها تقریباً ۶ میلیون در هر میلی لیترِ خون فرد بالغ است و نزدیک به نصف حجم خون را تشکیل می دهند. این یاخته ها اکسیژن را در بدن جابه جا می کنند. اکسیژن درون میلیون ها مویرگ خونی که در اطراف کیسه های هوایی ریز شش ها قرار دارند، جذب می شود. مسئول حمل اکسیژن در خون پروتئینی قرمزرنگ در گویچه های قرمز، با نام هموگلوبین، است (← گویچه_قرمز_خون).
گویچه های سفید (لوکوسیت ها). انواع گوناگونی دارند. برخی از آن ها (بیگانه خوارها) باکتری های مهاجم را می بلعند و از بدن در مقابل بیماری ها دفاع می کنند. این گروه از سلول ها در ترمیم بافت ها نیز دخیل اند. گروهی از گویچه های سفید (لنفوسیت ها) با تولید پادتن ایمنی ایجاد می کنند. پادتن ها به باکتری های بیماری زا می چسبند و آن ها را تخریب می کنند. دسته ای دیگر از گویچه های سفید یاخته های آلوده به ویروس را از بین می برند (← گویچۀ سفید خون).
پلاکت خون (ترومبوسیتها). در انعقاد خون نقش دارد. یاخته های خون دایم فرسوده می شوند و می میرند و یاخته های خونی ساخته شده در مغز استخوانجای سلول های فرسوده را می گیرند. روزانه ۲۰۰ میلیارد گویچۀ قرمز تخریب می شود و بدن در هر ساعت ۹هزار میلیون گویچۀ قرمز جدید می سازد. خون ترکیبات متنوعی را در بدن جابه جا می کند. پس از هضمغذا، مولکول های کوچک غذا از رودهجذب و وارد خون می شوند. خون این مواد غذایی، مثلاً گلوکز، را به یاخته های بدن می رساند. مواد زاید یاخته ها، مثل دی اکسید کربن، نیز از طریق خون برای دفع به شش ها می ...

نقل قول های خون

خون مایعی است که کار اصلی آن رساندن اکسیژن و موادّ تغذیه کننده مانند گلوکز و سازنده به بافت ها و کمک به دفع موادّ زائد (همچون کربن دی اکسید و اسید لاکتیک) از بافت های بدن و دفاع در برابر میکروارگانیسم ها است.
• «زندگی درباره یک ریتم است. ما می جنبیم، قلبمان خون می دمد... ما یک دستگاه ریتم هستیم، این است آنچه هستیم.» -> میکی هارت

ارتباط محتوایی با خون

خون در جدول کلمات

خون
دم
خون آشام سینما
دراکولا
خون از آن گذر می کند
رگ
خون بسته
علق
خون بها
دیه
خون پالایی
دیالیز
خون ریز و ظالم
سفاک
هماتولوژی
خون منعقد
لخته
خون و نفس
دم

معنی خون به انگلیسی

blood (اسم)
نسبت ، خون ، نژاد ، مزاج ، نیرو
gore (اسم)
خون ، تکه سه گوش ، خون بستهو لخته شده ، زمین سه گوش
sap (اسم)
خون ، عصاره ، شیره ، شیره گیاهی

معنی کلمه خون به عربی

خون را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهرام
دم
السا
blood
آرش محمدی
خون یا کامل تر آن آخون برگرفته از کلمه ترکی akın یا axin که x=خ میباشد که به معنی در جریان در حرکت بوده و از فعل ترکی akmak (ترکی استانبولی) ویا axmaq(ترکی آذربایجانی) ق=q با معانی حرکت کردن ، جریان یافتن ،جاری شدن ریشه گرفته که در واقع به مایع همیشه در جریان موجود در داخل رگ ها اطلاق شده که در ترکی استانبولی و آذربایجانی به صورت akan یا aqan به معنی جریان یابنده بعد از حذف حرف ابتدایی a با شکل های kan و qan برای بیان کلمه خون در زبان ترکی به کار گرفته میشود

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خون در جدول   • اجزای خون   • خون انسان   • خون چیست   • معنی خون   • سلول های خون   • نام دیگر خون   • ترکیبات خون   • مفهوم خون   • تعریف خون   • معرفی خون   • خون یعنی چی   • خون یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی خون
کلمه : خون
اشتباه تایپی : o,k
آوا : xun
نقش : اسم
عکس خون : در گوگل

آیا معنی خون مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران