برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1635 100 1
شبکه مترجمین ایران

احتیاط

/'ehtiyAt/

مترادف احتیاط: پروا، حذر، حزم، دوراندیشی، عاقبت اندیشی، مال اندیشی، مبالات، ملاحظه، هشیاری

متضاد احتیاط: بی پروایی

برابر پارسی: پروا، دوراندیشی، دوراندیشیدن، هوشیاری

معنی احتیاط در لغت نامه دهخدا

احتیاط. [ اِ ] (ع مص ) حَوط. حَیطه. حَزم. احتیاص. استوارکاری کردن. استوار کردن. به استواری فراگرفتن. (مجمل اللغة). بهوش کاری کردن. (صُراح ). دوراندیشی. پختگی. عاقبت اندیشی. مآل بینی : گفته آمد تا برادر را به احتیاط در قلعت نگاه دارند. (تاریخ بیهقی ). به احتیاط آنجای رسیدند. (تاریخ بیهقی ). استادم ابونصر رفت و وی بازنایستاد از چنین خدمتها احتیاط را. (تاریخ بیهقی ). از آنجا سوی بلخ رود با والده ٔ سلطان مسعود و دیگر حرم و حره ٔ ختلی چنانکه به احتیاط آنجا رسیدند. (تاریخ بیهقی ). نامه ها باید نبشت به مرو و بلخ تا هشیار و بیدار باشند و سر بیابانها و گذرهای جیحون به احتیاط نگاه دارند.(تاریخ بیهقی ). غلامان را بخواند، گفت چیزی که نقد است و جامه های خفتن بر جمّازگان باید که امشب راست کنید. کاری نیفتاده است. و اما احتیاط زیان ندارد. (تاریخ بیهقی ). از بیداری و حزم و احتیاط این پادشاه...یکی آن است... (تاریخ بیهقی ). سلطان احتیاط ملک و صلاح وقت در آن دید که امیر اسماعیل را بچند حافظ و حارس از خواص حضرت خویش سپرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
چون قضا آید چه سود ازاحتیاط.
مولوی.
|| محاصره کردن. (منتهی الارب ). || احتیاط در لغت بمعنی حفظ است و در اصطلاح نگاهداری نفس است از وقوع در گناه. (تعریفات ) (کشاف اصطلاحات الفنون ). || تفتیش. تجسس. جستجو. تفحص.
- احتیاط کردن ؛ استوارکاری کردن. حزم. بهوش کاری کردن : و چون به غزوی روید این قوم را با خویشتن باید برد و نیک احتیاط باید کرد. (تاریخ بیهقی ). و احتیاط تمام کرده آید تا بر مقتضی شرع عهد درست آید. (تاریخ بیهقی ). همگان را دل می دهند و احتیاط کرده تا در خراسان خلل نیفتد. (تاریخ بیهقی ). و راه از نشابور تا اینجا سخت آشفته است. نیک احتیاط کردم تا بتوانستم آمد. (تاریخ بیهقی ). سلطان در نهان نامه ها میفرمود سوی اعیان که موکلان او بودند که نیک احتیاط باید کرد در نگاه داشت ِ یوسف. (تاریخ بیهقی ). من نیز بخیمه ٔ خویش بیامدم و همچنین احتیاطی بکردم. (تاریخ بیهقی ). هرچند کمین ها چند بار قصد کرده بودند، خواجه احمد کدخدایش و آن قوم که آنجا مرتب بودند احتیاط کرده بودند. (تاریخ بیهقی ). اندیش ...

معنی احتیاط به فارسی

احتیاط
باحزم وتدبیرکارکردن، حزم وهوشیاری بکاربردن، استوارکاری کردن، پرهیزکردن ، عاقبت اندیشی
۱ - ( مصدر ) استوار کردن به استواری فرا گرفتن . ۲ - بهوش کاری کردن . ۳ - ( اسم ) دوراندیشی پختگی عاقبت اندیشی مال بینی . یا عمل به احتیاط . رفتار کردن به احکام مذهبی بر حسب احتیاط .
( صفت ) محتاط عاقبت اندیش استوار کار
دور اندیشی عاقبتاندیشی استوار کاری
( مصدر ) استوار کاری کردن بهوش کار کردن
[caution lights] [حمل ونقل هوایی] چراغ های زردی در اتاقک خلبان که در صورت بروز نقص روشن می شوند و خلبان باید با مشاهدۀ آنها برای رفع نقص اقدام کند
حزم احتیاط
[restricted speed] [حمل ونقل ریلی] سرعتی که در آن، در صورت وجود مانع در مسیر، قطار بتواند در یک دوم فاصلۀ دید بایستد
[caution area] [حمل ونقل هوایی] فضای پروازی با ابعاد مشخص بر فراز خشکی یا آب که برای افزایش ایمنی، پرواز در آن با احتیاط بیشتری انجام می شود
[caution aspect] [حمل ونقل ریلی] علامتی که راننده را آگاه می سازد که علامت بعدی دارای نمای خطر است

معنی احتیاط در فرهنگ معین

احتیاط
( اِ) [ ع . ] (مص ل .) ۱ - محکم کاری کردن . ۲ - کاری را با حزم و هوشیاری انجام دادن .

معنی احتیاط در فرهنگ فارسی عمید

احتیاط
۱. با تدبیر کار کردن، هوشیاری به کار بردن.
۲. دوراندیشی، عاقبت اندیشی.
۳. (اسم) (نظامی) بخشی از نیروی نظامی یک کشور که در مواقع اضطراری به کار گرفته می شود.

احتیاط در دانشنامه اسلامی

احتیاط
احتیاط عبارت است از عمل به گونه ای که موجب یقین به ادای تکلیف واقعی شود.احتیاط از دو جنبۀ فقهی و اصولی مورد بحث قرار گرفته است: جنبۀ فقهی آن در باب اجتهاد و تقلید، حدود و قصاص و جنبۀ اصولی آن در بحث اصول عملیّه مطرح شده است که جنبۀ اخیر در ذیل مدخل اصل احتیاط می آید.احتیاط به موافقت قطعی با شارع در موارد عدم قطع به تکلیف واقعی اطلاق می شود.
عمل موجب فراغ ذمّۀ مکلّف از تکلیف هنگام شک در فراغ احتیاط گویند.
معنای لغوی و اصطلاحی احتیاط
احتیاط، در لغت یعنی حفظ نمودن و در اصطلاح، به معنای اهتمام مکلف است به موافقت قطعی با اوامر شارع و نگهداری نفس خویش از مخالفت احتمالی با آن ها در جایی که به تکلیف واقعی، قطع ندارد، چه اماره معتبری بر آن اقامه شده باشد چه نشده باشد و چه مورد از موارد اجرای اصل عملی باشد چه نباشد.
فرق احتیاط با اصل احتیاط
مجرای احتیاط با مجرای اصل احتیاط که از اصول عملی می باشد، تفاوت دارد، زیرا اصل احتیاط فقط در موارد شک در « مکلفٌ به » جاری می گردد، اما احتیاط شامل احتیاط در اصل احتیاط و غیر آن می گردد؛ برای مثال، شامل احتیاط در «شک در محصل» و احتیاط در «شک در اتیان»، « مأمورٌ به » - در مواردی که هنوز وقت باقی است - و حتی شامل احتیاط در فتاوای مراجع تقلید نیز می گردد.
قلمرو احتیاط
...
آدم علیه السّلام درباره نزدیک شدن به درخت ممنوع، پیش از ارتکاب عصیان، احتیاط می کرد.
... و قال ما نهیکما ربکما عن هذه الشجرة الا ان تکونا ملکین اوتکونا من الخلدین و قاسمهما انی لکما لمن النصحین. و گفت پروردگارتان شما را از این درخت منع نکرد جز     
 ۱. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۲۰- ۲۱.    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۱، ص۱۸۶، برگرفته از مقاله «احتیاط آدم».    
...
اصحاب کَهف مؤمنانی پناهنده در غار بودند که به این نام مشهور شد ...


احتیاط در دانشنامه ویکی پدیا

احتیاط
احتیاط در احکام تکلیفی از نظر فقهی بر دو نوع است: واجب و مستحب
در احتیاط واجب، مقلد بین عمل به احتیاط مرجع خود و رجوع به نظر مرجعی دیگر، اختیار دارد. اگر مرجع تقلید به عللی در مسئله ای فتوا (نظر صریح فقهی) نداشت و احتیاط کرد به این احتیاط؛ احتیاط واجب می گویند که البته در این صورت، مقلد نمی تواند (به استناد احتیاطی بودن نظر مرجع خود) آن را ترک کند؛ بلکه یا باید به احتیاط واجب مرجع خویش عمل کند یا در مسئله، به مرجع تقلید دیگری( با رعایت «الاعلم فالاعلم» ) رجوع کرده و نظر او را مبنای عمل خود قرار دهد.
اگر مرجع تقلید نخست فتوای خود را بیان نمود و آن گاه در مسئله احتیاط کرد، آن را احتیاط مستحب می نامند. در این نوع احتیاط، ترک عمل احتیاطی برای مقلد جایز است؛ اگر چه انجام دادن آن ثواب و پاداش دارد. بنابراین، در احتیاط مستحب، مقلد، بین عمل به احتیاط مستحب و فتوای همراه آن، اختیار دارد.
به شخصی که در احتیاط مستحب زیاده روی کند "محتاد" گویند
عکس احتیاط
کتاب احتیاط کنید! پرنده ها پای سفره صبحانه اند اثر حسین تولایی کتاب شایسته تقدیر سی و ششمین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و یکی از نامزدهای نهایی شعر فجر است. همچنین این کتاب یکی از ۴کتاب راه یافته به فهرست کلاغ سفید به عنوان یکی از مهم ترین برون دادهای کاری کتابخانه بین المللی کودکان مونیخ ۲۰۱۸ باشد.
صبح های خیلی زود وقتی تمام مترسک های جهان در خواب اند دست های تو این گندمزاران کوچک میزبان پرنده های بی تاب اند.
مکتب تدبیر و احتیاط یا مکتب تدبیر و پروا (لاتین: prudentia)، آیین زمامداری و توانایی ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

احتیاط در جدول کلمات

انجام اقدامات لازم و احتیاط های پیش بینی شده در به کاراندازی هر موتور نو یا تازه تعمیر شده تا زمان هماهنگ شده تا زمان هماهنگ شدن کارکردهای قطعات ان
اببندی
با حزم و احتیاط عمل کردن
دست به عصا راه رفتن
کسی که همیشه احتیاط می کند
محتاط

معنی احتیاط به انگلیسی

reserve (اسم)
ذخیره ، مدارا ، حفاظ ، احتیاط ، یدکی ، اندوخته ، پس نهاد
nicety (اسم)
دقت ، دلپذیری ، احتیاط ، مطلوبی
vigilance (اسم)
چالاکی ، مواظبت ، مراقبت ، احتیاط ، بیخوابی ، شب زنده داری ، امادگی ، گوش بزنگی ، کشیک
reservation (اسم)
ذخیره ، شرط ، قید ، احتیاط ، ملاحظه ، استثناء ، کتمان ، تقیه ، قطعه زمین اختصاصی
caution (اسم)
پیش بینی ، وثیقه ، هوشیاری ، احتیاط ، ملاحظه ، احتیاط کاری
guard (اسم)
پناه ، نگهدار ، حائل ، پاسبان ، محافظ ، مستحفظ ، احتیاط ، نگهبان ، گارد ، پاسدار ، پاس ، نرده روی عرشه کشتی ، نرده حفاظتی ، نگهداری و دفاع کردن از
precaution (اسم)
پیش بینی ، احتیاط ، ژرفی ، حزم ، اقدام احتیاطی
prudence (اسم)
احتیاط ، ملاحظه ، حزم
discretion (اسم)
نظر ، رای ، احتیاط ، بصیرت ، صلاحدید ، حزم
forethought (اسم)
احتیاط ، دوراندیشی ، مال اندیشی ، اندیشه قبلی
circumspection (اسم)
احتیاط ، ژرفی

معنی کلمه احتیاط به عربی

احتیاط
احتراس , احتياطي , تدبر , تقدير , حجز , حذر , حيطة ، اِحْتِراسٌ
أخَذَ حِذْرَه
اِحْتاطَ ضِدَّ
حذر , رصين , محتشم ، باحْتِراسٍ
احمق , طفح
جريي

احتیاط را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آیدا
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
پاریز، سِپیر (کردی)
پاسَن (گیلکی)
پَرتیوید partivid، پَرتیهان (سنسکریت: پْرَتیویدهانَ)
جمشید احمدی
پاسوش
احتیاط به معنی مراقب بودن با استفاده از هوش خویش برای رخ ندادن اتفاق بدو در واقع دوراندیشی
پاس: به معنی مراقبت و نگهداری است.
هوش : فهم و درایت و توان بهره بردن از خرداست.
پاسوش = پاس هوش = پاسهوش = پاسوش/پاسوشی = احتیاط
اشکان
اگر این واژه عربی باشد ، بجای آن می توان از بپا بهره برد
احتیاط کن : بپا
احتیاط : پاییدن یا پاسن در گیلگی
البته شاید این واژه ریشه ایرانی داشته باشد چون واژه حیطه ایرانی است و همچنین حیاط که از حیطه می آید به معنی بخش و قطعه
بختیاریان
در زبان لری بختیاری از کلمات زیر استفاده می کنند
(پاریز-هو وار)
پاریز وردار::قدم های کوتاه بردار
هو وار::مواظب باش،هموار راه برو

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• احتیاط چیست   • احتیاط مطلق   • معنی احتیاط   • مثال احتیاط واجب و مستحب   • احتیاط یعنی چه   • احتیاط لازم چیست   • تعریف احتیاط مستحب   • مفهوم احتیاط   • معرفی احتیاط   • احتیاط یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی احتیاط

کلمه : احتیاط
اشتباه تایپی : hpjdhx
آوا : 'ehtiyAt
نقش : اسم
عکس احتیاط : در گوگل

آیا معنی احتیاط مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )