دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
١٠
رتبه در دیکشنری
٣٣,١٤١
لایک
١
دیسلایک
٠
جدیدترین پیشنهادها
١ روز پیش
٠
لَته گاه: محل لته انداختن. محل انشعاب، لته کردن و تغییر مسیر جویهای اصلی و فرعی.
١ روز پیش
٠
سیپک: ( سی پَک؛ سی پله ) پله و فضای دسترسی به قنات در میان شهر و آبادی را گویند، نوعی رختشویخانه محلی در مسیر قنات ( بوم کاشان )
١ روز پیش
٠
لته پرنده: ( ل َ ت ِ ) جوجه پرنده
١ روز پیش
٠
وار کردن: سد کردن، بند کردن. سد و خاکریز دهانه ورودی کرتها که با بستن به روی جوی، مجرای آب به درون کرت گشوده یا بسته می شود. ( بوم کاشان )
١ روز پیش
٠
کوز کردن: قسمت کردن و بریدن. هندوانه کوز کردن. به هر بخش بریده شده کوز می گویند. ( بوم کاشان )
جدیدترین ترجمهها
ترجمهای موجود نیست.
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.