ヴァヒド

ヴァヒド Live for ourselves not for showing that to others

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



rather someone than me٢٣:٥٠ - ١٤٠١/٠٢/٠٣برای بیان این موضوع استفاده می شود که شخص تمایلی به انجام یک کار یا پروژه خاصی که توسط شخص دیگری انجام شده است را ندارد. مجبور نیستم کاری را که شم ... گزارش
2 | 0
rather you than me٢٣:٥٠ - ١٤٠١/٠٢/٠٣برای بیان این موضوع استفاده می شود که شخص تمایلی به انجام یک کار یا پروژه خاصی که توسط شخص دیگری انجام شده است را ندارد. مجبور نیستم کاری را که شم ... گزارش
2 | 0
not to do a hand's turn٢٣:٤٠ - ١٤٠١/٠٢/٠٣هیچ کاری انجام ندادن به وظیفه خود عمل نکردن کاری که بهت سپرده شده را انجام ندادنگزارش
2 | 0
a hand's turn٢٣:٣٦ - ١٤٠١/٠٢/٠٣مقدار کمی کار معمولا به صورت منفی به کار میرود برای نشان دادن اینکه هیچ کار خاصی انجام نداده استگزارش
2 | 0
do one's share٢٣:٢٥ - ١٤٠١/٠٢/٠٣برای کمک به کار دیگران در یک گروهگزارش
2 | 0
the world's one's oyster١٩:٠٧ - ١٤٠١/٠٢/٠٣دنیا به کام کسی بودن هر کاری که دلش میخواهد انجام دادنگزارش
0 | 0
the world is your oyster١٩:٠٧ - ١٤٠١/٠٢/٠٣در زندگی هر کاری که دلت میخواهد انجام بدهگزارش
2 | 0
the world's your oyster١٩:٠٦ - ١٤٠١/٠٢/٠٣دنیا به کام توستگزارش
0 | 0
healthcare service١٦:٠٤ - ١٤٠١/٠٢/٠٣خدمات بهداشت و درمانگزارش
0 | 0
for toffee٢٣:٤٦ - ١٤٠١/٠٢/٠٢کسی که در چیزی ناشی و بی تجربه استگزارش
0 | 0
you are only as old as you feel٢٣:٣٢ - ١٤٠١/٠٢/٠٢برای تاکید به این برای انجام بعضی کارها سن شما مهم نیست مهم این است که چه نگرشی نسبت به زندگی داریدگزارش
0 | 0
get onto٢٠:٢٧ - ١٤٠١/٠٢/٠٢شروع به انجام کاری کردن ( کار، فعالیت ) به عهده گرفتن، پرداختن به، رسیدگی کردن بهگزارش
0 | 0
in reserve١٦:٣٥ - ١٤٠١/٠٢/٠٢برای روز مبادا پس انداز ( پول )گزارش
0 | 0
like the tower of babel٢١:٥٠ - ١٤٠١/٠٢/٠١به شدت پر سرو صدا و گیج کننده که همزمان همه با هم دارن حرف میزننگزارش
2 | 0
an oasis of calm٢١:٤٨ - ١٤٠١/٠٢/٠١جایی دنج و راحت یا زمان دوست داشتنی و آرامش دهنده در میان شلوغی و سرو صدا جایی یا چیزیگزارش
0 | 0
oasis of calm٢١:٤٧ - ١٤٠١/٠٢/٠١جایی دنج و راحت یا زمان دوست داشتنی و آرامش دهنده در میان شلوغی و سرو صدا جایی یا چیزیگزارش
5 | 0
years young١٩:٥٢ - ١٤٠١/٠٢/٠١معمولا وقتی سن افراد پیر میگن اخر جمله از year old استفاده نمیکنن به جاش years young میگن تا یه وقت ناراحت نشن که دارن پیر میشن مثلا وقتی که به افر ... گزارش
2 | 0
not to be getting any younger١٩:٤٦ - ١٤٠١/٠٢/٠١وقتی داری پیر میشی و دیگر مثل دوران جوانی از سلامت و قدرت کافی برخوردار نیستیگزارش
2 | 0
not to be as young as you were١٩:٤٥ - ١٤٠١/٠٢/٠١وقتی داری پیر میشی و دیگر مثل دوران جوانی از سلامت و قدرت کافی برخوردار نیستیگزارش
2 | 0
no spring chicken١٩:٤٠ - ١٤٠١/٠٢/٠١شخصی که دیگر جوان نیست کسی که سن و سالی ازش گذشتهگزارش
5 | 0
keep one's pants on١٤:٠١ - ١٤٠١/٠٢/٠١صبور بودن صبر کردن صبر داشتنگزارش
2 | 0
by common consent١٣:٣٠ - ١٤٠١/٠٢/٠١با توافق جمعی با اتفاق نظر عمومیگزارش
0 | 1
remand in custody١٩:١٩ - ١٤٠١/٠١/٣١تا روز محاکمه به بازداشتگاه فرستادنگزارش
0 | 1
inspector١٧:٤٤ - ١٤٠١/٠١/٣١بازرس بلیطگزارش
0 | 1
about to do something١٥:٤٣ - ١٤٠١/٠١/٣١قصد انجام کاری را داشتن در حال انجام کاری بودنگزارش
0 | 1
set a budget١٤:١٩ - ١٤٠١/٠١/٣١تصمیم گیری و تعیین بوجهگزارش
0 | 1
from bottom of my heart٠٥:٤٩ - ١٤٠١/٠١/٣٠از صمیم قلب از ته قلبگزارش
2 | 1
bottom of my heart٠٥:٤٨ - ١٤٠١/٠١/٣٠از صمیم قلبگزارش
0 | 1
lady mayor٢٢:٤١ - ١٤٠١/٠١/٢٨شهردار زنگزارش
0 | 1
give someone a say١٩:٤٨ - ١٤٠١/٠١/٢٨داشتن حق رای یا اظهار نظر در مورد چیزی فرصت صحبت کردن به کسی دادنگزارش
0 | 1
give somebody a say١٩:٤٧ - ١٤٠١/٠١/٢٨فرصت صحبت کردن به کسی دادنگزارش
2 | 1
chair a discussion١٩:٢٧ - ١٤٠١/٠١/٢٨ریاست مناظره را بر عهده داشتنگزارش
2 | 1
chair a meeting١٩:٢٦ - ١٤٠١/٠١/٢٨ریاست جلسه را بر عهده داشتنگزارش
0 | 1
you're joking of course١٧:٥٧ - ١٤٠١/٠١/٢٨حتما با من شوخی داری من را دست انداختی؟گزارش
5 | 1
you must be joking١٧:٥٧ - ١٤٠١/٠١/٢٨حتما با من شوخی داری من را دست انداختی؟گزارش
2 | 1
look at the big picture١٧:٥٢ - ١٤٠١/٠١/٢٨در نظر گرفتن شرایط کلی یک موقیعت یا وضعیت به جای توجه به بعضی جزئیات کوچکگزارش
5 | 1
while the getting is good١٧:٤٢ - ١٤٠١/٠١/٢٨در حالی که شرایط مساعد است. در حالی که شرایط سودمند و آسان است.گزارش
2 | 1
take into١٧:٤٨ - ١٤٠١/٠١/٢٨در نظر گرفتن توجه کردنگزارش
0 | 1
while the going is good١٧:٤٢ - ١٤٠١/٠١/٢٨در حالی که شرایط مساعد است. در حالی که شرایط سودمند و آسان است.گزارش
2 | 1
know where someone stands١٧:١٩ - ١٤٠١/٠١/٢٨تکلیف خود را فهمیدن از شرایط و موقیعت خود آگاه شدن دانستن اینکه شخص چگونه توسط شخص دیگری مورد توجه یا درک است. دانستن موضع یا دیدگاه خود در مور ... گزارش
2 | 0
going places١٧:٣٤ - ١٤٠١/٠١/٢٨به موفقیت دست یافتن موفق شدن احتمال به موفقیت دست یافتن برای پیشرفت یا موفقیت در بخشی از زندگی خودگزارش
2 | 1
know where are stands١٧:٢٠ - ١٤٠١/٠١/٢٨تکلیف خود را فهمیدن از شرایط و موقیعت خود آگاه شدن دانستن اینکه شخص چگونه توسط شخص دیگری مورد توجه یا درک است. دانستن موضع یا دیدگاه خود در مور ... گزارش
0 | 0
stay around١٧:٢٨ - ١٤٠١/٠١/٢٨کسی یا جایی را ترک نکردن ( در جایی ) ماندن نرفتنگزارش
9 | 0
know where you are١٧:٢٠ - ١٤٠١/٠١/٢٨تکلیف خود را فهمیدن از شرایط و موقیعت خود آگاه شدن دانستن اینکه شخص چگونه توسط شخص دیگری مورد توجه یا درک است. دانستن موضع یا دیدگاه خود در مور ... گزارش
2 | 1
know where your stands١٧:٢٠ - ١٤٠١/٠١/٢٨تکلیف خود را فهمیدن از شرایط و موقیعت خود آگاه شدن دانستن اینکه شخص چگونه توسط شخص دیگری مورد توجه یا درک است. دانستن موضع یا دیدگاه خود در مور ... گزارش
2 | 0
know where one's stands١٧:١٩ - ١٤٠١/٠١/٢٨تکلیف خود را فهمیدن از شرایط و موقیعت خود آگاه شدن دانستن اینکه شخص چگونه توسط شخص دیگری مورد توجه یا درک است. دانستن موضع یا دیدگاه خود در مور ... گزارش
5 | 0
new broom sweeps clean١٧:٠٧ - ١٤٠١/٠١/٢٨کسی را مسئولیت جایی را به عهده گرفته احتمال داره تغییر اساسی زیادی انجام بدهگزارش
28 | 0
new broom١٧:٠٥ - ١٤٠١/٠١/٢٨کسی که سرپرستی یا مدیریت جایی را به عهده میگیره و از همان اول کار شروع به تغییر نفرات و مقررات میکنهگزارش
2 | 0
head of١٦:٥٥ - ١٤٠١/٠١/٢٨رئیس . . . . . . . . . . . رهبر . . . . . . . . . . . .گزارش
2 | 1
keep a high profile١٦:٥٣ - ١٤٠١/٠١/٢٨توجه دیگران را جلب کردن جلب توجه کردن خود را از معرض دید عموم قرار دادن زیاد در جمع بودن اجتماعی بودنگزارش
2 | 0