ヴァヒド

ヴァヒド Live for ourselves not for showing that to others

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



look to one's laurels٢٣:٣٠ - ١٤٠١/٠٢/١٢به دستاوردها و پیروزی های قبلی خود قناعت کردن، غره شدن، به افتخارات گذشته تکیه ی بیجا کردنگزارش
2 | 0
look to your laurels٢٣:٢٩ - ١٤٠١/٠٢/١٢به دستاوردها و پیروزی های قبلی خود قناعت کردن، غره شدن، به افتخارات گذشته تکیه ی بیجا کردنگزارش
0 | 0
rest on one's shoulders٢٣:٢٨ - ١٤٠١/٠٢/١٢به کسی وابسته بودنگزارش
0 | 0
the bottom line٢٢:٥٤ - ١٤٠١/٠٢/١٢حد سودآوری خط سودگزارش
0 | 0
impact on٢٢:٥٣ - ١٤٠١/٠٢/١٢مصرف یا کاربرد بیش از حدگزارش
2 | 0
trident missile١٦:٣١ - ١٤٠١/٠٢/١٢موشک Trident یک موشک بالستیک است که از زیردریایی پرتاب می شود و مجهز به چندین وسیله نقلیه با قابلیت هدف گیری مجدد است. این موشک که در اصل توسط شرکت م ... گزارش
0 | 0
trident١٦:٣٠ - ١٤٠١/٠٢/١٢موشک Trident یک موشک بالستیک است که از زیردریایی پرتاب می شود و مجهز به چندین وسیله نقلیه با قابلیت هدف گیری مجدد است. این موشک که در اصل توسط شرکت م ... گزارش
0 | 0
in command١٥:٥٢ - ١٤٠١/٠٢/١٢بر عهده داشتن مسئول چیزی بودن سرپرستی چیزی رابر عهده داشتنگزارش
2 | 0
enlist in١٤:٢٦ - ١٤٠١/٠٢/١٢شرکت کردن درگزارش
0 | 0
consist with١٤:١٩ - ١٤٠١/٠٢/١٢جور بودن با، توافق داشتنگزارش
0 | 0
have enough on your plate٢١:١٠ - ١٤٠١/٠٢/١١خیلی سر شلوغ بودن خیلی درگیر بودنگزارش
2 | 0
have enough on one's plate٢١:١٠ - ١٤٠١/٠٢/١١خیلی سر شلوغ بودن خیلی درگیر بودنگزارش
5 | 0
have too much on one's plate٢١:٠٩ - ١٤٠١/٠٢/١١خیلی سر شلوغ بودن خیلی درگیر بودنگزارش
0 | 0
rise to the bait٢١:٠٢ - ١٤٠١/٠٢/١١شما به چیزی که کسی گفته یا انجام داده دقیقاً به همان شکلی که او می خواهد واکنش نشان می دهید پاسخ دادن به اقدامات یا سخنان تحریک آمیز یک نفر به روشی ... گزارش
5 | 0
have a lot on one's plate٢١:١٠ - ١٤٠١/٠٢/١١خیلی سر شلوغ بودن خیلی درگیر بودنگزارش
0 | 0
have too much on your plate٢١:٠٩ - ١٤٠١/٠٢/١١خیلی سر شلوغ بودن خیلی درگیر بودنگزارش
0 | 0
take the bait٢١:٠٢ - ١٤٠١/٠٢/١١شما به چیزی که کسی گفته یا انجام داده دقیقاً به همان شکلی که او می خواهد واکنش نشان می دهید پاسخ دادن به اقدامات یا سخنان تحریک آمیز یک نفر به روشی ... گزارش
5 | 0
making tracks٢٠:٣٥ - ١٤٠١/٠٢/١١به سرعت جایی را ترک کردن برای رفتن به جایی یا به طرف چیزی مکانی که در آن هستید را ترک کردن ، به خصوص زمانی که عجله دارید. برای رفتن به خانه جایی ر ... گزارش
0 | 0
in all fairness٢٠:٤٦ - ١٤٠١/٠٢/١١وجدانا انصافاگزارش
0 | 0
on the warpath٢٠:٤٣ - ١٤٠١/٠٢/١١در حالت بسیار عصبانی و پرخاشگری و خواهان مجازات کسیگزارش
2 | 0
rattle your cage٢٠:٣٩ - ١٤٠١/٠٢/١١عصبانی کردن یا ناراحت کردن کسیگزارش
2 | 0
rattle one's cage٢٠:٣٨ - ١٤٠١/٠٢/١١عصبانی کردن یا ناراحت کردن کسیگزارش
0 | 0
make tracks٢٠:٣٥ - ١٤٠١/٠٢/١١به سرعت جایی را ترک کردن برای رفتن به جایی یا به طرف چیزی مکانی که در آن هستید را ترک کردن ، به خصوص زمانی که عجله دارید. برای رفتن به خانه جایی ر ... گزارش
2 | 0
get your knickers in a twist٢٠:٢٦ - ١٤٠١/٠٢/١١ناراحت یا عصبانی شدن ناراحت شدن از چیزی که خیلی مهم نیست بدون دلیل موجه در مورد چیزی یا کسی عصبانی یا ناراحت شدنگزارش
0 | 0
get one's knickers in a twist٢٠:٢٦ - ١٤٠١/٠٢/١١ناراحت شدن از چیزی که خیلی مهم نیست بدون دلیل موجه در مورد چیزی یا کسی عصبانی یا ناراحت شدنگزارش
0 | 0
an item٢٠:١٨ - ١٤٠١/٠٢/١١داشتن رابطه جنسی یا رومانتیکگزارش
2 | 0
on a short fuse٢٠:١٣ - ١٤٠١/٠٢/١١زود جوش آوردن زود عصبانی شدن، به راحتی عصبانی شدنگزارش
0 | 0
have a short fuse٢٠:١٣ - ١٤٠١/٠٢/١١زود جوش آوردن زود عصبانی شدن، به راحتی عصبانی شدنگزارش
2 | 0
put in your penn'orth١٥:٢٥ - ١٤٠١/٠٢/٠٩به اشتراک گذاشتن نظر، ایده یا دیدگاه خود، صرف نظر از اینکه دیگران می خواهند آن را بشنوند یا نهگزارش
2 | 0
penn'orth١٥:٢٣ - ١٤٠١/٠٢/٠٩مقدارکم به ارزش یک پنیگزارش
2 | 0
out in the cold١٥:١٨ - ١٤٠١/٠٢/٠٩شامل چیزی نبودن نادیده گرفتن چشم پوشی رکدن گاهی اوقات به طور عمدگزارش
2 | 0
focus group١٥:١٣ - ١٤٠١/٠٢/٠٩یک گروه کوچک از مردم به نمایندگی از یک گروه وسیع برای در خواست نظر درباره یک موضوع خاص همون مشت نمونه خروارگزارش
0 | 0
raft١٥:٠٨ - ١٤٠١/٠٢/٠٩یه سری یا یه مجموعه ای بزرگ از طرح ها و پیشنهادهاگزارش
2 | 0
council of war١٥:٠٥ - ١٤٠١/٠٢/٠٩جلسه شامل مقامات عالی رتبه برای تصمیم گیری در مورد مسائل حیاتی و اضطراریگزارش
0 | 0
brainstorming session١٤:٥٢ - ١٤٠١/٠٢/٠٩جلسه ایده پردازی جلسه هم فکریگزارش
5 | 0
brainstorming١٤:٥١ - ١٤٠١/٠٢/٠٩بارش فکری جلسه ایده پردازی هم فکریگزارش
18 | 0
brainstroming١٤:٤٩ - ١٤٠١/٠٢/٠٩بارش فکری جلسه ایده پردازی هم فکریگزارش
0 | 0
get a word in edgeways١٤:٤٧ - ١٤٠١/٠٢/٠٩یک کلمه حرف زدن چیزی گفتنگزارش
5 | 0
get a word in edgewise١٤:٤٦ - ١٤٠١/٠٢/٠٩یک کلمه حرف زدن چیزی گفتن مجال صحبت پیدا کردنگزارش
5 | 1
not to get a word in edgewise١٤:٤٥ - ١٤٠١/٠٢/٠٩مجالی برای صحبت کردن پیدا نکردنگزارش
0 | 0
the say١٥:٣٩ - ١٤٠١/٠٢/٠٦اختیار، قدرتگزارش
0 | 0
leopard doesn't change its spots١٧:٣٥ - ١٤٠١/٠٢/٠٥غیرممکن است که کسی شخصیت خود را تغییر دهد، حتی اگر خیلی تلاش کندگزارش
2 | 0
the leopard doesn't change its spots١٧:٣٥ - ١٤٠١/٠٢/٠٥غیرممکن است که کسی شخصیت خود را تغییر دهد، حتی اگر خیلی تلاش کندگزارش
0 | 0
stand about١٧:٣٢ - ١٤٠١/٠٢/٠٥بیکار ایستادن منتظر ایستادنگزارش
2 | 0
not to lift a finger١٧:٣١ - ١٤٠١/٠٢/٠٥هیچ کاری انجام ندادن به وظیفه خود عمل نکردن کاری که بهت سپرده شده را انجام ندادنگزارش
2 | 0
common or garden١٧:٢٣ - ١٤٠١/٠٢/٠٥خیلی معمولی و عادیگزارش
5 | 0
nice work if you can get it١٧:١٥ - ١٤٠١/٠٢/٠٥کسی که کار بسیار آسان یا لذت بخشی دارد، به خصوص کاری که شما دوست دارید انجام دهید وضعیت و شرایط بسیار خوب و استثنایی کسی که شما ـرزو آن را دارید ا ... گزارش
2 | 0
the apple of someone's eye١٧:٠٦ - ١٤٠١/٠٢/٠٥نور چشمی جگرگوشه سوگلیگزارش
0 | 0
wait on one's hand and foot١٦:٥٨ - ١٤٠١/٠٢/٠٥توجه به تمام نیازها یا درخواست های یک نفر، به خصوص زمانی که این امر غیر منطقی تلقی شود. برای کسی هر کاری انجام دادن و تمام نیازهای او را برطرف کرد ... گزارش
0 | 0
wait on someone hand and foot١٦:٥٨ - ١٤٠١/٠٢/٠٥توجه به تمام نیازها یا درخواست های یک نفر، به خصوص زمانی که این امر غیر منطقی تلقی شود. برای کسی هر کاری انجام دادن و تمام نیازهای او را برطرف کرد ... گزارش
2 | 0