برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1462 100 1

جوهر

/jowhar/

مترادف جوهر: اصل، ذات، عصاره، کنه، گوهر، گهر، ماهیت، چکیده، زبده، مرکب

متضاد جوهر: صورت

برابر پارسی: دوات، گوهر

معنی اسم جوهر

اسم: جوهر
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: گوهر

معنی جوهر در لغت نامه دهخدا

جوهر. [ ج َ هََ ] (معرب ، اِ) گوهر. (مهذب الاسماء). هر سنگ که از آن منفعتی برآید همچو الماس و یاقوت و لعل و امثال آن ، معرب گوهر است که مروارید باشد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (برهان ). هر یک از سنگهای نفیسه همچون الماس و یاقوت و امثال آن. (برهان ). جوهرة یکی آن. ج ، جواهر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || اصل. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (برهان ). نژاد. (منتهی الارب ) (برهان ):
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که درآفرینش ز یک گوهرند.
سعدی.
ماده ٔ هر چیزی و گوهر. (منتهی الارب ) (برهان ): و ملاط وی [ هرَمان مصر ] از جوهری است که هیچ چیز بر وی کار نکند. (حدود العالم ). || دلاور. (منتهی الارب ). کنایه از مردم رشید و صاحب رشد. (برهان ). || شراب. عرق ، و در بیت ذیل گمان میرود ایهام بدین معنی است :
از آنرو هست یاران را صفاها با می لعلش
که غیر از راستی نقشی در این جوهر نمی گیرد.
حافظ (از یادداشت مرحوم دهخدا).
|| موج چوب و استخوان. (برهان ). موج آهن و موج چوب و استخوان ، و این معنی در فارسی اطلاق شود. (آنندراج از سراج ). || (اصطلاح شیمی ) بعضی اسیدها را بنام جوهر خوانند مانند: جوهر سرکه ، اسید استیک. جوهر شوره ، اسید ازتیک. جوهر گوگرد، اسید سولفوریک. جوهر لیمو، اسید سیتریک. رجوع به اسید شود. || فلز: اندر وی [ اندلس ] معدن همه جوهرهاست از سیم و زر و مس و ارزیر و آنچه بدین ماند. (حدود العالم ). || قسمی مرکب مصنوع مایع برنگهای مختلف سبز و قرمز و آبی و بنفش که با آن نویسند، نه مرکب معمول از دوده و صمغ. || (اصطلاح منطق و فلسفه ) آنچه بذات خود قائم باشد. ضد عَرَض. (منتهی الارب ). موجود قائم بنفس. (اقرب الموارد). آنچه بخود پاید. آنکه بخود پاید. (مهذب الاسماء). وجود مطلق و موجود لا فی موضوع و موضع. (برهان ).جوهر ماهیتی است که هرگاه در اعیان وجود پیدا کند در موضع نیست و آن منحصر به پنج است هیولی ، صورت ، جسم ، نفس و عقل زیرا جوهر یا مجرد است یا غیرمجرد، قسمت نخست یا متعلق به بدن است علاقه ٔ تدبیر و تصرف یا متعلق نیست. اولی عقل و دومی نفس است. و قسم دوم از شق اول و آن جوهری که مجرد نباشد یا مرکب است یا نیست اولی جسم است ...

معنی جوهر به فارسی

جوهر
گوهراصل وخلاصه هرچیز، قائم به ذات، یاقوتزمرد
( اسم ) ۱- اصل و خلاص. هر چیز. ۲- آنچه قایم بذات باشد مقابل عرض . ۳- هر سنگ گرانبها مانند یاقوت الماس فیروزه هر یک از احجار کریمه . جمع : جواهر جواهرات . ۴- بعضی اسیدها را بنام جوهر خوانند مانند جوهر سرکه اسید استیک جوهر اسید سولفوریک جوهرلیمو اسید سیتریک ۵.- اصیل پاک نژاد.۶- رشید صاحب رشد. یا جوهر فرد. کوچکترین جزو هر جسم که قابل تجزیه و تقسیم نیست ( بعقید. قدما ) .جمع : جواهر فرده .
ابن عبدالله رومی مکنی به ابوالحسن و معروف به کاتب رومی از سرداران پیروزمند و از موالی المغر عبیدی .
[ گویش مازنی ] /johar/ گوهر – جوهر – وجود - نفت ۳مرکب – جوهر
( اسم ) ۱- گوهر گوهران ۲ - جنس الاجناس .. ) )
کنایه از جبرئیل علیه السلام یا قلم یا نور محمدی صلی الله علیه و آله یا آدم علیه السلام .
عقل دوم جوهر صاحب جوهر
دارنده جوهر صاحب جوهر
فاطمی که بسال ۳۵۶ ه. ق . ۹۶۹ میلادی مصر را از کف امیر صغیر اخشیدی بیرون آورد و قلعه القهره را در دره نیل ساخت .
مائ الفضه تیزاب
آسمان
جوهری که بهیچ وجه تجزی قبول نکند
فروشنده جوهر جوهری
عقل عاشر چه حکما گویند که سوای نه فرشته و هشت فلک همه عالم را بحکم حق تعالی عقل عاشر آفریده است .
...

معنی جوهر در فرهنگ معین

جوهر
(جُ هَ) [ معر. ] (اِ.) ۱ - اصل و عصارة هر چیز. ۲ - هر چیزی که قایم به ذات خودش است . ۳ - هر سنگ گرانبها.

معنی جوهر در فرهنگ فارسی عمید

جوهر
۱. هر نوع مادۀ رنگی که در رنگ رزی و تولید مواد غذایی کاربرد دارد.
۲. مایع رنگی صنعتی که در تولید نوشت افزار کاربرد دارد.
۳. استعداد و شایستگی.
۴. حقیقت.
۵. اصل و خلاصۀ چیزی.
۶. (فلسفه) [جمع: جواهر، مقابلِ عرض] آنچه قائم به ذات باشد.
۷. [جمع: جواهر] [قدیمی] هریک از سنگ های گران بها مانند الماس، زمرد، یاقوت، فیروزه، و مروارید که بیشتر برای زینت به کار برده می شود.
۸. [قدیمی، مجاز] درخشش، جلا.
* جوهر بوره: (شیمی) =اسیدبوریک
* جوهر سرکه: (شیمی) =اسیداستیک
* جوهر فرد: (فلسفه) [قدیمی] ذره که قابل تجزیه نباشد، جزء لایتجزا.
* جوهر گوگرد: (شیمی) =اسیدسولفوریک
* جوهر مورچه: (شیمی) =اسیدفرمیک

جوهر در دانشنامه اسلامی

جوهر
جوهر، اصطلاحی در فلسفه و منطق می باشد.
لفظ جوهر در متون فلسفه اسلامی در ترجمه واژه یونانی ousia (اوسیا) به کار می رود. ousia از اسم فاعل مؤنث ousa (اوسا) از مصدر فعل einai (اینای ) مشتق شده است . einai به معنای بودن ، هستن ، باشیدن ، استن ، برجابودن و وجود داشتن است . در ترجمه های عربی معادل to einai (تو اینای )، أنـّیـّت ، هویه ، و وجود و در فارسی هستی ، هست و بودش به کار رفته است . بنابراین ، ousa به معنای باشنده و به بیان برخی مترجمان ، به معنای هستنده و بوَنده است و ousia، که حاصل مصدر یا اسم مصدر از آن ریشه است ، به معنای باشندگی ، باشش و بُوِش . واژه ousia در اصل ، و در غیر اصطلاح فلسفی آن ، به معنای دارایی ، خواسته ، مال ، ملکیت شخصی و همچنین به معنای وضعیت و حالت آمده است .
جوهر معرّب گوهرِ فارسی
مترجمان قدیم آثار ارسطو به عربی ، غالباً جوهر را، که معرّب گوهرِ فارسی است ، معادل ousia می گذاشتند. گوهر از gohr پهلوی ، به معنای سرشت و نهاد یا طبیعت ، است . برخی مترجمان ، ذات و طبیعت را نیز به کار برده اند.
معنای جوهر از دیدگاه پل کراوس
بنابرگزارش پل کراوس از فرلانی ، پیش از استعمال لفظ جوهر در ترجمه ousia، در متون غیر فلسفی به زبان عربی ، به ویژه در نصوص کلامی و عرفانی ، لفظ «عین » به معنای جوهر و ذات ، اما نه برطبق اصطلاح ارسطو، به کار می رفته است . سپس از این طریق به متون فلسفی و ترجمه ها یا شرح ها و تلخیصهای اولیه آثار ارسطو، و به عنوان مرادفی برای ousia، راه یافته است . مثلاً، ابن مقفع ، که از نخستین مترجمان بخشی از آثار منطقی ارسطو به شمار می رود، لفظ عین را معادل ousia (اوسیا) به کار برده است ، اما چون لفظ عین در اصطلاح فلسفه ارسطو غریب و نامفهوم می نمود، بعد ها کلمه جوهر جانشین آن شد. کراوس بنابر سخن برخی از محققان در باره ترجمه های فارسی آثار افلاطون و ارسطو برای خسرو انوشیروان (هرچند که این قول را متقن ندانسته ) و نیز بنابر اینکه قبل از اسلام فلسفه به زبان فارسی در دانشگاه جندیشاپور و مدارس طب رایج بوده ، این احتمال را مطرح کرده که شاید معادل هایی برای برخی مصطلحات فلسفی ، مانند گوهر (جوهر) برای ousia، در این مدارس و مراکز علمی فارسی زبان وضع شده که بعد ها به متون عربی هم راه یافته است . ...


جوهر در دانشنامه ویکی پدیا

جوهر
جوهر می تواند به موارد زیر گفته شود:
مرکب ماده ای که در قلم و خودنویس و مانند آن استفاده می شود.
رزانه ماده ای است که در صنعت و چاپ کاربرد دارد.
جوهر (فلسفه) به معنای جوهره، خمیره و ذات می باشد.
جوهور (ایالت) نام ایالتی در کشور مالزی است.
جوهر می تواند مخفف گوهر یا جواهر نیز باشد.
همچنین جوهر می تواند در نام گذاری مواد شیمایی توسط قدما به معنای تقریبی اسید باشد، مانند جوهر لیمو یا جوهر نمک که به ترتیب همان اسید سیتریک و اسید کلریدریک است.
جوهر می تواند به موارد زیر گفته شود:
مرکب ماده ای که در قلم و خودنویس و مانند آن استفاده می شود.
رزانه ماده ای است که در صنعت و چاپ کاربرد دارد.
جوهر (فلسفه) به معنای جوهره، خمیره و ذات می باشد.
جوهور (ایالت) نام ایالتی در کشور مالزی است.
جوهر می تواند مخفف گوهر یا جواهر نیز باشد.
همچنین جوهر می تواند در نام گذاری مواد شیمایی توسط قدما به معنای تقریبی اسید باشد، مانند جوهر لیمو یا جوهر نمک که به ترتیب همان اسید سیتریک و اسید کلریدریک است.
"Ink" آهنگی از گروه موسیقی راک بریتانیایی کلدپلی از ششمین آلبوم استودیویی آنان داستان ارواح است. این آهنگ به عنوان پنجمین تک آهنگ از آلبوم در ۱۳ اکتبر ۲۰۱۴ منتشر شد. پیش از انتشار خود، "Ink" به شماره ۱۵۶ در Singles Chart انگلیس رسید.
سی دی تک
دانلود موسیقی
جوهر در دانش فلسفه، به معنی ذات است و در برخی از متون، با عنوان جوهره وجود، یاد شده است.
عرض (فلسفه)
جوهر جنس موجودی است که در بودن خود نیاز به هستی موجود دیگری ندارد. مانند مقوله جسم. در مقابل آن عرض جنس موجودی است که در بودن خود نیازمند بودن موجود دیگری است مانند مقوله رنگ.
فلاسفه قدیم اقسام جوهر را ۵ گونه ع ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

جوهر در دانشنامه آزاد پارسی

جوهَر
(یا: گوهر) اصطلاحی در منطق و فلسفه. تعریف مشهور آن عبارت است از ماهیتی که اگر در خارج تحقق یابد نیاز به چیزی دیگر یا به اصطلاح به موضوع ندارد. بحث در بابِ جوهر در هر دو مقولۀ هستی شناسی و معرفت شناسی میسر است. بخش اول آن به طور مبسوط در فلسفۀ یونانی و قرون وسطا مورد بحث قرار گرفته ولی بحث از بخش دوم تنها در قرون اخیر مطرح شده است، در فلسفۀ اسلامی نیز نخستین بار بحث معرفت شناسی آن توسط علامه طباطبایی در بحث ادراکات اعتباری مطرح گردید، و مآلاً از گونۀ مفاهیم کسبی دانسته شد. و اما در بُعد هستی شناسی بنابه تقسیم عقلی، جوهر یا جدا و مفارق از ماده استیا غیرمفارق. جوهر مفارق یا هیچ گونه تعلقی به ماده ندارد که عقل استیا در فعل تعلق به ماده دارد که نفس است. جوهر غیرمفارق یا مرکب است که جسم است،یا مرکب نیست، در این صورت یا محل است که هیولی خواهد بود، یا محل نیست که صورت خوانده می شود. نیز ← عَرَض

ارتباط محتوایی با جوهر

جوهر در جدول کلمات

جوهر
امه
جوهر انسان
کار
جوهر بدن
یاک
جوهر بید
سالیسین
جوهر خوشنویسی
دوات
جوهر شمشیر
کنخت
جوهر شوره
تیزآب
جوهر قلیا
پتاس
جوهر قهوه و چای
کافیین
جوهر گل
اسانس

معنی جوهر به انگلیسی

heart (اسم)
جوهر ، قلب ، مرکز ، ضمیر ، دل ، رشادت ، لب کلام ، دل و جرات ، مغز درخت
matter (اسم)
ماده ، جوهر ، امر ، مطلب ، چیز ، خیم ، جسم ، اهمیت ، ذات ، ماهیت ، موضوع ، نکته
substance (اسم)
دوام ، خلاصه ، ماده ، جوهر ، استحکام ، جسم ، جنس ، مفهوم ، مفاد ، ذات ، شیی ، ماده اصلی
acid (اسم)
جوهر ، حامض ، بدجنسی ، جوهر اسید
ink (اسم)
جوهر
quintessence (اسم)
جوهر ، اصل ، پنجمین و بالاترین عنصر وجود ، عنصر پنجم یعنی 'اثیر' یا 'اتر'
being (اسم)
جوهر ، شخصیت ، وجود ، هستی ، موجود زنده ، فرتاش ، افریده
juice (اسم)
جوهر ، اب ، خوشنامی ، شربت ، خوشاب ، عصاره ، شیره ، اب میوه
marrow (اسم)
جوهر ، مغز ، مخ ، مغز استخوان ، قسمت عمده
quiddity (اسم)
جوهر ، ذات ، ماهیت ، چیستی

معنی کلمه جوهر به عربی

جوهر
ان يکون , حامض , حبر , عصير , قلب , مادة , مسالة , نخاع
حامض
نشافة
خلي
ذرة , عنصر
کينين
منثول

جوهر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میثم پیرحیاتی
آنچه مانند جسم وجودش قائم به خود نباشد و حال در چیزی دیگر نباشد جوهر نامیده میشود
سعید منتطری
1-اصل و ذاتِ هر چیز که در نهایت به ذات باری تعالی برمیگردد به همین علت همیشه مفرد به کار می‌رود
2- ماهیت و ویژگیهای یک پدیده،
مثال: یک میز حداقل دارای سه پایه و یک سطح است یا انسان موجودی خداگونه است
ابوالفضل صابرنژاد
جوهر می تواند به موارد زیر گفته شود:
مرکب ماده ای که در قلم و خودنویس و مانند آن استفاده می شود.
رزانه ماده ای است که در صنعت و چاپ کاربرد دارد.
جوهر (فلسفه) به معنای جوهره، خمیره و ذات می باشد.
جوهور (ایالت) نام ایالتی در کشور مالزی است.
جوهر می تواند مخفف گوهر یا جواهر نیز باشد.
همچنین جوهر می تواند در نام گذاری مواد شیمایی توسط قدما به معنای تقریبی اسید باشد، مانند جوهر لیمو یا جوهر نمک که به ترتیب همان اسید سیتریک و اسید کلریدریک است.
O_o
گویا یسریا اسم دختربچه هاشونو میذارن جوهر به معنیه گوهر!
والا راستش بیشترین استفاده‌ای که شخص من از جوهر داشته جوهر خودکار و خوشنویسی و اینا... بوده...

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تعریف جوهر   • جوهر خودکار   • معنی جوهر   • انواع جوهر   • اقسام جوهر   • معنی جوهر در فلسفه   • جوهر وعرض چیست   • تفاوت ذات و جوهر   • مفهوم جوهر   • معرفی جوهر   • جوهر چیست   • جوهر یعنی چی   • جوهر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جوهر
کلمه : جوهر
اشتباه تایپی : [,iv
آوا : jowhar
نقش : اسم
عکس جوهر : در گوگل

آیا معنی جوهر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )
شبکه مترجمین ایران