پیشنهادهای Ariya (٨)
٢٢
٧ ماه پیش
٠
همین فکرو میکردم
٧ ماه پیش
٠
آژیر هشدار حریق
٧ ماه پیش
١
Hometown ( زادگاه ) Homeland ( میهن )
٧ ماه پیش
٠
۱. عصب ۲. نیرومنو بودن. شهامت داشتن. شجاع بودن
٧ ماه پیش
٢
کاری که "رفته رفته" یا " به تدریج" در حال انجام شدنه. . . Come to an end ( به پایان رسیدن ) Come to a standstill ( متوقف شدن )
٨ ماه پیش
١
بیا بریم تو کارش. بزن بریم.
٨ ماه پیش
٣
مثلا میگیم طرف لال هست یعنی ساکت و آرام هست
٨ ماه پیش
٠
وقفه ایجاد کردن
١