تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منوب عنه کسی که نیابت به نفع اوست شخص اصیل شخصی که نیابت بدهد به دیگری برای انجام امورات خود

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

رخوه لغت عربی است که در حقوق ما آمده به زبان ساده معنی سستی وبی ریشه ونامحکم بودن وبی بنیان بودن زمینی است که خاک آن استقامت نداردونمیشود برای ساختن ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حفیره در واقع از حفره میآید به معنی چال ، چاله یا گودال ، شکاف، ایجاد سوراخ در زمین یا کوه و. . . را نیز میتوان زیر مجموعه حفره که ریشه اصلی حفیره ا ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لحوق به زبان ساده در حقوق مترادف لا حق میشه گفت یعنی الحاق شدن چیزی در آینده به چیزی که در حال یا گذشته وجود داشته در حقوق میگوییم قانون لاحق یعنی ق ...

پیشنهاد
٠

به زبان ساده وعامیانه لحوق تصرف خوانه یعنی سابقه تصرف خوانده بعداز تصرف خواهان بوجود آمده وخواهان سابقه قبل تری در تصرف نسبت به خوانده داشته است

پیشنهاد
٠

به زبان ساده وعامیانه لحوق تصرف خوانده یعنی سابقه تصرف خوانده بعد از تصرف خواهان بوجود آمده وخواهان سابقه قبل تری در تصرف نسبت خوانده داشته است

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٤

نوعی سوگند یاد کردن مرد است برای آزار وعدم نزدیکی با زوجه دائمی خود

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

قسم خوردن مردبرای عدم نزدیکی با زوجه خود

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٥

نظارت کردن وسرپرستی کاری را بر عهده گرفتن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٤

خرید وفروش بدون کلام معامله ای که بین دوطرف بدون حرف واقع شود معامله ای که در آن صیغه جاری نشود

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٩

نادیده گرفتن یا چشم پوشی مالک از اموال خود که در واقع مالکیت خود را ترک میکند یا از بین میبرد

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢١

تفخیذعمل مالیدن آلت تناسلی مرد به لا پای مرد یا زن بدون دخول را گویند یا بطور عامیانه عمل لاپایی انجام دادن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٣

از طغیان میاید به معنای سرکشی کردن وآشوب طلبی و قد علم کردن وسلاح کشیدن در نقابل حکومت مشروع

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

منجز، عقدی است که در آن پایه واساس وفاداری به عهد وپیمان وحاجت طرف مقابل را براورده کردن وجود داردیا به زبان ساده تر عقدی که پایبند بودن ووفاداری در ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٧

عقد را درحالت خشنود بودن از یکدیگر وموافق وهم رای شدن درفسخ معامله برهم زدن را اقاله میگویند

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤١

توقف رسیدگی در دادگاه ومنتظر اظهار نظر دادگاه دیگر برای اثبات امری دیگر

١