برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1395 100 1

تبریز

/tabriz/

معنی تبریز در لغت نامه دهخدا

تبریز. [ ت ِ ] (اِ) سفره. (لسان العجم شعوری ورق 299 الف ) (ناظم الاطباء). نطع. (ناظم الاطباء) :
چنانکه عام شده نعمت فراوانش
به پیش مردم و حیوان همی کشد تبریز.
ابوالمعانی (از لسان العجم ایضاً).
|| میز و کرسی. || نشیمن. (ناظم الاطباء). || نام شعبه ای از موسیقی. (غیاث اللغات ).

تبریز. [ ت َ ] (ع مص ) پیدا و آشکار کردن چیزی. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). بیرون آوردن. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ) (زوزنی ). ظاهر و آشکار کردن. (فرهنگ نظام ). پیدا و گشاده کردن چیزی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || سبقت گرفتن اسب رمه را. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). || رهانیدن اسب سوار خودرا. (قطر المحیط). یکسو بردن سوار خود را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || از اقران خویشتن درگذشتن بفضل. (زوزنی ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ) (از اقرب الموارد). افزون شدن بر اقران بفضل و شجاعت. (از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

تبریز. [ ت َ ] (اِخ ) نام شهری است در آذربایجان در اقلیم پنجم... و مردم آنجا اکثر آهنگرند و جلال الدین سیوطی در لب الالباب نوشته که تبریز بالکسر شهری است قریب آذربایجان و این معرب آن است. (غیاث اللغات ). هدایت در انجمن آرا گوید: در شمال مغرب ایران واقع شده است و از شهرهای معظم بوده بواسطه ٔ محاربات سپاه ایرانی و عثمانی و زلزله های مکرر ویرانی یافته اکنون دویست هزار خلق در آنجا موجودند. در سال گذشته که 1283 هَ. ق. بود بمرض وبای عام صد هزار خلق هلاکت یافتند و ما بجانب سراب و اردبیل فرار نمودیم. باری مقابر اولیاء در آن شهر بسیار بوده ، آب و هوای سازگار دارد. اکنون چند سال است که ولیعهد پادشاه در تبریز حکمران است ، فقیر بحکم شاهنشاه در خدمتش بسر میبرد. (انجمن آرا). لقب آن ، دارالسلطنه. (نسخه ٔ خطی لغت محلی شوشتر موجود در کتابخانه ٔ مؤلف ). نام بزرگترین شهر ایالت آذربایجان. (فرهنگ نظام ). شهرستان تبریز یکی از شهرستانهای آذربایجان و مرکز استان سوم کشور است ، از شمال محدود است بشهرستان مرند و اهر، از جنوب بشهرستان مراغه ، از خاور بشهرستان سراب و میانه و از باختر بدریاچه ٔ ارومیه و خوی.
آب و هوا: هوای کنار دریاچه ٔ ارومیه معتد ...

معنی تبریز به فارسی

تبریز
شهریست مرکز آذربایجان شرقی استان سومجمعیت آن بالغ بر ۵۹۸/۵۷۶ تن . این شهر مکرر پایتخت پادشاهان بوده و ابنیه و آثار معروفی داشته که بسبب هجوم خارجیان و زلزله غالبا خراب شده . آب و هوای آن معتدل و سردسیری است . تلخه رود و مهرانرود از آن میگذرند . دارای معادن زغال سنگ زرنیخ و نمک میباشد.
شعبه ای موسیقی .
سفره یا میز و کرسی یا نام شعبه از موسیقی .
از طرف وزارت فرهنگ در سال ۱۳۲۶ ه. ش . در تبریز تاسیس گردید و شامل دانشکده ها و موسسات ذیل است :ادبیات دانشسرای عالی پزشکی و داروسازی کشاورزی فنی و آموزشگاه عالی پرستاری وابسته به دانشگاه. این دانشگاه اکنون آذر آبادگان نامیده می شود .

معنی تبریز در فرهنگ معین

تبریز
(تَ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) بیرون آوردن ، آشکار کردن ، پیشی گرفتن . ۲ - (اِ.) نام مرکز استان آذربایجان شرقی .

تبریز در دانشنامه اسلامی

تبریز
تَبْریز، مرکز استان آذربایجان شرقی و شهرستانی به همین نام در آن استان می باشد.
این شهرستان با ۱۹/۱۶۷‘۲ کمـ ۲ وسعت، از شمال به شهرستان ورزقان، از شمال غربی و غرب به شهرستان شبستر، از شمال شرقی به شهرستان هریس، از شرق به شهرستان بستان آباد، و از جنوب به شهرستان اسکو محدود است. شهرستان تبریز براساس تقسیمات کشوری سال ۱۳۸۴ش متشکل از دو بخش به نام های مرکزی به مرکزیت شهر تبریز، و خسروشهر (خسروشاه سابق) به مرکزیت خسروشهر و ۶ دهستان و ۴ شهر به نام های تبریز، باسمنج، سرد رود و خسروشهر است. شهرستان تبریز در ناحیه ای نیمه کوهستانی ـ نیمه جلگه ای واقع است. جلگه وسیع تبریز به شکل مثلثی است که قاعده آن حاشیه شرق دریاچه ارومیه، و دو ضلع دیگر آن فصل مشترک جلگه با منطقه کوهستانی عینالی (عون بن علی) با روند شمال غربی به جنوب شرقی و بلندی های پایانه توده آتشفشانی سهند با روند شمال شرقی به جنوب غربی است. بدین ترتیب، منطقه شهرستان تبریز یک جلگه میان کوهی به شمار می آید که به سمت غرب و شمال غرب از بریدگی های بلندی های آن کاسته می شود و محور بزرگ آن از شمال شرق به جنوب غرب امتداد دارد و شیب ملایم آن ۳٪ تا ۴٪، و ارتفاع متوسط آن ۳۵۰‘۱ متر از سطح دریا ست. با توجه به تحولات ساختمانی و مُرفوکلیمایی این جلگه، عوارض و عناصر قابل تشخیص آن به دو گونه هستند که به نواحی مرتفع و مناطق کم ارتفاع و مسطح می توان تقسیم کرد. میشوداغ (کوه میشو) در جنوب و جنوب غربی شهرستان مرند (شمال جلگه تبریز)، و شمال دریاچه ارومیه جلگه های تبریز و مرند را از همدیگر جدا می سازد و در منطقه صوفیان در فاصله ۳۰ کیلومتری تبریز توسط تپه ماهورهایی به موروداغ می پیوندد. در سمت شمال شرقی تبریز موروداغ قرار دارد و بلندترین نقطه آن ۲۱۰‘۲ متر است. جهت گیری این کوهستان شرقی ـ غربی است.حد جنوبی جلگه و شهرستان تبریز کوه سهند است. این کوه که از کوهستان های منفرد ایران به شمار می آید، یک توده آتش فشانی خاموش است که ۳ قله مخروطی نزدیک به هم دارد. بلندترین قله آن جام داغ با ارتفاع ۷۱۰‘۳ متر است. در دامنه های کوه سهند برخی چشمه های آب گرم وجود دارد. با این که سهند اکنون دارای یخچال های طبیعی نیست، ولی آثار یخچال های دیرین در آبریز شمالی قللی که در تبریز نمایان هستند، دیده می شود، چنان که در ...


تبریز در دانشنامه ویکی پدیا

تبریز
در سال ۲۴۴ هجری قمری و در زمان حکومت ابوالفضل جعفر متوکل (خلیفهٔ عباسی) تبریز با خاک یکسان شد و تا پیش از پایان حکومت متوکل دوباره بازسازی گردید.
در سال ۴۳۴ هجری قمری تبریز از زمین لرزه سخت آسیب دید. منجمی به نام «ابوطاهر شیرازی» نیز این زمین لرزه را پیش بینی کرده ود. در سفرنامه ای که از ناصر خسرو برجای مانده، به این زمین لرزه اشاره شده است:
تبریز ( تلفظ راهنما·اطلاعات) کلانشهری در منطقه آذربایجان ایران و مرکز استان آذربایجان شرقی است. این شهر، بزرگ ترین قطب اقتصادی منطقهٔ آذربایجان ایران و مناطق آذری نشین بوده و مرکز اداری، ارتباطی، بازرگانی، سیاسی، صنعتی، فرهنگی و نظامی این منطقه شناخته می شود.
بیشینه: ۱۸+ C°
شهر تبریز است و جان قربان جانان می کند سرمهٔ چشم از غبار کفش مهمان می کند
عکس تبریز
واژهٔ تبریز در موارد زیر کاربرد دارد:
تبریز؛ یکی از شهرهای بزرگ ایران و مرکز استان آذربایجان شرقی در شمال غرب کشور.
شهرستان تبریز؛ یکی از شهرستان های نوزده گانهٔ استان آذربایجان شرقی در شمال غرب ایران.
بخش مرکزی شهرستان تبریز؛ یکی از بخش های دوگانهٔ شهرستان تبریز در مرکز استان آذربایجان شرقی.
قالی تبریز؛ یکی از قالی های ایرانی بافت تبریز.
من تبریز؛ واحد اندازه گیری.
بازار تبریز؛ یکی از بزرگ ترین و مهم ترین بازارهای سرپوشیده در سطح ایران و قارهٔ آسیا
تبریز کوچه سی؛ یکی از محله های بناب در جنوب غرب استان آذربایجان شرقی.
تبریزخاتون؛ یکی از روستاهای بخش مرکزی شهرستان دیواندره در شمال استان کردستان.
برده رش تبریزخاتون؛ یکی از روستاهای بخش مرکزی شهرستان دیواندره در شمال استان کردستان.
تبریزک (ماه نشان)؛ نام روستایی در شهرستان ماهنشان، استان زنجان.
تبریزک (بویین زهرا)؛ نام روستایی در شهرستان بوئین زهرا، استان قزوین.
الم لی تبریز؛ نام روستایی در شهرستان پارس آباد، استان اردبیل.
تبریزآباد؛ نام روستایی در شهرستان قم، استان قم.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های تبریز

تبریز، از شهرهای بزرگ ایران و مرکز استان آذربایجان شرقی.
• -> قطران تبریزی
• «مرا حکایت کردند که بدین شهر زلزله افتاد شب پنجشنبه هفدهم ربیع الاول سنهٔ اربع و ثلاثین و اربعمائه (۴۳۴) و در ایام مسترقه بود پس از نماز خفتن. بعضی از شهر خراب شده بود و بعضی دیگر را آسیبی نرسیده بود و گفتند چهل هزار آدمی هلاک شده بودند؛ و در تبریز قطران نام شاعری را دیدم. شعری نیک می گفت، اما زبان فارسی نیکو نمی دانست. پیش من آمد دیوان منحیک و دیوان دقیقی بیاورد و پیش من بخواند و هر معنی که او را مشکل بود از من بپرسید، با او بگفتم و شرح آن بنوشت و اشعار خود بر من خواند.» -> سفرنامه ناصرخسرو، ناصرخسرو قبادیانی

تبریز در جدول کلمات

یکی از شهرهای جدید استان آذربایجان شرقی که در جنوب غربی تبریز واقع شده
سهند
یکی از شیرینی های سنتی شهر تبریز که مردم در زبان محلی به آن (لوکا) می گویند
یکی از شیرینی های سنتی شهر تبریز که مردم در زبان محلی به آن «لوکا» می گویند
نوقا
از آثار باستانی تبریز معروف به ( فیروزه اسلام)
از شیرینی های تبریز و مخصوص ماه رمضان
رشته ختایی

تبریز را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اصالت
تبریز قبلا نامش آتورپاتگان بوده است
بێهڕاد سابڵاغی موکریانی کوردی
به کوردی میگیم ته ورێز(سابقا تاوڕێژ(
محمد
در کتیبه های اشوری از این شهر باعنوان(تفریش)یاد شده
سعید
شهری در آذربایجان شرقی با مردمی بسیار مودب و با معرفت این شهر شهر اولین هاست به قول بسیاری این منطقه خواستگاه زبان پهلویست هر چند الان جملگی ترک زبان هستند تبریز به دلیل بسیار سرد بودن در گذشته تقریبا هیچ بیماری ویروسی و باکتریائی در آن دوام نمیاورد به تبریز مشهور شده است در برخی از کتب به نام توری هم آورده شده است مسلما تومیریس و تاوریژ کلمات من ذر آوردی می باشد
مرضیه
معنی نام تبریز
معنی نام تبریز
به نظر میرسد تبریز در اساس نام آتشکده تب ریزنده شهر تبرمایس به ظاهر به معنی تب بر بزرگ بوده است

به نظر میرسد تبریز در اساس نام آتشکده تب ریزنده شهر تبرمایس (به ظاهر به معنی تب بر بزرگ) بوده است. چون شرح وجه تسمیه این شهر از زبان اولیاء چلبی و داستان شفایابی زبیده خاتون در خبر حمدالله مستوفی جز این نمی گویند: اولیا چلبی کلمه " تبریز" را به معنی "ستمه دوکوجو" (ریزنده تف و تاب) و این نام را با آتشفشانی دیرین کوه سهند مربوط دانسته است. وی فراموش کرده بوده است که ایرانیان قدیم پرستنده آتش آتشکده های خود بوده اند نه آتشفشانها که در اطراف تبریز هم خبری از آنها نیست.

درباره بنا و وجه تسمیه شهر تبریز "حمدالله مستوفی" و "یاقوت حموی" می نویسند: "بنای تبریز از زبیده زن هارون الرشید است. وی که به بیماری تب نوبه مبتلا بوده؛ روزی چند در آن حوالی اقامت کرده، در اثر هوای لطیف و دل انگیز آنجا بیماریش زایل می شود. به همین دلیل فرمود تا شهری در آن محل بنا کنند و نام آن را "تب ریز" بگذارند." می دانیم که پای زبیده خاتون بدین شهر نرسیده بود داستانها صرفاً بر پایه باور خاصیت شفا دهندگی آتشکده کهن تبریز که بر پایه وجه تسمیه نام شهر تبریز و دژ واقع بر روی تپه آن که تبدیل به محل آتشکده شده بوده، پدید آمده بوده است. در این روایت اساطیری هارون الرشید (نگهبان دلیر) جایگزین ایزد مهر مردم تبریز (اُمرو خوارزمی ها و امیران گرجیها) و زبیده (همیشه بهار) جایگزین الهه آناهیتا گردیده است. محل محرابه تبریز باید همان بقعه صاحب الامر بوده باشد که روایتش با گاو مقدس پیوند خورده است. شمس تبریزی مولانا نیز تجلی دیگری از ایزد مهر تبریزیان است:"شمس تبریزی که نور مطلق است آفتاب است و ز انوار حق است"

دو نام تارویی و تارماکیس مربوط به دو دژی می باشند که در محل شهر تبریز حالیه قرار داشته اند. لغت "تَر" (تار) در اوستا به معنی دفاع کردن است. لذا تارویی به معنی دژ کوچک است. و تارماکیس که به ظاهر سرانجام بعد از تلخیص های متوالی از جمله تبرمایس (تاور-مایس= بزرگ نیرومند) تبدیل به تبریز شده است، مرکب است از همان تَر (تار یعنی دژ دفاعی) ماک (یعنی اصلی و پایدار در زبان مادی و سکایی کُردی) و ایس (به لغت اوستایی یعنی نیرومند). یعنی آن در مجموع به معنی دژ اصلی نیرومند است. هرتسفلد باستانشناس و ایرانشناس معروف آلمانی نامهای تارماکیس و تارویی با قرائتی نادرست تارواکسیا (دژ بالنده) و تواریر (برخودار از نیرومندی) آورده است.

در کتیبه سارگون دوم آشوری می خوانیم که شهر تارماکیس با کانال آب احاطه شده بوده است. سارگن در کتیبه چنین می گوید: "دیوارهای تارماکیس دو لایه بود. در اینجا خدقی به اندازه فرات است و اطراف آن را جنگلهایی پر پشت احاطه کرده اند. بناهای زیبایی در این شهر وجود دارند. هنگامی که من به شهر تارماکیس یورش بردم اهالی آنجا را ترک گفته و به صحراها گریختند. این سرزمین را به چنگ آوردم. در جاهایی مسکونی که به وضع جنگی استحکام یافته بودند نبرد کردم. دیوارهای همان دژها را تا به پی ویران کرده با خاک یکسان نمودم. خانه های داخل دژ را آتش زدم. آذوقه فراوان ساکنان آنجا را در آتش سوزاندم. انبارهای انباشته از جو را گشوده و آذوقه سپاهیان بی شمارم را تأمین نمودم. ۳۰ روستای اطراف دژ را سوزاندم. دود بر آسمان بر خاست."

بنابراین آشکار است تارماکیس در جای صاف و گودی قرار داشته است. نظر به هیئت نام تبرمایس (دژ نیرومند بزرگ) معلوم میشود دژ تارویی (دژ خرد) بر بلندی تپه ای قرار گرفته بوده و نیاز چندانی به دیوار دفاعی بزرگ و حصین نداشته است و همانجایی است که بعداً تبدیل به آتشکده آذرآبادگان (آتشکده درون دژ) شده بوده است. بنابراین خود نام تبریز (تاو-ور-ریز) را می توان در اساس به معنی محل دژ نیرومند خرد گرفت و آن را اشاره به نام دژ تارویی کهن دانست نه تارماکیس (تبرمایس= دژ نیرومند بزرگ) که معنی نامش در نقطه مقابل معنی نام تارویی (تاو-ریز) قرار داشته است.سپاهیان هراکلیوس در جنگ با خسروپرویز آتشکده تبرمایس را سوزانده و از میان بردند. در مجموع معلوم میگردد که تارماکیس به معنی دژ نیرومند اصلی (در محل ارگ تبریز؟) و تارویی به معنی دژ کوچک در قرون بعد تبرمایس (دژ نیرومند بزرگ) و تبریز (تاو-ور-ریز) یعنی دژ نیرومند خرد نامیده شده اند. از شواهد و قرائن بر می آید که تبرمایس در محلی صاف و گود و تبریز (به معنی از بین برنده تب، همان آتشکده آذرآبادگان شهر) در بلندی تپه تارویی واقع شده بوده است.

علی مفرد
تورک،،خان اغلو
تبریز به زبان تورکی به معنی امر به چنگ انداختن یا اتحاد داشتن،یکی شدن برای هدف خاص والبته دینی،،،
‌‌‌‌‌‌‌

تب در زبان تورکی به معنی چنگ وریز امر به جمع شدن می باشد.
تبریز شهری که در گذشته دارای قناتهای فراوانی بوده می شود معنی کرد..
تبریز شهر مقدس ،،وادی مقدس ،،،که اقوامی که عقیده کفرومنحرفین اعتقادی داشتند رادر طول تاریخ در خود نابودکرده است وتنها قومی را که در خود نگهداشته است تورکان شیعه بوده است،
بنابر اشعار عاشیق ها دونیا تورکین دیر ،،،دونیا تبریزین دیر،،

تبریز بانام تورکی در طول تاریخ زادگاه تورکان وجایی که از ان تورک زاییده می شود .‌
تبریز مرکز ۲۰۰۰۰ جنگجوی تورک اذربایجانی بود که در زمان معاویه بر علیه معاویه قیام کردندوازیاران مختار ثقفی بودند.
استاد شهریار،،،،،،،،، اذر قوشونی قیصر رومی نی اسیر اتمیش،،،،کسرا اوزی سوزی دیر تاریخ که ناغیل اولماز،،

لطفا تاریخ تبریز ،تورکان،را با مضخرفات وخیالات به نفع فراماسون ها وپان فارسها تغییر ندهید،،،
حسین
تبریز هیچ ربطی به اکراد و پهلویا ندارد قبل از پهلوی یه زبان التصاقی اینجا حاکم بود و الان هم یه زبان التصاقی کردها هم نمیخواد واسه ما ادعا شهر تبریز رو کنند چون ربطی به شما نداره و شما کمتر از 150 ساله با شهر نشینی آشنا شدید . خب شما دیگه ادعا نکنید خواهشا خودتون قبول دارید پشت کوه نشین بودید
مهدی
بنده افتخار می کنم که اهل تبریز و آذربایجان شرقی ام
چون تبریز هم شهریار دارد هم پروین اعتصامی دارد هم جبار باغچه بان و سردار و سالار ملی
الله هامی سینا رحمت ایله سین من که اولاردان راضی ام تبریز هامی سنه قربان اولسون
جانیم سنه فدا تبریز

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تبریز مناطق دیدنی   • موزه آذربایجان تبریز   • درباره تبریز   • شهر تبریز   • باغ گلستان تبریز   • تبریز ایران مناطق دیدنی   • کوه عینالی تبریز   • نقشه شهر تبریز   • معنی تبریز   • مفهوم تبریز   • تعریف تبریز   • معرفی تبریز   • تبریز چیست   • تبریز یعنی چی   • تبریز یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تبریز
کلمه : تبریز
اشتباه تایپی : jfvdc
آوا : tabriz
نقش : اسم خاص مکان
عکس تبریز : در گوگل

آیا معنی تبریز مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )