تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

همین فکرو میکردم

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

آژیر هشدار حریق

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

Hometown ( زادگاه ) Homeland ( میهن )

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

۱. عصب ۲. نیرومنو بودن. شهامت داشتن. شجاع بودن

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

کاری که "رفته رفته" یا " به تدریج" در حال انجام شدنه. . . Come to an end ( به پایان رسیدن ) Come to a standstill ( متوقف شدن )

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

بیا بریم تو کارش. بزن بریم.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مثلا میگیم طرف لال هست یعنی ساکت و آرام هست

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وقفه ایجاد کردن