نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
last straw: آخرین کاه ( که کمر شتر را میشکند ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make a killing: پول زیادی رو به راحتی به دست بیاری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
spend money like water: خیلی خرج کردن معمولا بدون فکر کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dead end job: کاری که آینده خوبی ندارد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
by the back door: از روشی اومده که درست یا رسمی نیست، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bare one's heart: احساساتی را ( با کسی ) در میان گذاش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
how long is a piece of string: در جواب سوال هایی به کار میره که تو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
leave without a backward glance: رفتن از مکانی بدون هیچ پشیمونی و اح ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
minefield: موقعیتی که مشکلات و خطرات مخفی داره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take one's breath away: باعث بشه یکی احساس اشتیاق، یجورایی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go up in the world: گرفتن یک موقعیت اجتماعی بهتر یا پول ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
see the light: یک دفعه ای متوجه چیزی شدن یا قبول ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take the bit between your teeth: شروع کردن کاری به طور مصمم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
toffee nosed: گنده دماغ، طرف از دماغ فیل افتاده ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get one's back up: ( عامیانه ) 1 - عصبانی کردن ، آزار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pay through the nose: پرداخت کردن مقدار زیادی پول
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
beside the point: نامربوط و بی اهمیت نسبت به موضوعی ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
off the beaten track: یک مکان دورافتاده و کمتر شناخته شده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
the best of both worlds: سود بردن از دوچیز متفاوت به طور همز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give up as a bad job: متوقف کردن چیزی به خاطر اینکه احساس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
not ring true: احساس می کنم حرفی که زد دروغ بود، د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put out feelers: پرسیدن غیر رسمی، با مردم به صورت غی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
buzzer beater: اگر بازیکن توپ را قبل از صدای زنگ ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fast and furious: پر از سرعت و هیجان ، با انرژی نامحد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stand out like a sore thumb: متفاوت از هرچیز دیگه دیده میشه در م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pay the price: تجربه کردن نتایج ناخوشایند چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in the nick of time: در آخرین لحظه ممکن قبل از تموم شدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stand out a mile: فهمیدنش خیلی آسونه ، واضحه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lay one's cards on the table: صادقانه به کسی گفتن در مورد اینکه ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an uphill struggle: یک کار خیلی سختی که تلاش خیلی زیادی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go downhill: قبلا خوب بوده ولی دیگه نیست، افت کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
off the beaten track: یک مکان دورافتاده و کمتر شناخته شده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
at a crossroads: در یک لحظه سرنوشت ساز در تاریخ، در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at a crossroads: در یک لحظه سرنوشت ساز در تاریخ، در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go from a to b: سفر کردن بین دو مکان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get from a to b: سفر کردن بین دو مکان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get from a to b: سفر کردن بین دو مکان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
put on the map: باعث معروف شدن یک مکان شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put on the map: باعث معروف شدن یک مکان شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hit the road: ترک کردن جایی، شروع کردن سفر، رفتن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
feel at home: یک جایی که در اونجا احساس راحتی می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come home: Come home to somebody: کاملا فهمیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get one's foot in the door: شروع به کار کردن در یک سطح پایین از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold the key to: داشتن یک توضیح برای چیزی که قبلا نم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
hold the key to: داشتن یک توضیح برای چیزی که قبلا نم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
burn the candle at both ends: دیر خوابیدن و زود بیدار شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put someone in the picture: توضیح دادن موقعیت به کسی، مطلع کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep someone in the picture: کسی رو مطلع کردن یا اطلاعات بروز رو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep someone in the picture: کسی رو مطلع کردن یا اطلاعات بروز رو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take a leaf out of someone's book: انجام دادن یک کاری که بقیه می کنند ...
٢ سال پیش