نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
up to mischief: شیطنت کردن، بازیگوشی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shop around: مغازه ها را گشتن ( برای یافتن بهتری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get mixed up: قاطی یک جمع یا افراد خاصی شدن ( مخص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have something up one's sleeve: نقشه ای زیر سر داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
walk all over sb: سوار کسی شدن ( سوء استفاده از کسی )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
meet someone halfway: تا یه جاهایی باهم پیش رفتن ( نه تما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
meet someone halfway: تا یه جاهایی باهم پیش رفتن ( نه تما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mess around: کسی را سر کار گذاشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
in the saddle: سکان را در دست داشتن، در مسند قدرت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
walk away: He walked away راهشو گرفت رفت . . . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cry one's eyes out: چشم های کسی از گریه قرمز شدن ، شخص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
turning in his grave: روح یا بدن کسی در قبر لرزیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tell me another: آره باورم شد! یه چی بگو باورم شه! ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pin one's hopes on someone: به چیزی یا کسی امید بستن دل خود را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
take a person's life: جان کسی را گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stand accused of something: در مظان اتهام قرار گرفتن متهم به چی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
false economy: اقتصاد کاذب سلسله اقدام های اقتصادی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the doctor's: مطب دکتر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
branch manager: مدیر شعبه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
won his affection: محبت کسی را جلب کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
win someone's affections: محبت کسی را بدست آوردن دل کسی را بد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wouldn't be seen dead with: اگه بمیرم هم همچین کاری نمی کنم دو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
not that i know: تا جایی که خبر دارم نه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not take a blind bit of notice: سر سوزنی توجه نکردن سر سوزنی محل نذ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
make as if: وانمود کردن به کاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
and no mistake: شک نکن - شکی توش نیست - بی بروبرگرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
and don't you forget it: اینو تو گوشِت فرو کن مثال I’m the ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pop in: یه تک پا جایی رفتن سر زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pop one's clogs: ریق رحمت را سر کشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
break the bank: ( به کنایه ) یه خزانه خرج چیزی کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take the rough with the smooth: با خوب و بد چیزی ساختن با بالا پایی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in those days: قدیما اون روزها قبلاها
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
within limits: تا یه چارچوبی تا یه حدی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
come off of: از جای بلندی ( مثل سقف ) پایین آمدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
all comers: تمامی شرکت کنندگان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
know what's what: میدونه چی به چیه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blow over: فروکش کردن ، خوابیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
be at someone`s elbow: شانه به شانه کسی حرکت کردن در فاصله ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
make whoopee: ( اصطلاح قدیمی ) عشق و حال کردن سکس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break the internet: اینترنت را ترکاندن ( پست یا مطلبی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break the back of something: شاخ چیزی را شکستن قسمت سخت کاری را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sit on someone's stomach: در مورد غذا: توی معده سنگینی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come to pieces: ( قطعات چیزی ) از هم باز شدن ، از ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get to work: دست به کار شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
stick to one's commitment: به تعهدات خود پایبند بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fall all over oneself: خود را به هر دری زدن ( برای انجام ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
take into one's head: به سر کسی زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lose one's life: جان خود را از دست دادن مردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
meet one's maker: خالق خود را ملاقات کردن ( کنایه از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
meet one's eyes: چشم تو چشم شدن چشم در چشم هم نگاه ک ...
٢ سال پیش