نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
intense: . Having a strong effect or feeling
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٥,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین دیسلایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین لایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

انتخاب عکس پروفایل

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
deepen: . Make more intense, stronger, or m ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین ترجمه

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take something head on: با چیزی روبرو/رودر رو شدن to indica ...
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
take something head on: با چیزی روبرو/رودر رو شدن to indica ...
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wail on someone: To attack or thrash something in a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
wail on someone: To attack or thrash something in a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the salt of the earth: صادق و مهربان/ بی غل و غش/ بی ریا/ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
the salt of the earth: صادق و مهربان/ بی غل و غش/ بی ریا/ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit make the big time: اسم و رسم در کردن/ مشهور و مهم شدن/ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
get on the wrong side of somebody: کسی رو عصبانی کردن/ روی سگ کسی رو ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین پیشنهاد

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get on somebody's nerves: رو مخ یا اعصاب کسی راه رفتن=make so ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
paint the town red: عشق و حال/صفا سیتی=enjoy yourself/g ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take something with five finger discount: از مغازه جنس بلند کردن=shoplift the ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
hard and fast rules: قوانین خشک و لازم الاجرا rules that ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put somebody away: کس را زندانی کردن یا به زندان انداخ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
not sleep a wink: پلک روی پلک نذاشتن ( به قول معروف: ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be thrown in at the deep end get thrown into the deep end: سپردن کاری دشوار به کسی که آمادگی ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
knock'em dead: ( انگشت به دهان ماندن ) کف کسی رو ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give somebody something two thumbs up: مهر تأیید بر چیزی زدن/کسی رو تأیید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
get cute with: سر کسی را کلاه گذاشتن/ خام کردن کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
major credit cards: Major credit cards are any cards th ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
take out: غذای بیرون بر=take away a meal that ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
social insurance number: شماره بیمه اجتماعی شماره ای است که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
hit make the big time: اسم و رسم در کردن/ مشهور و مهم شدن/ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beef chuck: استیک گوشت گردن گاو ( Chuck steak ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
keep your fingers crossed: التماس دعا/ برام آرزوی موفقیت کن=wi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
chesterfield: مبل راحتی بزرگ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
get on somebody's nerves: رو مخ یا اعصاب کسی راه رفتن=make so ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with great power comes great responsibility: هر که بامش بیش برفش بیشتر. "With g ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
take something with five finger discount: از مغازه جنس بلند کردن=shoplift the ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give somebody the third degree: کسی را سئوال پیچ کردن، سین جیم کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
game: داوطلب بودن/پایه بودن=game ( Adj ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we're done for: کارمون در اومد، گاومون زایید، فاتحم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
put somebody away: کس را زندانی کردن یا به زندان انداخ ...
٢ سال پیش
١