برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

یوسف نادری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

51 National Geographic‌ شبکە نشنال جئوگرافیک با کادر مربع زرد رنگ ١٣٩٩/٠٢/١٢
|

52 ! Don't touch my car که اغلبا پشت ماشینا میچسبونن به معنی به ماشینم دست نزن! ١٣٩٩/٠٢/١٢
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

51 get
• We'll need to get going early in the morning.
• ما باید صبح زود بریم.
١٣٩٩/٠٢/١٩
|

52 get
• She was in the hospital, but she got out yesterday and she's doing well at home.
• او دیروز در بیمارستان بود، اما دیروز مرخص شد و الان توی خونست و حالش خوبه.
١٣٩٩/٠٢/١٩
|

53 get
• I was in the middle of getting dinner when she called.
• وسط شام خوردنم بودم که زنگ زد.
١٣٩٩/٠٢/١٩
|

54 get
• I just noticed that you got your hair cut.
• همین الان فهمیدم که موهاتو کوتاه کردی.
١٣٩٩/٠٢/١٩
|

55 get
• I'll have to go upstairs and get my sweater.
• باید برم طبقه بالا و پیراهن پشمی‌‌‌مو بیارم.
١٣٩٩/٠٢/١٩
|

56 get
• Where did you get that unusual clock?
• اون ساعت عجیب غریبو از کجا گرفتی؟
١٣٩٩/٠٢/١٩
|

57 get
• I need to get some things at the store.
• باید چندتا چیز از فروشگاه بگیرم.
١٣٩٩/٠٢/١٩
|

58 hey
• Hey! Cool it! Don't get so excited!
• هی! آروم باش! اینقدم هیجان زده نشو!
١٣٩٩/٠٢/١٩
|

59 hey
• Hey! Hands off that CD! It's mine!
• هی! دست به اون لوح فشرده(سی دی) نزن. مال منه!
١٣٩٩/٠٢/١٩
|

60 hey
• Hey you guys! Where are you going?
• سلام رفقا! دارید کجا میرید؟
١٣٩٩/٠٢/١٩
|

61 hey
• Hey, leave off! I hate people touching my hair.
• هی، ولم کن. از این که مردم دست به موهام بزنن متنفرم.
١٣٩٩/٠٢/١٩
|

62 hey
• Hey,How did your English test go?
• سلام، امتحان درس انگلیسیت چطور بود؟
١٣٩٩/٠٢/١٩
|

63 stop
• It was impossible to stop the flow of water.
• متوقف کردن جریان آب غیرممکن بود.
١٣٩٩/٠٢/١٩
|

64 stop
• Will you please stop yelling?
• میشه لطفا داد نزنی؟
١٣٩٩/٠٢/١٩
|

65 enough
• Enough! she cried.
• او فریاد زد: "بسه دیگه!"
١٣٩٩/٠٢/١٧
|

66 beat
• It beats me how he always wins.
• سر در نمیارم چطوری همیشه برنده میشه!
١٣٩٩/٠٢/١٧
|

67 beat
• The bullies beat up the new kid on the first day of school.
• تو اولین روز مدرسه، قلدرا بچه تازه وارد رو کتک زدن.
١٣٩٩/٠٢/١٧
|

68 god
• God never shuts one door but he opens another.
• خدای ار به حکمت ببندد دری* گشاید به فضل و کرم دیگری(بوستان سعدی)
١٣٩٩/٠٢/١٦
|

69 god
• Though the mills of God grind slowly, yet they grind exceedingly small.
• اشاره به ضرب المثل"چوب خدا صدا ندارد" است که در آن دادرسی الهی آهسته اما قطعی است.
١٣٩٩/٠٢/١٦
|

70 god
• Mills of God grind slowly but sure.
• چوب خدا صدا ندارد، وقتی بزند دوا ندارد.(ضرب المثل)
١٣٩٩/٠٢/١٦
|

71 hi
• All the girls nodded and said "Hi".
• تمامی دختران سرشان را(به نشانه تایید) به سمت پایین تکان دادند و گفتند"سلام".
١٣٩٩/٠٢/١٤
|

72 hi
• Hi Maggie! Is this phone call business or pleasure ?
• سلام مگی! این یک تماس کاریه یا برای تفریحه؟
١٣٩٩/٠٢/١٤
|

73 upside down
• His sudden death turned her world upside down.
• فوت ناگهانی او(آن مَرد)، دنیایش(دنیای آن زن) را زیر و رو کرد.
١٣٩٩/٠٢/١٤
|

74 upside down
• Thieves had turned the house upside down.
• سارقین خانه را جارو کرده بودند!
١٣٩٩/٠٢/١٤
|

75 upside down
• Turn the cake upside down and cover it with cream.
• کیک را برعکس کنید و آن را با خامه بپوشایند.
١٣٩٩/٠٢/١٤
|

76 upside down
• The burglars turned the flat upside down.
• سارقین آپارتمان را زیر و رو کردند.
١٣٩٩/٠٢/١٤
|

77 hearing
• They are not given hearing aids or taught to lip-read.
• به آنها نه سمعک داده می‌شود و نه یاد می‌دهند که چگونه لب خوانی کنند.
١٣٩٩/٠٢/١٣
|

78 language
• Much of the academic vocabulary of the English language derives from Latin.
• بیشتر کلمات آکادمیک زبان انگلیسی از زبان لاتین گرفته شده‌اند.
١٣٩٩/٠٢/١٣
|

79 wow
• I thought, "Wow, what a good idea".
• با خودم فکر کردم، " وای، چه فکر خوبی".
١٣٩٩/٠٢/١٣
|

80 babe
• It's up to you, babe. I'll do whatever you say.
• به تو بستگی داره عزیزم. هر کاری بگی میکنم.
١٣٩٩/٠٢/١٢
|

81 ash
• Knock the ash out of your pipe before you refill it.
• قبل از این که پیپت رو دوباره پر کنی، خاکستر سیگارشو بنداز دور.
١٣٩٩/٠٢/١٢
|

82 ash
• She flicked ash out of the window carelessly.
• او با بی احتیاطی خاکسترسیگارشو از پنجره بیرون ریخت.
١٣٩٩/٠٢/١٢
|

83 ash
• Ash began to erupt from the crater.
• خاکستر از دهانه آتشفشان شروع به فوران کرد.
١٣٩٩/٠٢/١٢
|

84 ash
• Please don't flick ash on the carpet!
• لطفاً خاکستر سیگار رو روی فرش نریز!
١٣٩٩/٠٢/١٢
|

85 ash
• He flicked ash into the ashtray.
• خاکستر سیگار را در زیرسیگاری ریخت.
١٣٩٩/٠٢/١٢
|

86 ankle
• Her ankle disjointed when she fell.
• وقتی افتاد، قوزک پاش در رفت.
١٣٩٩/٠٢/١٢
|

87 death
• If misused, the drug may cause death.
• اگر داروها اشتباه مصرف شوند، می توانند باعث مرگ شوند.
١٣٩٩/٠٢/١٢
|

88 hello
• I said hello but she looked straight through me.
• بهش سلام دادم ولی اون هی صاف صاف نگام کرد.
١٣٩٩/٠٢/١٢
|

89 hello
• Hello, operator? Could you put me through to Room 31?
• سلام، تلفن چی/اپراتور. میشه منو وصل کنی به اتاق 31 ؟ این مکالمه می‌تواند در هتل یا مکانی مشابه آن صورت گرفته باشد که تلفن داخلی دارند و شخص ثالثی مسئول برقرای ارتباطات میان اتاق‌‌ها است.
١٣٩٩/٠٢/١٢
|

90 hello
• Hello 2014!May all my wishes come true.
• سلـــام سال دوهزاروچهارده! امیدوارم تموم آرزوهام برآورده شن.
١٣٩٩/٠٢/١٢
|

91 hi
• Hi, come in - lovely to see you!
• سلام بیا توو. خیلی خوشحالم که میبینمت. شخص مهمان دمِ در وایساده و از دیدن مهمونش خوشحاله و ازش میخواد که بیاد توو، دمِ در بده!
١٣٩٩/٠٢/١٢
|

92 hi
• Hi there ! I haven't seen you for ages.
• سلام. من خیـــــــلی وقته ندیدمت.
١٣٩٩/٠٢/١٢
|

93 hi
• HI! What's up, buddy?
• سلام. چه خبر/چطوری دادا!
١٣٩٩/٠٢/١٢
|

94 hi
• Hi, sugar, did you have a good day at school?
• سلام عزیزم. امروز مدرسه خوش گذشت؟ این جمله می تواند مکالمه بین یکی از والدین و فرزندشان،چه دختر و چه پسر، باشد.
١٣٩٩/٠٢/١٢
|

95 hi
• Hi, Dad-can you put Nicky on?
• سلام بابا. میشه گوشیو بدی به نیکی؟ (این یک مکالمه‌ی تلفنی است و در انتهای جمله عبارت the phone حذف شده است.
١٣٩٩/٠٢/١٢
|

96 hi
• Hi, Joe. I'd like you to meet a friend of mine.
• سلام جو، دوست دارم با یکی از دوستام آشنا شی.
١٣٩٩/٠٢/١٢
|

97 ouch
• Ouch! It really hurts.
• آخ! خیلی درد داره.
١٣٩٩/٠٢/١٢
|