پیشنهادهای بهناز محسنی (٣٩)
مغرور و از خود راضی تلفظ:poogh
در زبان لری به معنای از نفس افتادن بر اثر گریه تلفظ:tasesan
در زبان لری به معنای بد اصل کسی که اصل و نسب ندارد
در زبان لری ریسمان یا طناب ضخیم و بلند.
در زبان لری یعنی ما از بدبختی، شما از سرسختی. کنایه از رنج خود و لجبازی کردن طرف مقابل دارد.
یعنی به شهری برو که پیرزنی آشنایت باشد. به این اشاره دارد که باید هر شخصی در هر جایی یک دوستی داشته باشد.
اگر بزرگ نداری در سایه ( پای ) یک سنگ بزرگ بنشین، که کنایه از ضرورت وجود پیران با تجربه در خانواده و اهمیت اطاعت افراد به ویژه جوانان از آن هاست که ا ...
از در بیرونش می کنی از بام وارد می شود. یعنی هر طور عذرش را می خواهند، دوباره با پرورویی وارد می شود.
ارزان خر خر است. کنایه از کسی که کالای ارزان می خرد و ضرر می کند.
مثل معروف � آدم خوش معامله شریک مال مردم است �، هم علاوه بر اینکه در سراسر کشور رایج است، ناشی از آموزه های اسلامی نیز می باشد.
آردمون را الک کردیم و الکمان را هم آویزان کردیم. به معنای آنکه دیگر از ما گذشته است.
آسمان و ریسمان کردن. آسمان بلند و ریسمان کوتاه است. در مورد دو موضوع بسیاری نامتعادل به کار می رود
در خصوص کسی که درد یا مرضی ندارد ولی بدون دلیل احساس مریضی می کند و تحت تأثیر تلقین دیگران احساس مریضی می کند. و این ضرب المثل نشأت گرفته از حکایت شا ...
در زبان لری به معنای فاصله تلفظ: nom tagh
چراوا در زبان لری گویش لکی و مینجایی به معنای چهارپایان خصوصا اسب و الاغ میباشد تلفظ: CHERAVA
کوتل کو به معنای خود زنی در زبان لری میباشد تلفظ: kotal ko
شیوه در زبان لری به معنای شمایل و صورت میباشد
پاش منه یا پاشمنه به معنای باقی مانده از مواد غذایی یک نفر یا تعدادی میباشد
شیت پل در زبان لری گویش مینجایی به معنای عقب مانده و یا فردی که گیج و حواس پرت است میباشد تلفظ: shit pal
پیته لوس در گویش مینجایی از زبان لری به معنای پژمرده یا چیزی که حالت طبیعی خود را از دست داده باشد اطلاق میگردد
باساک در گویش مینجایی از زبان لری به معنای عزیز یا گرانقر میباشد. مثال: باساکم= عزیزم
درک کو در گویش مینجایی از زبان لری به معنای منطقه یا زمینی که پر از خار میباشد گفته میشود لغت فارسی: زمینی پر از خار تلفظ:derek ko
گلین در گویش بالاگریوه ای از زبان لری به معنای برگ درخت میباشد
این واژه درمنطقه لیراوی استفاده میشده و اکنون کمتر شنیده میشود و بسیاری از نسل جوان اطلاعی از معنی آن ندارند . لغت فارسی: آوار و نخاله خشتی تلفظ: Am ...
سر و صدا و بلوا تلفظ رِمه کُت
در زبان لری به معنای چادر سیاه
بدون سر و صدا و شلوغی
به معنای صحرا و بیابان ٫ الاغ یا اسب بری یعنی الاغ یا اسبی که بیشتر در بیابان بوده و قادر به زندگی در کوهستان نیست
در زبان لری به معنای سنگ
میتوانی ، در زبان لری در افعال به حای می از ای استفاده میشود
در زبان لری به معنای دوباره
در زبان لری کنایه از همه چیز و همه کس
تکه تکه کردن ، در فارسی انجیدن به معنای پاره پاره و خرد کردن است
بندی که از پارچه میبافند و جهت بستن بار بر روی حیوانات به کار میرود
نوعی کفش لاستیکی
در زبان لری به معنای شلوغی ، هیاهو ، درهم برهم
در فرهنگ لری به معنای شکمو
در زبان لری به معنای خالی
در زبان لری به معنای سرما