تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

سر و کله زدن/دست و پنجه نرم کردن/ سر و کار داشتن i am sick of all the stress i have to deal with من از تمام استرس هایی که باهاش سر و کار دارم مریض شدم

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

غیر منتظره پیش بینی نشده there are always unexpected questions i don't know about همیشه سوالهای پیش بینی نشده ای است که من در موردش نمیدونم

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

از پس چیزی بر آمدن/عبور کردن با موفقیت از چیزی you will get through it با موفقیت از پسش بر میای و ازش عبور میکنی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

آسوده خاطر I am so relieved خیلی خیالم راحت شد ( آسوده خاطر شدم )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به تعطیلات رفتن It feels so good taking a long vacation تعطیلات طولانی رفتن ( داشتن ) خیلی احساس خوبی داره.