تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شکم بزرگ و چاق. شکم برآمده ( اصطلاحی عامیانه که به صورت تحقیرآمیز، رُک، و یا شوخی طور استفاده می شود. ) big gut: someone's gut is their stomach, es ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سروکله زدن. جروبحث

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نُفت شیتَکی; در زبان بختیاری: دماغ کوچک و بد اسلوب ( واژه ای خودمانی )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وُروِرده: خمیر وَرآمده و آماده ی پخت.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چِلوله: لاغر، باریک، ضعیف weak, skinny, feeble

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شِوِر؛ در زبان بختیاری: بلند، آویزان

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قُدو: کره الاغ تازه متولد شده.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هَرَنگَه، هَرِنگَه: محلی که گوسفندان را در آنجا جمع می کنند و به آنها نمک می دهند.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هَرنَک: در زبان بختیاری به نوعی گیاه کوهی گفته می شود که آن را با لبنبات مصرف می کنند.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تی گِر: چوب های باریک و خار و خاشاکی کهبرای آتش به پا کردن آنها را وسط چوب های دیگر قرار می دهند.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دُنگه، دُنگ مده: ساکت شو.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وُریس: طناب

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

بُنه وار: خانه ی عشایری