نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
posture: موضع، رویکرد
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
resonate with: ارتباط برقرار کردن ( فیلم، کتاب و . ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
doom and gloom: تیره و تار
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
botched: ناشی، ناشیانه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
public sphere: عرصهٔ عمومی، گستره ی همگانی به بیا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
computational irreducibility: کاهش ناپذیری محاسباتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
retinal ganglion cells: سلول های گانگلیونی شبکیه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
make do: زندگی را با چیزی سر کردن یا گذراندن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
straight off the bat: فورا، بی درنگ
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pinpoint: نقطه زنی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
envelope theorem: قضیه پوش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
numeraire good: کالای شمارشگر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
indispensable: ( جزء ) لاینفک
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fab: کارخانه تولید قعطات الکترونیکی مثل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
steal a march on: گوی سبقت را ربودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ١٠٠ رای

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
recoil: جا خوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
loan loss provision: ذخیره ی زیان وام
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
treatment group: گروه آزمایش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
by extension: به همین ترتیب، همین گونه
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین لایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین دیسلایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٥,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make do: زندگی را با چیزی سر کردن یا گذراندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
enshrined: مورد تاکید و صیانت بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
enshrined: مورد تاکید و صیانت بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
straight off the bat: فورا، بی درنگ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
insight: اطلاعات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
motivator: انگیزنده دهنده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sympathetic nervous system: دستگاه عصبی غیرارادی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sympathetic: غیرارادی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fight or flight response: پاسخ فرار یا قرار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fight or flight: فرار یا قرار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
recoil: جا خوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
infobesity: سرریز اطلاعات یا داده ها
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lose track of: در رفتن حساب از دست
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stick figure: آدمک
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
running commentary: گزارش کامل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
observer effect: [فیزیک] اثر مشاهده گر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
self seeking: منفعت طلب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
groupthink: گروه زدگی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
disorienting: سردرگم کننده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tenacious: سِمِج
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
junkie: خوره، مثل game junkie: خوره ی بازی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
posture: موضع، رویکرد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
savvy: وارد ( از لحاظ آشنایی وتخصص )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
flimsiness: شل و ول بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spoiled: بدعادت شده
٢ سال پیش
١