ヴァヒド

ヴァヒド Live for ourselves not for showing that to others

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



the witching hour٢٣:٢٩ - ١٤٠١/٠٢/١٧نیمه شب Midnightگزارش
7 | 0
bee in one's bonnet٢٣:٣٨ - ١٤٠١/٠٢/١٧وسواس فکری، درگیری یا مشغولیت ذهنیگزارش
5 | 0
get a reality check٢٣:٣٦ - ١٤٠١/٠٢/١٧واقع بین بودن واقعیت چیزی را درک کردن و قبول کردنگزارش
5 | 0
witching hour٢٣:٢٩ - ١٤٠١/٠٢/١٧نیمه شب Midnightگزارش
2 | 0
the small hours٢٣:٢٧ - ١٤٠١/٠٢/١٧همان ساعات اولیه بعد از نیمه شب. دقیقا بعد از نیمه شبگزارش
5 | 0
who must remain nameless٢٣:١٣ - ١٤٠١/٠٢/١٧برای مشخص کردن اینکه شخصی در یک بحث ناشناس باقی می ماند تا از شرمساری، به دردسر انداختن او یا برجسته کردن این موضوع که از قبل می داند چه کرده است جلو ... گزارش
2 | 0
someone who shall remain nameless٢٣:١٢ - ١٤٠١/٠٢/١٧برای مشخص کردن اینکه شخصی در یک بحث ناشناس باقی می ماند تا از شرمساری، به دردسر انداختن او یا برجسته کردن این موضوع که از قبل می داند چه کرده است جلو ... گزارش
5 | 0
don't look at me٢٣:١٩ - ١٤٠١/٠٢/١٧فریاد برائت از یک اتهام کلی یا دلالتی مبنی بر تخلف یک پاسخ که فرد تمایلی، ناتوانی یا اکراهی برای انجام کاری دارد. برای نشان دادن اینکه شما درگیر چی ... گزارش
2 | 0
someone who must remain nameless٢٣:١٣ - ١٤٠١/٠٢/١٧برای مشخص کردن اینکه شخصی در یک بحث ناشناس باقی می ماند تا از شرمساری، به دردسر انداختن او یا برجسته کردن این موضوع که از قبل می داند چه کرده است جلو ... گزارش
5 | 0
who shall remain nameless٢٣:١٢ - ١٤٠١/٠٢/١٧برای مشخص کردن اینکه شخصی در یک بحث ناشناس باقی می ماند تا از شرمساری، به دردسر انداختن او یا برجسته کردن این موضوع که از قبل می داند چه کرده است جلو ... گزارش
2 | 0
be in the driving seat١٤:٤٩ - ١٤٠١/٠٢/١٧در جایگاه قدرت دارای قدرت کنترل و تسلط داشتن بر اوضاعگزارش
2 | 0
intrude upon١٨:١١ - ١٤٠١/٠٢/١٦زور دادن، پیش راندن، داخل کردن، وارد کردن، چپاندنگزارش
2 | 0
intrude in١٨:١٢ - ١٤٠١/٠٢/١٦زور دادن، پیش راندن، داخل کردن، وارد کردن، چپاندنگزارش
2 | 0
intrude on١٨:١١ - ١٤٠١/٠٢/١٦زور دادن، پیش راندن، داخل کردن، وارد کردن، چپاندنگزارش
2 | 0
self conduct١٤:٣٦ - ١٤٠١/٠٢/١٦مواظب رفتار خود بودن خوب رفتار کردنگزارش
2 | 0
back in the late٢٣:٥٠ - ١٤٠١/٠٢/١٥برمیگردد به اواخر . . . . .گزارش
2 | 0
not see the wood for the trees٢٣:٤٢ - ١٤٠١/٠٢/١٥درک نکردن یا متوجه نشدن یک موقعیت یا مشکل بزرگتر زیرا تنها بخشی از آن را در نظر می گیریم.گزارش
2 | 0
you can't win them all١٨:٣٦ - ١٤٠١/٠٢/١٥موفقیت در هر کاری که انجام می دهید ممکن نیست اغلب به عنوان تلاشی برای تسلی، زمانی که شخص چیزی را از دست داده یا در دستیابی به نتیجه مطلوب، به ویژه پ ... گزارش
5 | 0
lose your grip١٨:٢٧ - ١٤٠١/٠٢/١٥از دست دادن توانایی رسیدگی یا مواجهه با چیزی که قبلا توانایی بالایی داشتی از دست دادن مهارت و توانایی در چیزیگزارش
5 | 0
you can't win em all١٨:٣٦ - ١٤٠١/٠٢/١٥موفقیت در هر کاری که انجام می دهید ممکن نیست اغلب به عنوان تلاشی برای تسلی، زمانی که شخص چیزی را از دست داده یا در دستیابی به نتیجه مطلوب، به ویژه پ ... گزارش
2 | 0
you can't win all em١٨:٣٥ - ١٤٠١/٠٢/١٥موفقیت در هر کاری که انجام می دهید ممکن نیست اغلب به عنوان تلاشی برای تسلی، زمانی که شخص چیزی را از دست داده یا در دستیابی به نتیجه مطلوب، به ویژه پ ... گزارش
5 | 0
lose one's grip١٨:٢٧ - ١٤٠١/٠٢/١٥از دست دادن توانایی رسیدگی یا مواجهه با چیزی که قبلا توانایی بالایی داشتی از دست دادن مهارت و توانایی در چیزیگزارش
5 | 0
the best of a bad lot١٨:٢١ - ١٤٠١/٠٢/١٥بهترین یا مناسب ترین فرد در گروه در میان بدها از همه بهتر ( یا کمتر بد )گزارش
5 | 0
the best of a bad bunch١٨:٢١ - ١٤٠١/٠٢/١٥بهترین یا مناسب ترین فرد در گروهگزارش
5 | 0
the best of a bunch١٨:٢٠ - ١٤٠١/٠٢/١٥بهترین یا مناسب ترین فرد در گروه در میان بدها از همه بهتر ( یا کمتر بد )گزارش
5 | 0
rat infested١٦:٣١ - ١٤٠١/٠٢/١٥( مکان یا کشتی ) که موش زیاد داردگزارش
2 | 0
shark infested١٦:٣١ - ١٤٠١/٠٢/١٥( از یک بدنه آبی ) که حاوی تعداد زیادی کوسه شناخته شده است و بنابراین خطرناک محسوب می شودگزارش
2 | 0
pencil in١٤:٥٩ - ١٤٠١/٠٢/١٥زمان مقرر کردن ( به صورت موقتی و باامکان تغییر ) برنامه ریزی کردنگزارش
2 | 0
lodge in١٤:٥٤ - ١٤٠١/٠٢/١٥اعطا کردن ( اختیارات و غیره ) ، دادن ساکن دن اقامت کردن گیر کردن ثابت شدنگزارش
7 | 0
lodge١٤:٥٤ - ١٤٠١/٠٢/١٥لانه سگ آبی کلبه سمور دریاییگزارش
2 | 1
lodged in something١٤:٥٣ - ١٤٠١/٠٢/١٥در چیزی اسکان داده شده است در جایی ثابت شدن یا گیر کردنگزارش
2 | 0
lodged١٤:٤٩ - ١٤٠١/٠٢/١٥مسطح شده با باد یا باران ( مزارع )گزارش
2 | 0
comfortingly٢٣:٣٠ - ١٤٠١/٠٢/١٤به شیوه ای دلگرم کننده یا تسلی بخش به راحتیگزارش
5 | 0
airbrush٢٣:١٧ - ١٤٠١/٠٢/١٤به عنوان اصطلاح چیزی را بهتر از واقعیت خود نشان دادنگزارش
5 | 0
have your fonger in the till٢١:٢٤ - ١٤٠١/٠٢/١٤دزدیدن پول از محل کار یا کارفرما.گزارش
2 | 0
have one's fonger in the till٢١:٢٤ - ١٤٠١/٠٢/١٤دزدیدن پول از محل کار یا کارفرما.گزارش
2 | 0
have your hand in the till٢١:٢٥ - ١٤٠١/٠٢/١٤دزدیدن پول از محل کار یا کارفرما.گزارش
2 | 0
have one's hand in the till٢١:٢٤ - ١٤٠١/٠٢/١٤دزدیدن پول از محل کار یا کارفرما.گزارش
5 | 0
locked in battle١٥:٥٣ - ١٤٠١/٠٢/١٤به مدت طولانی با هم کشمکش داشتن درگیر بودنگزارش
2 | 0
lapse١٥:٤٤ - ١٤٠١/٠٢/١٤ازکارافتادگی ( موقت ) خطا از بین رفتن متوقف شدن باطل شدن لغو شدن، اعتبار از دست دادن لغزیدن افتادن، به حالت بدتری دچار شدنگزارش
5 | 0
emergence١٥:٣٦ - ١٤٠١/٠٢/١٤افشا بروز، آشکارسازیگزارش
2 | 0
emerge١٥:٣٣ - ١٤٠١/٠٢/١٤بیرون آمدن ( از شرایط دشوار ) جان سالم به در بردنگزارش
7 | 0
as stated by١٤:٢٩ - ١٤٠١/٠٢/١٤طبق� مطابق، بر اساسگزارش
0 | 0
as specified by١٤:٢٩ - ١٤٠١/٠٢/١٤طبق� مطابق، بر اساسگزارش
0 | 0
as maintained by١٤:٢٨ - ١٤٠١/٠٢/١٤طبق�مطابق، بر اساسگزارش
0 | 0
minister to one's needs١٧:٣٣ - ١٤٠١/٠٢/١٣( نیازهای کسی را ) برآوردنگزارش
0 | 0
minister to١٧:٣٢ - ١٤٠١/٠٢/١٣( نیازهای کسی را ) برآوردن کمک کردنگزارش
0 | 0
minister to one's needs١٧:٣١ - ١٤٠١/٠٢/١٣کمک کردن به نیازهای کسیگزارش
0 | 0
clear of١٧:٢١ - ١٤٠١/٠٢/١٣خلاص شدن �راحت شدنگزارش
2 | 0
crap bag٠٠:١٠ - ١٤٠١/٠٢/١٣کیف دستی کوچک بدون دسته فردی که کاملاً احمق و کاملاً بی ارزش استگزارش
0 | 0