دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
٣,٩٧٦
رتبه در دیکشنری
١,١٩٧
لایک
٣٨٨
دیسلایک
٥٣
جدیدترین پیشنهادها
٣ ماه پیش
٠
blackout می تونه حتی در بعضی از بافت ها، خواب گردی ترجمه بشه
٣ ماه پیش
٠
بی اختیاری؛ در مسائل مربوط به روان شناسی. وقتی که فرد به یه حالت خلسه میره و کارهایی میکنه که بعدش خودش یادش نمیاد.
٥ ماه پیش
٠
گشتی زنیِ دو نفره ( بعضی جاها تأکید روی دو نفر هست )
٥ ماه پیش
١
مُشت بی هوا
٥ ماه پیش
٠
به معنیِ تحت الفظی هم استفاده میشه: بی چانه. کسی که چانه ندارد ( چانه اش زیادی رفته داخل )
جدیدترین ترجمهها
ترجمهای موجود نیست.
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
١
رأی
٤١٢
بازدید
٠
رأی
توی دانشگاه و اینجور چیزها بهش همگروهی هم میگن. همگروهی درس علوم
١ سال پیش
٢
رأی
٢
پاسخ
٢٦٥
بازدید
سلام. دنبال یک معنی فارسی خوب و مناسب و صمیمی برای Meet Cute هستم. برای ترجمه کتاب نیازش دارم. ممنون میشم اگه کلمه ای به ذهنتون میرسه بهم بگید. پیشاپیش از کمکتون ممنونم.
١ سال پیش
٠
رأی
اولین دیدار. دیدار اول. ملاقات نخست
١ سال پیش