ZahraR

ZahraR مترجم تیم مانگا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



orthodox٠٣:٠٦ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣ارتدوکس به تعبیر واژه ارتدوکس در Dictionary. com مراجعه کنید adj پذیرفته شده ، سنتی مترادف کلمه ارتدوکس: با توجه به کتاب تصدیق کرد پذیرفته تایید شده ... گزارش
12 | 1
light hearted٠٢:٥٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣کلمه سبک قلب شناور شاد عقب افتاده زنده بازیگوش خوش بین خوشحال شدن خوش رنگ روشن بشاش جوشان گسترده احساس خوب مسحور کننده همجنسگرا خوشحال خوشبخت با روح ... گزارش
9 | 1
gramps٢٠:٤١ - ١٤٠٠/٠٦/١٨ارشد یکی از مترادف هاش.گزارش
5 | 0
idol٠٤:١٩ - ١٤٠٠/٠٦/١٤مترادف کلمه بت: قهرمان ( افرادی که کمک میکنن و کارای خیرخواهانه و. . ) فوق ستاره ( سلبریتی و آهنگساز و. . ) محبوب ( پسر و دخترای دانشگاه، دبیرستان ... گزارش
30 | 0
cheap١٦:٣٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥مذخرفگزارش
25 | 1
care of٠٤:٤٢ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥رسیدگی کردنگزارش
30 | 0
care٠٤:١٨ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥MORE IMPORTANTLY, DO YOU HAVE SOME BUSINESS TO TAKE CARE OF? مهمتر اینکه یه کاری داری که بهش رسیدگی کنی؟ دوستان چرا نمیگیم رسیدگی کردن؟!!!!!!! Shay ... گزارش
32 | 1
proportioned٢١:٤٢ - ١٤٠٠/٠٦/٠٤مترادف برای متناسب: زیبا ظریف برازنده خوش گرد شده متعادل زیبا ساخته شده تمام عیار مرتب منظم پیرایش خوش فرمگزارش
16 | 0
even so١٨:٤١ - ١٤٠٠/٠٦/٠٤مترادف حتی برای آن هنوز اگر چه با این وجود با وجود موذی گذشته از همه اینها با اینکه ولی هرچند نه کمتر بدون در نظر گرفتن هنوز و همهگزارش
28 | 0
what١٨:١٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٤What's with this place. . . . اینجا چه خبر. . . . چه خبره هم معنی میده، لطفا معنی تکراری نگید و با جملات بیشتری بعنوان مثال توضیح بدین.گزارش
21 | 0
though٠٤:٣٣ - ١٤٠٠/٠٦/٠٢مترادف برای هر چند با این اوصاف هنوز گذشته از همه اینها همه یکسان برای همه آن هرچند با این وجود با وجود هنوز و همهگزارش
37 | 0
shojo٠٧:٢٤ - ١٤٠٠/٠٥/٣٠شوجو یه ژانر مانگا مختص جوانان . عاشقانه و تا حدی دور از حوادثگزارش
16 | 0
higden٢٣:٣٧ - ١٤٠٠/٠٥/٢٦هی دِن. official hige dandism, a Japanese pop hand یه گروه پاپ راک ژاپنیه که از سال ۲۰۱۲ آغاز به کار کرده . . .گزارش
14 | 0
something٢٣:٣٥ - ١٤٠٠/٠٥/٢٦مترادف چیز، موجود، وجود داشتن، ماده، شخص ، بودن ، مقاله، هدف ، کالا doesn't that sound like something from higden?گزارش
18 | 1
YOU٢١:١٣ - ١٤٠٠/٠٥/٢٦ترجیح میدی نادیده بگیری/ ( به روی خودت نیاری ) تا اینکه تکرار کنی. ( به روی خودت نیاری ) توی محاوره استفاده میکنیم تا نادیده بگیری نادیده بگیری ی ... گزارش
21 | 1
you say١٩:٥٣ - ١٤٠٠/٠٥/٢٦میگی؟گزارش
18 | 0
captain٢٢:٢٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٨مترادف= کاپیتان رئیس فرمانده کارگردان سرگروه رهبر خلبان مدیر عامل مدیر مالی سردار در هر حرفه ای زیر دست به رئیسش کاپیتان بگه بهتر براتون توضیح بدم ا ... گزارش
34 | 1
lacks٠٣:٤٤ - ١٤٠٠/٠٥/١٨مترادف کلمات کمبود بی کفایتی ضرر - زیان کاهش کمیابی کوتاهی محدود کردن پیش فرض کاستی تخلیه محرومیت پریشانی ضرورت ابهام حقارت بی کفایتی بزرگی از دست د ... گزارش
34 | 0
overwhelming٠٢:٥٣ - ١٤٠٠/٠٥/١٨YOU WILL BE REPELLED BY OUR OVERWHELMING POWER!! تو با قدرت خیره کننده\ویرانگر ما روبرو میشی!!! مترادف= سرسام آور ویرانگر شگفت انگیز گیج کننده خردکنن ... گزارش
37 | 0
repelled٠٢:٤٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٨مترادف= روبرو شدن ایستادن مقاومت کردن تحمل کردن مبارزه کردن مخالفت کردن جرم کردن در مقابل ایستادن اختلاف نظر رد کنارگذاشتنگزارش
39 | 0
surprisingly٠٢:٣٢ - ١٤٠٠/٠٥/١٨YOU DIDN'T RUN AWAY, SURPRISINGLY. . . تو فرار نکردی، جالبه. . . بیشتر جالبه استفاده میکنیم تا به طرز شگفت انگیز ی فرار نکردی تو میای موقع جنگ در ... گزارش
37 | 0
arena١٦:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/١٧CLASHING IN THE MIDDLE OF THE ARENA برخورد در میانه ی میدان قبل اینکه جمله رو کامل کنم شرح شرایط: مبارزه ی گلادیاتورها در حال اتفاق اونم در صحنه ی ... گزارش
28 | 0
middle١٥:٥٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٧THE TWO ARE CLASHING IN THE MIDDLE!! اون دوتا در میانه ی میدان درگیر شدن!!! داستان از این قراره که یه نبردی در حال انجامه و دوتایی همزمان شروع میک ... گزارش
25 | 1
mysteriously٠٣:٥٨ - ١٤٠٠/٠٥/١٧مترادف: باعصبانیت بیشتری قاتلانه هیولایی هوس اسرار امیز مرموز MYSTERIOUSLY WOULD STEP FORWARD AT THE SAME TIME با عصبانیت بیشتری همزمان پیش میرفتن.گزارش
32 | 0
conviction٠٣:٤٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٧THOSE TWO GREAT CONVICTIONS THAT WERE FAR FROM EACH OTHER ۱. اعتقادات[ بزرگ/مهمِ] اون دوتا از[ همدیگه /یکدیگر ]دور بود. . ۲. عقاید بزرگشون از همدیگ ... گزارش
48 | 0
honest٠١:٠٢ - ١٤٠٠/٠٥/١٧مترادف نجیب باوجدان بی ریا قابل اعتماد با فضیلت محترم واقعیگزارش
34 | 1
wardrobe٢٠:٢٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٦مترادف لباس پوشیدن لباس بوفه کمد قفسه کابینتگزارش
34 | 1
manifest١٩:٣٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٦مترادف= معلوم شد اثبات شد افشا شد بدون ابهام قابل توجه سر راست مشهود آشکار صریح بی تردید قابل توجهگزارش
41 | 0
mistreat١٦:٠٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٦مترادف: صفت برای رفتار:وحشیانه صدمه بد رفتاری خشنگزارش
41 | 0
remote١٥:٣٢ - ١٤٠٠/٠٥/١٦REMOTE=پَرت برای تعریف مکان WELL, خب ، YOU LIVED IN A VERY REMOTE PLAC تو یه جای خیلی دور افتاده/ ( پرَتی ) زندگی میکردی IN THAT CASE, I'LL GIVE ... گزارش
34 | 1
update١٥:٢٨ - ١٤٠٠/٠٥/١٦WELL, YOU LIVED IN A VERY REMOTE PLAC خب ، تو جای خیلی ( پرَتی ) زندگی میکردی. IN THAT CASE, I'LL GIVE YOU AN UPDATE. در اینصورت ، در جریان اتفاقات ... گزارش
37 | 0
going١٤:٥٤ - ١٤٠٠/٠٥/١٦خواستن STILL KNOWING THAT. . . با اینحال می دونی و. . . YOU'RE GOING TO RISK YOUR LIFE AWAY میخوای زندگی تو به خطر بندازیگزارش
32 | 0
walpurgis١٤:٣٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٦والپورگیس همون شب جادوگرانه مردم با لباس ها و گریم جادوگری، در آن روز دور هم جمع میشن و آتیشروشن میکنن و همراه موسیقی میرقصن. . . . معتقدند که با ا ... گزارش
21 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



free time٠٣:٢٣ - ١٤٠٠/٠٦/١٤
• What do you do when u have free time?
در اوقات فراغتت چیکار میکنی؟
2 | 0
free time٠٦:٢١ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥
• Do you have some free time?
وقتت آزاده؟ وقتت خالیه؟
5 | 0
free time٠٦:١٧ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥
• What do you like to do in your free time ?
دوست داری در اوقات فراغتت چه کاری انجام بدی؟
0 | 0
free time٠٦:١٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥
• I had little money and little free time.
پول و فرصت کمی داشتم.
12 | 0