دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
٣,٩٩٢
رتبه در دیکشنری
١,١٩٩
لایک
٣٩٠
دیسلایک
٥٥
جدیدترین پیشنهادها
٤ ماه پیش
٠
blackout می تونه حتی در بعضی از بافت ها، خواب گردی ترجمه بشه
٤ ماه پیش
٠
بی اختیاری؛ در مسائل مربوط به روان شناسی. وقتی که فرد به یه حالت خلسه میره و کارهایی میکنه که بعدش خودش یادش نمیاد.
٦ ماه پیش
٠
گشتی زنیِ دو نفره ( بعضی جاها تأکید روی دو نفر هست )
٧ ماه پیش
١
مُشت بی هوا
٧ ماه پیش
٠
به معنیِ تحت الفظی هم استفاده میشه: بی چانه. کسی که چانه ندارد ( چانه اش زیادی رفته داخل )
جدیدترین ترجمهها
ترجمهای موجود نیست.
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
١
رأی
٤٢٧
بازدید
٠
رأی
توی دانشگاه و اینجور چیزها بهش همگروهی هم میگن. همگروهی درس علوم
١ سال پیش
٢
رأی
٢
پاسخ
٢٧٤
بازدید
سلام. دنبال یک معنی فارسی خوب و مناسب و صمیمی برای Meet Cute هستم. برای ترجمه کتاب نیازش دارم. ممنون میشم اگه کلمه ای به ذهنتون میرسه بهم بگید. پیشاپیش از کمکتون ممنونم.
١ سال پیش
٠
رأی
اولین دیدار. دیدار اول. ملاقات نخست
١ سال پیش