واژگان لری( بختیاری)

واژگان لری( بختیاری) آنچه از واژگانِ گفتار یا زبان لری نوشته ام واژگانی است که از مردم بی سواد و درس نخوانده و بالای ۶٠ سال که در کوه های زاگَرس یا دشت های خوزستان زندگی کرده و با زبان لری سخن گفته اند و از زبان گذشتگان خود شنیده اند می باشد.
و شک ندارم که بیش از ٩۵ درصد گفتار مردمان درس نخوانده زاگرس ریشه ای به کل ایرانی و چند هزار ساله در این سرزمین داشته و از هیچ زبانی گرفته نشده است.

حرف های ( ق، ط، ظ، ض، ص و . . . ) یا بودن واژه در زبان عربی و قالب های آن به هیچ وجه نشانه ای بر عربی بودن واژه یا هر زبان دیگری نیست. این واژه ها فقط در نوشتار اینگونه آمده اند.

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



گلال١٨:٢٥ - ١٤٠٠/٠٩/٠٢در گفتار لری : رو، رود، روخانه= رود، رودخانه، آب همیشه رو و بزرگ گِلال ( بسیار پرکاربرد ) = رودخانه موسمی و فصلی بَرد گِلالی ( بسیار پرکاربرد ) = ق ... گزارش
0 | 0
باری١٧:١٩ - ١٤٠٠/٠٨/٢٨در گفتار لری : واژه های : بالِی ( بالِ ِ ِ ) ، بالمِی، بالمشِی در جمله مانند جمله زیر بکار می رود : فلان کار رو که انجام ندادی بالمشی ( بالمی، بالی ... گزارش
0 | 0
خلیج١٦:٢٨ - ١٤٠٠/٠٨/١١در گفتار لری: خَل = کج، خم، خُهل کَل= کج شده به بیرون یا کج شده به درون، گَردنه، کَم شده هیچ برداشت معنایی به اندازه خَل و کَل و پسوند ایج به واژه خ ... گزارش
0 | 0
جزیره١٥:٥٥ - ١٤٠٠/٠٨/١١در گفتار لری : کَزابه، کَژابه=خَزه ( فارسی ) خَزآبه =جلبک های روی آب کَز ( بسیار پرکاربرد ) = برجستگی ها، خشکی ها، رنگ برجستگی و . . . رو چیزی صاف ما ... گزارش
2 | 0
هلپ١٠:٠١ - ١٤٠٠/٠٨/١٠در گفتار لری میانکوه دزفول : هُلپ= هوای دَم، شرجی، هوای با رطوبت زیادگزارش
0 | 0
هوس٠١:٤١ - ١٤٠٠/٠٨/١٠در گفتار لری یکی از معناهای آن خوشحالی و شادی درونی زود گذر هم می دهد. شاید معنای شوق و ذوق گذرا، نزدیک ترین معنا به هوس در گفتار لری باشد. در مَثل ... گزارش
0 | 1
پت١٥:١٤ - ١٤٠٠/٠٨/٠٣پِت در گفتار بختیاری ( شمال خوزستان ) معنای بینی و دماغ می دهد.گزارش
2 | 0
گرامی٠٢:١٨ - ١٤٠٠/٠٧/٣٠دو واژه گرام و گران در دوران پیش از باستان ( 3هزاره ) یک واژه بوده که از هم جدا شده اند.گزارش
9 | 0
شی٢١:٢٣ - ١٤٠٠/٠٧/١٠در زبان های ایران باختری ( لری، کردی و. . . ) واژه ( چیز ) را ( چی ) می گویند و حرف ( ز ) را نمی گویند. واژه ( چی ) ( لری ) و ( شی ) ( برخی گویش ها ... گزارش
2 | 0
شیء٢١:٢٧ - ١٤٠٠/٠٧/١٠در زبان های ایران باختری ( لری، کردی و. . . ) واژه ( چیز ) را ( چی ) می گویند و حرف ( ز ) را نمی گویند. واژه ( چی ) ( لری ) و ( شی ) ( برخی گویش ها ... گزارش
0 | 1
اشیاء٢١:٢٥ - ١٤٠٠/٠٧/١٠در زبان های ایران باختری ( لری، کردی و. . . ) واژه ( چیز ) را ( چی ) می گویند و حرف ( ز ) را نمی گویند. واژه ( چی ) ( لری ) و ( شی ) ( برخی گویش ها ... گزارش
0 | 0
اشیا٢١:٢٣ - ١٤٠٠/٠٧/١٠در زبان های ایران باختری ( لری، کردی و. . . ) واژه ( چیز ) را ( چی ) می گویند و حرف ( ز ) را نمی گویند. واژه ( چی ) ( لری ) و ( شی ) ( برخی گویش ها ... گزارش
0 | 1
اخوندک١٧:٥٢ - ١٤٠٠/٠٣/٢٣در گویش هایی از گفتار لری به آن درویش می گویند.گزارش
5 | 1
دیار٠٥:٢٦ - ١٤٠٠/٠٣/١٠در گفتار لری : بنیاد واژه از دیدن و به چشم و دید آمدن می باشد و در معنا های زیر بکار می رود. ١. دیار ( بسیار پرکاربرد ) =در دید ( دید، ار ) ، دیده م ... گزارش
9 | 1
قره قروت٠١:٤٩ - ١٤٠٠/٠٣/٠٩در گفتار لری ( شهیون ) کراکُری گفته می شود.گزارش
5 | 0
شی١٦:١٩ - ١٤٠٠/٠٢/٣١در گفتار لری در جمله های زیر بکار می رود: فلانی دخترش را به شی داده است. دختر فلانی شی کرده است. با اینکه شی همان شوی و شوهر در فارسی نوشتار است و ... گزارش
7 | 0
جهد١٥:٠٩ - ١٤٠٠/٠٢/٣١در گفتار لری : جهد ( نوشتاری ) =جَخت ( لری ) = کوشش، تند کردن انجام کار، سخت کار کردن واژه ی جَخت ایرانی و باستانی است که شاید در فارسی نوشتاری و عر ... گزارش
14 | 0
جخت١٤:٤٧ - ١٤٠٠/٠٢/٣١در گفتار لری : جَخت = کوشش، تند کردن انجام کار، سخت کار کردن ( بسیار پر کاربرد ) در مَثل: ١ - زِ تو جَخت زِ خدا هم بَخت ( ضرب المثل لری ) ٢ - وِ ... گزارش
5 | 0
چفت١٧:٥٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥در گفتار لری : چِفت = گیره، بست ( چِفت در، گیره منگنه ) چِفتزن = منگنه چَفت = قوس، کمان، فرورفتگی چَفت پا = پشت زانو یا قوس کف پا چَفت زمین= بخ ... گزارش
2 | 0
اردو١٧:١٥ - ١٤٠٠/٠٢/٠٦اُردو ( فارسی نو ) = اُردی ( لری ) اُردی = آوردی ( آوردگان، آورده ها و همراهان ) اردیبهشت = آوردی ِ بهشت، آوردگان و لشگر بهشت واژه های هم خانواده ... گزارش
7 | 1
کشکول١٧:٢٩ - ١٤٠٠/٠٢/٠٣در گفتار لری: کَشکول = کوله پشتی، کیسه یا هر چیزی که بر دوش بگذارند و توشه راه یا چیز های در آن باشد و بر دوش بگذارند. کول ( لری ) = دوش، شانه کشکو ... گزارش
9 | 0
توبره١٧:١٣ - ١٤٠٠/٠٢/٠٣در گفتار لری : توبره ( فارسی ) = تُروِه یا توروِه ( لری ) ، توربه به معنای :کیسه، کشکول، کوله پشتی، کیسه ای که خوراک اسب را در آن می ریزند و به گردن ... گزارش
9 | 1
ولایت١٦:١٥ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢در گفتار لری : وُلائَت = سرزمین ( جای زندگی، بخش، کشور، جهان ) که در برخی گویش ها وُلات گفته می شود.گزارش
16 | 1
بعید٠٣:٢٤ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢در گفتار لری : مُشگُل= بعید، دور از نظر و ذهن، دور از گمان در گفتار لری جمله هایی را به شکل زیر بکار می برند : مُشگُلم فلانی بیاید =من فکر نمی کنم ک ... گزارش
7 | 1
مشگل٠٣:٢١ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢در گفتار لری : مُشگُل= بعید، دور از نظر و ذهن، دور از گمان در گفتار لری جمله هایی را به شکل زیر بکار می برند : مُشگُلم فلانی بیاید =من فکر نمی کنم ک ... گزارش
5 | 0
مشکل٠٣:٢٠ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢در گفتار لری : مُشکِل = سخت، پیچیده ، ایراد مُشگُل= بعید، دور از نظر و ذهن، دور از گمان در گفتار لری جمله هایی را به شکل زیر بکار می برند : مُشگُلم ... گزارش
7 | 1
مشگاس٠٢:٣٠ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢در گفتار لری : مِشگاس = خیال، انگاشت در مثل: مِشگاسم فلانی است ( پرکاربرد ) = خیال کردم فلانی است. گاس ( پرکاربرد ) = شاید گاس فلانی بوده = شاید فل ... گزارش
5 | 0
گاس٠٢:٢٧ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢در گفتار لری : گاس ( پرکاربرد ) = شاید گاس فلانی بوده = شاید فلانی بوده مشگاس = خیال، انگاشت در مثل: مِشگاسم فلانی است ( پرکاربرد ) = خیال کردم فلان ... گزارش
9 | 0
بیم٢٣:١٩ - ١٤٠٠/٠٢/٠١در گفتار لری : بیم = باک، ترس بیمی از فلانی ندارم=باکی از فلانی ندارم. . . . . . بیم = خاصیت، قُوَت در مثل: علف این زمین بیم دارد و گوسفندان را چاغ ... گزارش
12 | 1
هوزان١٧:٠٦ - ١٤٠٠/٠٢/٠١در گفتار لری بختیاری: هوز یا حوز =دار دسته، خاندان، دودمان، تیره طایفه دار دسته فلانی یا دودمان فلانی = هوز ( حوز ) فلانی شاید به واژه هوزان ربطی دا ... گزارش
7 | 0
هوز١٧:٠٤ - ١٤٠٠/٠٢/٠١در گفتار لری بختیاری: هوز یا حوز =دار دسته، خاندان، دودمان، تیره طایفه دار دسته فلانی یا دودمان فلانی = هوز ( حوز ) فلانیگزارش
5 | 0
حوز١٧:٠٤ - ١٤٠٠/٠٢/٠١در گفتار لری بختیاری: هوز یا حوز =دار دسته، خاندان، دودمان، تیره طایفه دار دسته فلانی یا دودمان فلانی = هوز ( حوز ) فلانیگزارش
5 | 1
گیم٠٤:٤٢ - ١٤٠٠/٠١/٣١در گفتار لری: گِ ِ ِ، گِی، گِه، گئِ ( گفتاری مانند اِ کشیده که y وi نیست گفتاری بین این ها ) = نوبت، دور این واژه بسیار پرکاربرد و باستانی است. در مث ... گزارش
7 | 1
گی٠٤:٣٤ - ١٤٠٠/٠١/٣١در گفتار لری: گِ ِ ِ، گِی، گِه، گئِ ( گفتاری مانند اِ کشیده که y وi نیست گفتاری بین این ها ) = نوبت این واژه بسیار پرکاربرد و باستانی است. در مثل: گِ ... گزارش
14 | 1
اندو١٨:٥٦ - ١٤٠٠/٠١/٣٠در گفتار لری : اَندو=دوباره، از نو، زِنو ( لری )گزارش
5 | 1
الان١٨:٣٤ - ١٤٠٠/٠١/٣٠آن= دم، زمان بسیار کوتاه الان =ای آن ( این آن ) مانند واژه های زیر که همه معنای الان می دهند: ایدون، ایدم ( لری ) ، ایسه ( لری ) ، اینک برای روان ش ... گزارش
16 | 0
قرا١٦:٤٤ - ١٤٠٠/٠١/٣٠در برخی گویش های لری : قُرا=همکاری چند نفر برای کاشت یا درو کردن زمین هایشان یا زمین های دیگران، که می گویند یک قُرا هستند. گزارش
5 | 0
جهنم٢٠:٥٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٧در گفتار لری ( شهیون ) جَندِم می گویند و با واژه های درک، دَره، سیاه و. . . در گفتار می آید. واژه ی جَندم بسیار بکار می رود ولی واژه جنت بکار نمی رو ... گزارش
14 | 1
شرجی٠٤:٣١ - ١٤٠٠/٠١/٢٧در گفتار لری میانکوه ( شهیون ) از واژه ی هُلپ به معنای شرجی و هوای دَم هم استفاده می کنند.گزارش
16 | 1
منتظر١٤:١٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٦در گفتار لری : مَندیر ( بسیار پرکاربرد ) = منتظر، چشم براه، ماندیر ( فارسی شده از ماندن=مَندن ) درمثَل: مَندیر فلانی ام تا بیاید = منتظر فلانی ام تا ... گزارش
18 | 1
انتظار١٤:١١ - ١٤٠٠/٠١/٢٦در گفتار لری : تِما ( بسیار پرکاربرد ) = انتظار، چشم داشت، امید در مَثل: از فلانی تِما بُر شدم = از فلانی انتظارم بریده است. هام ( هستم ) به تِمایَت ... گزارش
14 | 0
عیب١٣:٢٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٦در گفتار لری گذشتگان بسیار پرکاربرد بوده است. و فردوسی ان را به کار برده است. شاید این واژه از بنیاد ایرانی باستانی است.گزارش
16 | 1
غیظ١٣:٢٠ - ١٤٠٠/٠١/٢٦در زبان لری در گفتار های زیادی بکار می رود غیظ کردن، غیظ آلود، غیظی شدن و. . . شاید این واژه از بنیاد ایرانی باستانی است.گزارش
14 | 0
ته تغاری٠٣:٢٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٦در گفتار لری از واژه دِمازا هم استفاده می کنند. دِما= ته، آخرگزارش
25 | 0
بگومگو٠٣:١٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٦در گفتار لری این واژه را ( توگومُگو ) می گویند به معنای درگیری لفظی و جرو بحث، که به نظر درست تر می آید ( توگو و من گو )گزارش
9 | 0
جر٠٢:٥٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٦در گفتار لری : جَر ( ر کشیده ) =چیزی که نرم است پیچیده می شود ولی بریده نمی شود مانند لاستیک گوشت یا خوراکی که زیر دندان جویده نمی شوند را می گویند ... گزارش
21 | 1
ذوب٠٢:٢٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٦در گفتار لری : جُرسه ( جُرستن ) ، جُرنیدن ( جُریدن ) ( اُ کشیده ) = ذوب شدن، ذوب کردن، آب شدن هر چیز سفت و جامد یخ که آب می شود می گویند یخ جُرسه یا ... گزارش
12 | 1
چرق٠٠:٢٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٦در گفتار لری : چِرک= عفونت، آلودگی جای زخم یا زیر پوست چِرق = کثیفی، آلودگیگزارش
9 | 0
چرک٠٠:٢٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٦در گفتار لری : چِرک= عفونت، آلودگی جای زخم یا زیر پوست چِرق = کثیفی، آلودگیگزارش
7 | 0
غلغله٢٣:٤٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٥در گفتار لری میانکوه ( شهیون ) : غُلغُله= انبوه و شلوغ، زیاد بودنگزارش
9 | 1