برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1616 100 1
شبکه مترجمین ایران

بربط

/barbat/

مترادف بربط: تنبور، عود

برابر پارسی: بربت، بربوت

معنی بربط در لغت نامه دهخدا

بربط. [ ب َ ب َ ] (معرب ، اِ) معرب بربت بمعنی سینه بط زیرا که ساز بربط شبیه است به سینه ٔ بط. (غیاث اللغات ). کلمه ٔ فارسی است معرب مرکب از بر بمعنی سینه و بت بط مرغابی چه هیأت آن بسینه ٔ مرغابی و گردن آن ماند. (مفاتیح العلوم خوارزمی ). و آن مرکب از چهار تار است نام زفت ترین آن چهار بم است و تاری را که بعد از بم است مثلث خوانندو تار بعد از مثلث را مثنی نامند و چهارمین را که از همه باریکتر است زیر گویند و عرب بربط را عود نام دهد. (مفاتیح العلوم ). نام سازی است مشهور و بعضی گویند بربط ساز عود است و آن طنبور مانندی باشد کاسه بزرگ و دسته کوتاه. (غیاث ) (برهان ). از ذوات الاوتار بوده و با زخمه آنرا مینواخته اند. (یادداشت بخط مؤلف ). عود. (بحر الجواهر) (دهار) (زمخشری ) (مهذب الاسماء) (شرح قاموس ). ابوالشهی. مزهر. (دهار) (السامی ) (یواقیت العلوم ). کران. (مهذب الاسماء) (السامی ). بربت. (السامی فی الاسامی ). وتر بربط از روده و زه بوده است. رجوع به مقدمة الادب ذیل کلمه ٔ وتر شود. بربط با زخمه و مضراب زده میشده است اسدی در کلمه ٔ شکافه گوید:شکافه زخمه ٔ مطربان بود که بدو بربط و چغانه زنند. رجوع به فرهنگ اسدی شود. بربط تار امروزین است و آنرا عود نیز خوانند در اول صاحب چهار تار بوده و اکنون چهارده تار دارد. (یادداشت بخط مؤلف ) :
گهی سماع زنی گاه بربط و گه چنگ
گهی چغانه و طنبور و شوشک و عنقا.
زینتی.
آنرا که با مکوی و کلابه بود شمار
بربط کجا شناسد و چنگ و چغانه را.
شاکر بخاری.
چو نومید برگشت از آن بارگاه
ابا بربط آمد سوی باغ شاه.
فردوسی.
چو من دست کردم به بربط دراز
سرشکش زدیده برون راند راز.
فردوسی.
بدو شادمان گشت بهرام و زن
نشستند و گفتند بربط بزن.
فردوسی.
حاسدم گوید که شعر او بود تنها و بس
باز نشناسد کسی بربط زچنگ رامتین.
منوچهری.
نوآئین مطربان داریم و بربطهای گوینده
مساعد ساقیان داریم و ساعدهای چون فله.
منوچهری.
با طرب دارم و مرد طرب آرایت
با سماع خوش و با بربط و با ...

معنی بربط به فارسی

بربط
عود، یکی از آلات موسیقی شبیه تار
( اسم ) یکی از متداولترین و مهمترین سازهای دوره های گذشت. تاریخ ایران و عرب . در ساختمان این ساز و جنس چوب واوتار آن دقت فراوان میشده . و آن طنبور مانندی است کاسه بزرگ و دست. کوتاه عود .
( اسم ) نوازند. بربط
( اسم ) نوازند. بربط
[lutes] [موسیقی] خانواده ای از زه صداهای مرکب مقید که زه های آنها به موازات صفحۀ ساز کشیده می شود
[long-necked lutes] [موسیقی] گونه ای از بربط ها که در آنها طول دسته بلندتر از طول بدنه است
[short-necked lutes] [موسیقی] گونه ای از بربط ها که در آنها طول دسته کوتاه تر از طول بدنه است
خرک ساز خرک سازهای زهی چون تار و بربط و سه تار .

معنی بربط در فرهنگ معین

بربط
(بَ بَ) [ معر. ] ( اِ.) عود،از آلات موسیقی شبیه تار که کاسه اش بزرگتر و دسته اش کوتاه تر است .

معنی بربط در فرهنگ فارسی عمید

بربط
از آلات موسیقی شبیه تار با کاسه ای بزرگ تر و دسته ای کوتاه تر، عود.
بربط زن، نوازندۀ بربط.

بربط در دانشنامه اسلامی

بربط
بربط، از سازهای زهیِ زخمه ای و نخستین نمونه خانواده عودهای دسته کوتاه است.
در باره تاریخ دقیق پیدایش و خاستگاه نخستین آن نمی توان به طور قطع اظهارنظر کرد.
فارمر پیشینه بربط را به هنر حجّاری هندی در سده دوم پیش از میلاد می رساند، امّا محققّان دیگر کهن ترین نشانه های تصویری آن را، که در بلخ شمالی (ازبکستان امروزی) یافت شده است، متعلق به سده نخست پیش از میلاد می دانند.
با این همه، شواهد روشن تری در دست است که از وجود سازی بسیار شبیه به بربط در نقش برجسته ای در ناحیه گاندهاره در هند در فاصله سده های دوم تا چهارم میلادی حکایت می کند.
نفوذ امپراتوری کوشان بر هنر گاندهاره و گستردگی دامنه این امپراتوری در خاور ایران، مؤیّد این احتمال است که کوشانیان بربط را در ایران معرفّی کرده اند.
اگر روایات شاهنامه را در باره وقایع اواسط روزگار ساسانیان افسانه ای نپنداریم، از احتمال آشنایی ایرانیان با بربط در سده پنجم میلادی با اطمینان بیشتری می توان سخن گفت، زیرا به روایت فردوسی ده هزار تن از لوریان هندی که همگی در بربط نوازی مهارت داشتند، به دربار بهرام گور (۴۲۱ـ ۴۳۸ میلادی) بار یافتند.
وجود واژه بربط در متون پهلوی اشکانی و فارسی میانه، مانند منظومه درخت آسوریگ و خسرو قبادان و ریدک وی، نشان می دهد که این ساز دست کم در مدتی از سلطنت اشکانیان و سرتاسر دوره ساسانیان در ایران رواج داشته است.

نظر فارمر درباره خاستگاه بربط
احتمالاً گسترش استفاده از بربط در ایران و وجود شواهد روشن تر در این باره موجب شده تا فارمر ضمن آوردن باربیتوس در شمار برخی از آلات موسیقی بیگانه که به یونان راه یافته، آن را همان بربط یا «عود قدیم» بداند و به ایرانی بودن آن تصریح کند.
احتمالاً متغیّر بودن مرزهای شرقی ایران و دست به دست گشتن برخی ولایات در پی جنگها، موجب شده که فارمر، با آن که خاستگاه اولیه بربط را به هند رسانده است، آن را همچنان سازی ایرانی بداند.

نظر مسعودی درباره خاستگاه بربط
با این همه مورّخانی چون مسعودی بربط را سازی یونانی الاصل پنداشته اند که حکمای یونان آن را به قیاس طبایع اربعه با چهار تار ساخته اند.
این ادعا تنها با طرح این بحث لغوی که بربط از ریشه یونانی باربیتوس مشتق شده، می توان قوت گیرد؛ ...

بربط در دانشنامه ویکی پدیا

بربط
بربت (همچنین بربط) یا عود (همچنین رود)،سازی ایرانی از رده سازهای زهی زخمه ای است که در خاورمیانه و کشورهای عربی شمال آفریقا رواج دارد.
سازهای زهی
سازهای زهی زخمه ای
خاستگاه بربت با استناد به اکتشافات باستان شناسی به پنج هزار سال پیش، تمدن سومر و شهر اور بر می گردد. در نگاره های مصری به جای مانده از دوهزار سال پیش که نوازندگان را به تصویر کشیده اند این ساز دیده می شود. پس از آن بربط به دیگر نقاط خاورمیانه از جمله ایران و عربستان دوره پیش از اسلام هم راه پیدا می کند. از بربت نوازان بنام ایرانی می توان باربد، بامشاد، نکیسا و رامتین را نام برد. پس از اسلام و در پی خلافت اسلامی این ساز تکامل می یابد و گسترهٔ این ساز در سراسر جهان اسلام از چین تا اندلس گسترش میابد. در زمان حکومت عبدالرحمان دوم بر اندلس و دعوت او از یک نوازنده بنام به نام کمال الدین زریاب این ساز به اسپانیا وارد می شود. زریاب بربط را در این سرزمین گسترش و تکامل می دهد و از آمیختن این ساز با تار برای اولین ساز گیتار را می سازد. که هم اکنون سالانه در اسپانیا بزرگداشتی به نام زریاب برگزار می شود. پاکو دلوسیا از مشهورترین نوازندگان گیتار در جهان برای گرامیداشت یاد او قطعه ای به نام زریاب ساخته است.
خوارزمی در مفاتیح العلوم نام این ساز را «بربط» آورده و گفته که در اصل «برِبت» است به معنی سینهٔ بت (مرغابی)، چرا که ظاهر آن شبیه به سینه و گردن مرغابی است.
چون سطح ساز بربت از چوب پوشیده شده ست، در زبان عربی آن را عود نامیده اند (العود در زبان عربی به معنای چوب است). به باور برخی پژوهشگران موسیقی مانند اکارد نوبوئر (Eckhard Neubauer) این واژه در اصل عربی شدهٔ واژهٔ «رود» فارسی می باشد که هم نام دیگر بربت است و هم به معنای سیم در سازهای زهی می باشد.
عکس بربط
بربط ماهیان (نام علمی: Citharinidae) نام یک تیره از راسته تتراسانان است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

بربط در دانشنامه آزاد پارسی

بَربَط
بَربَط
(یا: عود) سازی از خانوادۀ سازهای زهی مضرابی. این ساز دارای کاسۀ طنینی بزرگی است که سینۀ مرغابی را تداعی می کند و احتمالاً نام «بربط» برگرفته از همین شکل خاص است. بر روی دهانۀ وسیع کاسۀ طنینی، صفحه ای چوبی قرار دارد که دارای سه شبکۀ جدا از هم است. دستۀ آن نسبتاً کوتاه است و بر روی آن هیچ دستانی بسته نمی شود. سرپنجه، که محل استقرار گوشی هاست، به سمت عقب متمایل است. این ساز دَه وتر (۲+۲+۲+۲+۲) و دَه گوشی دارد و در واقع دارای پنج ردیف وتر مضاعف است. هر ردیف متشکل از دو وتر است که به صورت هم صدا کوک می شوند. گاه در منطقۀ بم این ساز یک ردیف وتر مضاعف کشیده می شود و این عمل گاه در منطقۀ زیر صورت می گیرد. در چنین وضعیتی بربط شش ردیف وتر دارد. وترهای اضافه به منزلۀ واخوان کاربرد دارند و معمولاً روی آن ها انگشت گذاری نمی شود. وترهای مضاعف ردیف پنجم نیز غالباً به منزلۀ واخوان استفاده می شوند. وسعت صوتی این ساز دو اکتاو است. نوازندگان ویرتوئوزیته در تک نوازی ها معمولاً این وسعت را در منطقۀ زیر، گسترش می دهند. این ساز با مضرابی از جنس پَرِ کرکس یا پلاستیک انعطاف پذیر نواخته می شود. نسبت میان وترها فاصلۀ چهارم درست است؛ البته، به استثنای وترهای مضاعفِ ردیف چهارم و پنجم که فاصلۀ دوم بزرگ است. ابراهیم قنبری مهر، طراح و سازندۀ انواع سازها، بر این عقیده است که بربط فارسی از عود عربی ظریف تر، باریک تر و کوچک تر است و بر همین اساس، بربط هایی طراحی کرده و ساخته است. بربط های جدید دارای دسته ای بلند، کاسۀ کم حجم تر و صدای ظریف ترند که با زیباشناسی موسیقی ایرانی سازگارتر است.

بربط در جدول کلمات

بربط
عود, یکی از آلات موسیقی شبیه تار
ساز بربط ایرانی
عود

معنی بربط به انگلیسی

lute (اسم)
عود ، بربط ، حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری

بربط را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
در پارسی " بربت"
شهاب
به نظر مرحوم دکتر جواد برومند سعید ، بربط تغییر یافته ی کلمه ی باربد نوازنده ی چیره دست دربار خسروپرویز است و ربطی به سینه ی بط که مرحوم دهخدا به اشتباه گفته ندارد.
دادکان
مثالی از شعر مولانا
کی توان با شیعه گفتن از عمر
کی توان بر بط زدن در پیش کر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قیمت بربط   • ساز تنبور   • بربط نوازی   • ساز رباب   • تفاوت عود و بربط   • قیمت ساز عود در بازار   • صدای ساز عود   • اود   • معنی بربط   • مفهوم بربط   • تعریف بربط   • معرفی بربط   • بربط چیست   • بربط یعنی چی   • بربط یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بربط

کلمه : بربط
اشتباه تایپی : fvfx
آوا : barbat
نقش : اسم
عکس بربط : در گوگل

آیا معنی بربط مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )