رضا زنگی‌آبادی

رضا زنگی‌آبادی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



in spots٢٠:٤٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠٢enthusiasm Furor Mania Passionگزارش
0 | 1
skip to١٣:٠٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠٢Skip to sth مستقیما به سراغ. . . رفتن / کار مطلب و غیره یکراست به سر وقت . . . . رفتنگزارش
7 | 0
charge up٢٠:٣٠ - ١٣٩٩/٠٥/٠١با شتاب بالا رفتن he charged up the building’s steps two at a time پله ها ساختمان را دوست یکی بالا رفت گزارش
0 | 0
tactics١٢:٣١ - ١٣٩٩/٠٤/٣١شیوه شگرد روش طریقه راه روشگزارش
12 | 0
instant response١٢:١٥ - ١٣٩٩/٠٤/٣١واکنش سریع ( پلیس )گزارش
0 | 0
go far١١:٥٩ - ١٣٩٩/٠٤/٣٠( پول ) قدرت خرید داشتن ارزش داشتن کاری از پیش بردن ( غذا آذوقه و غیره ) کافی بودن/ رسیدن ( شخص ) موفق بودن گزارش
5 | 1
it turned out that١٦:٤٩ - ١٣٩٩/٠٤/٢٩معلوم می شود / شد که. . . کاشف به عمل آمد که. . .گزارش
12 | 0
right mind١٥:٥٢ - ١٣٩٩/٠٤/٢٨nobody in their right mind هیچ آدم عاقلی go/ be out of one's mind / not in one's right mind دیوانه بودن / خل بودن/ کسی به سرش زدنگزارش
0 | 0
whatever turns you on١١:٥٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٨هر چیزی که شما را سر ذوق می اوردگزارش
0 | 0
hostage١١:٤٨ - ١٣٩٩/٠٤/٢٨a hostage to fortune ضامن خوشبختی hold/ take sb hostage کسی را گروگان گرفتن give hostages to fortune خود را به دست تقدیر سپردن دل به دریا زدنگزارش
7 | 1
which is to say١٦:٣٥ - ١٣٩٩/٠٤/٢٥به عبارت دیگر یعنی بدین معنی که That is to sayگزارش
5 | 0
fair skinned١٣:٣٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٣سفید چهرهگزارش
9 | 0
in the extreme١٣:١٧ - ١٣٩٩/٠٤/٢٣بی نهایت به منتها درجه بی حد به حد افراطگزارش
0 | 0
sympathize١١:٢٧ - ١٣٩٩/٠٤/١٩همذات پنداریگزارش
7 | 1
the heart of the matter١١:١٨ - ١٣٩٩/٠٣/٢١لب مطلب موضوع اصلیگزارش
5 | 0
تویی اضافی کفش٢١:٠٠ - ١٣٩٩/٠١/١٦Wadگزارش
0 | 0
undivided٢١:٣٥ - ١٣٩٨/١٢/١٢کامل صد در صد تمام تمام و کمال دربست بی کم و کاست تقسیم نشده یکپارچه متحدگزارش
80 | 0
statement١٣:٢٢ - ١٣٩٨/١٢/٠٢Evental statement عرصه رخدادپذیر ( در فلسفه آلن بدیو ) گزارش
9 | 1
caliber١٦:١٣ - ١٣٩٨/١١/٠٦مقام اهمیتگزارش
9 | 0
barred١٦:٥٣ - ١٣٩٨/١١/٠٣خط خورده ( در گفتمان های چهارگانه لکان ) barred S ( سوژه خط خورده )گزارش
9 | 0
idea٠٩:٥٧ - ١٣٩٨/١٠/٣٠صورت ذهنی ثال/ایده ( فلسفه )گزارش
12 | 1
in the guise of٢٠:٤٨ - ١٣٩٨/١٠/١٢در ظاهر در لباس در هیئت در جامه ی تحت لوایگزارش
14 | 0
vast٠٩:٤٩ - ١٣٩٨/١٠/٠٤پردامنهگزارش
7 | 1
distress١٢:٠٥ - ١٣٩٨/٠٩/٣٠اصطلاحی هایدگری به معنای عسرت عسرت حال کسانی که در هنگام وانهادگی هستی چشم انتظار ظهور هستی در آینده اند گزارش
9 | 2
multiple١٤:٥٩ - ١٣٩٨/٠٨/٢٠کثیرگزارش
5 | 1
disentanglement١٦:١٠ - ١٣٩٨/٠٨/١٧گره گشایی باز شدن گشوده شدنگزارش
9 | 0
beating١٠:٢٥ - ١٣٩٨/٠٨/١٧شکست ( محاوره )گزارش
9 | 0
unbridled١٥:٢٠ - ١٣٩٨/٠٨/١٥عنان گسیخته مهار نشدنی افسارگسیختهگزارش
7 | 0
shape١١:٥٩ - ١٣٩٨/٠٨/١٥خصلت طبیعت سرشت ماهیتگزارش
7 | 1
balk٠٨:٤٧ - ١٣٩٨/٠٨/١٣پا پس کشیدن درنگ کردن دودل بودنگزارش
18 | 0
let sb know٠٨:١٠ - ١٣٩٨/٠٨/١١به کسی اطلاع دادن ( که )گزارش
12 | 1
thwart١٤:٢٥ - ١٣٩٨/٠٨/١٠چوب لای چرخ . . . گذاشتنگزارش
12 | 0
prostration١٠:٥٧ - ١٣٩٨/٠٨/١٠خضوع تسلیم اطاعتگزارش
5 | 0
contrite١٠:٥٤ - ١٣٩٨/٠٨/١٠حاکی از پشیمانی از روی ندامت منفعلانهگزارش
5 | 0
pious١٠:٤٢ - ١٣٩٨/٠٨/١٠مومنانهگزارش
2 | 1
symptom١٠:٠٩ - ١٣٩٨/٠٨/١٠عارضهگزارش
16 | 1
rigorous١٢:٤٢ - ١٣٩٨/٠٧/٣٠خشک خشن قاطع جدی سفت و سخت منسجم همه جانبه باریک بینانهگزارش
25 | 1
alternatively١٠:٠٦ - ١٣٩٨/٠٧/٣٠وگرنه به جای آن به عنوان راهی دیگر و یا اینکه or alternativelyگزارش
32 | 1
entertain٠٩:٥٩ - ١٣٩٨/٠٧/٣٠تامل کردن در باره ی سبک و سنگین کردن پروراندن پر و بال دادن به ترتیب اثر دادن به ( پیشنهاد )گزارش
9 | 2
donation٠٩:٠٦ - ١٣٩٨/٠٧/٣٠هبه ( فقه/ حقوق ) ( عقدی که در آن شخصی مالی را بدون دریافت چیزی به دیگری واگذار می کند )گزارش
9 | 0
whim١٦:١٣ - ١٣٩٨/٠٧/٢٩on a whim از روی هوسگزارش
18 | 0
whim١٦:١١ - ١٣٩٨/٠٧/٢٩ویار ( زن حمله )گزارش
16 | 0
perpetuation١٥:٢١ - ١٣٩٨/٠٧/٢٩تداوم استمرار جاودانگیگزارش
12 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



unheard of١٥:٠٩ - ١٣٩٨/١١/٠٢
• It is unheard-of to laugh at a funeral.
پذیرفتنی نیست که کسی در مراسم ختم بخندد
2 | 0