ヴァヒド

ヴァヒド Live for ourselves not for showing that to others

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



past its sell by date٢٢:٥٣ - ١٤٠١/٠١/٢٤دیگر مفید در نظر نگرفتن مفید نبودن به کار نیامدنگزارش
2 | 0
the thin end of the wedge٢٢:٤٢ - ١٤٠١/٠١/٢٤چیز کوچک و کم اهمیتی که باعثبه وجود آمدن یا شروع یک مصیبت یا فاجعه یا چیز ناخوشایند میشودگزارش
2 | 0
going up and up٢٢:٢٨ - ١٤٠١/٠١/٢٤بالا و بالاتر رفتنگزارش
0 | 0
going up٢٢:٢٧ - ١٤٠١/٠١/٢٤بالا رفتن در حال افزایش رو به رشدگزارش
0 | 0
go up and up٢٢:٢٥ - ١٤٠١/٠١/٢٤بالا و بالاترگزارش
2 | 0
the end of the road٢٠:١١ - ١٤٠١/٠١/٢٤پایان راهه دیگه آخرشه همه چیز تمومم شد همه چیز به پایان رسیدگزارش
7 | 0
end of the road٢٠:١٠ - ١٤٠١/٠١/٢٤پایان راهه دیگه آخرشه همه چیز تمومم شد همه چیز به پایان رسیدگزارش
2 | 0
stare you in the face١٩:٥٨ - ١٤٠١/٠١/٢٤اتفاق افتادن چیزی خیلی ممکن به نظر می رسد مواجه شدن با موقعیت یا مسئله ای به صورت مستقیم ارتباط چشمی با کسی برقرار کردن به صورت مستقیمو پیوستهگزارش
0 | 0
stare someone in the face١٩:٥٩ - ١٤٠١/٠١/٢٤اتفاق افتادن چیزی خیلی ممکن به نظر می رسد مواجه شدن با موقعیت یا مسئله ای به صورت مستقیم ارتباط چشمی با کسی برقرار کردن به صورت مستقیمو پیوستهگزارش
5 | 0
staring you in the face١٩:٥٨ - ١٤٠١/٠١/٢٤اتفاق افتادن چیزی خیلی ممکن به نظر می رسد مواجه شدن با موقعیت یا مسئله ای به صورت مستقیم ارتباط چشمی با کسی برقرار کردن به صورت مستقیمو پیوستهگزارش
2 | 0
hobsons choice١٩:٤٧ - ١٤٠١/٠١/٢٤پیشنهادی که چاره ای جز قبول ان نیست انتخابی که گزینه دوم ندارهگزارش
0 | 0
family owned١٩:٤٤ - ١٤٠١/٠١/٢٤کسب و کار خانوادگی ممکن است به عنوان هر تجارتی تعریف شود که در آن دو یا چند نفر از اعضای خانواده درگیر هستند و اکثریت مالکیت یا کنترل در یک خانواده ا ... گزارش
2 | 0
family business١٩:٤٣ - ١٤٠١/٠١/٢٤کسب و کار خانوادگی ممکن است به عنوان هر تجارتی تعریف شود که در آن دو یا چند نفر از اعضای خانواده درگیر هستند و اکثریت مالکیت یا کنترل در یک خانواده ا ... گزارش
0 | 0
family owned business١٩:٤٢ - ١٤٠١/٠١/٢٤کسب و کار خانوادگی ممکن است به عنوان هر تجارتی تعریف شود که در آن دو یا چند نفر از اعضای خانواده درگیر هستند و اکثریت مالکیت یا کنترل در یک خانواده ا ... گزارش
0 | 0
do with a hand١٧:٥٤ - ١٤٠١/٠١/٢٤انجام دادن کاری با کمک دیگرانگزارش
0 | 0
i could do with a hand١٧:٥٢ - ١٤٠١/٠١/٢٤به کمی کمک احتیاج دارم برای انجام کار کمک لازم دارمگزارش
0 | 0
medical condition١٦:٠٥ - ١٤٠١/٠١/٢٤بیماری بلند مدت مشکل پزشکی بلند مدت مثلا به سرما خوردگی گفته نمیشهگزارش
2 | 1
delegate pad١٨:٤٥ - ١٤٠١/٠١/٢٣دفتر یاداشت اختصاصی برای هر نفر معمولا در کنفرانس ها و همایش ها برای نت برداری به هر نفر داده میشهگزارش
0 | 0
pose a risk١٦:٥٦ - ١٤٠١/٠١/٢٣خطر ایجاد کردنگزارش
2 | 0
pose a danger١٦:٥٦ - ١٤٠١/٠١/٢٣خطر ایجاد کردنگزارش
0 | 0
civil disturbance١٦:٥١ - ١٤٠١/٠١/٢٣اعمال خشونت آمیز و بی نظمی گروهی که به نظم و قانون عمومی آسیب وارد می کند. به عنوان مثال می توان به تظاهرات، شورش، اعتصاب، مزاحمت های عمومی و فعالیت ... گزارش
2 | 0
far too long١٦:٣٨ - ١٤٠١/٠١/٢٣خیلی طولانیگزارش
0 | 1
far too much١٦:٣٨ - ١٤٠١/٠١/٢٣خیلی زیادگزارش
7 | 0
a categorical denial٢٢:٣٧ - ١٤٠١/٠١/٢٢انکار قطعی عدم پذیرش به صورت مطلق و بی شرطگزارش
2 | 0
the last straw that broke the camel's back٢٢:٢٥ - ١٤٠١/٠١/٢٢کارد به استخوان رسیدن مشکل کمر شکنگزارش
0 | 0
the last straw that breaks the camel's back٢٢:٢٦ - ١٤٠١/٠١/٢٢کارد به استخوان رسیدن مشکل کمر شکنگزارش
2 | 0
straw that broke the camel's back٢٢:٢٥ - ١٤٠١/٠١/٢٢کارد به استخوان رسیدن مشکل کمر شکنگزارش
7 | 0
how long is a piece of string٢٠:٠٨ - ١٤٠١/٠١/٢٢غیر ممکن بودن تخمین اندازه یا مقدار چیزیگزارش
7 | 0
the whys and wherefore١٨:٢٨ - ١٤٠١/٠١/٢٢جزئیات از پس زمینه یک وضعیت یا موقعیتگزارش
2 | 0
heads are going to roll١٨:١٦ - ١٤٠١/٠١/٢٢به دردسر افتادنگزارش
0 | 0
life's little ironies١٨:٠٧ - ١٤٠١/٠١/٢٢زمانی که زندگی بر خلاف انتظارت ( به صورت منفی ) پیش میره گفته میشهگزارش
2 | 0
one of life's little ironies١٨:٠٧ - ١٤٠١/٠١/٢٢زمانی که زندگی بر خلاف انتظارت ( به صورت منفی ) پیش میره گفته میشهگزارش
5 | 0
food kilometers١٤:٥١ - ١٤٠١/٠١/٢٢مسافت حمل مواد غذایی از کارخانه به مشتریگزارش
0 | 0
green١٤:٤١ - ١٤٠١/٠١/٢٢دوستدار محیط زیست هر کاری یا هر چیزی یا هر شخصی که باعث حفاظت از محیط زیست شودگزارش
5 | 0
lay life on the line٢٢:٠٢ - ١٤٠١/٠١/٢١خود را در خطر قرار دادنگزارش
0 | 0
a death trap٢٢:١٦ - ١٤٠١/٠١/٢١( ساختمان یا وسیله ی ترابرای و غیره ) بسیار خطرناک، ناایمنگزارش
0 | 0
put one's life on the line٢٢:٠٣ - ١٤٠١/٠١/٢١زندگی خود را در خطر قرار دادنگزارش
2 | 0
put your life on the line٢٢:٠٣ - ١٤٠١/٠١/٢١زندگی خود را در خطر قرار دادنگزارش
2 | 0
a blazing inferno٢١:٥٤ - ١٤٠١/٠١/٢١جایی یا چیزی کاملاً در شعله آتش فرو رفته باشد آتش سوزی بزرگ و خطرناک که خارج از کنترل باشدگزارش
0 | 0
lay life on the line٢٢:٠٣ - ١٤٠١/٠١/٢١زندگی خود را در خطر قرار دادنگزارش
0 | 0
lay your life on the line٢٢:٠٢ - ١٤٠١/٠١/٢١زندگی خود را در خطر قرار دادنگزارش
2 | 0
lay one's life on the line٢٢:٠٢ - ١٤٠١/٠١/٢١خود را در خطر قرار دادنگزارش
2 | 0
blazing inferno٢١:٥٤ - ١٤٠١/٠١/٢١جایی یا چیزی کاملاً در شعله آتش فرو رفته باشد آتش سوزی بزرگ و خطرناک که خارج از کنترل باشدگزارش
2 | 0
go up like a light٢١:٤٧ - ١٤٠١/٠١/٢١به سرعت و با شدت آتش گرفتنگزارش
2 | 0
in a nick of time٢١:٤٣ - ١٤٠١/٠١/٢١در آخرین لحظهگزارش
2 | 0
on automatic pilot٢١:٣٠ - ١٤٠١/٠١/٢١بدون فکر کردن کاری را انجام دادن معمولا کاری کهقبلا بارها انجام داده ای به صورت ناخودآگاه کاری را انجام دادنگزارش
2 | 0
throw caution to the winds٢١:٢٥ - ١٤٠١/٠١/٢١با بی احتیاطی و ناگهانی عمل کردنگزارش
2 | 0
without a scratch٢١:٢١ - ١٤٠١/٠١/٢١بدون مشکل بدون هیچ آسیب دیدگیگزارش
2 | 0
spread like wildfire٢٠:٠٣ - ١٤٠١/٠١/٢١به سرعت پخش شدن یا انتشار یافتنگزارش
2 | 0
schengen area٠٠:١٠ - ١٤٠١/٠١/٢١منطقه شینگن منطقه ای متشکل از 26 کشور اروپایی است که به طور رسمی تمام گذرنامه ها و سایر انواع کنترل مرزی در مرزهای مشترک خود را لغو کرده اند. این منط ... گزارش
0 | 0