برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

حصار

/hesAr/

مترادف حصار: پرچین، جدار، چپر، دیوار، محجر، نرده، بارو، باره، برج، حصن، دژ، سور، قلعه، کوت، صیصه، معقل، محدودیت، حصر، پناه گاه، جان پناه

برابر پارسی: دیوار، بارو، برج، پرچین، دژ، کلات، مرزبندی
حصار
دیوار, بارو, در
حصار شهر
باری
اقتصاددان آمریکایی متولد 1910 که با همکاری «پل بارن» کتاب «سرمایه انحصاری» را نوشت•
سویزی
امتیاز انحصاری
مونوپل
باغ بزرگ بدون حصار
بستان
ساخته ابراهیم وحید زاده با بازی حسام نواب صفوی | بهاره رهنما | الهه حصاری | خمسه و لیلا اوتادی
عروسک
ساخته مهرداد فرید در سال 89 با بازی افسانه بایگان | بهاره رهنما | الهه حصاری | حمید گودرزی و جمشید هاشم پور
زنها شگفت انگیزند
قلعه و حصار
اورا
ppp
نرده ساخته شده از چوب یا آهن
غلامحسین خورشیدی
در مهاباد اصفهان از واڑه حصار به معنای محل سر باز نگهداری دام ها استفاده استفاده می کنند.
غلامحسین خورشیدی
معنی حصار: در مهاباد اصفهان از واڑه حصار به معنای محل سر باز نگهداری دام ها استفاده می کنند
محافظ
ابوالفضل عسکری
مرز بندی
مازیار ایرانی
در زبان سیستانی به حصار گاش گفته میشود
و همچنین پرچین یا پاچین نیز گفته میشود
فر کیانی
لغت اربیشده ی حصار (هس= پرچین آر) که در اسل باید آنرا هسار نوشت به مانای پرچین بستن از ریشه هس به مانای چاردیواری چینه کشیدن ساخته شده همانتور که آنرا در زبان باسک به شکل hesi در مانای enclosure به کار میبرند.
*پیرس(منبع): Basque-English Dictionary by Gorka Aulestia, Linda White
اشکان
این واژه نمیتواند عربی باشد به ویژه که فردوسی بارها آن را بکار برده است
بیتا
مرزبندی
پرویز جمالی
اندخ سواره
حمیدرضا دادگر_فریمان
پرچین، جدار، چپر، دیوار، محجر، نرده، بارو، باره، برج، حصن، دژ، سور، قلعه، کوت، صیصه، معقل، محدودیت، حصر، پناه گاه، جان پناه
اشکُوَر
دیوارک � دیوار کوچک �
دیوارک چوبی
دیوارک آهنی
علاوه
پرچین، جدار، چپر، دیوار، محجر، نرده، بارو، باره، برج، حصن، دژ، سور، قلعه، کوت، صیصه، معقل، محدودیت، حصر، پناه گاه، جان پناه


نام نویسی   |   ورود
پارچه گرامی