ژ.ب

ژ.ب

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



jew٢٠:٤٥ - ١٤٠٠/٠٨/١٦یهودی کردنگزارش
0 | 0
will٢٠:٤٣ - ١٤٠٠/٠٨/١٦آواره کردنگزارش
0 | 0
break٢٠:٤١ - ١٤٠٠/٠٨/١٦شکستن غرور کسیگزارش
0 | 0
unburden١٧:٢٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٥سقط کردنگزارش
5 | 0
chemo fog١٢:٤١ - ١٤٠٠/٠٢/٣٠مه آلودگی شیمی ( در شیمی درمانی )گزارش
2 | 0
neuroanatomical١٠:٣٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٢نوروآناتومی، آناتومی سیستم عصبیگزارش
2 | 0
get on one's nerves١٦:٥٤ - ١٤٠٠/٠١/١٢روی اعصاب کسی رفتن، کسی را آزرده کردن، کسی را عصبانی کردنگزارش
2 | 0
peroxisome proliferator activated receptor gamma١٣:٥٥ - ١٤٠٠/٠١/٠٩گیرنده ی فعال کننده ی تکثیر پروکسی زوم گاماگزارش
2 | 0
monozygotic١١:٠٤ - ١٤٠٠/٠١/٠٩همسانگزارش
5 | 1
self direction١١:٥٧ - ١٤٠٠/٠١/٠٣خود - رهبری، خود - فرمانیگزارش
5 | 0
myalgias١١:٢٧ - ١٣٩٩/٠٩/٢٨درد عضلانیگزارش
7 | 0
work up١٨:٢٤ - ١٣٩٩/٠٩/٢٥کشت مثلا Laboratory work - up کشت آزمایشگاهیگزارش
12 | 0
run back and forth١٦:٣٦ - ١٣٩٩/٠٦/١٢بارها رفت و آمد کردنگزارش
7 | 0
letting of١٦:١٧ - ١٣٩٩/٠٦/٠٩جاری شدن گزارش
7 | 0
clay oven١٥:٤٢ - ١٣٩٩/٠٦/٠٨تنور سفالیگزارش
7 | 0
fell under the spell١٦:٠٢ - ١٣٩٩/٠٦/٠٧مسحور و مجذوب کسی یا چیزی شدنگزارش
9 | 0
forever١٤:٥٢ - ١٣٩٩/٠٦/٠٧ماندگارگزارش
9 | 1
alone١٤:٣١ - ١٣٩٩/٠٦/٠٧مختصگزارش
16 | 1
arbor٠٣:١٦ - ١٣٩٩/٠٦/٠٧آلاچیق یا سایبان ( انگور )گزارش
14 | 0
sun٠٠:٣٠ - ١٣٩٩/٠٦/٠٥روشن ( از نور آفتاب )گزارش
12 | 0
lavish٢٠:٣٧ - ١٣٩٩/٠٦/٠١مجللگزارش
37 | 1
set out١٩:١٢ - ١٣٩٩/٠٥/٢٧درست کردنگزارش
16 | 1
absence١٢:٤١ - ١٣٩٩/٠٥/٢٣جای خالی فردی یا چیزیگزارش
14 | 1
serve١٩:٥٠ - ١٣٩٩/٠٥/٢١تعارف کردن. پذیرایی کردنگزارش
34 | 1
rummage through١٩:٠٨ - ١٣٩٩/٠٥/٢١گشتن. جستجو کردنگزارش
9 | 1
record keeper٠٢:١٨ - ١٣٩٩/٠٥/١٨متصدی ثبت سوابقگزارش
9 | 1
report١٣:٠٢ - ١٣٩٩/٠٥/١١لو دادنگزارش
46 | 1
abyss١٢:٢٧ - ١٣٩٩/٠٥/٠٩پرتگاهگزارش
41 | 1
trip out١٠:١٥ - ١٣٩٩/٠٥/٠٩خارج شدن، رفتنگزارش
16 | 1
talisman١٨:٣٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠٢دعاگزارش
7 | 1
AIR٢٢:٤٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٩آسمانگزارش
16 | 1
nostalgia٢٠:٣٨ - ١٣٩٩/٠٤/١٥نوستالژیگزارش
18 | 1
end١١:٥٤ - ١٣٩٩/٠٤/١٣دور ( در بازی و ورزش مثل بوچیا )گزارش
18 | 1
neuroendocrine٠٢:٥٣ - ١٣٩٩/٠٣/١١عصبی عضلانیگزارش
7 | 1
consecutive١١:١٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٩مستمر ( مراجعه ی مستمر )گزارش
9 | 1
cesarean١٧:٤٥ - ١٣٩٩/٠٢/١٤سزارینگزارش
7 | 1
to top it all off١٤:٢٣ - ١٣٩٩/٠١/٢٤بدتر از همه، بالاتر از همهگزارش
25 | 1
sourness١٦:١٤ - ١٣٩٩/٠١/١٨ترشروییگزارش
9 | 1
nociceptive١٧:٤٤ - ١٣٩٩/٠١/١٧گیرنده درد یا دردگیرندهگزارش
16 | 1
briefly٠٤:٣٧ - ١٣٩٩/٠١/١٠اندکیگزارش
23 | 1
thirst quenching١٨:٥٦ - ١٣٩٩/٠١/٠٩سیراب کنندهگزارش
14 | 1
dagger٢٢:٢٩ - ١٣٩٩/٠١/٠٨خشم غضبگزارش
2 | 1
brighten up٢٢:١٣ - ١٣٩٨/١٢/٢٢روشنگزارش
14 | 1
learnt the hard way٠٠:٤٣ - ١٣٩٨/١٢/٢٢to understand a situation or develop a skill by learning from your mistakes and bad experiences با فراگیری از اشتباهات و تجارب بد، متوجه چیزی شدنگزارش
18 | 1
abase١٨:١٨ - ١٣٩٨/١٢/٢١فرومایهگزارش
7 | 1
deprave١٨:١٥ - ١٣٩٨/١٢/٢١گمراهگزارش
7 | 1
brush aside٢٣:٥٤ - ١٣٩٨/١٢/٢٠از یاد بردن. فراموش کردنگزارش
9 | 1
spy٢٣:٤٦ - ١٣٩٨/١٢/٢٠سرک کشیدن ( تو کار دیگران )گزارش
21 | 1
burning٢٣:٤٢ - ١٣٩٨/١٢/٢٠غضبناکگزارش
16 | 1
die hard١٧:٥٦ - ١٣٩٨/١٢/٢٠تمام عیارگزارش
7 | 1