یسنا نظری پور

یسنا نظری پور

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



word of mouth٠١:٣٤ - ١٣٩٨/٠٤/٢٧گفتاری, شفاهی, دهان به دهان ( نقل موضوع یا داستانی از طریق بیان گفتاری بین دو نفر )گزارش
21 | 1
if you can call it that٢٢:٢٦ - ١٣٩٨/٠٤/٢٦برای تاکید بر اینکه چیزی اونطور که باید یا اونطور که فکرشو میکردین خوب نیست: مثلا بنظرمن باگفتن "متاسفانه" یا. . میشه در فارسی این تاکید رو رسوند.گزارش
2 | 0
get sth across٢٢:١٩ - ١٣٩٨/٠٤/٢٦شیرفهم کردن چیزی به کسی, قبولوندن یا فهموندن مسئله ای به کسی: to manage to make someone "understand" or "believe" somethingگزارش
28 | 0
takes center stage٠٦:٠١ - ١٣٩٨/٠٤/٢٦مرکز توجه قرار گرفتن, موضوع اصلی بودنگزارش
21 | 0
refine٠٥:٤٩ - ١٣٩٨/٠٤/٢٦واضح یا اصلاح کردن یک نظریه یا روشگزارش
51 | 1
customer centric٠٤:٣٧ - ١٣٩٨/٠٤/٢٦مشتری محورگزارش
7 | 0
stay on top of٠٤:٢٢ - ١٣٩٨/٠٤/٢٦کاملا ( چیزی یا کسی را ) تحت کنترل داشتنگزارش
16 | 0
test drive٠٥:١٣ - ١٣٩٨/٠٤/٢٤ارزیابی کردن, امتحان کردن, ماشینی رو قبل از خرید تست کردنگزارش
21 | 0
driving out of business٠٤:٥٦ - ١٣٩٨/٠٤/٢٤از کار بی کار کردنگزارش
5 | 0
back in the day٠٤:٣٣ - ١٣٩٨/٠٤/٢٤یادش بخیر!گزارش
18 | 1
roi٠٤:٢٦ - ١٣٩٨/٠٤/٢٤Return On Investment : بازگشت سرمایهگزارش
28 | 1
shop around٠٤:١٣ - ١٣٩٨/٠٤/٢٤قیمت جاهای مختلف رو با هم مقایسه کردن برای پیدا کردن مناسبترین قیمت: چک کردن قیمتهاگزارش
78 | 1
shoot up١٧:٤٠ - ١٣٩٨/٠٤/٢٠معنی عامیانه در دیکشنری کمبریج: به سرعت افزایش یافتن, بزرگ شدن: to grow in size, or increase in number or level, very quickly: David has really sho ... گزارش
16 | 0
retains final approval١٦:٥٨ - ١٣٩٨/٠٤/٢٠تایید، رضایت یا توافق نهایی را جلب کردنگزارش
2 | 0
hang of something٠٨:١٤ - ١٣٩٨/٠٤/٢٠طرزکار چیزی رو یادگرفتن, از چیزی سردرآوردنگزارش
21 | 0
pinching the screen٠٦:٥٢ - ١٣٩٨/٠٤/٢٠دو انگشت ( یا بیشتر ) رو روی صفحه نمایش به هم نزدیک یا دور کردن. معمولا برای بزرگنمایی یا کوچکتر کردن تصویر درون صفحه استفاده می شود.گزارش
5 | 0
product launch٠٠:٤٦ - ١٣٩٨/٠٤/٢٠روانه کردن محصول ( به بازار )گزارش
7 | 0
cyber bullies٠٠:٣٢ - ١٣٩٨/٠٤/١٧زورگیری مجازی, زورگیری سایبریگزارش
5 | 1
side by side٠٩:٥٨ - ١٣٩٨/٠٤/١١بغل به بغلگزارش
12 | 1
click bait٠٩:٥٦ - ١٣٩٨/٠٤/١١تله کلیکگزارش
7 | 1
disrupt٠٣:٢٧ - ١٣٩٨/٠٤/١١به هم زدن، وقفه ایجاد کردن ( در کسی ) : توجهشو جلب کردنگزارش
41 | 1
mid roll ads٠٣:١٣ - ١٣٩٨/٠٤/١١تبلیغات میانپخش ( تبلیغی که وسط پخش ویدئو میاد )گزارش
5 | 0
hosting٠٢:١١ - ١٣٩٨/٠٤/١١پذیرای کسی یا چیزی بودنگزارش
53 | 2
amplify٠٢:٠٢ - ١٣٩٨/٠٤/١١ارتقادادن, تقویت کردن, بهتر کردنگزارش
18 | 1
organic post٠١:٥٧ - ١٣٩٨/٠٤/١١پست رایگان؛ پست معمولیگزارش
2 | 1
tip of the iceberg٠٠:٥٤ - ١٣٩٨/٠٤/١٠فقط یه نمونه کوچیک بودن ( از کل مسئله )گزارش
55 | 0
halo٢٠:٤٨ - ١٣٩٨/٠٤/٠٩could halo on the brand: در بیزینس: اعتبار بخشیدنگزارش
25 | 0
revolving door٠٣:١٥ - ١٣٩٨/٠٤/٠٩ثابت نموندن, مدام تغییر کردنگزارش
2 | 1
bubbly person٠٢:٤١ - ١٣٩٨/٠٤/٠٩آدم سرزنده, آدم دلشادگزارش
23 | 0
snapshot٠٢:٠٧ - ١٣٩٨/٠٤/٠٩نگاه اجمالی، تصویر اجمالیگزارش
115 | 0
bullet point٠١:٥٧ - ١٣٩٨/٠٤/٠٩مورد ستاره دارگزارش
44 | 1
laundry list٠١:٥٣ - ١٣٩٨/٠٤/٠٩لیست بلندبالاگزارش
23 | 0
stretche the limit٠١:٢٠ - ١٣٩٨/٠٤/٠٦موانع رو کنار بزنینگزارش
7 | 0
content polluter٠٠:٢١ - ١٣٩٨/٠٤/٠٦در بازاریابی= کسی که کیفیت محتوا رو فدای کمیت می کنه https://www. gelato. com/en - US/blog/content - pollution - what - it - is - and - why - it - ma ... گزارش
2 | 0
trackable٢٢:١٢ - ١٣٩٨/٠٤/٠٥قابل ردیابی - قابل پیگیریگزارش
18 | 1
tie into١٤:١٤ - ١٣٩٨/٠٤/٠٥به کاری چسبیدن - کاری رو باهمه وجود انجام دادنگزارش
12 | 0
mindful٠٠:٥٥ - ١٣٩٨/٠٤/٠٥be mindful of= حواستون به. . . بودنگزارش
28 | 1
excel٠٠:٣٠ - ١٣٩٨/٠٤/٠٥جلو زدنگزارش
12 | 0
lunch and learn٠١:٠٣ - ١٣٩٨/٠٤/٠٤ناهار کاری رایگان ( A seminar offered during a free lunch )گزارش
5 | 0
sticky content٢٢:٥٦ - ١٣٩٨/٠٤/٠٣محتوای نگهدارنده ( محتوایی که باعث میشه بازدیدکننده وبسایت شما بعد از مدتی بخواد دوباره به وبسایتتون سربزنه یا مدت زمان بیشتری تو وبسایت بمونه )گزارش
12 | 0
is your strongest٢٢:٢٣ - ١٣٩٨/٠٤/٠٣به بهترین شکل ممکن انجامش دادین؟ گزارش
5 | 0
under the hood٢٢:١٩ - ١٣٩٨/٠٤/٠٣•به بطن چیزی/کاری رفتن •از زیر و بم چیزی سر درآوردنگزارش
28 | 0
editorial calendar٢٠:٢٠ - ١٣٩٨/٠٤/٠٣تقویم محتوا ( تقویمی که در بازاریابی دیحیتال به برنامه ریزی در نشر بهتر محتوا کمک می کنه )گزارش
12 | 1
take a stand١٩:١٢ - ١٣٩٨/٠٤/٠٣صریح بودن, رک و راست بودنگزارش
12 | 1
infographic١٨:٥٤ - ١٣٩٨/٠٤/٠٣طرحواره اطلاعاتگزارش
7 | 1
niche١١:٠٠ - ١٣٩٨/٠٣/٢٠خاص پسند ( چیزی که عامه پسند نیست )گزارش
74 | 0
traditional channels١٩:٢٤ - ١٣٩٨/٠٣/١٩روش های سنتی, رسانه های سنتی ( در بازاریابی )گزارش
12 | 1
fit into١٩:٢٣ - ١٣٩٨/٠٣/١٩همخونی داشتن باگزارش
60 | 2
content pollution١٩:١٤ - ١٣٩٨/٠٣/١٩محتوای بی کیفیتگزارش
7 | 1
dead links١٩:٠٩ - ١٣٩٨/٠٣/١٩لینک مرده ( لینک غیرقابل دسترس )گزارش
9 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



aiming١٨:٤٠ - ١٣٩٨/٠٤/١٧
• Speak without thinking is shooting without aiming.
حرف زدن بدون فکر کردن مثل شلیک بی هدفه
7 | 1