پیشنهادهای علی حقی (٥٢٦)
زمین
زن زیبایی روی که پوستش برنزه باشد . و کمی لاغر باشد و اهل ناز و کرشمه
شیتیل هر نهال و یا شاخه نو رسته از گیاهان و میوه های بستانی همانند گوجه فرنگی، توت فرنگی ، برنج و عیره گفته می شود که نهال نورسته آن میوه و تره بار ر ...
با درود از دوستان بختیاری سوالی دارم. سپاسگزار خواهم بود اگر راهنمایی کنند. آیا از واژه شیت مفهوم خواب و بی هوشی به دست می آید یا مفهوم و معنای خوابا ...
بارا یک واژه ایرانی است و در زبان آذری بازمانده از واژگان پهلوی هست و چندین معنی دارد و ربطی به زبان ترکی ندارد به معنی سهو، اشتباه ، سوتی 2 - از ع ...
جناب نادر اتیشکا و پوتیشکا روسی کلمه دی لر آتیشکا و پوتیشکا اینها واژگان روسی هستند که در زبان ما هم رایج شده اند در زبان ترکی هیچ ترمین و واژه ای ...
نجاری نجار ی که بیشتر از چوب برای ساختن لوازم خانگی همانند بشقاب چوبی، بشکه آب ، الک و الرد و هاون و مجسمه های چوبی و غیره می سازد.
باده، ابریق ، آبریز ، ظرفی برای باده نوشی که اندازه آن نزدیک 50 گرم می باشد پیکی دیگر زدند وبعد از آن باده شان را بشکستند.
نوعی رنده بزرگ که نجاران برای صاف کردن کناره های تخته ها بکار می بردند.
کف هایی که بعد از آب شدن طلا و نقره و دیگر فلزات به جا می ماند واژه در کتب عثمانی واژه ای فارسی نوشته شده است.
قهرمان واژه ی اصیل ایرانی هست شگل دیگر ایرانی آن گهرمان می باشد در واژه نامه های ترکی دوره ی عثمانی نیز واژه ای فارسی نوشته شده هست
نور در زبان فارسی وام واژه ای از زبان آکدی هست و پیش از اعراب از زبان آکدی ها به زبان ها ایرانی راه یافته است . برابر های نزدیک به آن در زبانهای ایر ...
وز= وَر=vaz در زبان ها ی ایرانی باستان کاربرد داشته بازمانده آند وزیر و نخست وزیر است و در عربی وامواژ هست به معنی های زیر می تواند بکار برود 1 - ...
سابش برخورد برابر و پیاپی دو جسم به همدیگر ، سودگی برابر نهادی برای اصطکاک عربی هست
واژه ایرانی آذری به معنی جاروب
گال به معنی سوراخ و گودال در زبان های ایرانی باستان بوده است غار در زبان عربی وامواژه از زبانهای ایرانی بوده گال به غار تغییر یافته است هنوز هم در زب ...
امرد، تیروز، آخته
از واژگان باستانی ایرانی هست به معنی محصور کردن، به دور و اطراف چیزی حصار کشیدن هست.
سا/sa/ در زبان های ایرانی باستان به معنی برابر و تساوی بوده است
سر ریزان، محل ریختن شاباش، زمان ریختن بخشش ها
سر ر یگ به معنی سر ریز: بخشش هدیه شاباش، سر ریز بخششی که به سر کسانی ریخته شده است که کار بزرگی کرده اند و یا دوستشان داری و یا نسبتی
دانستن ، آگاه، خردمند
عصا : چوب رو ، چوب بَر، چودار در زبان آذری مخفف ، چوبدار. در زبان ترکی چلییک گفته می شود که کوتاه شده چوبلوق می باشد. و وام واژه هست از زبانهای ایران ...
جایگاه خود را گرفتن اداره کردن جلسه؛ عهده دار بودن سخنرانی کردن H e asked me to take the chair او از من خواست که مدیریت جلسه را به عهده بگیرم از من ...
قراری دادن به احتمال زیاد فرار از دو جز /فرا/ و /رو/ شکل گرفته است که آنگاه معنی درست آن از دست رس خارج کردن ، فرا رواندن به دور دست راندن خواهد بود،
جناب آزاد گرامی واژه اوست/ به معنی ، بالا ، بلند ، اوج یک - ترکی نیست اذری هست و یک واژه ایرانی باستان است . اولین متنی که واژه اوست را می توانی ب ...
شرگه به معنی ردیف میوه ها
از واژگان پهلوی به معنی سوغاتی آرمغانی که برای عروس می آورند . بسته و بقجه های هدیه ایی که از مسافرت آوره می شوند . در زبان آذری هنوز رایج است. شنگی ...
گامون ( گمون ) همان زیره که گونه ای از تخم معروف کرمانی است ضرب المثل معروف : گامون ، گمون به کرمان بردن . یا : زیره به کرمان بردن مشهور است که م ...
گامون ( گمون ) همان زیره که گونه ای از تخم معروف کرمانی است ضرب المثل معروف : گامون ، گمون به کرمان بردن . یا : زیره به کرمان بردن مشهور است که م ...
زیره یا گامون واژه ایرانی باستان است که آکدی ها آنرا از سومری های ایرانی ربان وام گرفته اند و کمون تلفظ کرده اند.
زیره یا گامون واژه ایرانی باستان است که آکدی ها آنرا از سومری های ایرانی ربان وام گرفته اند و کمون تلفظ کرده اند.
هیس در زبانهایی ایرانی همانند تاتی و تالشی و آذری به معنی دود و دود سیاه نشسته به در و دیوار خانه گفته می شود . شاید فرم وارونه شدگی و گویشی از واژه ...
اوت همان آتش است در زبان های ایرانی بازمانده آترو و اوترو اوستایی است در زبان آذری هنوز هم کاربرد دارد و به آتش اوت می گفته می شود.
دَب: در زبان آذری به معنی روال ، رایج شدن ، مد، سنت هست
خور در زبانهای ایرانی باستان به معنی های زیر بوده است 1 - دمیدن، 2 - سوختن، آغاز به سوختن کردن 3 - خورشید 4 - سحرگاهان طلوع
زل به معنی تکان خوردن لرزیدن زلزله از این واژه است و در عربی وام واژ از زبانهای ایرانی است. در زبانهای سامی که عربی هم جزء آنها می باشد برابر نهاد ...
پادار ، مداوم، پیا پی، پی دار از واژگان پهلوی آذری بازمانده در زبان آذری است
پله گوش به معنی گوش بزرگ ؛ کسی که گوشهای بزرگ و پت و پهن و صاف و هموار دارد/ کنایه از نفهم بودن و خریت و نادانی بوده است
پله بدون تشدید به معنی 1 - �بزرگ� �نیرومند� 2 - بزرگ صاف شده ی هموار در زبان آذری
یکی از واژگانی است که گفتگو ها و نوشته های بی مورد در باره آن زیاد شده است . تاسف بار است که نویسندگان ایرانی بدون درکی کامل از زبانشناسی تاریخی زبان ...
/ ایب /: مقعد، بخشی از بدن که مدفوع از آن خارج می شود = امروزه در زبان فارسی به آن کون گفته می شود. و ایب دیگر از بکار بردن افتاده است اما: کون در اص ...
گز اندر گز : به معنی طول ضرب در عرض ضرب اندازه ضلع های پیرامونی یک زمین یا هر چیز دیگر این اصطلاح در یمان کشاورزان و دهقانان در آذربایجان شرقی شهرس ...
کور : همان /کوه/ است در شکل ایرانی غربی باستان اش. متضاد آن /هور/ است به معنی دشت در زبانهای ایرانی باستان. هور در زبان عربی وامواژه از زبانهای ایر ...
foothills به معنی دامنه کوه و کوهپایه
انگور ، رز، مو،
گوره از واژهای ایرانی باستان است. آواگویه ای از غوره در آذربایجان هنوز هم گورا تلفظ می شود انگور نارس گور= انگور گوری: گونه ای از گونه های از انگور ...
گور و گوری به معنی انگور هست
کاخشوک به معنی داس ابزار درو کردن و درویدن می باشد
ساقه ، شاخه، بخش پایین بدن محل پیوند پا به نی بزرگ و زینگ پا